Online User مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی - تحقیق در عملیات - مدیریت تولید - ...

6 مفهوم کلیدی حل در روش سیمپلکس
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳۱
 

مفهوم کلیدی 1: روش سیمپلکس فقط بر جواب های CPF تمرکز دارد و تنها آنها را بررسی می کند و نه نقاط دیگری از فضای موجه، زیرا برای هر مسئله برنامه ریزی خطی که دارای حداقل یک جواب بهینه باشد، یافتن جواب بهینه یعنی یافتن بهترین جواب CPF.

از آنجا که تعداد جواب های موجه بی نهایت است، کاهش تعداد جواب هایی که باید بررسی شوند به تعدادی محدود و کوچک یکی از ویژگی های بسیار مطلوب این روش است.

مفهوم کلیدی 2: روش سیمپلکس یک الگوریتم تکراری است. این روش دارای یک رویه حل نظام مند است که در آن مجموعه ای از مراحل، که به آنها تکرار[1] می گویند، به طور متوالی انجام می شوند تا اینکه نتیجه مطلوب بدست آید. ساختار این تکرارها به صورت زیر است:

 

این ساختار را می توانید برای مسئله حل شده در مطلب مرتبط قبل دنبال نمایید و ببینید که چگونه پس از دو تکرار جواب بهینه بدست آمد.

مفهوم کلیدی 3: در صورت امکان در مرحله شروع روش سیمپلکس بهتر است نقطه مبداء، یعنی نقطه ای که همه متغیرهای تصمیم برابر با صفر باشند، به عنوان جواب CPF اولیه انتخاب گردد. این انتخاب به ویژه در مسائلی که تعداد زیادی متغیرهای تصمیم دارند بسیار کمک می کند، به طوریکه نیازی نیست در مرحله شروع برای یافتن یک جواب CPF اولیه عملیات جبری استفاده شود.

در اغلب مسائل نقطه مبداء در فضای بهینه وجود دارد و هنگامی که محدودیت های غیر منفی برای همه متغیرهای تصمیم در مسئله وجود داشته باشد تلاقی مرزهای این محدودیت ها، نقطه مبداء را به عنوان یک نقطه گوشه ای ارائه می دهد. این جواب گوشه ای یکی از جواب های CPF است مگر اینکه بواسطه انحراف از یک یا چند محدودیت دیگر در فضای موجه قرار نداشته باشد. اگر نقطه مبداء غیر موجه باشد، باید از روش های خاصی که در آینده ارائه می شوند برای یافتن نقطه CPF اولیه استفاده نمود.

مفهوم کلیدی 4: با فرض قرار داشتن در یک نقطه CPF، از لحاظ محاسباتی بدست آوردن اطلاعات در رابطه با جواب های CPF مجاور بسیار سریع تر از کسب اطلاعات دیگر جواب های CPF است. بنابراین روش سیمپلکس در هر تکرار از نقطه جواب CPF حاضر همیشه به سمت یکی از جواب های CPF مجاور این نقطه که تابع هدف را بهتر می کند، حرکت می کند و در نتیجه مسیر دستیابی به جواب بهینه در این روش بر تعدادی از لبه های فضای موجه واقع می شود.

مفهوم کلیدی 5: پس از تعیین یک جواب CPF به عنوان نقطه جاری، روش سیمپلکس هر یک از دو لبه فضای موجه خروجی از این جواب را بررسی می کند. هر یک از این دو لبه به یک جواب CPF مجاور ختم می شوند اما روش سیمپلکس زمان را صرف یافتن این دو نقطه مجاور نمی کند بلکه به سادگی نرخ رشد تابع هدف در طول این لبه ها را محاسبه می کند و در جهت لبه ای حرکت می کند که نرخ رشد تابع هدف در آن مثبت باشد. اگر هر دو لبه نرخ رشد مثبت ایجاد کنند در مسیر لبه اب حرکت می کند که نرخ رشد بزرگتری داشته باشد. مرحله تکرار با محاسبه جواب CPF مجاور که در انتهای لبه انتخابی وجود دارد به پایان می رسد و این جواب CPF جدید به عنوان نقطه جاری برای آزمون بهینگی معرفی می شود و در صورت لزوم مرحله تکرار بعدی بر اساس آن انجام می گیرد.

در تکرار اول حل مسئله شرکت ویندور، با در نظر داشتن تابع هدف Z=3x1+5x2، حرکت روی لبه واقع بر محور x2 تابع هدف را با سرعت بیشتری نسبت به حرکت روی لبه واقع بر محور x1 افزایش می دهد. هر یک واحد حرکت بر لبه واقع بر محور x2 تابع هدف را 5 واحد افزایش می دهد در صورتی که هر یک واحد حرکت بر لبه واقع بر محور x1 تابع هدف را 3 واحد افزایش می دهد. بنابراین حرکت باید بر لبه واقع بر محور x2 صورت گیرد. در مرحله تکرار دوم تنها لبه خروجی از (0,6) که نرخ رشد تابع هدف در مسیر آن مثبت است، لبه ای است که به (2,6) ختم می شود، در نتیجه حرکت در مسیر این لبه صورت می گیرد.

مفهوم کلیدی 6: در مفهوم کلیدی 5 اشاره شد که روش سیمپلکس چگونه هر یک از لبه هاب خروجی از جواب CPF جاری را بررسی می کند. این بررسی با تعیین نرخ رشد تابع هدف در جهت لبه ها صورت می گیرد. اگر نرخ رشد تابع هدف در مسیر یک لبه مثبت باشد به این معناست که نقطه CPF مجاور که در انتهای لبه مذکور قرار دارد بهتر از جواب CPF جاری است. به همین ترتیب اگر این نرخ منفی باشد جواب CPF مجاور انتهای لبه مورد نظر از جواب CPF جاری بدتر است. اگر هیچ کدام از لبه های خروجی از جواب  CPFجاری دارای نرخ رشد مثبت نباشند، این جواب بهینه است.

در مثال مرتبط قبل حرکت بر روی هر دو لبه خروجی از (2,6) باعث کاهش مقدار تابع هدف می شود و از آنجا که هدف ماکزیمم کردن تابع هدف است، در نتیجه نقطه (2,6) جواب بهینه خواهد بود.

پست مرتبط بعدی: آماده سازی مسئله برای حل با روش جبری سیمپلکس

پست مرتبط قبلی: مثالی برای دیدگاه هندسی روش سیمپلکس



[1] iteration


 
 
مدلسازی مسئله برنامه ریزی عدد صحیح Integer Programming
نویسنده : محسن - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳۱
 

برنامه ریزی عدد صحیح (IP) نام گروهی از مسائل برنامه ریزی خطی است که در آن کلیه یا تعدادی از متغیرها حتماً باید اعداد صحیح غیر منفی باشند. برای حالت عمومی برنامه ریزی خطی متغیرهای تصمیم بهینه می توانند هر مقدار غیر منفی صحیح یا غیر صحیح باشند. متاسفانه اعداد غیر صحیح (کسری) در بسیاری از مسائل نه عملی هستند و نه معنی دار. این مشکل در اکثر مسائل مربوط به تجارت، مسائل تولیدی و نظامی وجود دارد. برای نمونه اگر در مثال انتخاب تعداد مناسب وسائل نقلیه ها جواب به صورت کسری حاصل شود (مثلاً تعداد ماشین ماک 37.6 محاسبه شود) اصالتاً پاسخ معنی داری نیست. برای حل این معضل برنامه ریزی عدد صحیح که پاسخ های حاصل از آن اعداد صحیح هستند مورد استفاده قرار می گیرد. به طور کلی می توان گفت برنامه ریزی عدد صحیح همان برنامه ریزی خطی است که شرط بخش پذیری برای آن صادق نیست. سه نوع مدل برنامه ریزی عدد صحیح وجود دارد که عبارتند از:

  • برنامه ریزی عدد صحیح عمومی که در این برنامه ریزی همه متغیرها می توانند کلیه اعداد صحیح را به خود بگیرند.
  • برنامه ریزی عدد صحیح صفر و یک محض که در این نوع برنامه ریزی متغیرها تنها می توانند اعداد صفر یا یک را به خود بگیرند. در برخی از مسائل، متغیرها به گونه ای هستند که تنها یک یا دو مقدار را می توانند بپذیرند. برای مثال پاسخ به این سوال که در پروژه آلفا سرمایه گذاری شود یا خیر تنها دارای دو حالت مثبت و منفی است که این دو مقدار را می توان به صفر و یک نسبت داد.
  • عدد صحیح صفر و یک مختلط که در این نوع برنامه ریزی متغیرهای مسئله هم از نوع صفر و یکی هستند و هم از نوع اعداد حقیقی.

مثال های ترکیب محصول و ترکیب وسائل نقلیه و مدل های برنامه ریزی خطی آنها را به خاطر بیاورید. پس از حل این مدلها ممکن است متغیرها اعدادی اعشاری شوند مثلاً 3.6 میز یا 14.2 صندلی، 51.3 ماک و 49.7 مرسدس. در واقعیت چنین ارقامی چون کسری هستند برای این مسائل پاسخ معنی داری نیستند. دقت نمایید که برای مثال برنامه ریزی غذایی اعشاری بودن مقادیر متغیرها مشکلی ایجاد نمی کند. برای جلوگیری از مقادیر اعشاری لازم است که در مدل متغیرها را از نوع عدد صحیح تعریف نماییم. در زیر مثال ترکیب محصول را با توجه به اینکه متغیر ها باید از نوع عدد صحیح باشند بازنویسی کرده ایم.

مدل بالا را می توان یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح نامید. همانطور که ملاحظه می شود تفاوت مدل اولیه با این مدل تنها در اضافه نمودن عبارت Integer در انتهای محدودیت غیر منفی بودن متغیرهاست. در نرم افزارهای مختلف حل مسائل برنامه ریزی خطی، راه های گوناگونی جهت تعیین عدد صحیح بودن متغیرها وجود دارد. در این بخش قصد پرداختن به چگونگی حل این مسائل را نداریم. تنها باید به یاد داشته باشیم که در مدلسازی حتماً باید نوع متغیرها مشخص باشد. در صورتی که در رابطه با متغیرها به جز محدودیت غیر منفی بودن قید دیگری ذکر نشده بود، متغیرها از نوع اعداد حقیقی غیر منفی هستند. برای تعیین صفر و یک بودن متغیرها نیز می توانید از عبارت are either 1 or 0 پس از محدودیت غیر منفی بودن استفاده نمایید.

پست مرتبط بعدی:مثالی برای مسئله بودجه بندی سرمایه ای

پست مرتبط قبلی: مدلسازی مسئله انتخاب ترکیب وسائل نقلیه


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: فشار هوا
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠
 

یکی از عواملی که سلامتی فرد و میزان کارآیی او را تحت الشعاع خود قرار می دهد فشار هوا میباشد. هر چه ارتفاع از سطح دریا بیشتر باشد، فشار هوا در آنجا پائینتر و مقدار حجم اکسیژن در فضا کاهش می یابد. و بالعکس، هر چه ارتفاع از سطح دریا پائین تر باشد فشار هوا بالاتر می رود.این اختلالات در فشار هوا مخصوصا اگر به یک باره صورت بگیرد می تواند تاثیرات سوئی بر روی انسان و کارش بگذارد که در زیر به مطالعه آنها می پردازیم:

فشار هوا در مجاورت دریا 760 میلیمتر جیوه است . مقدار فشاری که بر هر سانتیمتر مربع از سطح بدن وارد می شود 1033 گرم و بر تمام سطح بدن در حدود 17 الی 20 هزار کیلوگرم است، اما چون بین فشار هوا و فشار مایعات و گازهای داخل بدن تعادلی وجود دارد ، این مقدار فشار براحتی تحمل می شود . هر چه ارتفاع محل کار از سطح دریا بالاتر رود فشار هوا پائینتر می آید بطوریکه در ارتفاع 5500 متری به نصف می رسد ، در ارتفاع 8000 متری به یک سوم و بالاخره 16000 متری به یک دهم می رسد . به همین میزان نیز از مقدار اکسیژن در هوا کاسته می شود و چون هوا در هنگام بالا رفتن منبسط می گردد از حرارت آن نیز کاسته می شود . کاهش حرارت هوا به نسبت ارتفاع در حدود 9.8 درجه سانتیگراد برای هر کیلومتر ارتفاع می باشد.

در ارتفاعات، علاوه بر کم شدن میزان اکسیژن ( مولکول O2) در هوا از فشار اکسیژن نیز کاسته می شود. بعلاوه در ارتفاعات مقدار اشعه ماوراء بنفش حاصل از تابش آفتاب نیز خیلی بیشتر از سطح دریا است. بنابراین، در ارتفاعات بعلت سردتر بودن هوا و کاهش فشار آن و پایین بودن میزان اکسیژن باید انرژی کمتری در هنگام کار مصرف گردد.

هر قدر از سطح دریا در عمق آب پائین تر برویم مقدار فشار هوا نیز افزوده می شود بطوریکه در عمق 40 متری فشار تقریبا 4 برابر فشار سطح دریا می باشد . بنابراین ،برای کار کردن در اعماق دریاها و رودخانه ها باید از وسائل مخصوص (لباس غواصی محفظه های مخصوص برای چند نفر ،...) استفاده شود. مثلا در اتاقکهای مخصوص کار در زیر دریا ، فشار هوا توسط لوله ای که به سطح دریا ربط دارد تنظیم می گردد و از آن طریق هوای خنک وارد محفظه می شود.

عوارض ناشی از فشار هوا: این عوارض بیشتر ناشی از اختلالات سریع فشار هوا در نتیجه بالا آمدن سریع از اعماق آب یا رفتن سریع به ارتفاعات می باشد . در زیر به عوارض ناشی از افزایش یا کاهش سریع فشار هوا اشاره می کنیم:

در حالت عادی تعادلی بین فشار هوا و گازهای موجود در بدن برقرار است. گازهای موجود در بدن یا به حال آزاد می باشند مانند آنچه که در حفرات بینی ، گوشها ، سینوسها یا معده و روده وجود دارد. یا در مایعات مختلف بدن بویژه خون به صورت محلول در آمده اند . در صورت کم شدن ناگهانی فشار هوای محیط ، گازهای موجود در بدن بحال انبساط در آمده و گازهای محلول در مایعات بدن مانند ازت ، اکسیژن و انیدرید کربنیک که در خون محلول هستند حالت گازی بخود گرفته و بصورت حبابهایی قصد خروج از مایعات را می کنند . گاز کربنیک از طریق ریه خارج می شود و اکسیژن بوسیله نسوج به مصرف می رسد ولی ازت همچنان بصورت حباب باقی می ماند و در نسوج مختلف پخش می شود از آنجا که قدرت بافت چربی برای جذب ازت پنج برابر سایر نسوج است ، بیشتر در نسوج چربی دار جذب می شود . در موقع صعود سریع به ارتفاعات بخاطر این مسئله حالت تنفس تنگی ، کرخی ، مورمور شدن اندامها سوزش و خارش پوست ، ناراحتی های گوارشی ، اختلالات در گردش خون ، اختلالات در گوشها ، سینوسها و در سیستم بینایی ،... به انسان حادث می گردند .

در شرایط کارکردن در اعماق دریاها  و در محفظه هایی که بنام ( کیسن ) (CAISSON) معروف هستند مسئله خیلی حادتر است و برای صعود به سطح آب باید حتما بتدریج و با توقفهای مکرر عمل شود در غیر اینصورت عوارضی که به اسم عوارض (کیسن) معروف هستند ایجاد می گردند . این ناراحتیها عبارتند از درد در سراسر بدن بخصوص در اطراف مفاصل ، استخوانها و عضلات (آرنج ، مچ ، زانو و ران )، سرگیجه و تهوع و استفراغ ، صدا در گوش ، و بالاخره بعلت جایگزین شدن حبابهای هوائی بصورت آمبولی درنقاط مختلف مغز ممکن است گاهی حوادث گوناگون عصبی و حتی مرگ بدنبال داشته باشد .

پیشگیری عوارض ناشی از ازدیاد فشار هوا: معمولا اقدامات احتیاطی و حفاظتی بیشتر برای کارگرانی بکار می رود که در اعماق آب دریاها بکار اشتغال دارند ، زیرا در ارتفاعات از آنجا که صعود در پائین آمدن بتدریج صورت می گیرد ،بدن خود را با اختلاف فشار هوا عادت می دهد و اشخاصی هم که مدتهای طولانی را در ارتفاعات می گذرانند از نظر فیزیولوژیکی خود را کاملا با شرایط محیطی تطبیق می دهند . برای کار در اعماق دریاها اقدامات زیر را باید رعایت کرد :

  • رعایت صحیح مدارج کاهش فشار با توجه به درجه فشار و مدت کار در هوای فشرده .هر وقت و به هر علتی علائم (کیسن) در کارگری دیده شود باید بلافاصله وی را در تحت فشاری برابر فشار محل کارش در نوبت قبلی قرار داد تا مجددا تمام گازهای پخش شده در نسوج در خون حل شوند و سپس طبق جداول مخصوص مقدار فشار را بتدریج کم کرد . معمولا در سواحل یا بنادر یا هر جائیکه کار در تحت فشار صورت می گیرد همیشه یک اتاقک با دستگاه مخصوصی برای بالا بردن فشار بمنظور معالجه وجود دارد تا احتیاجی به فرو بردن بیمار در اعماق آب برای معالجه نباشد .
  • محدود کردن ساعات کار با توجه به فشار هوای محیط
  • استخدام کارگران پس از معاینات دقیق و با توجه به کلیه مقررات پزشکی در
  • انتخاب کارگران لازم است که اشخاص چاق، مسن (بیش از 35 سال)، معتاد به  الکل، و مبتلایان به بیماریهای قلبی، ریوی، ... کنار گذاشته شوند .
  • معاینات پزشکی مرتب در مدتی که کار در هوای فشرده ادامه دارد . در این معاینات لازم است که از ریه ها و مفاصل بزرگ (ران ، شانه و زانوها) حتما سالی یکبار رادیوگرافی بعمل آید و این عمل تا 2 سال از اتمام کار در هوای فشرده ادامه یابد . پس از غیبت هایی که بعلت بیماریهای حتی جزئی مانند زکام پیش می آید حتما باید معاینات انجام شوند .
  • تعلیم دادن به کارگران درباره خطرات ناشی از کار در هوای فشرده و تنبیه افراد بی توجه، بی انضباط و متخلف

پست مرتبط بعدی:عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت اول)

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (سرما)


 
 
مکانیابی کارخانه بر اساس استراتژی های چند کارخانه ای
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠
 

اگر شرکتی در حالیکه دارای کارخانه و تجهیزات است پس ازمدتی به دنبال محل دیگری برای استقرار کارخانه باشد، احتمالاً دارای یکی از استراتژی های چند کارخانه ای است. استراتژی های چند کارخانه ای مختلف در شرایط مختلف تعیین می شوند و در نتیجه یافتن محل کارخانه جدید تحت تاثیر آن استراتژی باید صورت گیرد. برخی از این استراتژی ها عبارتند از:

  • استراتژی تولید محصولات مختلف در کارخانه های مختلف
  • استراتژی تولید در چند کارخانه به منظور عرضه کالا به یک بازار هدف ویژه و یا تامین منابع
  • استراتژی تولید محصول یکسان با فرآیند های مختلف در چند کارخانه
  • استراتژی افزایش انعطاف پذیری در اثر تولید در چند کارخانه

این استراتژی ها در ادامه توضیح داده شده اند:

استراتژی تولید محصولات مختلف در کارخانه های مختلف: این استراتژی زمانی مطرح می شود که سازمانی تولیدات مختلفی را به بازار ارائه می کند که خط تولید آنها احتیاج به تکنولوژی ها و منابع ورودی مختلف و مجزایی دارد. برای مثال خط تولید یک محصول که باید با تجهیزات بسیار پیشرفته و با دقت و کیفیت بالا تولید شود بهتر است با خط تولید محصول دیگری که از فناوری ضعیف تری استفاده می کند و کیفیت آن نیز پایین تر است زیر یک سقف قرار نگیرد. اینکه تناقضات فراوانی در کنار یکدیگر در یک کارخانه قرار داشته باشند کار مدیریت را سخت می کند. برای مثال مدیریت یک خط تولید با فناوری بالا و اتوماسیون پیشرفته در کنار مدیریت یک خط تولید قدیمی و با فناوری پایین می تواند مشکلاتی را به همراه داشته باشد. یا کنار هم قرار گرفتن پرسنل حرفه ای و نیروی کار غیرماهر منجر به تعارضاتی می گردد که مدیریت بر آن ساده نخواهد بود. در بازارهای رقابتی این امر بیشتر حس می شود.

همچنین ممکن است محل تامین منابع مختلف مورد نیاز برای خطوط تولید متفاوت از لحاظ جغرافیایی با هم متفاوت باشند. جداسازی خط تولید محصولات مختلف باعث می شود برنامه ریزی و کنترل فعالیت ها و منابع هم از لحاظ شرایط مدیریتی و از لحاظ هزینه های حمل و نقل بهتر صورت گیرد.

استراتژی تولید در چند کارخانه به منظور عرضه کالا به یک بازار هدف ویژه و یا تامین منابع: در این استراتژی همه کارخانه ها محصولات مشابه را با فناوری یکسان تولید می کنند. این استراتژی زمانی مورد نظر قرار می گیرد که مجاورت با بازارهای مختلف از لحاظ جغرافیایی می­توانند پراکنده باشند یکی از ویژگی های رقابتی بازار است. این استراتژی برای استقرار کارخانه ها در مجاوریت نیروی کار و محل تامین منابع مختلف نیز مورد استفاده قرار می گیرد. برای نمونه یک شرکت بطری پرکنی اغلب شعب مختلفی را در کنار کارخانه های تولید نوشیدنی ایجاد می کند تا از مزیت رقابتی مجاورت با مشتری برخوردار باشد.

استراتژی تولید بخش های مختلف یک محصول تولید در چند کارخانه: اگر محصولی که شرکت تولید می کند از بخش های مختلف تهیه شود از این استراتژی می توان استفاده نمود.هر مرحله از خط تولید ممکن است به تجهیزات مختلف، نیروی کار مختلف، فناوری های متفاوت و حتی سیاست ها و خط مشی های مدیریتی متفاوت نیاز داشته باشد. از آنجا که اغلب در این مورد محصولات یک کارخانه خوراک کارخانه بعد هستند این استراتژی نسبت به استراتژی های قبلی نیازمند هماهنگی بیشتر و متمرکزتری جهت برنامه ریزی فعالیت های کارخانه ها است و به همین دلیل دفتر مرکزی در این سازمان ها مرکز قدرت است و باید افراد متخصص و آشنا به فرآیندهای مختلف مورد استفاده در کارخانه های مختلف را گرد هم آورد. برای نمونه می توان به کارخانه های اتوموبیل سازی اشاره کرد که قطعات مختلف آن در کارخانه های مختلف تولید می شود.

استراتژی افزایش انعطاف پذیری در اثر تولید در چند کارخانه: در مواردی سازمان احتیاج به خط تولیدی منعطف دارد به طوریکه بتواند تغییرات مداوم بازار و منابع را مدیریت کند. اغلب این کار با داشتن تنها یک کارخانه مشکل است زیرا تغییر مداوم تجهیزات و نیروی انسانی در جهات مختلف و گاهاً متناقض باعث فرسایش و هرج و مرج در آن می شود. از آنجا که تغییرات مداوم در بلند مدت به منظور افزایش سود و بهره وری سازمان صورت می گیرد لذا بهتر است کارخانه های مختلف با شرایط مختلف برای اعمال این تغییرات به صورت مدیریت شده وجود داشته باشد.

افزایش ظرفیت برای سازمانی که قبلاً تاسیس شده و کار می کند به دو صورت امکان پذیر است:

  • توسعه تجهیزات در کارخانه  موجود: این روش زمانی عملی و قابل قبول است که این امر باعث انحراف از خط مشی های اساسی مدیرتی و تجاری مانند اهداف، استراتژی ها و توانمندی های سازمان نشود. برای مثال در صورتی که این روش افزایش ظرفیت منجر به کاهش کیفیت و یا سطح خدمت رسانی به مشتری گردد قابل قبول نیست. برای مثال اگر رستورانی به دلیل افزایش ظرفیت پذیرش خود میز و صندلی جدید به سیستم اضافه کند به طوریکه به صورت تنگاتنگ و فشرده کنار هم قرار گیرند این امر ممکن است منجر به ناراحتی مشتریان و در نهایت کاهش تقاضا شود.
  • مکانیابی مجدد برای تجهیزات (تعطیلی کارخانه فعلی): انتخاب این تصمیم یعنی از نو شروع کردن گاهی می تواند بسیار سودآور باشد. اما اغلب دلایل زیادی برای عدم انتخاب این روش وجود دارد. در صورتی که انجام این کار تصویب شود می تواند مزایایی مانند امکان بهبود تکنولوژی، بهبود دسترسی به منابع و دیگر مواردی را در پی داشته باشد که به نوعی نقاط ضعف سازمان را تبدیل به نقاط قوت آن می نمایند.

همه مواردی که در بالا به آن اشاره شد قابل اجرا در سازمان های خدماتی نیز می باشند اگر چه ممکن است فرآیندها، اهداف و اولویت های آنها کاملاً با سازمان های تولیدی متفاوت باشد.

پست مرتبط بعدی: مکانیابی برای شرکت های بین المللی

پست مرتبط قبلی: مکانیابی کارخانه برای شرکت های تازه تاسیس


 
 
مثالی برای دیدگاه هندسی روش سیمپلکس
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

در این بخش به حل مسئله شرکت ویندور به کمک روش سیمپلکس از دیدگاه هندسی می پردازیم. در هر مرحله ابتدا نتیجه آن عنوان شده است و سپس در پرانتز دلیل آن ارائه گردیده است.

شروع: نقطه (0,0) را به عنوان جواب CPF اولیه آزمون می کنیم. (اینکه کدام نقطه به عنوان نقطه CPF اولیه انتخاب شود کاملاً اختیاری است اما به دلیل راحتی محاسبه اغلب نقطه (0,0) به عنوان CPF اولیه انتخاب می شود.)

آزمون بهینگی: نتیجه می شود که (0,0) جواب بهینه نیست. (مقدار تابع هدف جواب های CPF مجاور (0,0) بهتر هستند.)

تکرار 1: با رعایت موارد زیر به سمت یک جواب CPF مجاور بهتر،(0,6)، حرکت نمایید.

  1. با در نظر گرفتن دو لبه خروجی از نقطه (0,0)، بر روی لبه ای که روی محور x2 واقع شده است حرکت می کنیم. (با در نظر داشتن تابع هدف Z=3x1+5x2، حرکت روی لبه واقع بر محور x2 تابع هدف را با سرعت بیشتری نسبت به حرکت روی لبه واقع بر محور x1 افزایش می دهد. هر یک واحد حرکت بر لبه واقع بر محور x2 تابع هدف را 5 واحد افزایش می دهد در صورتی که هر یک واحد حرکت بر لبه واقع بر محور تابع هدف را 3 واحد افزایش می دهد.)
  2. حرکت را تا جایی ادامه می دهیم که به یک مرز محدودیت جدید برسیم که در اینجا مرز محدودیت 2x2=12 است. (حرکت بیشتر در جهت انتخاب شده در مرحله 1 باعث خروج از فضای موجه می شود.)
  3. نقطه تلاقی این دو مرز محدودیت را محاسبه کنید: (0,6) (از دو معادله این مرز محدودیت ها، x1=0 و 2x2=12 می توان این نقطه را محاسبه نمود.)

آزمون بهینگی: نتیجه می شود که (0,6) جواب بهینه نیست. (مقدار تابع هدف یکی از جواب های CPF مجاور (0,6) بهتر هستند.)

تکرار 2: با رعایت موارد زیر به سمت جواب CPF مجاور بهتر،(2,6)، حرکت نمایید.

  1. با در نظر گرفتن دو لبه خروجی از نقطه (0,6)، بر روی لبه ای که به سمت راست می رود حرکت می کنیم. (حرکت روی این لبه تابع هدف را افزایش می دهد در حالیکه حرکت بر لبه دیگر که به سمت پایین هدایت می کند تابع هدف را کاهش می دهد.)
  2. حرکت را تا جایی ادامه می دهیم که به یک مرز محدودیت جدید برسیم که در اینجا مرز محدودیت 3x1+2x2=12 است. (حرکت بیشتر در جهت انتخاب شده در مرحله 1 باعث خروج از فضای موجه می شود.)
  3. نقطه تلاقی این دو مرز محدودیت را محاسبه کنید: (2,6) (از دو معادله این مرز محدودیت ها، 3x1+2x2=12 و 2x2=12 می توان این نقطه را محاسبه نمود.)

آزمون بهینگی: نتیجه می شود (2,6) جواب بهینه است در نتیجه توقف می کنیم. (هیچکدام از جواب های CPF مجاور بهتر نیستند.)

دنباله جوابهای CPF آزمون شده در شکل 1 نشان داده شده است. اعداد داخل دایره های کوچک نشان دهنده شماره تکراری است که جواب CPF در آن بررسی شده است.

شکل1. دنباله جواب های CPF بررسی شده در روش سیمپلکس برای مسئله شرکت ویندور

 در مطلب مرتبط بعدی به 6 مفهوم کلیدی روش سیمپلکس پرداخته می شود که به نوعی منطق قرار گرفته پشت هر یک از مراحل بالا را بیان می کنند.

پست مرتبط بعدی:6 مفهوم کلیدی حل در روش سیمپلکس

پست مرتبط قبلی: مقدمه ای بر روش سیمپلکس


 
 
مدلسازی مسئله انتخاب ترکیب وسائل نقلیه
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

مسئله: یک فرمانده نظامی موظف شده است تا نیروهای خود را به منظور عملیاتی مهم به محل دیگری منتقل کند. این فرمانده مطلع شده است که تنها می تواند از حداکثر 100 وسیله نقلیه برای هر مرحله انتقال استفاده کند. دو نوع وسیله نقلیه مختلف در دسترس می باشد. خودروی ماک که 24 متر مکعب گنجایش دارد و خودروی مرسدس که 16 متر مکعب ظرفیت دارد. تخمین زده شده است که هر خودروی ماک برای هر مرحله انتقال 50 لیتر سوخت و خودروی مرسدس 25 لیتر سوخت نیاز دارد. کل سوخت موجود نیز 4000 لیتر است. وسائل نقلیه بعد از هر مرحله سفر احتیاج به تعمیر و بازبینی دارند. خودروی ماک به سه ساعت و مرسدس به 9 ساعت زمان جهت بازرسی نیاز دارد. زمان کل گروه تعمیرکار نیز 720 ساعت است. برای حداکثر کردن میزان حجم منتقل شده، چه ترکیبی از خودروهای ماک و مرسدس باید توسط فرمانده انتخاب شود؟

مدلسازی مسئله: خلاصه ای از مسئله در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول 1. اطلاعات مسئله انتخاب خودرو

پارامتر 

نوع ماشین 

محدودیت 

ماک 

مرسدس 

سوخت (لیتر) 

50

25

4000

تعمیر و نکهداری (ساعت) 

3

9

720

گنجایش (متر مکعب) 

24

16

حداکثر اتومبیل قابل استفاده

100

 

مرحله اول: تعریف متغیرها

تعداد اتومبیل ماک که باید مورد استفاده قرار گیرد x1 =

تعداد اتومبیل مرسدس که باید مورد استفاده قرار گیرد x2 =

مرحله دوم: تعیین تابع هدف

هدف مسئله حداکثر نمودن حجم قابل انتقال است.

مرحله سوم: تعیین محدودیت ها

بنابراین مدل نهایی مسئله به صورت زیر ارائه می گردد:

پست مرتبط بعدی:مدلسازی مسئله برنامه ریزی عدد صحیح

پست مرتبط قبلی: مدلسازی مسئله برنامه ریزی تغذیه


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (سرما)
نویسنده : محسن - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

از نظر بهداشتی مطلوبترین حرارت برای زندگی را 21 درجه سانتیگراد می دانند که از نظر سایر شرایط اقلیمی با رطوبت 50 درصد و جریان هوایی در حدود 10 سانتیمتر در ثانیه همراه باشد .

 

در گذشته پزشکان شاغل با کارکردن در داهای پایین کمتر از کارکردن در گرما آشنایی داشتند ولی امروزه تعداد مشاغلی که در آنها کارکنان در معرض هوای سرد و سرما قرار  می گیرند مرتبا رو به افزایش است . کارگران کشاورزی ، دستفروشان و کاسبان بازارهای روباز ، جنگلبانان ، مامورین بازرسی و تعمیر سیمهای ارتباطی برقی و راه آهنها ، ملوانان ، سربازان و مامورین شهربانی ، کارگران ساختمانی ، کارکنان سردخانه ها ، نقشه برداران و مهندسین راه ، ... بعلت وضع خاص شغلی خود کم و بیش در معرض خطر سرما قرار دارند .

عوارض ناشی از سرما : سرما از طریق انقباض عروقی و بسته شدن آنها، کم خونی موضعی اندام و اعضاء و یا لخته شدن خون در عروق می تواند بسیار خطرناک باشد . در ضمن سرما بطور مستقیم بر روی عصبها تاثیر گذاشته و باعث اضمحلال آنها می شود و به مرگ سلولها می انجامد . بطور کلی وقتی بدن در معرض سرمای شدید قرار می گیرد سیستم دفاعی بدن قادر به مبارزه نمی شود و حرارت مرکزی بدن شروع به سقوط می کند در صورتیکه این حرارت به 30 درجه برسد 50 درصد امکان مرگ وجود دارد ، و در حرارت 24 درجه مرگ حتمی است در زیر به برخی از عوارض ناشی از سرما اشاره می کنیم :

سرما زدگی یا هیپوترمی : این عارضه وقتی بروز می کند که فرد در معرض سرمای شدید در مدت زمان طولانی قرار گیرد . اگر این مدت زمان خیلی طولانی شود حتی سرماهای متوسط نیز ایجاد سرما زدگی می کند . ابتدا لرزشهای شدیدی به انسان دست می دهد که با بی قراری و دردهای شدید عضلانی بویژه در پشت گردن همراه است . رفلکسها تشدید می شوند ، نبض تند شده و فشار خون بالا می رود و انقباض عروقی ایجاد می گردد . بتدریج خواب آلودگی شدیدی بر شخص مستولی شده و تیرگی روانی و بی حسی بر او چیره می گردد ، و سرانجام شخص به حالت اغماء می افتد ، بیهوش می شود و بدنش کاملا سفت می شود .

یخ زدگی موضعی: این عارضه که معمولا در دستها ، پاها ، گوشها و بینی ایجاد می شود با نشانه های خفیفی از قبیل ورم ، کبودی انگشتان ، ترک برداشتن پوست شروع می شود .  اگر تماس با سرما همچنان ادامه پیدا کند کم کم به اختلال در گردش خون در نسجها ، رنگ پریدگی موضعی و از دست دادن حس درد و لمس می انجامد. یخ زدگی ایجاد می شود و اگر به موقع معالجه نشود به از دست رفتن و قطع شدن انتهای پوستها می انجامد .

از دیگر بیماریهایی که از طریق سرما حادث می گردد و یا از آنطریق تشدید می شود می توان به بیماریهای  کلیوی ، ریوی ، رماتیسمی ،... اشاره نمود .

تدابیر حفاظتی و پیشگیری از خطرات سرما : با بکار بستن تدابیر زیر می توان به میزان قابل توجهی خطرات سرما را پیشگیری نمود :

  • آماده کردن قطعات و لوازم مورد نیاز در محیطهای گرم بطوریکه حداقل ممکن کار برای هوای سرد باقی بماند .
  • در مواقعی که کارهای تعمیراتی در راهها و جاده ها انجام می گیرند می توان از کامیونهای محفوظ و گرم برای انجام حتی المقدور کارهای تعمیراتی در آنها استفاده کرد .
  • استفاده از حفاظهای چادری و بادگیر برای کارهای ساختمانی
  • استفاده از پوششهای گرم اللخصوص برای اندامهای انتهایی بدن ( کلاه ، دستکش ،...)
  • ایجاد فرصتهای استراحت مناسب در محیطهای گرم
  • استفاده از غذاهای گرم و کالری زا و همچنین ایجاد تشکیلات استحمام با آب گرم
  • انجام معاینات استخدامی بمنظور جلوگیری از استخدام افرادی که سابقه اختلالات و امراض عروقی و غیره را دارند .
  • انجام معاینات منظم دوره ای برای ردیابی نشانه های عوارض مربوط به سرما
  • آموزش دهی به کارگران به منظور آماده سازی آنها برای حوادث احتمالی ناشی از تغییرات جوی ( طوفان ، سیل و ...)

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: فشار هوا

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (گرما - قسمت دوم)


 
 
مکانیابی کارخانه برای شرکت های تازه تاسیس
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸
 

صرفه جویی در هزینه ها همیشه عنصری مهم در انتخاب محل کارخانه برای اولین بار بوده است با این حال باید هزینه های ناشی از انتخاب نادرست را نیز در نظر گرفت. در ادامه عواملی که باید هنگام انتخاب محل کارخانه برای بار اول در نظر گرفته شوند ارائه شده است:

شناسایی منطقه: برآورده شدن اهداف سازمانی و استراتژی های بند مدت شرکت به شاخص های مربوط به منطقه مانند بازارهای جاری در منطقه، فناوری های در دسترس، فضای تجاری حاکم بر منطقه، منابع دردسترس در آن منطقه، قوانین دولتی و محلی، فضای اجتماعی و موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی منطقه بستگی دارد. بنابراین باید برای انتخاب اولین محل استقرار کارخانه همه این عوامل در مناطق مورد نظر ارزیابی گردند.

انتخاب یک ناحیه در منطقه مورد نظر: پس از آنکه منطقه مناسب تعیین شد مرحله بعدی انتخاب بهترین ناحیه از بین نواحی موجود در منطقه است. انتخاب ناحیه کمتر بر استراتژی های بند مدت سازمان تاثیر گذار است. ارزیابی نواحی مختلف از لحاظ هزینه های محسوس و نا محسوس مرتبط با آنها، مسئله مکانیابی کارخانه و تجهیزات عملیاتی را حل خواهد نمود. مسئله یافتن یک ناحیه در منطقه مورد نظر را میتوان به کمک یک مدل غیرتعاملی هزینه محور با نام تحلیل ابعادی حل نمود.

تحلیل ابعادی: اگر همه هزینه ها محسوس، کمی و قابل محاسبه باشند، مقایسه و انتخاب ناحیه بسیار آسان است و ناحیهای که کمترین هزینه را در پی داشته باشد انتخاب می شود. بیشتر هزینه های نامحسوس به جای عبارات مطلق با عبارات نسبی بیان می شوند. این عبارات نسبی که بیانگر مزایا و معایب نواحی مختلف هستند را می توان به سادگی مقایسه نمود. اما از آنجا که برای انتخاب بهترین ناحیه باید هم هزینه های محسوس و هم هزینه های نامحسوس مورد نظر قرار گیرند بهتر است از تحلیل ابعادی استفاده گردد.

در تحلیل ابعادی نسبت هزینه ها برای هر مرکز هزینه مجزا (موضوعی که هزینه مربوط به آن است) برای مقایسه دو ناحیه محاسبه می شوند. برای هر یک از این نسبت ها وزن در نظر گرفته می شود که به صورت توان این نسبت ها ظاهر می شود. سپس با ضرب این نسبت های وزن دار رابطه ای جامع از همه نسبت ها برای دو ناحیه ای که قصد مقایسه آنها را داریم بدست می آید.

CZM, …, C2M, C1M را هزینه های مختلف مربوط به Z مرکز هزینه ناحیه M و CZN, …, C2N, C1N را هزینه های مختلف مربوط به Z مرکز هزینه ناحیه N در نظر بگیرید. با فرض اینکه Wz,…,W2,W1 وزن های مربوط به این هزینه ها باشند ارزیابی نسبی از مقایسه M و N را با محاسبه عبارت زیر می توان انجام داد:

اگر این عبارت بزرگتر از یک گردد ناحیهN دارای هزینه های کمتری نسبت به ناحیه M است و بالعکس.

هنگامی که برای اولین بار سازمانی قصد تاسیس کارخانه داشته باشد، انتخاب محل کارخانه تاثیر بسزایی بر فاکتورهایی مانند الگوهای مالی، استخدامی و روش های توزیع دارد. در صورت انتخاب نادرست محل استقرار کارخانه، تغییر محل کارخانه در بلند مدت ممکن است سودآور باشد ولی این تغییر باعث توقف تولید و همچنین هزینه های ناشی از انتقال تجهیزات و نصب و راه اندازی دوباره آنها می گردد. به علاوه این امر ممکن است زحمات و مشکلات جدیدی را برای روند طبیعی پیشین کارخانه ایجاد نماید که قبل از تغییر محل قابل شناسایی نباشند. بنابراین، در زمان ورود به هر صنعتی، باید مطالعه و بررسی های جامع و دقیق برای انتخاب چند ناحیه استقرار صورت گیرد و پس از تحلیل های تکمیلی بهترین ناحیه برای استقرار انتخاب گردد. حتی محل های قرارگیری انبارها، مراکز توزیع، عمده فروشی ها، تجهیزات و تاسیسات و ... نیز تاثیر مستقیمی بر عملکرد عملیاتی سازمان دارند.

شرکت ها و سازمان ها در طول مدت عملیات خود اغلب زمانی به یافتن یک محل جدید نیازمندند که بخواهند ظرفیت خود را افزایش دهند. هنگامی که تقاضا برای محصول شرکتی افزایش یابد سوالات زیر ممکن است پیش آید:

آیا می توان ظرفیت تجهیزات موجود را افزایش داد؟

آیا باید به دنبال محل جدید برای تجهیزات تازه بود؟

آیا باید تجهیزات جدید را تعطیل نمود و کلاً محل دیگری را تاسیس نمود؟

پست مرتبط بعدی: مکانیابی کارخانه بر اساس استراتژی های چند کارخانه ای

پست مرتبط قبلی: مقدمه ای بر مکان یابی و چیدمان کارخانه


 
 
مقدمه ای بر روش سیمپلکس - Simplex Method
نویسنده : محسن - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸
 

پس از توضیحات ارائه شده در مطالب قبل، اکنون آماده مطالعه روش سیمپلکس[1]، که روشی عمومی برای حل مسائل برنامه ریزی خطی است می باشیم. این روش در سال 1947 توسط جرج دانتزینگ معرفی شد و به سرعت قابلیت های آن ظهور کرد به طوریکه امروزه نیز از آن برای حل مسائل برنامه ریزی خطی استفاده می شود. به جزء استفاده از این روش برای حل مسائل کوچک، تقریباً همه نرم افزارهای پیچیده و سیستم های کامپیوتری به طور گسترده ای از آن استفاده می کنند. همچنین انواع بسط یافته و اصلاح شده روش سیمپلکس برای تحلیل های پس از بهینگی مانند تحلیل حساسیت مورد استفاده قرار می گیرد.

روش سیمپلکس یک روش جبری است. با این حال، مفاهیم اولیه آن را می توان به کمک روش های هندسی تشریح نمود. آشنایی با این مفاهیم هندسی، پایه و پیش زمینه ای قوی برای درک چگونگی عملکرد سیمپلکس و اینکه چه ویژگی هایی آن را موثرتر می کند ایجاد می نماید. بنابراین قبل از وارد شدن به مباحث جبری این روش، در این بخش به آشنایی با دیدگاه هندسی آن می پردازیم.

برای روشن کردن مفاهیم هندسی این روش ما از مثال شرکت ویندور استفاده می کنیم. (در مطالب بعدی از مفاهیم جبری روش سیمپلکس برای حل این مسئله استفاده خواهد شد.) در مطالب بعدی توضیحات بیشتری در رابطه با مفاهیم هندسی مسائل بزرگتر ارائه می دهد.

برای یادآوری، مدل و گراف این مسئله در شکل آورده شده است. مرزهای پنج محدودیت و نقاط تقاطع آنها در این شکل علامت گذاری شده اند زیرا این موارد نقشی کلیدی در این روش دارند. هر مرز محدودیت[2] خطی است که دو نیم صفحه شامل نقاطی که در این محدودیت صدق می کنند و نقاطی که در آن صدق نمی کنند را از هم جدا می کند. نقاط تلاقی محدودیت ها را جواب های گوشه ای[3]  مسئله می نامند. نقطه هایی از این جواب ها را که در گوشه های فضای موجه قرار می گیرند، (4,3) , (2,6) , (0,6) , (0,0) و (4,0) جواب های گوشه ای موجه (CPF) می نامند و به بقیه نقطه های گوشه ای، (4,6) , (0,9) و (6,0) جواب های گوشه ای ناموجه[4] می گویند.

شکل 1. مرزهای محدودیت و جواب های گوشه ای مسئله شرکت ویندور

 در این مثال هر جواب گوشه ای در نقطه تلاقی 2 مرز محدودیت قرار می گیرد. برای یک مسئله برنامه ریزی خطی با n متغیر تصمیم، هر جواب گوشه ای در نقطه تلاقی n مرز محدودیت واقع می شود. البته در برخی از موارد ممکن است یک یا چند مرز محدودیت دیگر نیز از این نقطه تلاقی گذر کنند. همانطور که در شکل 1 مشخص است دو سر هر مرز محدودیت دو عدد CPF وجود دارد. برای هر مسئله برنامه ریزی خطی با n متغیر تصمیم به دو جواب CPF مجاور[5] یا همسایه می گویند اگر در n-1 مرز محدودیت شریک باشند. این دو جواب CPF مجاور با یک پاره خط که بر مرزهای محدودیت مشترک واقع شده اند به هم متصل می شوند. این پاره خط ها را در اصطلاح لبه[6] یا حاشیه های فضای موجه می نامند.

در مثال مورد بحث ما چون n=2 است، یک جفت جواب CPF را مجاور می گویند اگر در یک مرز محدودیت مشترک باشند. برای مثال (0,0) و (0,6) مجاور هستند زیرا در مرز محدودیت x1=0 مشترک می باشند. فضای موجه شکل 1 دارای 5 لبه، یعنی 5 پارخ خط است که مرزهای این فضا را تشکیل می دهند. دقت داشته باشید که از هر جواب CPF دو لبه می گذرد. بنابراین هر جواب CPF دارای دو جواب CPF مجاور است که در انتهای یکی از دو لبه گذرنده از آن قرار دارند. در جدول 1 برای هر جواب CPF، جواب های CPF مجاور آن مشخص شده است. در این جدول برای هر جواب CPF ذکر شده در ستون اول، جواب های مجاور آن در ستون دوم ارائه شده اند. دقت داشته باشید که دو جواب CPF آورده شده در ستون دوم با یکدیگر مجاور نیستند.

جدول 1. جواب های CPF مجاور در مسئله شرکت ویندور

جواب های CPF

جواب های CPF مجاور با آن

(0,0)

(0,6) و (4,0)

(0,6)

(0,0) و (2,6)

(2,6)

(0,6) و (4,3)

(4,3)

(2,6) و (4,0)

(4,0)

(0,0) و (4,3)

 یکی از دلایل اهمیت تعیین جواب های CPF مجاور ویژگی خاصی از این جواب هاست که روش موثری را جهت بررسی اینکه یک جواب CPF جواب بهینه است یا خیر ارائه می دهد. این ویژگی را با عنوان آزمون بهینگی در زیر آورده ایم:

آزمون بهینگی: یک مسئله برنامه ریزی خطی را در نظر بگیرید که حداقل دارای یک جواب بهینه باشد. اگر یکی از جواب های CPF مقدار بهتری را نسبت به دو جواب CPF مجاور خود برای تابع هدف فراهم آورد، این نقطه CPF همان جواب بهینه مسئله است.

بنابراین در مثال بالا (2,6) باید جواب بهینه باشد زیرا مقدار Z مرتبط با آن برابر است با 36 که بزرگتر است از Z=30 برای (0,6) و Z=27 برای (4,3). در مطالب آینده به اثبات این ویژگی خواهیم پرداخت. این آزمون بهینگی یکی از اصول مورد استفاده روش سیمپلکس است. در مطلب مرتبط بعدی روش سیمپلکس را در مورد مسئله بالا بکار می گیریم.



[1] simplex method

[2] constraint boundary

[3] corner-point solutions

[4] corner-point infeasible solutions

[5] adjacent

[6] edge

پست مرتبط بعدی: مثالی برای دیدگاه هندسی روش سیمپلکس

پست مرتبط قبلی: فرضیات مدل برنامه ریزی خطی:فرض تقسیم پذیری و فرض معین بودن

http://imi.persianblog.ir/post/77/


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (گرما - قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

بیماری های شغلی ناشی از گرما:

بطور کلی کارکردن در محیطهای خیلی گرم علاوه بر تولید خستگی، تحریک پذیری، و کاهش ظرفیت جسمانی و روانی، سبب بروز بیماریهای مختلف می شود که در زیر به چند یک از مهمترین آنها می پردازیم :

گرفتگی و تشنجات عضلانی : این ناراحتی در کارگرانی که کارهای عضلانی سنگین را در محیطهای خیلی گرم انجام می دهند زیاد دیده می شود ( مانند کارگران سوخت انداز، کارگران معادن حاره، کارگران کوره های ذوب فلزات،....). این ناراحتی ابتدا با سر درد و سرگیجه مختصری شروع شده و سپس بیکباره دردهای عضلانی دست و بازو و سپس شکم شروع می شوند که علت آن از دست دادن آب و املاح بدن بخصوص سدیم در نتیجه تعریق می باشد.

گرما زدایی : این بیماری بعلت کار طولانی در زیر نور مستقیم و شدید آفتاب و گرمای ناشی از آن حادث می گردد. در نتیجه، مرکز تنظیم حرارت در مغز بعلت تاثیر مستقیم اشعه حرارتی از کار می افتد و انسان قادر به ادامه کار نخواهد بود. ضربان غیر عادی نبض، تنگی نفس، سرگیجه، استفراغ و عدم قدرت شناسایی از علائم گرما زدگی هستند و امکان مرگ نیز زیاد می باشد. بیمار قبل از مرگ به سیانوزه و بیهوشی دچار می گردد و دارای پوستی گرم و خشک می شود.

آستنی مخصوص : علت این بیماری ضعف در گردش خون و در جبران مایعات از دست رفته می باشد و معمولا در کارگرانی که عرق زیاد می کنند بروز می کند. بیمار معمولا از ضعف، خستگی و سرگیجه شکایت نموده و ممکن است نشانه هایی از اسهال و استفراغ نیز داشته باشد. در معاینه پوست بیمار مرطوب، نبضش تند و ضعیف و فشار خونش پایین است.

بیماریهای پوستی : در محیطهای گرم و مرطوب کارگران معمولا از یک عارضه پوستی بنام میلیر قرمز (MILIAIRE ROUGE) شکایت دارند که ناشی از اختلالات در عملکرد غدد مترشحه عرق می باشد. این عارضه که بویژه در نواحی از بدن که توسط لباس پوشیده است بروز می کند، بصورت جوشها و پلاکهای قرمز رنگ و خارش داری است که در صورت عرق کردن شخص با سوزش همراه است.

استرس گرمایی : تحقیقات انجام شده در سال 1367 برای بررسی شاخصهای استرس گرما در صنایع لاستیک سازی توسط دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، و همچنین بررسیهای انجام شده در سال 1367 در یک کارخانه ریخته گری برای تعیین شاخص بهینه استرس گرمائی برای کارگران شیفت کار که توسط دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به اجرا در آمد همگی اذعان از آن دارند که استرس گرمائی ناشی از فرایندهای صنعتی آثار نامطلوبی چون عدم آسایش کارگران، افزایش بیماریهای گوناگون، افزایش حوادث و بالاخره کاهش راندمان تولید را بدنبال دارد. این تحقیقات نشان دادند که با تعیین شاخصهای استرس مانند اندازه گیری دمای بدن، ضربان نبض، و میزان تعریق 4 ساعته می توان استرس گرمایی حاصل از فرایند تولید و گرمای طبیعی را اندازه گیری کرد.

تدابیر حفاظتی و پیشگیری از خطرات گرما:

تدابیر زیر برای پیشگیری از گرمازدگی و حفاظت کارگران در مقابل خطرات ناشی از گرمای زیاد در محیط کار بسیار موثر هستند.

  • قرار دادن حجابهایی مثل صفحات فلزی، براق و منعکس کننده بین کارگر و منبع گرما برای محافظت کارگران در مقابل تشعشعات و حرارت ناشی از آن.
  • تخلیه مطلوب هوا و بخارات از طریق دستگاهها مکنده و نصب دستگاههای تهویه و خنک کننده در محل کار.
  • پوشانیدن منبع حرارتی توسط لایه ای از یک جسم دافع و جذب کننده حرارت برای جلوگیری از اینکه خود این حفاظ تبدیل به یک منبع حرارتی نشود باید آنرا پیوسته بوسیله آب یا باد خنک کرد.
  • مجهز کردن کارگران به لباسهای مخصوص، عایق و خنک کننده.

معمولا در کارگران در محیط های دارای رطوبت بالا مانند کار در کارگاه های ریسندگی و بافندگی، در تصفیه خانه های شکر، در کارخانه های شیمیایی، کمپوت سازی نساجی و بالاخره در لباسشویی ها و غیره، نه تنها باید کاهش دما توسط دستگاههای تهویه مطبوع انجام گیرد بلکه با استفاده از تهویه های مکنده باید بخار را به خارج هدایت کرد و اصولا باید سعی کرد که رطوبت نسبی را بین 40 تا 70 درصد نگاه داشت. باید توجه داشت که استفاده از پینکه یا وسائل مشابه فقط به جابجایی هوا و حرکت آن در محیط بسته کمک می کند و هیچگونه تعویضی در هوای داخل محیط ایجاد نمی کند و رطوبت را نیز کاهش نمی دهد.

در شرایط آب و هوایی خشک و در مواردی که حرارت تشعشعی و درجه حرارت بالا با هم همراه باشند، مثلا در صنایع فولاد، در کارگاههای ریخته گری، در اطراف کوره های سخت کاری سطحی، در صنایع شیشه سازی، در کارخانجات نورد گرم، سرامیک سازی و در آهنگریها که علاوه بر گرمای زیاد تشعشعات مادون قرمز و ماوراء بنفش نیز وجود دارد باید حتما علاوه بر دستگاه تهویه مطبوع و تعویض هوای خشک و خنک کردن هوا از حبابهای محافظتی و سایر تدابیر ذکر شده در بند 1، 3، 4، استفاد نمود. از آنجا که هوای خیلی خشک نیز ایجاد الکتریسیته ساکن می نماید و باعث خستگی مفرط و بیماریهای خاص تنفسی می شود نصب دستگاههای تهویه و تعویض هوا در محل کار ضروری است.

پست مرتبط بعدی:

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (گرما – قسمت اول)


 
 
مدلسازی مسئله برنامه ریزی تغذیه
نویسنده : محسن - ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

یک متخصص امور تغذیه ورزشی می خواهد برنامه غذایی خاصی بنویسد که شامل سه غذای اصلی A، B و C باشد. هر گرم از A دارای سه واحد پروتئین، دو واحد کربو هیدرات و چهار واحد چربی است. . هر گرم از B دارای یک واحد پروتئین، سه واحد کربو هیدرات و دو واحد چربی است و هر گرم از C دارای سه واحد پروتئین، یک واحد کربو هیدرات و چهار واحد چربی است. این متخصص درصدد است وعده ای غذایی تهیه کند که حداقل دارای 440 واحد چربی، 150 واحد کربوهیدرات و 320 واحد پروتئین باشد. اگر قیمت یک کیلوگرم از A ، 15.60 دلار، یک کیلوگرم از B18.90 دلار و یک کیلوگرم از C12.70 دلار باشد، چند گرم از هر غذا باید در یک وعده سرو شود تا هزینه ها حداقل شده و در عین حال محدودیت های متخصص نیز برآورده شود.؟

برای مسئله ارائه شده اطلاعات مسئله را می توان به شکل خلاصه در جدول زیر مشاهده نمود:

جدول 1. اطلاعات مسئله وعده غذایی

پارامتر

نوع ماده غذایی

مقدار لازم

A

B

C

چربی

4

2

4

+440

کربوهیدرات

2

3

1

+150

هزینه ($/Kg)

15.6

18.9

12.7

 

 قصد داریم این مثال را بدون نشان دادن جزئیات محاسبه مدلسازی نماییم.

مرحله اول: تعریف متغیرها

میزان ماده غذایی A به کیلوگرم  = x

میزان ماده غذایی B به کیلوگرم  =  y

میزان ماده غذایی C به کیلوگرم  =  w

مرحله دوم: تعیین تابع هدف

در این مسئله هدف حداقل نمودن کل هزینه هاست. برخلاف مثال ترکیب محصول که تابع هدف از نوع حداکثر نمودن بود در این مثال هدف حداقل نمودن است. در نتیجه تابع هدف عبارت است از:

مرحله سوم: تعیین محدودیت ها

برای این مسئله سه محدودیت می توان نوشت. محدودیت حداقل میزان چربی، کربوهیدرات و پروتئین که باید میزان آنها بزرگتر یا مساوی حداقل ارائه شده در مثال باشد. بنابراین محدودیت ها را می توان به شکل زیر نوشت:

شکل نهایی مدل نیز به صورت زیر خواهد بود:

 پست مرتبط بعدی: مدلسازی مسئله انتخاب ترکیب وسائل نقلیه

پست مرتبط قبلی: مدلسازی یک مسئله ترکیب محصول


 
 
مقدمه ای بر مکان یابی و چیدمان کارخانه plant location and layout
نویسنده : محسن - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

مسئله مکانیابی کارخانه و محل قرارگیری تجهیزات یکی از تصمیم­گیری های استراتژیک سازمان ها محسوب می شود. یکی از ویژگی های کلیدی فرآیند تبدیل در سیستم های تولیدی، لزوم اثربخشی عملیات انتقال کالاها و خدمات به مشتریان است. به این دلیل و دلایل مختلف دیگر، تعیین اینکه کارخانه باید کجا واقع شود بسیار اهمیت دارد.


در اغلب صنایع سرمایه هنگفتی برای خرید زمین، ایجاد ساختمان ها و خرید و نصب ماشین آلات صرف می شود لذا انتخاب محل کارخانه تصمیمی اساسی است. تغییر مکان کارخانه نه تنها گاهی غیرممکن است بلکه توصیه هم نمی شود. بنابراین انتخاب نادرست محل کارخانه منجر به از دست رفتن سرمایه گذاری های صورت گرفته در زمینه خرید و ایجاد ساختمان ها و نصب تجهیزات می شود.

قبل از انتخاب محل ایجاد کارخانه باید کلیه نیازهای آینده شرکت مورد پیش بینی قرار گیرد. انتخاب محل کارخانه باید بر اساس سیاست ها و طرح های توسعه شرکت، برنامه تغییر در محصولات، تغییرات احتمالی شرایط بازار، تغییرات احتمالی در منابع مواد اولیه و انرژی و بسیاری عوامل دیگر که در این انتخاب تاثیرگذار هستند صورت گیرد. هدف از مطالعه و بررسی مکان کارخانه، یافتن بهترین نقطه برای برپایی کارخانه است به طوریکه بیشترین منافع را برای سازمان به همراه داشته باشد.

احتیاج به انتخاب مکان مناسب برای کارخانه

بررسی و مطالعه مکان کارخانه را می توان در سه گروه زیر طبقه بندی نمود:

  • بررسی محل سازمان برای اولین بار، برای شرکت های تازه تاسیس.
  • بررسی محل سازمان برای شرکت هایی که در حال انجام عملیات می باشند.
  • بررسی محل سازمان برای شرکت های جهانی

پست مرتبط بعدی: مکان یابی کارخانه برای شرکت های تازه تاسیس

پست مرتبط قبلی: موضوعات و حوزه های مختلف مدیریت تولید و عملیات


 
 
فرضیات مدل برنامه ریزی خطی: فرض تقسیم پذیری و فرض معین بودن
نویسنده : محسن - ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

فرض تقسیم پذیری

فرض اساسی دیگری که در مدل برنامه ریزی خطی مطرح است، فرض تقسیم پذیری[1] است که به مقادیر قابل قبول متغیرهای تصمیم می پردازد:

متغیرهای تصمیم در مدل برنامه ریزی خطی اجازه دارند هر مقداری از جمله مقادیر غیر صحیح را بگیرند به شرط آنکه در محدودیت های ساختاری و غیر منفی صدق کنند. بنابراین این متغیرها حتماً نباید عدد صحیح باشند. اگر متغیر تصمیمی بیانگر سطحی از یک فعالیت است، باید فرض شود که آن فعالیت در مقادیر کسری نیز بتواند اجرا شود.

در مسئله شرکت ویندور متغیرهای تصمیم بیانگر نرخ تولید محصولات هستند، یعنی تعداد دسته های تولید شده در هفته،. از آنجا که نرخ های تولید می توانند هر مقدار کسری موجود در فضای موجه را بگبرند فرض تقسیم پذیری برقرار است. در شرایط خاص، به دلیل آنکه متغیرهای تصمیم باید حتماً عدد صحیح باشند، فرض تقسیم پذیری نمی تواند برقرار باشد. مدل های ریاضی با این محدودیت را مدل­های برنامه ریزی عدد صحیح[2] می نامند که در آینده به آن می پردازیم.

فرض معین بودن

آخرین فرضی که باید برقرار گردد مربوط است به پارامترهای مدل که شامل ضریب تابع هدف، cj، ضرایب محدودیت های ساختاری، aij و مقادیر سمت راست محدودیت های ساختاری، bi است.این فرض اغلب به این صورت بیان می شود:

مقادیر اختصاص یافته به پارامترهای مدل برنامه ریزی خطی باید ثابت و معین باشند.

در دنیای واقعی فرض معین بودن[3] به سختی برقرار است. مدل های برنامه ریزی خطی معمولاً برای تصمیم­گیری راجع به چگونگی انجام فعالیت هایی استفاده می شوند که باید در آینده اجرا شوند. بنابراین مقادیر پارامترهای بکار رفته در مدل پایه و اساس پیش­بینی فعالیت های آینده هستند که متاسفانه در بیشتر موارد دارای درجه ای از عدم اطمینان هستند.

به همین دلیل توصیه می شود پس از یافتن جواب بهینه، حتماً تحلیل حساسیت[4] مسئله نیز انجام شود. همانطور که قبلاً نیز ارائه شد، یکی از اهداف این تحلیل تعیین پارامترهای حساس است. پارامترهای حساس، پارامترهایی هستند که در صورت تغییر جزئی منجر به تغییر جواب بهینه می شوند. بنابراین اگر در آینده تغییری در مقادیر این پارمترهای حساس رخ داد مدیر به سرعت متوجه می شود که جواب بهینه تغییر یافته و با یک مسئله جدید روبرو است که باید مجدداً حل شود. تحلیل حساسیت در مسئله شرکت ویندور نقش بسیار مهمی بازی می کند که چون لازم است پیش زمینه هایی جهت وارد شدن به این بحث ایجاد شود، در آینده به آن خواهیم پرداخت.

در برخی موارد درجه عدم اطمینان به حدی بالاست که نمی توان با تحلیل حساسیت به مقابله با آن پرداخت. در این موارد، لازم است از متغیرهای تصادفی به جای پارامترهای ثابت استفاده شود.



[1] Divisibility assumption

[2] integer programming models

[3] certainty assumption

[4] sensitivity analysis

پست مرتبط بعدی: مقدمه ای بر روش سیمپلکس

پست مرتبط قبلی: فرضیات برنامه ریزی خطی: فرض جمع پذیری


 
 
آموزش نرم افزار LINGO
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦
 

 این متن آموزشی, با نام «راهنمای استفاده از نرم افزار LINGO»در فرمت PDF به حجم 1.78 MB و در 32 صفحه با فهرست زیر تنظیم شده است:

  • معرفی اولیه نرم افزار
  • صفحه اصلی نرم افزار
  • ساخت یک مدل جدید
  • چارچوب کلی مدل و دستورات مربوطه
  • مدل سازی به زبان Lingo 
  • عبارات ریاضی
  • نامساوی­ها (و مساوی­ها)
  • عبارات شرطی
  • مجموعه­ها
  • داده های ورودی به مدل
  • توابع

          i.      توابع مالی
         ii.      توابع احتمالی
        iii.      توابع مجموعه
        iv.      توابع ریاضی
         v.      توابع قلمرو متغیر
        vi.      توابع خارجی
        vii.      سایر توابع

  • سایر ابزارهای نرم افزار Lingo
  • چک کردن و تصحیح پرانتزها
  • حل کردن مدل و دریافت نتایج
  • دریافت خطا
  • پنجره وضعیت حل
  • پنجره نهایی حل
  • ذخیره کردن، باز کردن و پرینت گرفتن مدل
  • حداکثر ابعاد مدل و Solver های مورد استفاده
  • آدرس اینترنتی
  • نحوه استفاده از توابع
  • تحلیل حساسیت
  • نمایش حالت استاندارد مدل
  • نمایش فرم ماتریسی مدل
  • نمایش هم­زمان پنجره­ها و حرکت بین پنجره­ها
  • گرفتن خروجی دلخواه از مدل
  • مشاهده یک قسمت خاص از مدل
  • آمار مدل
  • سایر تنظیمات

 جهت دریافت اطلاعات نحوه خرید این پروژه با m.rahimi.m@gmail.com تماس بگیرید.


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (گرما - قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٥
 

زیاد یا کم بودن دمای هوای محیط کار تاثیرات مختلفی بر روی سلامتی انسان و همچنین انجام مطلوب وظیفه اش می گذارد . در این بخش ابتدا تاثیر گرمی هوا در محیط کار را بر روی انسان و کارش مطالعه کرده و سپس به ازدیاد سرما در محیط کار می پردازیم . در ضمن رطوبت و خشکی هوا نیز در این بخش مطرح می شوند .

گرما

بدن انسان بخاطر سوخت و ساز مواد غذایی در آن تولید حرارت و گرما می کند و این حرارت از طرق مختلف دفع می گردد یک قسمت از دفع حرارت از طریق پوست انجام می پذیرد ،یعنی از راه تشعشعات پوستی ، از طریق مویرگها و انتقال و هدایت حرارت به خارج توسط سیستم گردش خون ، و بالاخره از راه تعریق . بخش دیگر از دفع حرارت از راه تنفس و از طریق ریه ها و دفع بخار آب انجام می پذیرد . معمولا دفع گرمای بدن در محیطهایی که دمایشان پایین تر از 30 درجه است آسانتر انجام می شود ( کمتر از حرارت پوست ) .

 تعریق : چنانچه حرارت محیط و دمای هوای اطراف به حرارت پوست نزدیک شود امکان خنک شدن بوسیله تشعشعات یا انتقال حرارت مستقیم کمتر می شود و این عمل از طریق عرق کردن زیاد و بخار شدن آب بدن در سطح پوست جبران میشود . بعنوان مثال یک شخص بالغ در حال استراحت در حرارت 20 درجه در ظرف 24 ساعت فقط سه چهارم لیتر عرق دفع می کند ، در حالیکه در حرارتهای بالاتر از این مقدار ممکن است به 8 تا 12 لیتر هم برسد . کم شدن آب بدن از طریق تعریق ، و تنفس وقتی که به 5 تا 8 درصد وزن بدن برسد باعث کاهش بازدهی در کار می شود و شخص احساس عطش فراوان و خواب آلودگی می کند که با بالارفتن حرارت بدن و تند شدن ضربان نبض همراه می باشد . کاهش آب بدن اگر به 10 درصد وزن بدن برسد شخص قادر به انجام هیچ کاری نخواهد بود ، بالاخره کاهش آب بدن تا 15 درصد وزن بدن مرگ را به دنبال دارد. درضمن همانطور یکه میدانیم تعریق همیشه با دفع مقداری نمک بدن همراه است که ممکن است مقدار آن به 10 تا 20 گرم برسد که در صورت جبران نشدن موجب اختلالاتی خواهد  شد .

از طرفی عرق کردن چنانچه در هوای رطوبتی انجام بگیرد عمل تعریق دچار اختلال می شود و خنک شدن بدن با مشکلاتی روبرو خواهد شد . اگر هوای محیط از رطوبت اشباع شده باشد ، عمل جذب آب عرق بدن و در نتیجه خنک کردن بدن انجام نخواهد شد .

در هوای خشک و غیر ساکن بدن انسان می تواندبطور موقت و زود گذر حتی حرارت 60 درجه سانتیگراد را نیز در هنگام کار تحمل کند بدون اینکه ضرری متوجه او شود . هر چه میزان رطوبت بالاتر برود میزان تحمل گرمای بدن نیز کاهش می یابد بطوریکه دمای مناسب برای رطوبتهای خیلی بالا ( 90 درصد ) نباید از 21 درجه سانتیگراد در هنگام کار تجاوز نماید .

 انتقال حرارت از طریق جریان گردش خون در پوست : در این پدیده که یکی از مهمترین سیستمهای تنظیم حرارت بدن است ، عروق و بخصوص مویرگها نقش شبکه های خنک کننده و یا گرم کننده بدن را بازی می کنند . از طریق گرفتن حرارت داخل بدن و ذخیره کردن آن در بافتهای خونی و هدایت آن بطرف پوست ، سیستم گردش خون به تبادل حرارت با محیط می پردازد . تنظیم توزیع خون در پوست مهمترین مکانیزم فرمانی سیستم تنظیم حرارت است و در حقیقت عامل اصلی تبدیل حرارت میان انسان و محیط خارجش است . هر قدر میزان دفع گرما زیادتر باشد ، یعنی هر قدر کار سنگین تر بوده یا حرارت محیط بالاتر باشد و یا هر قدر شرایط تبخیر نامناسب باشد ( مثل اشباع رطوبتی ) ، به همان میزان فشارهای وارده به قلب و سیستم گردش خون زیادتر می شود وبایستی زمان کار کوتاهتر و زمان استراحت و خنک شدن طولانی تر گردد . عدم رعایت این حدود می تواند باعث سنکوپ ناشی از گرما شود . یعنی اینکه مجموع گرمای محیط و متابولیسم بدن به حدی می رسد که بدن قادر به دفع آن نبوده و میزان حرارت در بدن زیاد شده و اعضاء حیاتی بدن گرمای زیادی یافته تا جائیکه نارسائی جریان خون باعث سنکوپ میشود . برای همین منظور باید در محیطهای کاری گرم ، اتاقهای استراحت خنک با در دسترس بودن آشامیدنیهای خنک و نمک بویژه برای آنهایی  که زیاد عرق می کنند فراهم نمود . بعنوان مثال مراحل انجام کارهای تعمیراتی در کوره های ذوب ، یا در اتاقکهای دیگری بخار ، یا در کوره های صنایع شیمیایی و سرامیکی می توانند فقط دقایقی بدون وقفه انجام شوند و زمان خنک شدن باید چند برابر زمان کار و فعالیت باشد .

 حد مجاز گرما در محیط کار و شاخهای آن : برای حفاظت کارگران از خطرات ناشی از گرما در محیط های کاری گرم  باید در آن واحد حرارت محیط و گرمای حاصل از فعالیت بدنی ( متابولیزم ) را در نظر گرفت ، زیرا که خطرات ناشی از گرما حاصل مجموع ایندو عامل می باشد . در صورت گذشتن از حد مجاز دستگاه تنظیم حرارت بدن قادر به ثابت نگه داشتن حرارت بدن نخواهد شد . این حد را می توان در هنگام کار از طریق دو شاخص زیر بدست آورد و سنجید :

شاخص انگلیسی که عبارت است از ( حد پیش بینی شده تعریق 4 ساعته )

P4SR=PREDICTED 4 HOURS SWEAT RATE  

 

شاخص فرانسوی که عبارت است از ( حرارت موثر اصلاح شده )

TEC = TEMPERATURE EFFECTIVE CORRIGEE

اولین شاخص که در کشوررهای انگلیسی زبان مورد استفاده دارد می گوید که یک کارگر جوان و مستعد و تطابق یافته با گرما نباید در چهار ساعت کار در یک محیط گرم بیش از چهار لیتر عرق بکند ( سه لیتر برای یک کارگر تطابق نیافته )، در غیر اینصورت کار کردن برایش خطرناک خواهد بود . شاخص دوم که در فرانسه استفاده می شود می گوید که حد گرمای مجاز برای کارگران صنایع سبک ، در صورتیکه هوا ساکن و رطو بت 100 درصد باشد ، 17 درجه و برای اشخاص غیر فعال 24 درجه تعیین شده است . در سطور زیر دماهای مناسب هوا برای انواع مختلف کار پیشنهاد شده است .

کار نشسته ساکن                                               20 تا 22 درجه سانتیگراد

کار سبک در حال نشسته                                     19 تا 20 درجه سانتیگراد

کار سبک در حال ایستاده ( مثلا کار با ماشین آلات )      17 تا 18 درجه سانتیگراد

کار نیمه سنگین در حال ایستاده ( مثل مونتاژ)   16 تا 17 درجه سانتیگراد

کار سنگین در حال ایستاده                                   14 تا 16 درجه سانتیگراد

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (گرما - قسمت دوم)

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: سر و صدا (قسمت دوم)


 
 
موضوعات و حوزه های مختلف مدیریت تولید و عملیات
نویسنده : محسن - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٥
 

مدیریت تولید و عملیات شامل کلیه فعالیت هایی است که به فرآیند تبدیل ورودی ها به خروجی ها با استفاده از منابع فیزیکی مربوط می شوند بطوریکه اهداف سازمان به شکلی موثر و کارا تامین شود و در عین حال کالاها و خدمات مطلوب مشتریان نیز ارائه گردد. نقطه تمایز مدیریت تولید و عملیات از بخش های دیگر سازمان مانند بخش نیروی انسانی، بازاریابی، مالی و ... تمرکز آن بر فرآیند تبدیل به کمک منابع فیزیکی است. لیستی از فعالیت های زیرمجموعه مدیریت تولید و عملیات در زیر آمده است:

  1. مکانیابی کارخانه و کارگاه
  2. چیدمان کارخانه و جابجایی مواد
  3. طراحی محصول
  4. طراحی فرآیند
  5. برنامه ریزی و کنترل تولید
  6. کنترل کیفیت
  7. مدیریت مواد
  8. مدیریت تعمیر و نگهداری

 

مکانیابی کارخانه و کارگاه

محل قرارگیری کارخانه یکی از تصمیمات با تاثیر دراز مدت در رابطه با فاکتورهای جغرافیایی سازمان است که تاثیر بسزایی بر نتایج سازمان دارد. تصمیم در رابطه با محل قرارگیری سازمان یکی از تصمیم گیری های مهم در سطح استراتژیک سازمان است. سوال اصلی مسئله این است که محل انجام عملیات های سازمان باید کجا باشد؟

از آنجا که اغلب سرمایه بسیار زیادی در زمینه ایجاد ساختمان ها و محل تجهیزات مختلف صرف می شود، انتخاب نادرست محل کارخانه منجر به هدر رفتن این سرمایه عظیم می گردد. انتخاب محل کارخانه باید بر اساس سیاست ها و طرح های توسعه شرکت، طرح های توسعه محصول، محل های دسترسی به منابع و محل بازارهای هدف و بسیاری فاکتور های دیگر صورت گیرد. هدف از مطالعه انتخاب محل کارخانه یافتن بهترین مکان به صورتی است که بیشترین منافع را به سازمان برساند.

چیدمان کارخانه و جابجایی مواد

چیدمان کارخانه یعنی طراحی محل قرارگیری تجهیزات و تاسیسات کارخانه و طراحی ترکیبی از بخش های سازمان، مراکز کاری و تجهیزات موجود در فرآیند تبدیل. هدف اصلی چیدمان کارخانه طراحی ترکیبی فیزیکی از تجهیزات و بخش های کاری است به طوریکه کیفیت و کمیت مورد انتظار خروجی به صورتی اثربخش دستیافتنی باشد.

طبق نظر جیمز مور[1]؛ " چیدمان کارخانه طرحی است برای هماهنگ نمودن امکانات موجود درکارخانه مانند پرسنل، تجهیزات عملیاتی، انبارها، تجهیزات جابجایی مواد و دیگر تاسیسات به منظور برخورداری از بهترین ساختار ممکن از این موارد"

اصطلاح جابجایی مواد به فرآیند انتقال مواد از انبارهای اولیه به بخش عملیاتی و از یک ماشین به ماشین دیگر در طول فرآیند ساخت و تولید اشاره داد. همچنین از آن به عنوان علم و هنر انتقال، بسته بندی و ذخیره سازی شکل های مختلف مواد و محصولات یاد شده است. این فعالیت برای سیستم های تولیدی مدرن بسیار حائز اهمیت است زیرا عنوان شده است گاهی تا 75% از هزینه های تولید مربوط به جابجایی و انتقال مواد است. لازم به ذکر نیست که می توان با انتخاب صحیح دستگاه ها و تجهیزات جابجایی مواد و نگهداری و استفاده صحیح و بهینه از آنها این هزینه را کاهش داد. مسلماً استفاده از ابزارهای مناسب انتقال مواد باعث افزایش خروجیها، افزایش کیفیت، افزایش سرعت تحویل کالا و خدمات و کاهش هزینه های تولید می شوند. بنابراین توجه به مبحث جابجایی مواد یکی از موارد ضروری در طراحی و ایجاد یک کارخانه جدید است.

طراحی محصول

طراحی محصول یعنی تبدیل ایده به واقعیت. هر سازمان تجاری باید به منظور بقاء و رشد خود دست به طراحی، توسعه و معرفی محصولات و خدمات جدید بزند. توسعه محصولات جدید و معرفی و تزریق آنها به بازار بزرگترین چالش سازمان ها است. فرآیند تولید محصول جدید و کسب اطلاعات مربوط به مشخصه های آن شامل سه بخش اساسی است: بازاریابی، توسعه محصول، ساخت. توسعه محصول ترجمه ای است از نیازهای مشتریان که توسط بازاریابی مشخص می شود به مشخصات فنی و طراحی جنبه های مختلف محصول. بخش ساخت نیز مسئولیت انتخاب فرآیندهای مناسب به گونه ای را دارد که کالای مورد نظر با مشخصات و ویژگی های طراحی شده نتیجه شود. طراحی و توسعه محصول ارتباط بین بازاریابی، نیازها و انتظارات مشتری و فعالیت های مورد نیاز برای ساخت محصول را فراهم می آورند.

طراحی فرآیند

طراحی فرایند یک تصمیم گیری کلان در مسیر تبدیل مواد اولیه و خام به کالاها و خدمات نهایی است. این تصمیم شامل انتخاب فرآیند، انتخاب تکنولوژی، تحلیل جریان فرآیند[2] و چیدمان تجهیزات است. بنابراین، مهمترین فعالیت ها در طراحی فرآیند عبارتند از تحلیل جریان­ کار[3] برای تبدیل مواد اولیه به کالاها و خدمات نهایی و انتخاب ایستگاه کاری[4] مناسب برای بخش های مختلف جریان کار.

برنامه ریزی و کنترل تولید

برنامه ریزی و کنترل تولید را می توان فرآیند تنظیم و تعیین مسیر حرکت هر جزء از فعالیتها، تعیین زمان شروع و پایان هر فعالیت، تعیین میزان و تاریخ سفارشها و پیگیری کل فرآیند طبق برنامه تدوین شده دانست. اصل اساسی در برنامه ریزی و کنترل تولید در این عبارت نهفته است که «ابتدا کار را برنامه ریزی کن و سپس کار را بر اساس برنامه پیش ببر». بخش های اساسی برنامه ریزی و کنترل تولید عبارتند از برنامه ریزی، تعیین مسیر، زمان بندی، ابلاغ و پیگیری.

  • برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری جزئی و پیشرفته در خصوص اینکه چه کاری، چگونه، توسط چه کسی و چه زمانی انجام شود. در اصطلاح برنامه ریزی پلی است بین جایی که قرار داریم و جایی که می خواهیم برویم. برنامه ریزی باعث می شود وقایع و حوادث تا حد ممکن به ترتیبی رخ دهند که می خواهیم.
  • تعیین مسیر را می توان به صورت فرآیند انتخاب مسیری که هر قطعه باید از ماده اولیه تا محصول نهایی طی کند تعریف نمود. هدف تعیین مسیر، انتخاب بهترین راه بین بخش های مختلف و ماشین های مختلف عملیاتی برای تبدیل شدن مواد اولیه به محصول نهایی است.
  • زمان بندی برنامه زمانی انجام عملیات ها را تعیین می کند. زمان بندی زمان و تاریخ هر عملیات و همچنین توالی انجام عملیات را مشخص می کند.
  • ابلاغ بر شروع فرآیندها تمرکز دارد و دستور لازم برای شروع کار را بر اساس تصمیمات اتخاذ شده در تعیین مسیر و زمان بندی صادر می کند. بنابراین فرآیند ابلاغ عبارت است از فرآیند صدور دستور شروع تولید هر قطعه بر اساس نمودارهای زمانی و نقشه های مسیر. 
  • پیگیری نیز عبارت است از بررسی و گزارش گیری روزانه از پیشرفت انجام کارها در هر بخش و ارائه گزارش ها در قالب از پیش تعیین شده و تعیین و بررسی علل انحراف از عملکرد برنامه ریزی شده.

کنترل کیفیت

کنترل کیفیت (QC) را می توان سیستمی دانست که به منظور حفظ سطح مطلوب کیفیت خدمات و کالاها مورد استفاده قرار می گیرد. وظیفه این سیستم، کنترل ساختاریافته و منظم پارامترهای مختلف موثر بر کیفیت محصول است. هدف کنترل کیفیت جلوگیری از ایجاد نقص در محصولات است که به کمک سیستم های بازخورد و تصحیح روندهای عملیاتی صورت می گیرد.

البته کنترل کیفیت را به صورت «تکنیک هایی از مدیریت صنعتی که باعث می شوند محصولات به صورت یکسان و با کیفیت مطلوب تولید شوند» نیز تعریف کرده اند. یعنی مجموعه فعالیت هایی که اطمینان میدهند عملیات تولید با حداقل هزینه ها محصولاتی در سطح کیفی مناسب ارائه می دهد. اهداف اصلی کنترل کیفیت عبارتند از:

  • افزایش درآمد سازمان به وسیله اطمینان از تولید محصولات قابل قبول از لحاظ مشتریان، برای نمونه افزایش طول عمر محصول، قابلیت تعمیر، افزایش کارایی و ...
  • کاهش هزینه های سازمان به وسیله کاهش ضایعات
  • افزایش انعطاف پذیری و قابلیت تغییر فرآیند تولید در سازمان های بزرگ مقیاس
  • تولید محصول با کیفیت مطلوب و حداقل قیمت
  • اطمینان از رضایت مشتریان با تولید محصولات و خدمات در سطح کیفی مناسب
  • بازرسی مداوم جهت اطمینان از حصول کیفیت مورد نظر
  • کنترل انحرافات پیش آمده در فرآیند تولید

مدیریت مواد

مدیریت مواد عبارت است از بدست آوردن، کنترل و استفاده از مواد مورد نیاز و جریان دادن قطعات و خدمات مربوط و مورد نیاز فرآیند تولید به طوریکه دارای شرایط و ویژگی های از پیش تعیین شده باشند. اهداف اصلی مدیریت مواد عبارت است از:

  • حداقل نمودن هزینه های مرتبط با مواد
  • خرید، دریافت، انتقال و ذخیره سازی مواد به شکلی موثر و با حداقل هزینه ممکن.
  • کاهش هزینه ها به کمک ساده سازی، استاندارد سازی، تحلیل مقدار و تبدیل و جایگزینی مواد و ...
  • جستجو و یافتن منابع جدید از مواد و خدمات لازم و ایجاد رابطه ای استوار با آنها به منظور تامین مداوم و مناسب منابع.
  • کاهش هزینه های مربوط به انبارداری به کمک افزایش نرخ گردش کار انبارها

مدیریت تعمیر و نگهداری

در صنایع مدرن تجهیزات و ماشین آلات از اجزای مهم و تاثیرگذار سازمان هستند. بیکاری و خارج از سرویس بودن آنها گاهی هزینه های گزافی را به سازمان تحمیل می کند. بنابراین، باید این تجهیزات به خوبی نگهداری شوند و در صورت نقص، به سرعت و دقت تعمیر گردند. اهداف اساسی مدیریت تعمیر و نگهداری عبارت است از:

  • دست یافتن به حداقل نرخ خرابی و حفظ شرایط کارخانه در بهترین حالت عملیاتی با حداقل هزینه
  • نگهداری از تجهیزات و ماشین آلات در شرایطی که بتوان بدون وقفه از ظرفیت بهینه آنها استفاده نمود
  • اطمینان حاصل کردن از اینکه همه ماشین آلات، ساختمان ها و خدمات مورد نیاز بخش های دیگر کارخانه دردسترس و آماده به کار هستند.


[1] James Moore

[2] process flow analysis

[3] workflow

[4] workstation

پست مرتبط بعدی: مقدمه ای بر مکان یابی و چیدمان کارخانه

پست مرتبط قبلی: مدیریت جهانی عملیات


 
 
فرضیات مدل برنامه ریزی خطی: فرض جمع پذیری Additivity assumption
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٥
 

همانطور که در مطلب مرتبط قبلی عنوان شد بر اساس فرض تناسب، کلیه مسائلی که در آنها متغیری با توان غیر از یک وجود دارد در حوزه برنامه ریزی خطی قرار ندارند، ولی وجود عبارات ضربی (عبارتی که در آن حاصل ضرب دو متغیر تصمیم وجود دارد) با این فرض در تناقض نیست. فرضی که با وجود عبارات ضربی در تناقض است فرض جمع پذیری[1] است که در زیر تعریف شده است:

هر تابعی در مدل برنامه ریزی خطی (چه تابع هدف و چه توابع محدودیت) باید به صورت مجموع سهم فعالیت های مجزا در آن تابع ارائه شده باشد.

برای توضیح بیشتر این فرض و پاسخ به این سوال که چرا باید در مدلسازی به این فرض توجه شود در ادامه مثال هایی ارائه شده است. جدول 1 مواردی از حالات ممکن تابع هدف مسئله شرکت ویندور را نشان می دهد. در همه موارد اگر تنها یک محصول تولید شود سود حاصل برای محصول اول 3x1 و برای محصول دوم 5x2 است. تفاوتهای این موارد در سطر آخر، که نشاندهنده Z است، زمانی بوجود می آید که بخواهیم هر دو محصول را با هم تولید کنیم. ستون جمع پذیری رضایت بخش موردی را نشان می دهد که مقدار تابع هدف Z=3x1+5x2، به سادگی با جمع دو سطر اول (3+5=8) بدست می آید. در مقابل دو ستون بعدی دو مورد فرضی را نشان می دهند که فرض جمع پذیری درباره آنها صدق نمی کند.

جدول 1. نمونه هایی از رعایت فرض جمع پذیری و عدم رعایت آن در تابع هدف

(x1,x2)

مقدار Z

جمع پذیری رضایتبخش

انحراف از جمع پذیری

مورد اول

مورد دوم

(1,0)

3

3

3

(0,1)

5

5

5

(1,1)

8

9

7

 ستون مربوط به مورد اول جدول 1 مربوط است به تابع هدفی به شکل Z=3x1+5x2+x1x2 به طوریکه برای (x1,x2)=(1,1) داریم Z=3+5+1=9 و در نتیجه از فرض جمع پذیری انحراف دارد. از آنجا که همه متغیرها دارای توان یک هستند فرض تناسب در این تابع رعایت شده است. این مورد زمانی پیش می آید که برای مثال دو کالا از لحاظ اقتصادی مکمل یکدیگر باشند و سود را افزایش دهند. برای مثال فرض کنید تبلیغات برای یکی از کالاها منجر شود که به طور موثری هر دو کالا فروش روند. از آن جهت که هزینه های تبلیغاتی برای یکی از کالا ها حذف شده است، در نتیجه سود کل حاصل از فروش هر دو کالا بیشتر از مجموع سود حالاتی است که محصولات یک و دو به تنهایی تولید شوند.

ستون مربوط به مورد دوم جدول 1 نیز مربوط است به تابع هدفی به شکل Z=3x1+5x2-x1x2 به طوریکه برای (x1,x2)=(1,1) داریم Z=3+5-1=7 و در نتیجه از فرض جمع پذیری انحراف دارد. برعکس مورد اول، این مورد زمانی پیش می آید که برای مثال دو کالا حالت رقابتی داشته باشند و سود حاصل از تولید هردو محصول کمتر از مجموع سود حالاتی است که محصولات یک و دو به تنهایی تولید شوند. برای مثال فرض کنید هر دو محصول برای تولید احتیاج به یکی از تجهیزات کارخانه داشته باشند. اگر تصمیم گرفته شود تنها یکی از محصولات تولید شود، این ماشین تمام وقت در اختیار تولید محصول مورد نظر خواهد بود. اما در صورتی که تصمیم گرفته شود هر دو محصول تولید شوند این ماشین باید در ساعاتی از روز به تولید محصول اول و در ساعاتی از روز به تولید محصول دوم بپردازد و این کار مستلزم از دست رفتن زمان و همچنین صرف هزینه های خاموش کردن و راه اندازی مجدد آن است. به دلیل وجود این هزینه های اضافی، سود حاصل از تولید هر دو محصول کمتر از مجموع سود حالاتی است که محصولات یک و دو به تنهایی تولید شوند که احتیاج به صرف هزینه های خاموش کردن و راه اندازی مجدد ندارند.

در توابع محدودیت نیز حالات مشابهی از تعامل بین متغیرها می تواند منجر به انحراف از فرض جمع پذیری گردد. برای مثال، محدودیت ساختاری سوم مسئله شرکت ویندور، 3x1+2x2<=18، را در نظر بگیرید. این محدودیت تنها محدودیتی در مسئله است که هر دو متغیر را شامل می شود. این محدودیت مربوط است به محدودیت ظرفیت زمانی کارخانه سوم که بیشتر از 18 ساعت در هفته نمی تواند در فرآیند تولید شرکت کند و عبارت سمت راست این محدودیت، 3x1+2x2، نشان می دهد که برای تولید یک دسته در هفته از هر محصول به چه مقدار زمان نیاز است. ستون جمع پذیری رضایتبخش در جدول 2 حالت بالا را نشان می دهد و دو ستون بعدی مواردی را نشان میدهند که در تابع محدودیت آنها عبارات ضربی به کار رفته است و در نتیجه فرض جمع پذیری در رابطه با آنها صدق نمی کند. برای هر سه ستون سهم مجزای هر محصول از ظرفیت زمانی کارخانه سوم همانند آنچه در جدول 1 آمده است ارائه شده است، یعنی برای محصول اول 3x1 و برای محصول دوم 2x2 و یا 3(2)=6 به ازای x1=2 و 2(3)=6 به ازای x2=3. همچنین همانند جدول 1 اعدادی که در سطر آخر ارائه شده است مربوط است به مقدار کل تابع محدودیت زمانی که هر دو محصول با هم تولید شوند.

جدول 2. نمونه هایی از رعایت فرض جمع پذیری و عدم رعایت آن در محدودیت ها

(x1,x2)

مقدار منبع استفاده شده

جمع پذیری رضایتبخش

انحراف از جمع پذیری

مورد سوم

مورد چهارم

(2,0)

6

6

6

(0,3)

6

6

6

(2,3)

12

15

8/10

 ستون مربوط به مورد سوم جدول 2 مربوط است به محدودیتی به شکل 3x1+2x2+0.5x1x2 به طوریکه برای (x1,x2)=(2,3) داریم 6+6+3=15 و در نتیجه از فرض جمع پذیری 6+6=12 انحراف دارد. این حالت دقیقاً مانند مورد دوم جدول 1 زمانی پیش می آید که باید زمانی را صرف خاموش کردن و دوباره راه اندازی کردن دستگاهی نمود تا بتوان هر دو محصول را تولید کرد. عبارت ضربی حاضر در تابع محدودیت، (0.5x1x2)، بیانگر میزان زمان هدر رفته در این فرآیند است. دقت داشته باشید که زمان هدر رفته به دلیل تغییر محصول با علامت مثبت در تابع محدودیت آورده شده است زیرا مقدار این تابع، زمان تولید است در حالیکه در مورد دوم جدول 1  عبارت ضربی با علامت منفی در تابع هدف ظاهر می شود چون این تابع سود را اندازه گیری می کند.

ستون مربوط به مورد چهارم جدول 2 مربوط است به محدودیتی به شکل 3x1+2x2-0.1x12x2 به طوریکه برای (x1,x2)=(2,3) داریم 6+6-1.2=10.8 و در نتیجه از فرض جمع پذیری 6+6=12 انحراف دارد. این مورد نیز در مواردی مشابه مورد سوم بروز می کند فرض کنید هر دو محصول برای تولید به به یکی از تجهیزات کارخانه نیازمند باشند ولی زمان لازم برای تغییر کاربری دستگاه ناچیز باشد. از آن جهت که هر محصول برای تولید از رشته ای از تجهیزات عبور می کند، زمان هایی وجود خواهد داشت که یک دستگاه تولیدی بلا استفاده باشد. بنابراین می توان از این زمان های به اصطلاح مرده برای تولید محصول دیگر استفاده نمود. در نتیجه کل زمان تولید مورد استفاده برای تولید دو محصول کمتر از مجموع زمان لازم برای تولید دو محصول در حالتی است که تنها تولید شوند.

پس از تحلیل انواع مختلف حالات ظهور عبارت ضربی (تعاملی) بین دو محصول، تیم OR به این نتیجه رسید که هیچ یک از حالات انحراف در مسئله شرکت ویندور صدق نمی کنند و در نتیجه فرض جمع پذیری با تقریبی قابل قبول در این مسئله وجود دارد.

برای حل مسائلی که از فرض جمع پذیری انحراف دارند لازم است از تکنیک های برنامه ریزی غیر خطی استفاده شود که آینده به آن خواهیم پرداخت.


[1] Additivity assumption

پست مرتبط بعدی:فرضیات مدل برنامه ریزی خطی: فرض تقسیم پذیری و فرض معین بودن

پست مرتبط قبلی: فرضیات مدل برنامه ریزی خطی: فرض تناسب


 
 
مدلسازی یک مسئله ساده ترکیب محصول
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱
 

مسئله: یک نجار در کارگاه خود میز و صندلی تولید می کند. فرآیند کار عبارت است از ماشین کاری، سنباده زنی و مونتاژ قطعات برای تهیه میز و صندلی. نجار برای تولید هر میز پنج ساعت به ماشین کاری، چهار ساعت به سنباده زنی و سه ساعت به مونتاژ قطعات می پردازد. برای تولید هر صندلی نیز به دو ساعت ماشین کاری، سه ساعت سنباده زنی و چهار ساعت مونتاژ نیاز دارد. شرایط تجهیزات به گونه ای است که در کل برای عمل ماشین کاری 270 ساعت، برای عمل سنباده زنی 250 ساعت و برای مونتاژ 200 ساعت زمان بیشتر وجود ندارد. اگر سود هر میز 100دلار و هر صندلی 60 دلار باشد، این نجار چه تعداد میز و چه تعداد صندلی تولید کند که سود خود را ماکزیمم نماید؟ اگر لازم باشد به ازای هر میز، چهار صندلی نیز تولید شود مدلسازی چه تغییری می کند؟

حل مسئله: در بسیاری از موارد برای ساده سازی فرآیند مدلسازی و فهم بهتر مسئله می توان اطلاعات مسئله را در یک جدول منظم و با صلاحدید مدلساز گردآوری کرد، برای نمونه جدول خلاصه اطلاعات مسئله بالا در جدول 1 آمده است:

جدول 1 اطلاعات مسئله تولید میز و صندلی

میزان منبع موجود (ساعت)

میزان منبع مورد نیاز به ازای هر واحد محصول 

نوع کار 

صندلی 

میز 

270 

ماشین کاری 

250 

سمباده زنی 

200 

مونتاژ 

 

60 

100 

سود هر واحد (دلار) 

 در مدلسازی مسئله، در ابتدا متغیرهای مسئله تعریف می شوند، سپس توابع ریاضی مربوط به محدودیت ها و هدف مسئله استخراج می شوند.

تعریف متغیرها

متغیرهای تصمیم در این مسئله عبارتند از:

 T= تعداد میز هایی که باید تولید شود.

C = تعداد صندلی هایی که باید تولید شود.

T و C متغیر های مجهولی هستند که قصد مدلساز یافتن مقدار مناسب برای آنهاست. برای نام گذاری متغیرها می توان از x1، x2 یا x، y به جای T و C استفاده نمود.

تعیین تابع هدف

همانطور که از مسئله بر می آید، هدف جداکثر نمودن سود حاصل از فروش صندلی ها و میز های تولید شده است. تابع هدف مسئله را می توان به شرح زیر نوشت:

تعداد تولیدی از محصول مورد نظر × سود هر واحد محصول = سود حاصل از تولید محصولی خاص

100T=     سود کل حاصل از فروش میزها

60C =       سود کل حاصل از فروش صندلی ها

100T+60C= سود کل حاصل از فروش میزها و صندلی ها

بنابراین تابع هدف عبارت خواهد بود از:

حرف Z نشاندهنده تابع هدف است و کلمه Maximize که گاهی به صورت اختصاری Max نیز نوشته می شود بیانگر این مطلب است که هدف حداکثر نمودن مقدار تابع هدف است.

تعیین محدودیت ها

برای این مسئله سه محدودیت ذکر شده است. ساعت های موجود برای ماشین کاری، سمباده زنی و مونتاژ قطعات.

محدودیت مربوط به مرحله ماشین کاری:

برای عملیات ماشین کاری 270 ساعت در نظر گرفته شده است. برای تولید هر میز احتیاج به 5 ساعت عملیات ماشین کاری است و در مقابل برای تولید هر صندلی این زمان 2 ساعت می باشد. بنابراین کل مدت زمانی که برای عملیات ماشین کاری صرف خواهد شد به صورت زیر قابل محاسبه است:

تعداد محصول × زمان لازم برای ماشین کاری هر واحد محصول = کل زمان ماشین کاری محصول

5T= کل زمان لازم برای ماشین کاری میزها

2C= کل زمان لازم برای ماشین کاری صندلی ها

5T+2C= کل زمان لازم برای ماشین کاری میزها و صندلی ها

بنابراین محدودیت مربوط به زمان ماشین کاری به صورت زیر خواهد بود:

LHS این محدودیت بیانگر کل مدت زمان لازم برای عملیات ماشین کاری است و RHS بیانگر کل مدت زمان در دسترس برای این عملیات است. علامت کوچکتر مساوی بین RHS و LHS نشان دهنده این مطلب است که مدت زمان لازم برای عملیات ماشین کاری نباید بیشتر از کل زمان در دسترس برای این عملیات باشد.

محدودیت مربوط به مرحله سمباده زنی:

برای عملیات سمباده زنی 250 ساعت وجود دارد. برای تولید هر میز به 4 ساعت و برای تولید هر صندلی به 3 ساعت سمباده زنی احتیاج است. بنابراین محدودیت مربوط به این عملیات را می توان به صورت زیر نوشت:

محدودیت مربوط به مرحله مونتاژ قطعات:

برای مونتاژ تنها 200 ساعت زمان وجود دارد. تولید هر میز به 3 ساعت و تولید هر صندلی به 4 ساعت مونتاژ نیاز دارد. بنابراین محدودیت مونتاژ به صورت زیر خواهد بود:

محدودیت غیر منفی بودن:

باید به این نکته توجه داشت که تعداد میز ها یا صندلی ها نمی تواند منفی باشد بنابراین T و C باید غیر منفی (صفر و یک) باشند. بسیاری از نرم افزارهای طراحی شده برای حل این مسائل این شرط را برای حل مدل ها به صورت پیش فرض در نظر می گیرند. محدودیت های غیر منفی بودن متغیرهای مسئله به صورت زیر نوشته می شوند:

بنابراین شکل کلی مدل ریاضی این مسئله خواهد شد:

این مدل نشان می دهد که مقدار Z باید با توجه به سه محدودیت ماشین کاری، سمباده زنی و مونتاژ حداکثر گردد. به جای عبارت subject to در برخی از موارد از علامت عضویت نیز استفاده شده است. در حل مدل بالا هدف یافتن مقادیر عددی برای T و C است به طوریکه هم در محدودیت ها صدق کند و هم مقدار تابع هدف را بهینه سازد.

تعاریف ارائه شده برای C و T را در نظر بگیرید. شما می توانید با دقت در مدل ریاضی بالا، مسئله مورد نظر را بدون آنکه آن را قبلاً شنیده باشید حدس بزنید. با این حال شما می توانید مسائل گوناگونی را بنویسید که با مدل بالا همخوانی داشته باشند. همانطور که می دانید مدل بالا یک ارائه ریاضی از مسئله است. نکته مهم آن است که برای یک مسئله مدل ریاضی منحصربفرد وجود ندارد و با توجه به نوع متغیرهای تصمیم تعریف شده و فرضیات مدلساز، مدل می تواند اشکال گوناگونی به خود بگیرد. گاهی ممکن است شما به عنوان مدلساز احساس کنید به متغیرهای دیگری علاوه بر متغیرهای وجود نیاز دارید. برای نمونه در مسئله تولید میز و صندلی متغیری با تعریف کل ساعات ماشین کاری مورد نیاز و یا ساعات استفاده نشده از سهمیه زمان ماشین کاری در نظر بگیرید. این دو متغیر را می توان به راحتی از محدودیت ماشین کاری، در صورتی که C و T معین باشند محاسبه کرد و این به یعنی به منظور خلاصه کردن مدل می توان از بکاربردن چنین متغیرهایی جلوگیری کرد. چون یکی از عوامل پیچیدگی محاسباتی یک مدل ریاضی، تعداد متغیرها و محدودیت های مدل است، انتظار می رود که مدلساز سعی کند مدل ریاضی خود را با حداقل تعداد متغیرها و محدودیت ها کامل کند.

در عبارت پایانی مسئله، این سوال مطرح شده است که اگر قرار باشد برای هر میز حتماً چهار صندلی نیز تولید شود، مدلسازی مسئله چگونه صورت خواهد گرفت. این عبارت محدودیتی جدید به مدل اضافه می کند که موجب می شود به ازای هر میز، 4 صندلی نیز وجود داشته باشد. این شرط را به صورت ریاضی می توان چنین نوشت:

برای کنترل صحت این رابطه می توان فرض کرد 5 میز تولید شده باشد یعنی T = 5، آنگاه طبق رابطه بالا C برابر با 20 گردد و این یعنی تولید 20 صندلی به ازای تولید 5 میز.

از آنجا در اکثر نرم افزارهای بهینه سازی دستورالعمل این است که همه متغیرهای تابع محدودیت در LHS باشند و اعداد ثابت نیز در RHS، رابطه بالا را باید به صورت زیر بازنویسی کرد:

در نهایت مدل ریاضی جدید به صورت زیر خواهد بود:

پست مرتبط بعدی: مدلسازی مسئله برنامه ریزی تغذیه

پست مرتبط قبلی: اجزای مدل ریاضی برنامه ریزی خطی: محدودیت


 
 
تحقیق برنامه ریزی خطی فازی
نویسنده : محسن - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٠
 

 این پروژه تحقیقی, با نام «برنامه ریزی خطی فازی» در فرمت PDF به حجم 225 KB و در 14 صفحه با فهرست زیر تنظیم شده است:

  • طبقه بندی مسائل برنامه ریزی خطی فازی
  • برنامه ریزی خطی با منابع فازی و روش حل آن
  • برنامه ریزی خطی با ضرایب هدف فازی و روش حل آن
  • برنامه ریزی خطی با ضرایب محدودیت فازی و روش حل آن
  • مقایسه برنامه ریزی خطی فازی و برنامه ریزی غیر قطعی

 برای نمونه صفحه شماره 8 این پروژه در عکس زیر ارائه شده است.

جهت دریافت اطلاعات نحوه خرید این پروژه با m.rahimi.m@gmail.com تماس بگیرید.


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: سرو صدا (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٠
 

 کنترل سر و صدا :

به هنگام طراحی یک واحد صنعتی باید حتما مسئله صدای محیط کار در نظر گرفته شود و محاسبات لازم برای مشخص کردن میزان سرو صدای مجاز و کنترل آن و حفاظت افراد در مقابل آن بعمل آید . بطور کلی کنترل سر و صدا شامل سه اقدام مهم است :

  • کاهش صدا در منبع تولید آن
  • جلوگیری از انتقال و انتشار آن
  • حفاظت فردی .

 

در زیر بعضی از اقدامات لازم در جهت کاهش سر و صدا و کنترل آن و حفاظت فردی را از نظر می گذرانیم .

 کاهش سر و صدا در منبع تولید : این روش موثرترین راه کنترل سر و صدا است و شامل اقدامات زیر می شود :

  • ارجحیت دادن به خرید ماشین آلات صنعتی کم سر و صدا
  • معاینه منظم ماشین آلات صنعتی بوسیله دستگاههای صوت سنج و پیدا کردن فرکانسهای خطرناک از طریق تراز کلی صدا ، دستگاههای صوت سنج نه تنها میزان صدا را در ماشین مشخص می کنند بلکه از طریق ثبت ارتعاشات اشکالات موجود پی برده و معلوم می کنند که چه قطعاتی باید تعویض شوند تا هم ماشین درست کار کند و هم سر و صدای آن کاهش یابد .
  • تعویض موتور ماشین ( الکتریکی بجای دیزلی ).
  • در ماشین آلات الکتریکثی که بعلت شدت زیاد جریان برق موتور نشان داغ می کند معمولا دستگاه تهویه ای نصب شده است که با خنک کردن موتور ایجاد سر و صدا می کند می توان با جایگزین کردن تهویه های مدرن که با سرعت کم تر و صدای پائین تر کار می کند سر و صدا را به میزان قابل توجه ای کاهش داد .
  • قطعات لرزان و ارتعاش دستگاهها را باید بطور منظم محکم و یا تعویض نمود
  • در ماشینهای چرخشی با بالانس گیری قسمتهای گردنده آنها می توان ارتعاشات و سرو صدا را به حداقل رسانید .  با تعویض یا تعمیر چرخ دنده های نامرغوب و صافکاری نشده ( سائیده شده ) و روغنکاری صحیح ماشینها نیز صدا کم می شود .
  • با نصب یا تعویض خفه کننده های صدا در لوله ها یا کمپرسور ها یا اگزوز ماشین آلات می توان خروج هوا را بی سر و صدا تر کرد .
  • همانطور که در بخش ارتعاشات گفته شد با محکم کردن فونداسیونهای ماشین آلات یا با قرار دادن فنر در زیر پایه های ماشین آلات و یا ایجاد فونداسیونهای عایق با استفاده از لاستیک فشرده ، کائوچو، پشم و نمد ، سر و صدا و ارتعاش خیلی کم می شود .
  • با تعویض حفاظهای دور دستگاهها و استفاده از حفاظتهای مشبکی بجای حفاظتهای فلزی یکدست ، و یا با عایق بندی کردن حفاظتها از طریق پوشاندن آنها بوسیله مواد عایق یا نصب میله و چوب بر روی حفاظ برای کاهش ارتعاش و صدا ، می توان رزوئانس را تا حد قابل توجهی کاهش داد .
  • پوشاندن سطوحی که ابزار و لوازم یدکی و قطعات را بر روی آن پرت می کنیم به وسیله مواد عایق .
  • تعویض چرخهای حمل کننده ها ( مثلا استفاده از چرخهای لاستیکی بجای فلزی ) و روغنکاری منظم آنها .

کاهش سر و صدا از طریق جلوگیری از انتقال آن: معمولا به موازات اقدامات فوق کارهایی نیز برای جلوگیری از اشاعه صدا در محیط انجام می شوند که بشرح زیرند :

  • دور کردن محل تولید صدا ازافراد ، مانند استقرار ماشینهای اتوماتیکی که احتیاجی به حضور منظم کارگران را ندارند دور از محیط کاری آنها .
  • ایجاد سدهای عایقی بین ماشین آلات و اپراتورها
  • پوشاندن کف ، سقف و دیوارهای کارگاه از مواد مرتجع و جاذب مانند پشم شیشه ، سفالهای آکوستیکی و پنبه کوهی که با کم کردن بازآوایی ( رزونانس ) باعث کاهش سر و صدا می شود .
  • قرار دادن ماشین آلات در یک اتاقک عایق دار و جدا از اپراتورها .

حفاظت فردی : در محلهای کاری که کاهش سرو صدا در منبع تولید آن و یا از

طریق جلوگیری از انتشار آن امکان پذیر نیست ، بایستی حتما افراد را در مقابل سر و صدا حفاظت نموده و اقدامات زیر را انجام داد .

استفاده از پلاکهای گوش و در صورت لزوم از گوش بند .

قرار دادن اپراتور چند ماشین در یک اتاقک عایق دار و تهویه دار ( مثلا در صنایع ذوب فلزات موار از این طریق تا 36 دسی بل کاهش می توان داد ) .

معاینات منظم دوره ای با استفاده از دستگاهها دیاپازون یا ادیومتری .

بیماریهای شغلی ناشی از سر و صدا :

کاهش قدرت شنوایی از مهمترین اثرات پاتولوژیکی سر و صدا است که ممکن است موقت یا دائمی باشد .

الف- کاهش موقت شنوایی نسبت به شنوایی طبیعی ناشی از در معرض صدای بلند بودن در مدت کوتاه می باشد . زمان لازم برای بازیافت قدرت شنوایی کاهش یافته از چند دقیقه تا چند روز می باشد که بستگی به حساسیت فردی و شدت صدای وارد شده دارد .

ب- کاهش دائمی قدرت شنوایی می تواند ناشی از قرار گرفتن در معرض سر و صدای شدید در مدت زمان طولانی باشد که معمولا با کاهش موقت شنوایی شروع می شود .

مثلا بررسیهای انجام شده در یک کارخانه شیشه و گاز در سال 1362 توسط محققین دانشگاه امام حسین (ع) میزان سر و صدایی بالائی را نشان داد بطوریکه میانگین سر و صدا در بعضی از دستگاهها تا 106 دسی بل می رسید . نتایج بررسی همچنین نشان داد که اثرات سر و صدا موجب ناراحتیهای شنوایی شده است . یک تحقیق دیگر نیز در یک کارخانه داروسازی توسط شرکت داروسازی الهادی تهران ( مرکز بهداشت صنعت ) انجام شد که در آن از یک دستگاه صدا سنج و آنالیز مدل 223 دانمارکی استفاده گردید . تحقیقات مزبور نشان دادند که میزان سر و صدا در قسمتهای مختلف کارگاه بین 89 تا 93 دسی بل می باشد که ایجاد ناراحتیهای در میزان شنوایی کارکنان کرده است .

بالا بودن سر و صدا در محیط کار باعث بروز بیماریهای روانی مانند استرسهای شدید نیز می شود که خود باعث معضلات کاری دیگری مانند عدم علاقه بکار ، غیبتهای طولانی ،... می گردد . تحقیقاتی که در کارخانجات ذوب آهن اصفهان توسط سرویس بهداشت روانی کار انجام گرفته این مسئله را بوضوح نشان داده است ( از طریق شاخصهایی مانند میزان مصرف اکسیژن ، ضربان نبض ،... ) اقداماتی نیز در این کارخانجات جهت بهبود شرایط محیطی کار از نظر سر و صدا و حرارت انجام شده است .

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: دما (گرما - قسمت اول)
پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: سرو صدا (قسمت اول)


 
 
مدیریت جهانی عملیات
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩
 

عبارت جهانی سازی[1] بیانگر به کارگیری تجهیزات و عملیات های سازمان در سطح جهانی است. جهانی سازی را می توان فرایند ایجاد، توسعه و نگهداری اقتصاد فرامنطقه ای به گونه ای که فاصله های جغرافیایی، روابط سیاسی و ویژگی های فرهنگی و اجتماعی دارای اهمیت و تاثیرکمی باشند تعریف نمود. جهانی سازی حرکتی است فراگیر به سمت تشکیل سیستم اقتصادی جهانی که شامل شرکت های فراملیتی و سیستم های بانکی مستقل از کشور ها و حکومت هاست.

برای حرکت هر چه سریع تر و قدرتمند تر در جهت جهانی شدن، چهار ویژگی اساسی بیان شده است که باید محقق گردند:

  1. دسترسی به تکنولوژی های ارتباطی و سیستم های حمل و نقل پیشرفته
  2. سیستم های مالی باز
  3. افزایش تقاضا برای واردات
  4. کاهش هزینه های گمرکی و دیگر هزینه های مربوط به جابجایی کالاها و خدمات بین مناطق مختلف

هنگامی که شرکتی تجهیزات و کارخانه هایی در خارج از مرزهای کشور خود تاسیس می کند باید انتظار روبرو شدن با مشکلات و پیچیدگی های جدیدی در عملیات ها و تصمیم گیری های خود باشد. ورود به بازارهای جهانی یعنی مواجهه با استانداردهای جدیدی در زمینه کیفیت و زمان ارائه کالا و خدمات. توصیه اغلب کارشناسان و خبرگان مدیریت این است که مدیر نباید ابتدا به بازارهای محلی بیندیشد و سپس اگر شرایط مساعد بود به بازارهای جهانی توجه کند بلکه باید جهانی بیندیشد و محلی عمل کند[2]. مدیر همچنین باید درک خوبی از رقبایش داشته باشد. چالش های مهم دیگری که در مدیریت عملیات های جهانی وجود دارد شامل رویارویی با آداب، رسوم و زبان های متفاوت، سبکهای متفاوت مدیریتی، قوانین و مقررات جدید و هزینه های متفاوت است.

مدیریت عملیات های جهانی برای موفقیت باید با تمرکز بر موارد کلیدی زیر همراه باشد:

  • بدست آوردن و بهینه نمودن مفاهیم و نیازمندی های مرتبط با عملیات ها، زنجیره تامین و لجستیک جهانی
  • بررسی حوادث تاریخی جهانی و ارتباط آنها با گردانندگان کلیدی عملیات های اقتصادی جهانی از دیدگاه های متفاوت
  • توسعه معیارهای مفهوم سازی و اریابی عملیات های جهانی مختلف
  • برری ارتباط شکست و موفقیت موارد مختلف عملیات جهانی با سیاست، اقتصاد، تکنولوژی و فرهنگ اجتماعی
  • کنترل و پایش روندهای موجود در عملیات های جهانی
  • توسعه دیدگاهی جهانی با توجه به موقعیت محلی به کمک مطالعات مناسب در رابیط با نژاد، ویژگی های قومی، دین، پایه های سیاسی و شرایط جغرافیایی مناطق مختلف


[1] globalization

[2] think globally and act locally

پست مرتبط بعدی: موضوعات و حوزه های مختلف مدیریت تولید و عملیات

پست مرتبط قبلی: اهداف مدیریت عملیات


 
 
فرضیات مدل برنامه ریزی خطی: فرض تناسب - Proportionality assumption
نویسنده : محسن - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩
 

همه فرضیات برنامه ریزی خطی در مدل مسئله شرکت ویندور رعایت شده اند. با این حال بهتر است این فرضیات بیشتر تشریح شود تا بتوان ارزیابی ساده تر و مناسب تری راجع به امکان استفاده از تکنیک های برنامه ریزی خطی در مسائل مختلف انجام داد. بنابراین در این مطلب و مطالب بعدی به این سوال پاسخ می دهیم که چرا تیم OR در رابطه با مسئله شرکت ویندور به این نتیجه رسیدند که مدل برنامه ریزی خطی می تواند نمایشی رضایت بخش از مسئله ارائه دهد.

فرض تناسب

فرض تناسب که هم درباره تابع هدف باید وجود داشته باشد و هم درباره محدودیت های ساختاری، به صورت زیر بیان می شود:

سهم هر فعالیت در مقدار تابع هدف،Z، متناسب است با سطح آن فعالیت،xj، که به صورت cjxj در تابع هدف نشان داده می شود. همچنین سهم هر فعالیت در عبارت سمت راست هر محدودیت، متناسب است با سطح آن فعالیت،xj، که به صورت aijxj در محدودیت نشان داده می شود. در نتیجه این فرض باعث می شود هیچ یک از متغیرها در هیچ یک از عبارات مدل برنامه ریزی خطی، توانی غیر یک نداشته باشند.

هنگامی که تابع دارای یک عبارت ضربی (تعاملی) باشد یعنی دو متغیر در هم ضرب شده باشند و توان هر دو یک باشد، فرض تناسب رعایت می شود زیرا تغییر مقدار تابع با تغییر در متغیر تصمیم متناسب است. (با این حال وجود عبارات ضربی با فرض جمع پذیری که در مطلب بعدی به آن خواهیم پرداخت همخوانی ندارد.)

برای تشریح بیشتر فرض تناسب، عبارت اول (3x1) تابع هدف مسئله شرکت ویندور (Z=3x1+5x2) را در نظر بگیرید. این عبارت بیانگر سود حاصل شده در هفته (به هزار دلار) در اثر تولید محصول جدید اول با نرخ تولید x1 در هفته است. در ستون تناسب رضایت بخش جدول 1 مورد ارائه شده در مسئله شرکت ویندور آورده شده است که در آن سود کاملاً با x1 متناسب است. سه ستون بعدی نیز نتایج حاصل از سه مورد فرضی آورده شده است که فرض تناسب در آنها رعایت نشده است.

جدول 1. نمونه هایی از رعایت فرض تناسب و عدم رعایت آن

تناسب رضایتبخش

مثال هایی از عدم رعایت فرض تناسب

مورد اول

مورد دوم

مورد سوم

0

0

0

0

0

1

3

2

3

3

2

6

5

7

5

3

9

8

12

6

4

12

11

18

6

ستون مربوط به مورد اول را در جدول 1 در نظر بگیرید. این مورد می تواند زمانی پیش بیاید که برای تولید محصول اول نیاز به صرف هزینه های راه اندازی باشد، برای مثال اگر برای تنظیم تجهیزات و دستگاه ها برای شروع کار تولید لازم باشد هزینه ای صرف شود و یا اگر لازم باشد برای توزیع محصول مراکز توزیع جدید ایجاد شود. از آنجا که تنها برای یک بار این هزینه ها پرداخت می شوند، برای وارد کردن آنها در تابع هدف، واحد هزینه های راه اندازی باید بر پایه هزینه بر هفته تغییر یابند تا قابل اضافه شدن در تابع هدف Z که سود بر هفته است باشند. فرض کنید این تغییر واحد صورت گرفته باشد و کل هزینه راه اندازی که باید از کاسته شود معادل عدد یک محاسبه شده باشد. به این ترتیب سهم تولید محصول اول در تابع هدف Z، باید به صورت 3x1-1 برای x1>0 باشد و برای زمانی که محصول یک تولید نشود یعنی x1=0، این سهم به صورت 3x1=0 باید محاسبه شود. این تابع سود که در شکل 1 رسم شده است مشخصاً با x1 متناسب نیست و در نتیجه فرض تناسب در مورد آن رعایت نشده است. اگر سهم محصول اول در Z به ازای همه x1>=0 برابر بود با 3x1-1 آنگاه می توانستیم عدد ثابت، -1، را از تابع هدف حذف کنیم بدون اینکه تغییری در جواب بهینه حاصل شود و همچنین فرض تناسب نیز رعایت شده است. اما از آنجا که برای x1=0 شرط بالا صحیح نیست در نتیجه نمی توان از این تکنیک استفاده نمود.

شکل 1. ترسیم مثال مورد اول انحراف از فرض تناسب در جدول 1

مورد دوم جدول 1 نیز شباهت زیادی با مورد اول دارد، با این حال این مورد در شرایط کاملاً متفاوت ظهور می کند. در این مورد هیچ هزینه راه اندازی وجود ندارد و سود حاصل از تولید اولین دسته از محصول برابر است با 3 (هزار دلار) است که با مثال دارای فرض تناسب یکسان است. با این حال در این مورد افزایش نرخ سود وجود دارد به این معنا که شیب تابع سود محصول یک (در شکل 2 ببینید) با افزایش x1 افزایش می یابد. این نوع انحراف از فرض تناسب ممکن است در اثر صرفه جویی در مقیاس حاصل شود که گاهی در سطوح بالای تولید ایجاد می شود. صرفه جویی در مقیاس در اثر مواردی مانند استفاده از اتوماسیون و تجهیزات حجم بالای با کیفیت، خرید ارزان تر حجم زیادی از مواد اولیه و یا اثر منحنی یادگیری نیروی کار که باعث می شود نیروی کار در اثر تجربه بیشتر اثربخشی و کارایی بالاتری داشته باشند، ایجاد می شود. به عبارت دیگر در هر شرایطی که با افزایش تولید، نرخ رشد هزینه ها کاهش یابد و قیمت فروش کالا ثابت بماند، نرخ رشد سود افزایش می یابد و می تواند مثالی از مورد دوم جدول 1 باشد.

شکل 2. ترسیم مثال مورد دوم انحراف از فرض تناسب در جدول 1

با بررسی مجدد جدول 1 مشاهده می شود که مورد سوم تقریباً حالت عکس مورد دوم است به این معنا که در آن کاهش رشد نرخ سود وجود دارد. در این مورد شیب تابع سود محصول اول (همانطور که در شکل 3 مشاهده می کنید، با افزایش x1 کاهش می یابد. این انحراف از فرض تناسب می تواند به علت وجود هزینه های تبلیغاتی باشد؛ یعنی شرایط بازار به گونه ای باشد که برای فروش کالای بیشتر باید هزینه های تبلیغاتی را افزایش داد. برای مثال مانند مورد سوم ممکن است فروش محصول اول با نرخ تولید یک دسته در هفته (x1=1)، بدون نیاز به هزینه تبلیغاتی انجام شود، در حالیکه برای فروش این کالا با نرخ تولید 2 دسته در هفته (x1=2)، احتیاج به صرف هزینه های تبلیغاتی باشد و به همین ترتیب برایx1=3 هزینه های بسیار بالای تبلیغاتی لازم باشد و برای x1=4 هزینه ها به حدی افزایش یافته باشند که سود را کاهش دهند.

شکل 3. ترسیم مثال مورد سوم انحراف از فرض تناسب در جدول 1

 

همانطور که مشاهده کردید، هر سه مورد مثالهایی فرضی هستند که راه های مختلف انحراف از فرض تناسب را نشان می دهند. اینکه موقعیت واقعی مسئله کدام حالت است بستگی به شرایط تولید، سود و هزینه ها دارد. سود حاصل از تولید هر محصول برابر است با درآمد حاصل از فروش آن منهای هزینه های مختلف مستقیم و غیر مستقیم. در بسیاری از موارد به علت وجود یکی از حالت های بالا، برخی از این هزینه ها کاملاً متناسب با نرخ تولید نیستند. در حل اینگونه مسائل پس از بررسی تمام جنبه های سود (درآمد ها و هزینه ها) باید به این سوال پاسخ داد که آیا فرض تناسب برقرار است یا خیر؟ و در صورت عدم برقراری این فرض به طور کامل، آیا می توان تقریب مطلوبی از آن را ایجاد نمود یا خیر؟ برای مسئله شرکت ویندور تیم OR هر دو نوع توابع یعنی تابع هدف و توابع محدودیت را بررسی نمودند و به این نتیجه رسیدند که می توان فرض تناسب را برای آن در نظر گرفت.

اگر فرض تناسب برای مسئله ای برقرار نباشد چه باید کرد؟ در بسیاری از موارد باید از برنامه ریزی غیر خطی استفاده نمود که انشاءا... در آینده به آن خواهیم پرداخت و البته در آن بخش نشان خواهیم داد که بخش مهمی از مسائلی که دارای فرض تناسب نیستند را می توان با تغییراتی به کمک برنامه ریزی خطی حل نمود. برای مثال اگر انحراف از فرض تناسب به علت وجود هزینه های راه اندازی باشد، مسئله مورد نظر نوع خاصی از برنامه ریزی خطی است (برنامه ریزی عدد صحیح ترکیبی) که در مطالب آینده تشریح خواهند شد.

 پست مرتبط بعدی:فرضیات مدل برنامه ریزی خطی: فرض جمع پذیری

پست مرتبط قبلی: اصطلاحات رایج در حل مدل برنامه ریزی خطی


 
 
اجزای مدل ریاضی برنامه ریزی خطی : محدودیت ها
نویسنده : محسن - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۸
 

محدودیت ها همانطور که از نامشان پیداست موانع و قیودی هستند که در مسئله وجود دارند. هر محدودیت معمولاً از دو بخش اصلی تشکیل شده است.؛ یک رابطه تابعی و یک عدد ثابت، که بوسیله علامت مساوی و یا نامساوی با هم ارتباط دارند. برای نمونه فرض کنید یکی از مواد اولیه مورد نیاز برای تولید محصولی دارای تعداد محدودی باشد. برای نوشتن مدل این مسئله باید محدودیت ماده اولیه (محدودیت منبع) را در نظر گرفت، به این صورت که بخش رابطه تابعی محدودیت، نشاندهنده ماده اولیه مورد نیاز بر حسب متغیرهای تصمیم است و بخش عدد ثابت محدودیت نیز برابر با مقدار کل ماده اولیه موجود را می باشد. برای شکل گیری توابع محدودیت به پارامترهایی مانند میزان ماده اولیه مورد نیاز برای تولید یک واحد محصول نیاز است که این پارامترها را در اصطلاح «ضرایب محدودیت» و یا «ضرایب فنی[1]» می گویند. دقت داشته باشید که اکثر نرم افزارهای بهینه سازی موجود، طبق یک توافق نا نوشته بخش تابعی محدودیت را در سمت چپ عبارت مساوی و یا نامساوی قرار می دهند و به همین دلیل به آن LHS می گویند و مقادیر ثابت محدودیت ها را در سمت راست آن قرار می دهند و به آن RHS می گویند.



[1] Technological Coefficient

پست مرتبط بعدی:

پست مرتبط قبلی: اجزای مدل برنامه ریزی خطی: تابع هدف


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: سر و صدا (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۸
 

به هر نوع صدای ناخوشایندی سر و صدا می گویند که آزار دهنده می باشد . بنابراین به صدای موسیقی که از ملودی و وزن خاصی برخوردار است ، سر و صدا نمی گویند . معمولا گوش انسان و حس شنوائی او در مقایسه با سایر اندامهای حسی در هنگام کار نقش محدودتری بازی می کنند ، و فقط کارهای معدودی هستند که برای انجام آنها بیک حساسیت بالای شنوائی نیاز است . با اینکه اهمیت حس شنوائی انسان در محیطهای کاری نسبت به سایر حسها کمتر است ، اما تجربیات و تحقیقات متعددی نشان داده اند که سر و صدا در محیطهای کاری تاثیرات بسیار نامطلوبی را از نظر فیزیولوژیکی و روانی بر روی انسان می گذارد و بازدهی کار او را به میزان قابل توجهی پائین می آورد .


مثلا بر اساس تجربیات ( گریورد GRIWORLD )با کاهش 5/14 درصد از سرو صدای کارگاهی بازده کار 8/8 درصد افزایش یافته و از اشتباهات ماشین نویس ها 29% کاسته شده است . وی نتیجه میگیرد که کاهش سر و صدا باعث بالا رفتن میزان تمرکز حواس انسان در کارش می شود . بازدهی را افزایش می دهد و حوادث و اشتباهات کاری را کاهش می دهد . ( لارد   ) نیز با اندازه گیری اکسیژن مصرف شده توسط ماشین نویسها مشاهده نمود که مصرف اکسیژن در گروهی که در محیط پرسر و صدا کار می کردند ، نسبت به گروهی که در محیط آرام به کار اشتغال داشته اند 19% بیشتر بوده است ، در حالیکه بازده کار 4% کمتر بوده است . او ثابت نمود که در محیط پرسر و صدا خستگی و استرس ناشی از کار بالاتر بوده و افزایش مصرف اکسیژن نیز معرف فعالیت بیشتر بدن در محیطهای پر سرو صدا است که نهایتا به کاهش بازدهی می انجامد . تحقیقات دیگری نیز نشان داده اند که سر و صدای زیاد باعث بالا رفتن تعداد ضربان قلب و شدت جریان خون می شود ( شاخص های استرس )

واحدهای صدا :  

از دیدگاه فیزیک ، صدا به ارتعاشات تحت فشار هوا اطلاق می شود . همانطور که در بخش ارتعاشات دیدیم ، واحد مقدار ارتعاش که به تعداد آن در ثانیه می گویند هرتز (HERTZ)  
می باشد . گوش انسان می تواند صداهایی را که فرکانس آنها بین 16 تا 20000 هرتز باشد را دریافت کند و به صداهایی که فرکانس آنها از 20000 هرتز بالاتر باشد اولتراسون یا ماوراء صورت می گویند .

منتهی  ، سطوح سوبژکتیو دریافت صدا یا بهتر بگوئیم سطح درک ذهنی صدا فقط به فرکانس آن بستگی ندارد ، بلکه به شدت آن نیز که اصطلاحا به آن فشار اکوستیک می گویند وابسته است .واحد اندازه گیری فشار آکوستیک ( میکروبار ) (MIGROBAR) است ، و هر میکروبار عبارت است از مقدار فشار وارده بر یک سانتیمتر مربع (وات بر سانتیمتر مربع ) . ولی برای ساده کردن درجات و کیفیت فشار آکوستیک از واحد لگاریتمی استفاده می شود که آنرا دسی بل (DECIBEL) می نامند ، که عبارت است از فشار نسبی که در رابط به پایینترین حد شنوایی انسان است .

 

1 DECIBEL=(2×10-4 M.BAR)1000 HZ

  • بر اساس مطالعات انجام یافته اصواتی که شدت آنها بین 30 تا 55 دسی بل هستند تقریبا صداهای طبیعی می باشند که انسان از شنیدن آنها ناراحت نمی شود .
  • بین 60 تا 90 دسی بل ، سر و صداها می توانند تولید فشارهای فیزیکی و عصبی بنمایند مثلا در موقع مطالعه شدت صدایی برابر با 60 دسی بل نیز می توانند آزار دهنده باشد ، در صورتیکه همین شدت صدا در یک کارخانه ریسندگی اصلا محسوس نیست .
  • محدوده بین صداهایی با قدرت 90 تا 120 دسی بل ، اگر د ر مدت زمان طولانی ادامه یابند ، میتوانند تولید اختلالات فیزیکی در شنوایی بکنند.
  • سرو صداهایی با شدت بالای 120 دسی بل حتی در مدت زمانهای کوتاه نیز باعث ضایعات آشکار شنوایی می شوند.

جدول زیر مدت مجاز قرار گرفتن کارگران در معرض سر و صدای پیوسته را نشان می دهد .

مدت روزانه سرو صدا بر حسب ساعت

میزان سر و صدا

16

80

8

85

4

90

2

95

1

100

یک دوم

105

یک چهارم

110

یک هشتم

115

 البته به غیر از فرکانس و شدت ارتعاشات صوتی ، عامل دیگری که در تاثیر پذیری انسان از صدا موثر است ارتفاع ارتعاشات می باشد که اصطلاحا به آن زیری و بمی صدا نیز می گویند . هر چه صوت زیرتر باشد ، زیان آن از صوت بم با همان شدت ( دسی بل ) بیشتر است .

پست مرتبط بعدی:عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: سر و صدا (قسمت دوم)

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: ارتعاشات (قسمت دوم)


 
 
اهداف مدیریت عملیات
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۸
 

اهداف مدیریت عملیات را می توان در دو دسته ارائه کالا و خدمات مناسب به مشتریان و بهینه سازی استفاده از منابع قرار داد.

ارائه کالا و خدمات مناسب به مشتریان

اولین هدف سیستم های عملیاتی، انجام خدمات مشتریان در جهت کسب رضایت مشتریان است. خدمت رسانی از اهداف کلیدی مدیریت عملیات است. مدیریت عملیات باید به گونه ای باشد که مشخصه های خروجی سیستم رضایت مشتریان را جلب کند و همچنین از نظر زمان بندی و مسائل مالی مطلوب مشتریان باشد. بنابراین، این هدف را می توان به صورت «کالا / خدمت مناسب با قیمت مناسب و در زمان مناسب» بیان نمود. جنبه های مختلف خدمات مشتریان، مشخصات، قیمت و زمان بندی، برای چهار بخش اصلی سازمان در جدول زیر ارائه شده است.

توابع اصلی سازمان

درخواست های اصلی مشتریان

درخواست های اولیه

درخواست های ثانویه

ساخت

کالاها باید طبق مشخصات مقبول، درخواست شده و مشخص ساده شوند.

هزینه: هزینه ها یا قیمت خرید کالا مناسب باشد.

زمان بندی: فاصله زمانی بین سفارش و دریافت کالا مناسب باشد. (تا حد ممکن کم شود)

جابجایی و انتقال

کالا طبق شرایط معین، معقول و توافق شده حمل شود.

هزینه: هزینه جابجایی مناسب باشد.

زمان بندی: مدت زمان جابجایی مناسب باشد.

تامین منابع

منابع، کالاها و خدمات مورد نیاز بر اساس مشخصات معین، معقول و توافق شده باشد

هزینه:  قیمت خرید و هزینه های دستیابی به منابع مناسب باشد.

زمان بندی: مدت زمان بین سفارش منابع و دسترسی به آنها

خدمات

رفتارها و فعالیت ها با مشخصات معین، معقول و توافق شده ارائه شوند

هزینه: قیمت جابجایی ها و انجام فعالیت های خدماتی مناسب باشد.

زمان بندی: مدت زمان انتظار برای دریافت خدمات و دریافت خدمات  مناسب باشد.

به طور کلی هر سازمانی قصد دارد به طور مطمئن و کامل استاندارد های معینی را رعایت کند و وظیفه مدیر عملیات تلاش در جهت اجرای این استاندارد ها است و مسلماً این هدف بر تصمیمات مدیر عملیات در رابطه با خدمات مشتریان تاثیر می گذارد.

استفاده بهینه از منابع

هدف اساسی دیگری که سیستم های عملیاتی به دنبال آن هستند استفاده موثر و بهینه از منابع محدود خود در تامین مشخصات درخواستی مشتریان است. به این معنی که سیستم باید با استفاده بهینه از منابع به بهترین شکل درخواست مشتریان را برآورده نماید. مسلماً استفاده ناصحیح از منابع و یا عدم تامین خواست های مشتری باعث سقوط اقتصادی سیستم عملیاتی می شود. لذا باید هر دو با هم مد نظر مدیر عملیات باشند.

مدیریت عملیات در همه حال درگیر تصمیم گیری برای استفاده بهینه از منابع است و قصد دارد بالاترین استفاده را از منابع ببرد و حداقل ضایعات و نقص در کار را نتیجه بگیرد. مفهوم استفاده بهینه از منابع را می توان از جایگاه های مختلفی مانند استفاده بهینه از زمان، فضای کارگاهی و حتی سطح انجام فعالیت ها بررسی نمود که هر کدام معیارهای ارزیابی مرتبط به خود را دارند و اولویت توجه به آنها را اهداف اصلی سازمان مشخص می کند.

بنابراین مدیریت عملیات باید همزمان هم به تامین درخواست های مشتریان به بهترین شکل بپردازد و هم از منابع  به شکل بهینه استفاده نماید. اغلب این دو هدف در تناقض با یکدیگرند یعنی بهبود در یکی منجر به ضعیف شدن دیگری می شود و امکان اینکه  هر دو با هم بهبود یابند وجود ندارد. بنابراین مدیر تولید باید عملکرد رضایت بخشی جهت تعادل بین این دو داشته باشد. همه فعالیت های مدیریت عملیات باید در راستای این دو هدف انجام شوند و به دلیل تناقض بین این دو، مسائل و مشکلات فراوانی در تصمیم گیری ها روبروی مدیر عملیات قرار می گیرد.

در جدول زیر خلاصه ای از این دو هدف اصلی مدیریت عملیات ارائه شده است. اینکه مدیر عملیات چگونه باید بین این دو هدف اغلب متناقض تعادل برقرار کند به موارد زیادی مانند شرایط بازار، موقعیت رقبا و نقاط قوت و ضعق سازمان بستگی دارد.

هدف 1: ارائه کالا / خدمات مناسب به مشتریان

هدف 2: استفاده بهینه از منابع

ارائه خدمات به مشتریات در چهارچوبی توافق شده و مطلوب (که منجر به رضایت مشتری می شود) با تامین کاها و خدمات دارای مشخصات مطلوب، قیمت مطلوب و زمان بندی ارائه مطلوب

استفاده موثر از ابعاد مختلف منابع (کارایی) مانند نیروی انسانی، تجهیزات و ماشین آلات، مواد و بودجه

پست مرتبط بعدی: مدیریت جهانی عملیات

پست مرتبط قبلی: چهارچوب مدیریت عملیات


 
 
اصطلاحات رایج در حل مدل برنامه ریزی خطی
نویسنده : محسن - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦
 

شاید در بسیاری از موارد اصطلاح «جواب» به معنای پاسخ نهایی یک مسئله باشد، اما در مباحث برنامه ریزی خطی این اصطلاح کاربرد کاملاً متفاوتی دارد. در برنامه ریزی خطی هر مقداری که به متغیرهای تصمیم داده شود بدون توجه به اینکه مطلوب است یا خیر، جواب نامیده می شود. انواع مختلف جواب را با استفاده از صفاتی که به این اصطلاح می دهند مشخص می کنند.

جواب موجه جوابی است که در همه محدودیت ها صدق کند و جواب غیرموجه جوابی است که حداقل از یکی از محدودیت ها انجراف داشته باشد و در آن صدق نکند. برای نمونه نقاط (2,3) و (4,1) در شکل 4 جواب های موجه هستند در حالیکه نقاط (-1,3) و (4,4) جواب های غیر موجه هستند. مجموعه همه جواب های موجه را فضای موجه می نامند. در شکل 4 منطقه هاشور خورده معادل فضای موجه است.

ممکن است مسئله ای دارای جواب موجه نباشد. در مثال شرکت ویندور اگر محدویت جدیدی با این عنوان اضافه کنیم که سود حاصل از محصولات جدید باید حداقل 50000 دلار در هفته باشد، رابطه جدیدی به صورت 3x1+5x2>=50 به مدل اضافه میگردد که در صورت رسم آن فضای موجه از بین می رود. به این معنی که هیچ ترکیبی از محصولات جدید نمی تواند در همه محدودیت ها صدق کند. این حالت در شکل 1 قابل مشاهده است.

شکل 1. مسئله شرکت ویندور با محدودیت جدید بدون فضای موجه

 در صورتی که مسئله دارای فضای موجه باشد، هدف یافتن بهترین جواب موجه است به طوریکه مقدار تابع هدف را به بهترین سطح در جهت مطلوب (ماکزیمم یا مینیمم) برساند. جواب بهینه یکی از جواب های موجه است که مطلوب ترین مقدار ممکن برای تابع هدف را ایجاد کند. مطلوب ترین مقدار ممکن عبارت است از بزرگترین مقدار در صورتی که مسئله ماکزیمم نمودن تابع هدف باشد و کمترین مقدار، اگر مسئله مینیمم نمودن تابع هدف باشد. بسیاری از مسائل تنها دارای یک جواب بهینه هستند ولی ممکن است مسئله ای دارای بیش از یک تابع هدف باشد. برای مثال اگر در مسئله شرکت ویندور سود حاصل از تولید یک دسته از محصول دوم به مقدار 2000 دلار تغییر یابد، تابع هدف نیز به شکل Z=3x1+2x2 تغییر خواهد کرد و بنابراین همه نقاطی که روی پارهخط بین (2,6) و (4,3) هستند جواب بهینه خواهند بود. این حالت را در شکل 2 می توانید ببینید. در اینگونه مسائل تعداد جواب های بهینه بینهایت است که مقادیر تابع هدف حاصل از آنها با هم برابر هستند و در اصطلاح می گویند مسئله دارای جواب بهینه چندگانه است.

شکل 2. وجود چندین جواب بهینه با تغییر تابع هدف مسئله شرکت ویندور

حالت ممکن دیگر این است که مسئله دارای جواب بهینه نداشته باشد. این حالت زمانی رخ می دهد که یا مسئله اصلاً دارای فضای موجه نباشد و یا اینکه دارای فضای موجه باشد ولی محدودیت ها به گونه ای باشند که از افزایش مقدار تابع هدف در جهت مطلوب (مثبت یا منفی) جلوگیری نکنند و بتوان آن را تا بینهایت بهبود داد. به این مورد در اصطلاح شرایط z بیکران می گویند. برای نمایش ترسیمی این حالت فرض کنید دو محدودیت ساختاری مسئله شرکت ویندور حذف شوند. نتیجه مشابه شکل 3 خواهد شد:

 

شکل 3. مسئله شرکت ویندور بدون دو محدودیت ساختاری آخر و دارای Z بیکران

حال به معرفی نوع خاصی از جواب موجه می پردازیم که نقشی کلیدی در روش سیمپلکس که در فصل بعد به آن می پردازیم بازی می کند. جواب موجه گوشه ای یا به اختصار جواب CPF جوابی است که در گوشه فضای موجه قرار گیرد. در شکل 4 پنج جواب CPF مربوط به مسئله شرکت ویندور مشخص شده است.

شکل 4. پنج نقطه مشخص شده جواب های CPF مسئله شرکت ویندور هستند.

 در ادامه درباره رابطه بین جواب بهینه و جواب CPF توضیح مختصری می دهیم. یک مسئله برنامه ریزی خطی را که دارای جوای های موجه و فضای موجه کراندار است را در نظر بگیرید. این مسئله لزوماً دارای چند جواب CPF و حداقل یک جواب بهینه است. در فصل های آینده ثابت خواهیم کرد که بهترین جواب CPF حتماً یکی از جواب های بهینه این مسئله است. بنابراین اگر مسئله تنها دارای یک جواب بهینه باشد، آن جواب همان بهترین جواب CPF است و اگر جزء مسائل دارای جواب بهینه چندگانه باشد، حداقل دو جواب CPF در بین جواب های بهینه وجود دارد. در مسئله شرکت ویندور تنها یک جواب بهینه، (2,6)، وجود دارد که با مشاهده شکل 4 مشخص می شود که این نقطه یکی از جواب های CPF است. در صورتی که شکل تغییر یافته این مسئله که دارای جواب بهینه چندگانه است را در نظر بگیریم که در شکل 2 نشان داده شده است، مشخص می شود که دو تا از جواب های بهینه (2,6) و (4,3) جواب CPF هستند.

پست مرتبط بعدی: فرضیات مدل برنامه ریزی خطی: تناسب

پست مرتبط قبلی: قالب استاندارد مدل برنامه ریزی خطی


 
 
اجزای مدل ریاضی برنامه ریزی خطی : تابع هدف
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦
 

تابع هدف رابطه ای است ریاضی، که برحسب متغیرهای تصمیم نوشته می شود و هدف مسئله را بیان می کند و تصمیم گیرنده به کمک تکنیک های شناخته شده مختلف، سعی در حداکثر نمودن (Maximize) و یا حداقل نمودن (Minimize) تابع هدف دارد. برای نمونه حداکثر کردن درآمد و یا حداقل نمودن هزینه تولید محصولی خاص. برای شکل دهی تابع هدف تشخیص پارامترهایی مانند سود (برای حداکثر کردن) و یا هزینه (برای حداقل کردن) تولید یک کالا پارامترهایی ضروری هستند. پس از تشخیص، این پارامترها با متغیرهای تصمیم مناسب همبسته می شوند و تابع هدف نهایی ایجاد می شود. به این پارامترها در اصطلاح ضرایب (سود یا هزینه) تابع هدف می گویند.

پست مرتبط بعدی:اجزای مدل ریاضی برنامه ریزی خطی : محدودیت ها

پست مرتبط قبلی: اجزای مدل ریاضی برنامه ریزی خطی : متغیر تصمیم


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار : ارتعاشات (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦
 

بیماریهای شغلی ناشی از ارتعاشات : نتیجه قرار گرفتن بدن انسان به مدت طولانی در معرض ارتعاشاتی با شدت بالا تولید اختلالات فیزیولوژیکی و عوارض ناخوشایندی مانند پیچش و درد در اندامهای شکمی ، قفسه سینه ، سر و ستون فقرات است . از دیگر آسیبهای وارده بر بدن در صورت تماس دائمی و طولانی با ابزار و ماشین آلات لرزشی می توان امراض زیر را نام برد .

  • ضایعات مفصلی : ایجاد دردهای شدید ، تورم و تغییر شکل در مفاصل ، مچ ، آرنج و شانه که با عکس برداری قابل تشخیص هستند .
  • ضایعات در بافتهای نرم : لاغر و ضعیف شدن ماهیچه ها ، درد و تورم و قرمزی دستها در اثر آسیب دیدن عصب کوبیتال دست .
  • ضایعات استخوانی : کم شدن کلسیم استخوانها ، پیدا شدن کیستها و رسوبات استخوانی که با عکس برداری دیده می شوند .
  • ضایعات عمومی : اختلالات در شنوایی ، ایجاد بی خواب ، فشارهای عصبی و بی حوصله گی .
  • اختلالات در گردش خون و ضایعات عروقی : اگر  تماس با ابزار آلات لرزش به مدت طولانی ادامه پیدا کند پس از دو تا سه سال عوارض ثانوی مربوط به عروق ظاهر می گردند که در این صورت تماس شغلی باید حتما (وفورا ) قطع گردد . از نشانه های این بیماری ناتوانی و لاغری شدید ماهیچه هاو انگشتان همراه با سفید شدن و سپس کبود شدن دستان می باشد .

راههای پیشگیری بیماریها و عوارض ناشی از ارتعاشات : برای جلوگیری از ایجاد ارتعاش و یا حفاظت کارکنان در مقابل ارتعاشات اقدامات زیر را می توان انجام داد:

  • محکم نمودن پایه های ماشینها یا زیر بناها
  • استفاده از فنرهای مناسب و خفه کننده ها در زیر ماشین آلات
  • عایق نمودن زیر بناها با استفاده از بسترهای شنی ، صفحات عایق از کائوچو و لاستیک فشرده .
  • برداشتن و تعویض یا تعمیر قطعات لرزان و آزاد ماشین آلاتی که ایجاد ارتعاش می نمایند .
  • ایجاد فونداسیون متناسب با شدت ارتعاشاتی که دستگاه ایجاد می کند .
  • تعویض ماشین ارتعاش زایاموتور آن ( مثلا نصب موتور الکتریکی بجای دیزلی ) .
  • دور کردن حتی الامکان کارگران از ماشینهای مرتعشی که اتوماتیک هستند و احتیاج به نزدیکی کارگران به آنها نیست .
  • معاینات استخدامی برای جلوگیری از کارکردن بیماران عروقی ، عضلانی ، استخوانی ، عصبی ، ...
  • انجام معاینات دوره ای جهت ردیابی نشانه های بیماریهای فوق الذکر.
  • آموزش و تعلیم کارکنان برای کارکردن سالم با ماشین آلات ارتعاشی .
  • استفاده از ابزار و لوازم حفاظتی مانند دستکش و کفشهای مخصوص ، گوشبند
  • کاهش مدت کار روزانه در پستهای خطرناک ، منقطع کردن کار همراه با زمانهای استراحت طولانی .

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار : سر و صدا (قسمت اول)

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار : ارتعاشات (قسمت اول)


 
 
چهارچوب مدیریت عملیات
نویسنده : محسن - ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦
 

همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید، مدیریت عملیات را می توان در چهارچوبی از وظایف مدیریت قرار داد. مدیران عملیاتی دارای وظایفی مانند برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل فعالیت هایی هستند که بر رفتار نیروی کار و مدل های عملیاتی تاثیر دارند.

برنامه ریزی

فعالیت هایی که به تعیین رشته ای از کارها می پردازند و خط مشی تصمیم گیری های آینده را مشخص می کنند در اصطلاح برنامه ریزی گویند. مدیر عملیات اهداف زیرسیستم های سازمان را تعیین می کنند و سپس سیاست ها و رویه هایی را برای رسیدن به این اهداف مشخص می کنند. این مرحله شامل تعیین نقش و تاثیر عملیات های گوناگون در استراتژی کلی سازمان است. همچنین وظیفه برنامه ریزی شامل برنامه ریزی محصول، طراحی امکانات و تسهیلات و تعیین فرایند تبدیل نیز می باشد.

سازماندهی

 به تعیین ساختار، وظایف، اختیارات و مسئولیت ها در اصطلاح سازماندهی می گویند. یکی از وظایف مدیر تولید تعیین مسیر حرکت اطلاعات و همچنین نقش های کاری در زیرسیستم های عملیاتی است. پس از برنامه ریزی و تعیین فعالیت های لازم جهت رسیدن به هدف، مدیر تولید باید اختیارات و مسئولیت های افراد را برای دستیابی به هدف سازمان تبیین کند.

کنترل

کلیه فعالیت هایی که برای اطمینان از مطابقت عملکرد واقعی سیستم با عملکرد برنامه ریزی شده صورت می گیرد را کنترل سیستم گویند. برای اطمینان حاصل کردن از اینکه برنامه زیر سیستم های عملیاتی کاملاً اجرا شود، مدیر تولید باید به طور دائم خروجی های سیستم را اندازه گیری و با خروجی های از قبل برنامه ریزی شده مقایسه کند. کنترل هزینه ها، کیفیت و زمان بندی مهمترین بخش های کنترل هستند.

رفتار

مدیر عملیات باید همیشه توجه داشته باشد که تصمیمات او در رابطه با برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل چگونه بر رفتار نیروی کار تاثیر می گذارد. حتی آنها باید بدانند که چگونه رفتار زیر دستان بر فعالیت های برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل تاثیر دارد.

مدل ها

مدیر عملیات هنگام طی مراحل برنامه ریزی سازماندهی و کنترل با مسائلی روبرو می شود که باید در رابطه با آنها تصمیم بگیرد. مدیر عملیات می تواند مشکلات خود را با استفاده از مدل های گوناگون ساده کند. برای مثال برای پاسخ به این سوال که در کوتاه مدت بهترین نحوه استفاده از ظرفیت چیست می توان از مدل های برنامه ریزی تجمعی[1] استفاده نمود. برای تعیین حجم مناسب تولید می توان از تحلیل نقطه سر به سر[2] بهره برد. برای بهینه سازی ظرفیت ها از برنامه ریزی خطی[3] و شبیه سازی کامپیوتری[4] استفاده کرد. برای تعیین بهترین محل قرارگیری تجهیزات از مدل میانه ساده[5] استفاده نمود و ...



[1] aggregate planning models

[2] break even analysis

[3] linear programming

[4] computer simulation

[5] simple median model

پست مرتبط بعدی: اهداف مدیریت عملیات

پست مرتبط قبلی: تشخیص عملیات تولیدی از عملیات خدماتی


 
 
اجزای مدل برنامه ریاضی برنامه ریزی خطی: متغیر تصمیم
نویسنده : محسن - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥
 

مدل های ریاضی شامل سه جزء اصلی هستند: متغیرهای تصمیم (مجهولات مسئله)، تابع هدف (که باید آن را بهینه نمود) و محدودیت ها (شرایط محدود کننده مسئله). این اجزاء در این مطلب و دو مطلب مرتبط آینده به طور خلاصه تشریح می شوند.

متغیرهای تصمیم

 متغیر تصمیم می تواند میزان تولید یک کالا باشد، می تواند تعداد افراد تخصیص یافته به یک کار باشد و یا هر دو. اینکه متغیر تصمیم چگونه تعریف شود بستگی به نوع مسئله و مجهولات آن دارد. هدف تصمیم گیرنده یافتن مجموعه ای از مقادیر برای متغیرهای مجهول مسئله است به طوریکه بتوانند جوابی بهینه برای مسئله مورد نظر ارائه دهند. متغیر های تصمیم را معمولاً به شکل های x1، x2 و x3 . یا x، y و z نشان می دهند. با این حال مدلساز در نمادگذاری متغیرها آزاد است. اما باید در نظر داشت برخی از نرم افزارهای موجود برای نام متغیرهای تصمیم محدودیت هایی از جمله در طول این عبارات دارند. در مقابل نرم افزارهایی نیز وجود دارند که به مدلساز اجازه نام گذاری با هر طول از حروف و یا حتی عبارات ترکیبی شامل حروف و اعداد را می دهند. در برخی از مسائل بهتر است برای متغیرها اسامی معنی دار و مفهوم انتخاب گردد. استفاده از نام های کوتاه برای متغیرهای تصمیم به 2 دلیل عمده ترجیح داده می شود: (1) استفاده از نام های کوتاه امکان اشتباه در نوشتن و یا تایپ کردن را کاهش می دهد و (2) مدل را فشرده تر و مختصر می سازد.

مطلب مرتبط بعدی: اجزای مدل برنامه ریاضی برنامه ریزی خطی: تابع هدف

مطلب مرتبط قبلی: دسته بندی مسائل بهینه سازی


 
 
قالب استاندارد مدل برنامه ریزی خطی
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥
 

حال که به کمک مسئله شرکت ویندور آشنایی اولیه ای با برنامه ریزی خطی و مدل آن بدست آمد، می توانیم مدلی ریاضی برای شکل عمومی مسئله تخصیص منابع به فعالیت ها بسازیم. این مسئله به دنبال یافتن مقادیر مناسب برای x1,x2,…xn است به طوریکه تابع Z ماکزیمم گردد، یعنی:

و همچنین محدودیت های زیر نیز رعایت شود:

و

به این شکل از مدل نویسی قالب استاندارد می گویند. این شکل مدل نویسی در این وبلاگ و در بسیاری از کتاب های تحقیق در عملیات به این نام شناخته می شود البته ممکن است در مراجعی به شکل های دیگری نام قالب استاندارد داده شده باشد. به هر حال به هر مسئله ای که بتوان مدل ریاضی آن را به شکل بالا نوشت، می توان مسئله برنامه ریزی خطی گفت. برای مثال مدل مسئله شرکت ویندور منطبق بر قالب استاندارد است و در آن m = 3 و n = 2 است.

تابعی را که باید ماکزیمم شود، تابع هدف می نامند. قید های ذکر شده در مدل را نیز محدودیت می گویند. m محدودیت اول را ، محدودیتهای تابعی یا محدودیتهای ساختاری می گویند. همچنین به محدودیت های xj>=0، محدودیت های غیر منفی یا شرط غیر منفی بودن می گویند.

قالب های دیگر

برخی مسائل در ظاهر با قالب استاندارد مطابقت ندارند ولی می توان آنها را مسائل برنامه ریزی خطی دانست و به کمک روش ها و الگوریتم های مربوطه به حل آنها پرداخت. برای مثال:

  • تابع هدف به جای ماکزیمم شدن باید مینیمم گردد:

  • برخی از محدودیتهای تابعی از نوع نامعادلات بزرگتر مساوی هستند:برای تعدادی از iها
  • برخی از محدودیتهای تابعی از نوع معادله هستند:برای تعدادی از iها
  • برای برخی از متغیرهای تصمیم شرط غیر منفی بودن وجود ندارد و در اصطلاح می نویسند:

    برای تعدادی از jها xj آزاد در علامت

هر مسئله ای که برخی یا همه شرایط بالا را داشته باشد و در عین حال در بقیه موارد مشابه قالب استاندارد باشد نیز مسئله برنامه ریزی خطی نامیده می شود. از اینجا به بعد تعریف خود را از مسائل خطی با عنوان مسائلی که باید منابع محدود را به فعالیت ها اختصاص داد تغییر داده و می گوییم هر مسئله ای را که بتوان در قالب مدل برنامه ریزی خطی نوشت، نوعی مسئله برنامه ریزی خطی است.

 پست مرتبط بعدی: اصطلاحات رایج در حل مدل برنامه ریزی خطی

پست مرتبط قبلی: اصطلاحات و اجزای مدل برنامه ریزی خطی


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: ارتعاشات (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥
 

ارتعاشات یکی از عوامل محیط هستند که در صورت قوی بودن و مداوم بودن در حین کار می توانند صدمات زیادی به سلامتی انسان بزنند . ارتعاشات می توانند بصورت غیر مستقیم به بدن منتقل شوند ، مثلا از طریق لرزش صندلی اتومبیلی که بر روی آن نشسته ایم ، یا از طریق سکویی که کارگر در حین کار با ماشین ارتعاشی بر آن ایستاده است ، ارتعاشات همچنین به صورت مستقیم به بدن وارد می شوند . مثل ارتعاشاتی که در حین کار با ابزار ارتعاشی و لرزنده مانند مته های برقی ، چکشها و پرسهای بادی یا سایر ابزار آلات کوبنده که با فشار هوای فشرده کار می کنند به بدن منتقل می شوند .

انسان از نظر فیزیولوژیکی دارای اعضاء متحرک و تخفیف دهنده ارتعاش می باشد . این دریافت کننده های طبیعی ارتعاشات نه تنها در قسمتهای سطحی بدن که در تماس با ابزارو ماشین آلات ارتعاشی هستند وجود دارند ، بلکه در داخل بدن نیز که ارتعاشات دریافتی در آنجاها منتشر می شوند وجود دارند . در قسمتهای سطحی بدن دریافت کننده های پوستی ارتعاشات را جذب کرده و در داخل بدن نسجها و نقاط اتصالی ( استخوانی و ماهیچه ای ) این ارتعاشات را در داخل منتقل می کنند .

واحد ارتعاش : فرکانس مقدار ارتعاش با واحد هرتز (HERTZ) بیان می شود که عبارت است از تعداد ارتعاشات در یک ثانیه . جدول زیر حداکثر قابلیت انتقال ارتعاش توسط چند یک از اندامهای بدن را نشان می دهد .

شکم                                3 هرتز

سر                                  20 هرتز

تخم چشم                          40 تا 100 هرتز

لگن خاصره                        10 تا 12 هرتز

معمولا بدن انسان اگر در تماس مستقیم و دائمی با ارتعاشات زیر 16 هرتز برای بعضی اندامها و ارتعاشات بین 40 تا 80 هرتز برای برخی دیگر باشد ، با توجه به فاکتورK امکان آسیب پذیری وجود دارد .

فاکتورK عبارت است از معیاری برای درک شدت ارتعاش ( بخصوص ارزیابی ارتعاشات عمودی مثلا در وسایل نقلیه و تراکتور ) . بنابراین فاکتور K تابعی است از شتاب ارتعاش ، سرعت ارتعاش ( یا ضربه ارتعاش ) ، و ارتفاع فرکانس ارتعاش . جدول زیر درجه احساس و درک ارتعاش را و تحمل پذیرش آنرا نسبت به فاکتور K نشان می دهد .

فاکتور

میزان درک و احساس

تحمل پذیرش و قابلیت انجام کار

0.1

0.25

0.63

1.6

4

10

25

63

احساس نمی شود

در مرز احساس

حس می شود

بخوبی حس می شود

شدیدا حس می شود

خیلی شدید حس می شود

خیلی شدید حس می شود

فوق العاده شدید حس می شود 

 

 

 

کار جسمی مداوم

کار جسمی با تناوب کوتاه

کار جسمی با تناوب طولانی

رانندگی مداوم

رانندگی با زمان کوتاه

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: ارتعاشات (قسمت دوم)

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: نور و روشنایی (قسمت دوم)


 
 
دسته بندی مسائل بهینه سازی
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

مسائل بهینه سازی را می توان طبق نمودار شکل زیر تقسیم بندی نمود. پیش از این دسته بندی بر اساس تعداد تابع هدف (تک هدفه و چند هدفه) و نوع آن (ماکزیمم و مینیمم) را شرح دادیم. در مسائل چند هدفه عموماً توابع هدف با یکدیگر در تناقض هستند. در غیر این صورت می توان چند هدف را تبدیل به یک هدف نمود. اینکه مسئله دارای محدودیت است یا خیر نوع دیگری از دسته­بندی مسائل را تعریف می کند. برخی از کارشناسان معتقدند که در دنیای واقعی هیچ مسئله ای بدون محدودیت نیست و همه مسائل حداقل دارای یکی از محدودیتهای تابعی یا حدی (مرز بالا و پایین متغیر تصمیم) هستند. مطالعه مسائل بدون محدودیت یا به عبارت دیگر مسائل نامقید از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از الگوریتم های بهینه سازی مسائل مقید را با تبدیل آنها به یک یا مجموعه ای از مسائل نامقید حل می کنند. علاوه بر این بسیاری از تکنیک های بهینه سازی مسائل مقید بر اثر تغییرات خلاقانه ای که بر تکنیک های بهینه سازی نامقید صورت گرفته، ایجاد شده اند.

همچنین متغیرهای تصمیم مسئله را نیز می توان به سه دسته، حقیقی، عدد صحیح و یا ترکیبی از هر دو تقسیم نمود. با این حال بسیاری از مدلسازان دسته بندی دیگری با موضوعات پیوسته، گسسته (مسائل عدد صحیح) و ترکیبی از این دو را بیشتر می پسندند. در مسائلی با متغیرهای پیوسته (حقیقی)، اصولاً در پی یافتن مجموعه ای از اعداد حقیقی هستیم. میائل بهینه سازی با متغیرهای گسسته یا عدد صحیح را مسائل ترکیبی می گویند. در مسائل ترکیبی به دنبال هدف بهینه از بین یک مجموعه محدود یا غیرمحدود هستیم، که می تواند یک عدد صحیح، یک مجموعه و یا حتی یک گراف باشد. این دو نوع مسئله ذات کاملاً متفاوتی دارند و روش های حل آنها نیز کاملاً متفاوت است.

 طبقه بندی توابع اساساً با ویژگی های ریاضی تابع که از منظر شیوه حل بسیار اهمیت دارد، در ارتباط است. توابع هدف و محدودیت ها می توانند خطی، غیر خطی یا ترکیبی از هر دو باشند. اگر همه توابع مدل خطی باشند به آن مدل برنامه ریزی خطی می گویند. اگر حداقل یکی از توابع مدل خاصیت غیرخطی داشته باشند، مدل را مدل غیر خطی می نامند. روش های حل مسئله های غیرخطی کاملاً متفاوت و پیچیده تر از روش های حل مسائل خطی است. یک مسئله نامقید تک هدفه از نقطه نظر علم بهینه سازی ساده ترین نوع مسئله برای حل است ولی اگر همین مسئله نامقید از نوع غیرخطی باشد می تواند تا بالاترین سطح دشواری مسائل بهینه سازی پیش رود. اثبات این ادعا نیز مطالعات و مقالات فراوانی است که در رابطه با روش های حل این نوع مسئله ارائه شده است.

ویژگی محدب بودن یکی از مهمترین مشخصه های بهینه سازی کلاسیک است به طوریکه بسیاری از تکنیک ها و الگوریتم های بهینه سازی با این فرض می توانند استفاده شوند که توابع محدب هستند. در بهینه سازی، روش های حل را می توان در دو گروه اساسی قرار داد: روش های مشتق پایه و روش های آزاد از مشتق. برای استفاده از تکنیک های مشتق پایه، لازم است که توابع مشتق پذیر باشند. لازمه مشتق پذیری تابع نیز پیوستگی آن است. مباحث مربوط به مشتق پذیری، پیوستگی و تحدب توابع را می توانید در بسیاری از مراجع و کتابهای ریاضی دانشگاهی مطالعه کنید.

به عنوان مثال یک مسئله تک متغیره مقید با متغیرهای تصمیم پیوسته می تواند غیرخطی، محدب و مشتق پذیر باشد. به علاوه بر اساس دسته بندی بالا، دامنه مسائل بهینه سازی ویژگی های بسیاری از تابع، مثل تک نمایی بودن یا چند نمایی بودن، ایستا بودن یا پویا بودن و حتی ویژگی محدودیت ها مثل نرم بودن یا سخت بودن آنها را می تواند در بر گیرد. تابعی را که دارای تنها یک پیک (محلی یا سراسری) باشد در اصطلاح تک نمایی می گویند و تابعی را که بیش از یک پیک داشته باشد، تابع چند نمایی می گویند. اگر تابعی در طول زمان تغییر کند آن را پویا و در غیر صورت آن را ایستا می گویند. در این کتاب ما تنها به توابع ایستا می پردازیم. محدودیت هایی که جواب نهایی مسئله حتماً باید در آنها صدق کند را محدودیت های سخت گویند و محدودیت های نرم محدودیت هایی هستند که کمی انحراف جواب نهایی از آنها به میزان مشخصی و یا طبق شرایطی قابل قبول است. 

پست مرتبط بعدی: اجزای مدل برنامه ریزی خطی: متغیر تصمیم

پست مرتبط قبلی: مفهوم بهینه سازی


 
 
اصطلاحات و اجزای مدل برنامه ریزی خطی
نویسنده : محسن - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

مسئله شرکت ویندور، به نوعی نمونه ای کوچک و مینیاتوری از مسائل معمولی برنامه ریزی خطی بود. با این حال برنامه ریزی خطی بسیار پیچیده تر و گسترده تر از آن است که بتوان با یک نمونه مثال کاملاً به شرح مشخصات آن پرداخت. در این پست قصد داریم مشخصه های عمومی مسائل برنامه ریزی خطی را تشریح کنیم.

در ابتدا به آشنایی با برخی اصطلاحات و عبارات اولیه می پردازیم. در ستون اول جدول زیر اجزای مسئله شرکت ویندور خلاصه شده است. ستون دوم، اصطلاحات رایج برای این اجزا را نشان می دهد که با بسیاری از مسائل برنامه ریزی خطی همخوانی دارد. اصطلاحات کلیدی عبارتند از منابع و فعالیت ها m تعداد منابع مختلف مورد استفاده و n تعداد فعالیت های مورد نظر در مسئله را نشان می دهد. بودجه، انواع ماشین ها، تجهیزات و پرسنل مثال هایی از منابع در مسئله ها هستند. همچنین سرمایه گذاری در پروژه هایی مشخص، تبلیغ در رسانه های گوناگون و حمل و نقل کالا از مبداء معین به مقصدی معین نیز مثال هایی از فعالیت ها در مسائل برنامه ریزی خطی هستند. در هر مسئله برنامه ریزی خطی فعالیت ها می توانند همه از یک نوع باشند و یا می توانند متفاوت باشند.

اصطلاحات رایج در برنامه ریزی خطی

مسئله شرکت ویندور

مسئله عمومی

ظرفیت تولید کارخانه ها

3 کارخانه

منابع

m منبع

تولید محصولات

2 محصول

نرخ تولید محصول jام، xj

فعالیت ها

n فعالیت

سطح انجام فعالیت jام، xj

سود Z

معیار ارزیابی عملکرد کل سیستم Z

 

 همانطور که در پست های قبل اشاره کردیم بیشترین نوع کاربرد برنامه ریزی خطی مربوط است به تخصیص منابع به فعالیت ها. مقدار موجود برای هر منبع مقداری محدود است، بنابراین باید تخصیص منابع به صورت بهینه انجام شود، یعنی باید سطح انجام فعالیت ها به گونه ای تعیین شود که به بهترین جواب ممکن برای معیار ارزیابی عملکرد کل سیستم برسیم.

اغلب از نمادهای مشخصی برای نشان دادن اجزای یک مدل برنامه ریزی خطی استفاده می شود. این نمادها همراه با تفسیر آنها در مسئله تخصیص منابع به فعالیت ها در لیست زیر آمده اند.

مقدار معیار ارزیابی عملکرد کل سیستم

Z =   

سطح فعالیت jام (برای j = 1,2,…,n)

xj =   

مقدار افزایش Z در اثر افزایش یک واحدی سطح فعالیتj ام

cj =   

مقدار موجود از منبع ام (برای i = 1,2, …, m)

bi =   

مقداری که از منبع Z که برای انجام هر واحد از فعالیتj ام مصرف می شود.

aij =  

از آنجا که هدف برنامه ریزی خطی کمک به تصمیم گیری در مورد انتخاب سطح انجام فعالیت ها است، لذا به x1,x2,…,xn در اصطلاح متغیرهای تصمیم[1] می­گویند. طبق جدول مقادیر cj، bj و aij (برای i=1,2,…,m و j = 1,2,…,n) داده های ثابت مدل هستند که در اصطلاح به آنها پارامترهای مدل می گویند.



[1]  decision variables

پست مرتبط بعدی: قالب استاندارد مدل برنامه ریزی خطی

پست مرتبط قبلی: حل یک مسئله ساده برنامه ریزی خطی


 
 
پروژه آشنایی با PROMETHEE روشی برای تصمیم گیری چند معیاره
نویسنده : محسن - ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

 این پروژه تحقیقی با نام «روشی برای رتبه بندی در مسائل تصمیم گیری چند معیاری؛ PROMETHEE» در فرمت PDF به حجم 555 KB و در 14 صفحه با فهرست زیر تنظیم شده است:

  • مقدمه
  • اصول تکنیک PROMETHEE
  • توسعه مفهوم معیار
  • نوع i معیار معمولی
  • نوع II : شبه معیار
  • نوع III: معیار با ترجیح خطی
  • نوع IV: معیار سطحی
  • نوع V: معیار با ترجیح خطی و منطقه بی تفاوتی
  • نوع VI: معیار گوسی
  • گراف رتبه بندی
  • بهره برداری از گراف رتبه بندی
  • روش PROMETHEE I: رتبه بندی نسبی گزینه ها
  • روش PROMETHEE II: رتبه بندی کامل گزینه ها
  • مراجع

 برای نمونه صفحه شماره 9 این پروژه در عکس زیر ارائه شده است.

جهت دریافت اطلاعات نحوه خرید این پروژه با m.rahimi.m@gmail.com تماس بگیرید.

 


 
 
تشخیص عملیات تولیدی از عملیات خدماتی
نویسنده : محسن - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

از مشخصه های زیر می توان جهت تمیز دادن عملیات تولیدی از عملیات خدماتی استفاده نمود:

1)      ملموس بودن یا ملموس نبودن خروجی

2)      نوع مصرف خروجی

3)      نوع و طبیعت کار

4)      میزان ارتباط با مشتری

5)      میزان دخالت مشتری در ایجاد خروجی

6)      نحوه ارزیابی عملکرد خروجی

Manufacturing & Service Operations Management

 

عملیات تولیدی اغلب دارای خروجی ملموس است که مشتری آن را در طول زمان مصرف می کند، کارها در این عملیات بیشتر وابسته به تجهیزات است و کمتر به نفرات وابسته است، در طول عملیات ارتباط کمی با مشتری برقرار است و مشتری غالباً هیچ همکاری و شراکتی در مراحل تولید ندارد و همچنین روش های پیچیده ای برای اندازه گیری کارآمدی تولید و چگونگی مصرف منابع به کار می رود.

عملیات خدماتی اغلب دارای خروجی نا ملموس است که مشتری آن را دفعتاً مصرف می کند، کارها در این عملیات بیشتر وابسته به نیروس کار است و کمتر به تجهیزات وابسته است، در طول عملیات رابطه مستقیمی با مشتری برقرار است و مشتری غالباً همکاری و شراکت مداومی در مراحل تولید دارد و همچنین روش های پایه ای و ساده ای برای اندازه گیری کارآمدی تولید و چگونگی مصرف منابع به کار می رود. برخی خدمات تجهیزات محور هستند مانند خدمات جاده ای، خدمات تلفن و برخی دیگر انسان محور هستند مانند خدمات مشاوره و یا حتی آرایشگاه.

پست مرتبط بعدی: چهارچوب مدیریت عملیات

پست مرتبط قبلی: سیستم های عملیاتی و مفهوم عملیات


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: نور و روشنایی (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

اهمیت نور در کارها 

تامین نور کافی و مناسب در کارگاهها ، ادارت ، .... نتایج زیر را ببار می آورد .

  • میل و رغبت کار در کارگران و کارکنان افزایش می یابد .
  • دقت در کار بیشتر می شود .
  • از میزان اشتباهات و حوادث در کار کاسته می شود .
  • نتیجه و حاصل کار مطلوبتر و افزوده می گردد .
  • سلامتی چشمان و قدرت بینائی کارکنان حفظ می گردد و فشارهای عصبی و خستگی کمتر می شود .

منابع نور : برای روشنائی از دو منبع نوری می توان استفاده کرد .

  • منبع طبیعی مانند نور خورشید
  • منبع مصنوعی مانند نور چراغ

برای استفاده از نور طبیعی در کارگاهها و دفاتر نکات زیر را باید رعایت کرد :

به اندازه کافی پنجره در دیوارها و در سقفها نسبت به مساحت کارگاه پخش باشد . نسبت سطح پنجره ها به مساحت کف کارگاه برای داشتن نور یکنواخت بشرح زیر است :

کارهای ظریف :                    یک سوم تا یک پنجم

کارهای معمولی :                  یک پنجم تا یک هفتم

انبارها و راهروها :                  یک دهم

البته این نسبتها بستگی به جهت تابش نور و عوامل دیگری نیز دارد .

  • پنجره ها بایستی حتی الامکان نزدیک به سقف ( حداکثر 25 سانتیمتر ) تعبیه شده باشند تا از نور خورشید استفاده بیشتری شود .
  • در بالای پنجره ها سایبان و در جلوی آنها کرکره نصب شود تا نور قابل تنظیم شدن باشد و از نور زدگی جلوگیری شود .
  • رنگ سقف به رنگ روشن و دیوارها و کف بتدریج تیره تر باشند تا باعث چشم زدگی و خیرگی نشود .

در صورتیکه استفاده از نور طبیعی مقدور نباشد ... (در ادامه مطلب میزان مناسب نور در محیط های مختلف و بیماریهای ناشی از نور را بخوانید)

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: ارتعاشات (قسمت اول)

پست مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: نور و روشنایی (قسمت اول)


 
 
مفهوم بهینه سازی
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۳
 

مفهوم اساسی بهینه سازی یافتن بهترین پاسخ ممکن برای یک مسئله یا مدل مشخص است که این بهترین پاسخ می تواند یک نقطه در صفحه مختصات باشد و هم می تواند یک گزینه از میان چندین مورد باشد. برای این کار، باید همه حالت های ممکن را بررسی نمود و ثابت کرد که جواب انتخاب شده بهترین است. در مسئله ارائه شده در پست قبلی، هدف یافتن مقدار x به نحوی است که TCS مینیمم گردد و همچنین محدودیت های حدود پایین و بالای متغیر نیز رعایت گردد. برای درک بهتر وظیفه بهینه سازی، پارامترهای TCS، TOC و TIC را با توجه به x تحلیل می کنیم. از آنجا که TPC مستقل از x است و بر فرآیند بهینه سازی تاثیری ندارد می توان آن را حذف نمود و مدل بازنویسی شده زیر را ارائه کرد:

برای راحتی تحلیل، این مسئله را با کمک اطلاعات فرضی تبدیل به یک مثال عددی می کنیم. این مسئله می تواند به مثالهای عددی متنوعی تبدیل شود ولی در اینجا فرض کنید با قراردادن D=100، F=4، h=8، lb=1 و ub=15 بخواهیم مثال عددی تولید کنیم. با این اطلاعات x به صورت زیر محاسبه می شود:

x مقادیر بین یک تا 15 را می تواند به خود بگیرد که با در نظر گرفتن x به عنوان عددی صحیح تنها 15 گزینه وجود خواهد داشت. بنابراین به راحتی و طبق جدول 1 برای همه 15 حالت x محاسبه خواهد شد.

جدول 1. مقادیر TOC، TIC و TCS محاسبه شده برای x های مختلف در مثال پست قبلی

400 

404 

200 

208 

33/133 

12 

33/145 

100 

16 

116 

80 

20 

100 

67/66 

24 

67/90 

14/57 

28 

14/85 

50 

32 

82 

44/44 

36 

44/80

10 

40 

40 

80 

11 

36/36 

44 

36/80 

12 

33/33 

48 

33/81 

13 

77/30 

52 

77/82 

14 

57/28 

56

57/84

15 

67/26 

60 

67/86 

 

از جدول 1 می توان نتیجه گرفت مینیمم مقدار برای هزینه کل سیستم برابر با 80 دلار است که در ازای x=10 حاصل می گردد. در حقیقت این جواب بهینه مسئله عددی فوق است و به این معناست که فروشگاه باید در هر بار سفارش 10 عدد کالا خریداری شود. یافتن جواب این مسئله بسیار ساده و راحت است. متاسفانه این روش کار برای همه مسائل بهینه سازی کارساز نیست زیرا اغلب مسئله ها و مدل ها دارای تعداد حالات و گزینه های ممکن بیشتری هستند و کار ارزیابی همه آنها بسیار مشکل است.

به منظور به کاربردن روش ها و الگوریتم هایی که با ارزیابی زیرمجموعه ای از کل گزینه های ممکن قادر به یافتن جواب بهینه هستند لازم است اطلاعاتی راجع به ویژگی ها و خواص توابع داشته باشیم. جهت بررسی رفتار توابع TOC،TIC وTCS نمودار آنها بر حسب x (در بازه 6 تا 15) در شکل 1 رسم شده است. همانطور که مشاهده می کنید TIC به صورت خطی افزایش یافته، TOC نزولی است و TCS (که جمع TIC و TOC است) در ابتدا حالت نزولی و سپس حالت صعودی می گیرد.

شکل 1. نمودار توابع TOC، TIC و TCS بر حسب x

 

در اینجا بر روی نمودار تابع TCS و نقطه ای که این تابع در آن به مقدار مینیمم خود می رسد تمرکز می کنیم. شکل 2 نمودار این تابع را با جزئیات بیشتری نشان می دهد.

از شکل 2 مشخص می شود که تابع TCS تابعی هموار، پیوسته و محدب است که دارای یک نقطه مینیمم در x=10 است که همان پاسخ بهینه مثال عددی بالا می باشد. ترسیم توابعی با سه متغیر به دلیل سه بعدی بودن مشکل است و برای توابعی که بیشتر از سه متغیر دارند این کار عملی نیست. در این مثال، یافتن و تحلیل پاسخ کاملاً به ویژگی های ریاضی تابع وابسته است.

شکل 2. نمودار تابع TCS بر حسب x

 

تابع TCS برای x حقیقی مشتق پذیر است. پس از مشتق گیری از تابع TCS بر حسب x، خواهیم داشت:

 

 

در اصطلاح ریاضی، d(TCS)/dx را گرادیان تابع x می گویند. اگر گرادیان تابع مذکور را در نقاط x=8، x=10 و x=12 محاسبه کنیم خواهیم داشت:

می توان مشاهده کرد که گرادیان در نقطه بهینه (مینیمم) برابر است با صفر، برای x های کمتر از x نقطه بهینه، عددی منفی و برای x های بزرگتر از x نقطه بهینه عددی مثبت است. یعنی برای یافتن جواب بهینه باید به دنبال نقطه ای بگردیم که گرادیان تابع در آن نقطه برابر با صفر باشد.

پست مرتبط بعدی: دسته بندی مسائل بهینه سازی

پست مرتبط قبلی: مثالی ساده از مدل ریاضی برنامه ریزی خطی


 
 
سیستمهای عملیاتی و مفهوم عملیات (operating system)
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۳
 

سیستم های عملیاتی ورودی ها را به خروجی های مورد نیاز مشتری تبدیل می کنند. این سیستم ها منابع را به خروجی هایی تبدیل می کنند که دارای مشخصات راضی کننده مشتری باشد. برخی سازمان ها محصولات فیزیکی ارائه می دهند (هتل ها) و برخی دیگر خدمات (بیمارستان ها) ارائه می کنند. سازمان های تاکسیرانی، خیاطی ها، بیمارستان ها و ساختمان سازی ها نمونه هایی از سیستم های عملیاتی هستند.

اورت آدام و رونالد ابرت[1] سیستم عملیاتی را اینگونه تعریف کرده اند: « یک سیستم عملیاتی سازمان، بخشی از سازمان است که کالاهای فیزیکی و خدمات ارائه می دهد.»

ری وایلد[2] نیز می گوید: « سیستم عملیاتی مجموعه ای از منابع متعامل است برای تهیه کالاها و خدمات.»

 

یک عملیات بر اساس پارامترهای مختلفی تعریف می شود. برای نمونه یک عملیات مشخص بر اساس ماموریتی که برای سازمان انجام می دهد، تکنولوژی خاصی که مورد استفاده قرار می دهد و فرایندهای مدیریتی و نیروی انسانی را که شامل می شود تعریف می شود. عملیات سازمانی را می توان به دو دسته کلی عملیات تولیدی و عملیات خدماتی تقسیم نمود. عملیات تولیدی فرآیند تبدیلی است که خروجی آن محسوس و قابل لمس است مانند یک کالا درحالیکه عملیات خدماتی فرایند تبدیلی است که خروجی آن نامحسوس و غیر قابل لمس است.



[1] Everett E. Adam & Ronald J. Ebert

[2] Ray Wild

پست مرتبط بعدی: تشخیص عملیات تولیدی از عملیات خدماتی

پست مرتبط قبلی: اهداف مدیریت تولید


 
 
حل یک مسئله ساده برنامه ریزی خطی
نویسنده : محسن - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢
 

شرکت تولید شیشه ویندور، محصولات شیشه ای مانند در و پنجره شیشه ای تولید می کند. این شرکت سه کارخانه دارد. درکارخانه اول قاب و چارچوب آلومینیومی تولید می شود، کارخانه دوم قاب چوبی تولید می کند و درکارخانه سوم شیشه تولید و محصول نهایی مونتاژ می گردد.

به علت کاهش درآمدها، مدیر شرکت تصمیم به بازنگری در خطوط تولید شرکت دارد. به طوریکه با کاهش تولید محصولات کم بازده، ظرفیت تولید برای ساخت دو محصول جدید زیر که دارای پتانسیل سودآوری بالایی هستند ایجاد شود:

محصول جدید اول: در شیشه ای 8 فوت با چارچوب آلومینیومی

محصول جدید دوم: پنجره 4 در 6 فوت با قاب چوبی

محصول اول برای تولید به بخشی از ظرفیت تولید کارخانه 1 و 3 نیاز دارد و به تجهیزات کارخانه 2 احتیاجی ندارد. محصول دوم نیز تنها به کارخانه های 2 و 3 نیاز دارد. گزارش های بازاریابی نشان می دهند، هر تعداد که شرکت بتواند از این دو محصول تولید کند، در بازار به فروش خواهد رسید. با این حال، چون هر دو محصول جدید برای تولید به ظرفیت کارخانه سوم نیاز دارند، مشخص نیست چه تر کیبی از این دو محصول تولید شود تا سود بیشتری حاصل گردد. برای پاسخگویی به این سوال، شرکت یک تیم OR تشکیل داده است.

تیم OR در ابتدا جلسه ای را با مدیران عالی شرکت، تربیت داده و هدف آنها را از تشکیل این تیم جویا شد. نتیجه این گفتگوها تعریف مسئله به صورت زیر است:

«تعیین کنید چه نرخی از دو محصول جدید باید تولید شوند تا سود کل شرکت ماکزیمم گردد و در عین حال محدودیت های مربوط به ظرفیت تولید هر سه کارخانه نیز در نظر گرفته شود. هر محصول در دسته های 20 تایی تولید می شود، در نتیجه نرخ تولید به صورت تعداد دسته های تولیدی در هر هفته تعریف می شود. همچنین هر ترکیبی از نرخ تولید دو محصول که در محدودیتها صدق کند قابل قبول است و از این نظر محدودیتی وجود ندارد؛ حتی اگر از یک محصول اصلاً تولید نشود و کل ظرفیت به تولید محصول دیگر اختصاص یابد.»

حل این مسئله و تفسیرهای آن در فایل پیوست قابل دانلود است.

دانلود:          PDF - 8 pages - 857Kb

 

پست مرتبط بعدی: اصطلاحات و اجزای مدل برنامه ریزی خطی

پست مرتبط قبلی: مقدمه ای بر برنامه ریزی خطی


 
 
اهداف مدیریت تولید
نویسنده : محسن - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢
 

هدف مدیریت تولید عبارت است از تولید کالاها و خدمات با کیفیت و کمیت مطلوب در زمان مطلوب با هزینه تولید مطلوب.


1)      کیفیت مطلوب

کیفیت محصول بر اساس نیاز مشتری تعریف می گردد. کیفیت مطلوب لزوماً بهترین کیفیت نیست بلکه بر اساس هزینه های تولید و مشخصات فنی مورد نیاز جهت دستیابی به نیازمندی های مشخص شده توسط مشتری تعیین می شود.

2)      کمیت مطلوب

سازمان های تولیدی باید به تعداد مشخصی کالا یا خدمات تولید کنند. اگر محصولات بیشتر از مقدار تقاضا شده تولید شوند سرمایه شرکت به صورت موجودی انبار مسدود می شود و اگر مقدار تولید شده کمتر از تقاضا باشد، سازمان با کمبود محصول مواجه خواهد شد.

3)      زمان مطلوب

مدت زمان تحویل یکی از مهمترین پارامترهای قضاوت در رابطه با اثربخشی و کارآمدی واحد تولیدی است. بنابراین واحد های تولیدی باید به صورت بهینه از منابع ورودی جهت دستیابی به اهداف تولیدی خود در زمان مناسب بهره برداری کنند.

4)      هزینه تولید مطلوب

هزینه های تولید عموماً قبل از اینکه محصول واقعاً تولید شود محاسبه می شوند. بنابراین باید تلاش شود که محصول نهایی با همان هزینه از قبل تعیین شده، تولید گردد به طوریکه اختلاف بین هزینه واقعی و هزینه استاندارد (هزینه از قبل تعیین شده) به حداقل ممکن برسد.

پست مرتبط بعدی: سیستم های عملیاتی و مفهوم عملیات

پست مرتبط قبلی: تعریف مدیریت تولید


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: نور و روشنایی (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢
 

عوامل فیزیکی موجود در محیط کار می توانند تاثیرات سوء جسمانی و روانی بر روی انسان گذاشته و موجب بروز بیماری هائی شوند . در این فصل ما تاثیرات عوامل محیطی را بر روی انسان و کارش مورد مطالعه قرار می دهیم . در صفحات بعدی عوامل متعددی مانند نور ، سر و صدا ، ارتعاشات ، رنگها ، دما ، هوا ، تشعشعات ... و تاثیراتشان بر روی انسان و کارش مورد مطالعه قرار خواهند گرفت .

 نور و روشنایی

این پدیده از جهت تاثیری که بر چشمان و دید انسان می گذارد قابل بررسی می باشد ولی تاثیرات پوستی ( مانند سوختگی ) ، روانی ( خستگی ، عدم تمرکز ، استرس ... ) ... آنرا نیز نباید نادیده گرفت .

دید کافی در محیطهای کاری به عوامل مختلف زیر بستگی دارد .

  • روشنایی سطحی جبهه صورت
  • کنتراست
  • زاویه دید
  • فاصله اشیاء
  • مدت رویت اجسام

روشنایی سطحی جبهه صورت = شدت روشنایی × فاکتور انعکاس

بنابراین در فرمول بالا هر چقدر شدت روشنائی بیشتر باشد دید بهتر می شود ، و همچنین هر چقدر میزان انعکاس نور بیشتر باشد دید بهتر می شود ، رنگ اشیاء در انعکاس نور و مشاهده آنها تاثیر دارد ، یعنی هر چقدر رنگها روشنتر باشد نور بیشتری پس می دهند و بهتر به چشم می آیند .

 کنتراست : هر چقدر تباین شیئی با زمینه اش بیشتر باشد آن شیئی بهتر روئیت می شود . کنتراست به تضاد نور منعکس شده از جسمی نسبت به زمینه اش می گویند .

هر چقدر این تضاد بیشتر باشد ، جسم بهتر رویت می شود ، مثلا دکمه و یا کلید راه اندازی یک ماشین صنعتی باید با رنگ آن ماشین کنتراست زیاد داشته باشد تا بخوبی رویت گردد . از طرف دیگر کنتراست بین روشنائی در محل کار و شدت نور در جبهه صورت نباد زیاد بزرگ باشد . شدت نور در محیط کار از مقادیر کنتراست زیر نباید تجاوز کند .

  • بین نقطه دید و حواشی آن : یک سوم
  • بین نقطه دید و کل فضای کار : یک دهم

بنابراین تابش نور شدیدتر به سوژه کار ، یا محل کار ایجاب می کند که نور عمومی محیط کار نیز تا حد معینی بالا رود .

زاویه دید : در صورتیکه جسم در داخل زاویه 110 درجه از وضع عمودی شخصی قرار گیرد ، بخوبی دیده خواهد شد . اجسامی که خارج از این زاویه باشند ، معمولا در مید ان دید واقع نیستند و انسان برای دیدن آنها احتیاج به حرکات اضافی اندامهای خود دارد .

فاصله اشیا ء: هر چقدر فاصله اشیاء از چشم بیشتر باشد ، امکان دید کمتر می شود بعلاوه چون به نسبت مجذور فاصله از شدت نور کاسته می شود . لذا هر قدر شیئی دورتر باشد ، نورمنعکس از آن کمتر به چشم می رسد  و شناسائی آن مشکلتر می شود .

مدت رویت اجسام : حداقل زمانی که یک شیئی قابل رویت است 7% ثانیه است ولی برای تشخیص آن حداقل 17/0 ثانیه زمان لازم است . بنابراین اجسامی که بسرعت از جلوی چشم می گذرند مانند اجسام نصب شده روی ماشینهای چرخشی قابل رویت و تشخیص نیستند .

واحدهای شدت نور :

برخی از واحدهای متداول مربوط به روشنایی بشرح زیرند :

FOOT-CANDLE  فوت کندل : واحد شدت نور بوده و برابر است با مقدار روشنائی که یک شمع استاندارد ( بقطر 5/2 سانتیمتر ) از فاصله یک فوت به یک سطح میدهد

( هر فوت = 12 اینچ ، هر اینچ = 54/2 سانتیمتر )

LUMEN لومن : واحد مقدار یا کمیت نور می باشد و عبارت است از مقدار نور ی که یک سطح کروی برابر با یک فوت مربع با شدت یک فوت کندل روش می نماید .

LUX لوکس : واحد شدت نور بوده و برابر است با جریان یک لومن در روی سطحی معادل با یک متر مربع

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: نور و روشنایی (قسمت دوم)

پست مرتبط قبلی: جنبش جامعه شناسی سازمانی


 
 
مثالی ساده از مدل ریاضی برنامه ریزی خطی
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧
 

فروشگاهی تقاضای خود از یک محصول خاص را به صورت عمده از کارخانه تولید کننده تامین و سپس به صورت تک فروشی به مشتریان عرضه می نماید. تقاضای این محصول تقریباً در طول زمان ثابت است. مدیر فروشگاه ترجیح می دهد سفارش خرید کالا را به صورت عمده ای و با فاصله زمانی ثابت به کارخانه اعلام نماید و سپس آنها را در فروشگاه انبار نماید تا کلیه کالاها فروش رود. این مدیر می خواهد تعیین کند در هر بار سفارش چه تعداد کالا باید خریداری شود و همچنین فاصله زمانی بین سفارش ها باید چه مدت باشد؟

فرض کنید x تعداد کالا در هر بار سفارش باشد. مسلماً هر یک از فعالیت های مربوط به خرید، انبار و اداره فروشگاه هزینه هایی در پی دارند. برای ساده بودن مثال، به طور خلاصه هزینه ها شرح داده می شوند. از آنجا که نرخ فروش مشخص و ثابت است لذا تقاضای سالانه، D، قابل محاسبه می باشد. بنابراین تعداد دفعات سفارش در طول یک سال، n، برابر خواهد بود باD/x. هزینه ای ثابت معادل F ریال برای هر بار سفارش وجود دارد که مستقل از تعداد کالای سفارش داده شده است. واضح است که هر چه x کاهش یابد، n یعنی تعداد دفعات سفارش و در پی آن هزینه کل سفارش در سال، TOC، افزایش خواهد یافت. با افزایش x، هزینه کل انبارداری در سال، TIC، نیز به طور خطی افزایش می یابد. فرض کنید h هزینه انبارداری یک واحد کالا در سال باشد. با توضیحات بالا معادلات زیر را می توان برای هزینه ها نوشت:

که x/2 معادل میانگین کالای انبار شده در طول هر دوره سفارش است. با فرض اینکه p قیمت کالاست، کل هزینه خرید برابر است با TPC=Dp

بنابراین هزینه کل سیستم، TCS، برابر است با:

یعنی باید تعداد کالا در هر بار سفارش، x، به گونه ای محاسبه شود که TCS مینیمم گردد. مدل ریاضی مسئله را می توان به شکل زیر نوشت:

محدودیت ارائه شده بیان می کند که مقدار سفارش،x، باید از حداقل میزان سفارش، lb، بیشتر و از حداکثر میزان سفارش، ub، کمتر باشد. بسته به نوع مسئله x می تواند حقیقی یا عدد صحیح باشد.

پست مرتبط بعدی: مفهوم بهینه سازی

پست مرتبط قبلی:  مدل ریاضی برنامه ریزی خطی و مشخصات آن


 
 
تعریف مدیریت تولید
نویسنده : محسن - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧
 

مدیریت تولید یعنی برنامه ریزی، ساماندهی، هدایت و کنترل فعالیت های فرآیند تولید. مدیریت تولید منابع مختلف مورد استفاده در بخش های مختلف واحد تولیدی را به منظور ایجاد محصولاتی با ارزش افزوده، به صورت کنترل شده و بر اساس سیاست های سازمان ترکیب یا تبدیل می کند .

بوفا[1] مدیریت تولید را اینگونه تعریف می کند: « مدیریت تولید یعنی تصمیم گیری در رابطه با فرآیند تولید با این هدف که کالاها و خدمات خروجی با کمترین هزینه و بر اساس مختصات و مشخصات برنامه مورد نظر تولید شوند»



[1]  E.S. Buffa

پست مرتبط بعدی: اهداف مدیریت تولید

پست مرتبط قبلی: سیستم تولید پیوسته


 
 
مقدمه ای بر برنامه ریزی خطی (Linear Programming)
نویسنده : محسن - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧
 

ارائه و توسعه برنامه ریزی خطی[1] را مهمترین پیشرفت علمی میانه قرن بیستم دانسته اند. تاثیرات این حوزه از علم پس از سال 1950 فوق العاده بود. امروزه برنامه ریزی خطی ابزاری متداول و استاندارد است که سالانه میلیونها دلار در شرکت های مختلف در هر اندازه و هر کشوری که باشند صرفه جویی می کند. به کارگیری برنامه ریزی خطی در بخش های دیگر علمی مانند علوم کامپیوتری باعث رشد و پیشرفت سریع تر آنها شد. درصد بالایی از محاسبات علمی صورت گرفته توسط کامپیوترها از برنامه ریزی خطی سود برده اند. کتاب های بسیاری در رابطه با برنامه ریزی خطی نوشته شده اند و تعداد بسیار زیادی مقاله در رابطه با کاربرد ها و اهمیت آن منتشر شده اند.

ماهیت این ابزار ارزشمند چیست و چه نوع مسائلی را می توان به کمک آن حل نمود؟ برای کسانی که با این نوع برنامه ریزی کار کرده اند شاید این سوالات مطرح نباشد ولی مختصری توضیح در این زمینه می تواند مفید باشد. به طور خلاصه، متداولترین کاربرد برنامه ریزی خطی حل مسئله عمومی تخصیص منابع محدود به مجموعه ای از فعالیت ها به بهترین شکل ممکن (بهینه) است. به شکلی واضح تر می توان گفت این مسائل درگیر انتخاب سطح اجرای مجموعه ای از فعالیت هاست که به منابع محدود احتیاج دارند و برای دریافت این منابع با هم رقابت دارند. انتخاب سطح فعالیت ها مشخص می کند که چه مقدار از هر منبع باید به هر فعالیت اختصاص یابد. طیف گسترده ای از شرایط با توضیح ارائه شده در بالا همخوانی دارند برای مثال، مساله تخصیص تجهیزات تولیدی به تولید محصولات گوناگون، مساله تخصیص منابع طبیعی به نیازهای کشور، مساله تخصیص سرمایه به پروژه های مختلف، مساله انتخاب مسیر، مساله برنامه ریزی امور کشاورزی و یا طراحی نوع و میزا اشعه درمانی و ... . نقطه مشترک همه مثال های بالا لزوم تخصیص منابعی محدود به فعالیت های مشخصی است که باید سطح و میزان آنها مشخص شود.

برنامه ریزی خطی از یک مدل ریاضی برای تشریح مفهوم مسئله استفاده می کند. صفت خطی به این معناست که همه توابع ریاضی بکار رفته در این مدل باید توابعی خطی باشند. کلمه برنامه ریزی در عبارت Linear Programming ترجمه ای برای عبارت Programming است. این کلمه در اینجا به معنای نوعی برنامه نویسی کامپیوتری نیست، بلکه دقیقاً به معنای طراحی و برنامه ریزی است. بنابراین عبارت برنامه ریزی خطی به معنی برنامه ریزی فعالیت ها به گونه ای است که بهترین نتیجه حاصل شود. به این مفهوم که جواب مدل بهترین جواب در بین همه حالات ممکن باشد.

اگر چه تخصیص منابع مهمترین و متداولترین کاربرد برنامه ریزی خطی است، کابردهای متعدد دیگری نیز برای آن ذکر شده است. در حقیقت، هر مسئله ای که مدل ریاضی آن بر قالب عمومی مدل برنامه ریزی خطی مطابقت داشته باشد، به کمک LP (برنامه ریزی خطی) قابل حل است. از این گذشته روشی موثر و قابل توجه به نام سیمپلکس[2] برای حل مسائل برنامه ریزی خطی با هر اندازه ای وجود دارد. این موارد و دلایل متعدد دیگر موجبات تاثیرگذاربودن برنامه ریزی خطی را در دهه های اخیر فراهم آوردند.


[1] Linear Programming

[2] Simplex

 

پست مرتبط بعدی: حل یک مسئله ساده برنامه ریزی خطی

پست مرتبط قبلی: اثرات تحقیق در عملیات


 
 
جنبش جامعه شناسی سازمانی
نویسنده : محسن - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧
 

این جنبش که بانی آن ( ماکس وبر ) و ( کارل مارکس ) بودند ، بعدها با تاثیر پذیرفتن از روانشناسی صنعتی و اجتماعی باعث تشکیل مکتبی در سالهای 30 شدند که تاکید بر اهمیت پویایی گروه میکرد ( کورت لوین ) بنیانگذار این مکتب که از صاحبنظران روانشناسی اجتماعی بود علاقه زیادی به مطالعه گروهها نشان داد . وی توانست نظریات مهمی در مورد فرآیند حل گروهی مسائل ، آزاد سازی انرژی افراد در گروههای کاری ، تشکیل خرده گروههای غیر رسمی در محیطهای کاری ، نقش رهبری در کارآئی گروهی ،... ارائه بدهد . در سالهای پس از جنگ جهانی دوم موضوع دموکراتیزه کردن محیط و فرآیند کار توسط جنبشی بنام ( دموکراسی صنعتی ) مطرح شد.

این جنبش بر خلاف سازماندهی علمی کار که تجزیه ، ساده کردن و استاندارد کردن کارها را بصورت انفرادی عنوان می کرد ، تشکیل گروههای نیمه مستقل کاری و نظریه سیستمهای اجتماعی – فنی را در سالهای 50-60 مطرح کرد . این نظریه با توجه به شرایط روز و با درک صحیح از پیشرفت تکنولوژی و متحول شدن زندگی اجتماعی کاری و نیاز به همکاری و هماهنگی در کار ، از طریق تحقیقات انستیتو تاویستوک لندن بعنوان ابزاری برای شناخت و توضیح رابطه بین سیستم های اجتماعی کار و تکنولوژی در محیط کاری ارائه شد . گرایشات سیستم های اجتماعی فنی عنوان می کند که تکنولوژی محدودیت هایی را جهت تحمیل نوع خاصی از سازماندهی کاری اعمال می کند. از طرفی سازمان کاری وجوه مشخصه اجتماعی – روانی خود را دارد که مستقل از تکنولوژی می باشند. بنابراین دو جنبه متفاوت کار، یعنی تکنولوژی و انسانهای درگیر در فرآیند تولید، تشکیل یک سیستم اجتماعی – فنی می دهند. سازمانهای صرفا سیستم های اجتماعی یا فنی نیستند، آنها ساختاری از فعالیتهای انسانها حول تکنولوژی های مختلف هستند.

پست مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: نور و روشنایی (قسمت اول)

پست مرتبط قبلی: جنبش روانشناسی صنعتی


 
 
مدل ریاضی برنامه ریزی خطی و مشخصات آن
نویسنده : محسن - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦
 

ساختار عمومی مدل ریاضی که با عنوان مدل برنامهریزی خطی نیز شناخته می شود به صورت زیر می باشد:

x را بیابید به طوریکه:

که در این مدل تابع هدف، f تابعی است از متغیر x و توابع محدودیت gi و hi نیز توابعی عمومی از متغیر x است. عبارات سمت راست معادلات، یعنی gbi و hbi، معمولاً ثابت و معین هستند. اعمال محدودیت غیر منفی، x≥0، برای بسیاری از مسائل واقعی لازم و ضروری است زیرا تعداد بسیار زیادی از متغیرها نمی توانند مقدار منفی بگیرند مثل فاصله. مدل استاندارد بالا ممکن است به شکل های زیر تغییر کند:

  • وجود کران بالا و پایین برای متغیر x، به جای محدودیت غیر منفی بودن.
  • وجود کران بالا و پایین برای متغیر x، به عنوان یکی از محدودیت های اصلی
  • وجود چندین متغیر در مدل استاندارد بالا با امکان وقوع یا عدم وقوع دو حالت قبل

با فرض اینکه "x بار" نمایانگر مجموعه ای از متغیرها به صورت "x=(x1,x2,…,xn) بار" است آنگاه مدل بالا را می توان برای متغیرهای چندگانه به صورت زیر بازنویسی نمود:

ویژگی های اصلی مدل ریاضی را می توان به شرح زیر معرفی کرد:

  • مقدار منابع موجود، محدود بوده و این مقادیر اغلب در عبارت سمت راست محدودیت ها آورده می شوند.
  • منابع محدود، برای انجام فعالیت ها مورد استفاده قرار می گیرند و متغیرهای تصمیم مسئله عموماًٌ مقدار مصرف این منابع را در فعالیت خاص بیان می کنند.
  • راه های مختلفی جهت اختصاص منابع به فعالیت ها وجود دارد.
  • هر فعالیت با توجه به اینکه چه مقدار ازمنابع به آن اختصاص یافته خروجی مربوط به خود را دارد که مجموعه خروجی فعالیت ها تابع هدف را تشکیل می دهند.
  • نحوه تخصیص منابع به فعالیت ها باید تحت شرایط و با توجه به رعایت ملاحظاتی صورت گیرد که به عنوان محدودیت شناخته می شوند.

فرض کنید توابع در مدل بالا توابعی خطی هستند و به صورت زیر قابل نمایش هستند:

در محدودیت g1، a11 برابر است با مقدار موردنیاز از منبع gb1 جهت انجام یک واحد از فعالیت x1، a12 برابر است با مقدار موردنیاز از منبع gb1 جهت انجام یک واحد از فعالیت x2 و ... . در تابع هدف f، c1 برابر است با خروجی حاصل از انجام یک واحد از فعالیت x1، c2 برابر است با خروجی حاصل از انجام یک واحد از فعالیت x2 و ... . ciو ain به ترتیب با نام های ضرایب تابع هدف و ضرایب محدودیت شناخته می شوند. فرضیات عمومی برای فرموله کردن یک مدل ریاضی به شرح زیر است:

  • خروجی حاصل از تخصیص منابع به فعالیت های مختلف با معیار یکسان سنجیده می شوند (مثل دلار، ریال، کیلوگرم و ...) و قابل مقایسه با یکدیگرند.
  • منابع باید به اقتصادی ترین شیوه ممکن مورد استفاده قرار گیرند.
  • همه اطلاعات اعدادی قطعی هستند و بنابراین مسئله از نوع قطعی است.
  • متغیرهای تصمیم یا حقیقی هستند یا عدد صحیح و یا ترکیبی از این دو.
  • مدل ارائه شده مدلی عمومی می باشد و محدود به یک نوع خاص از مسئله نیست.

 پست مرتبط بعدی: مثالی ساده از مدل ریاضی برنامه ریزی خطی

پست مرتبط قبلی: مسائل بهینه سازی


 
 
جنبش روانشناسی صنعتی
نویسنده : محسن - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦
 

علم روانشناسی که در آغاز مثل جامعه شناسی جزئی از مباحث فلسفی بشمار می رفت ابتدا توسط ( ویلهلم وانت ) آلمانی بعنوان یک علم پایه گذاری شد که خود باعث بوجود آمدن مکتبهای متعددی گردید . روانشناس صنعتی بطور رسمی توسط ( مونستربرگ ) در اوایل قرن بیستم و سپس توسط ( التون مایو ) بنیان گذار مکتب روابط انسانی در سالهای 30 پایه گذاری گردید . مطالعات این روانشناس استرالیایی بین سالهای 24 تا 32 در کارخانجات وسترن الکتریک واقع در شهر هاتورن که به ( مطالعات هاتورن ) معروف هستند از اهمیت خاصی برخوردار می باشند . از طریق این مطالعات مکتب روابط انسانی به اهمیت گروههای رسمی و غیر رسمی در سازمانها, تاثیر تشویقات و تنبیهات غیر اقتصادی در کارکنان و اهمیت ارتباطات و مشارکت در تصمیم گیری های خوب سازمانی پی برد . بعدها روانشناسان دیگری مانند ( هاپاک ) ، ( مزلو ) و ( هرزبرگ ) با مطالعات خود بر روی رضایتمندی در شغل ، احتیاجات انسانی و انگیزه های کاری باعث پیشرفت هر چه بیشتر مکتب روابط انسانی شدند . جنبش روابط انسانی بدنبال تشریح و توضیح رفتار انسانها در محیطهای کاری ازطریق کشف خطوط خاص روانشناختی آنها بود و بعدها مکتب ( روانشناسی سازمانی ) و بالاخره ( رفتار سازمانی ) را در سالخای پس از جنگ جهانی دوم پدید آورد .


نتیجه مطالعات این روانشناسان این شد که بهتر است برای هماهنگ کردن هر چه بهتر تولید با انسان درگیر در تولید ، بجای تجزیه هر کاری به عملیات ساده و کوچک و انجام هر جز بوسیله یک کارگر غیر ماهر ، چندین عملیات را در یکدیگر ترکیب کرده و توسط یک کارگر نیمه ماهر انجام بدهیم . از این طریق بازده کاری او بیشتر می شود و فشار حاصله از ریتم یکنواخت و سریع تولید بر او کاهش می آید . این مطالعات که در سالهای 50 انجام گرفتند به گسترده کردن وظایف یا ترکیب کار معروف هستند . از طرفی بررسیهای دیگری نشان دادند که گماردن کارگران بر سر کارهای مختلف و گرد اندن آنها نه تنها باعث فراگیری وظایف مختلف توسط آنها می شود ، بلکه بخاطر تنوع در کارکردن بازدهی آنها بالاتر می رود . بعلاوه کاگران نه تنها می توانند ترکیبی از کار خود را انجام دهند ، بلکه قادرند تلفیقی از وظایف خود و چند یک از وظائف سرپرستان خود را نیز انجام دهند ( مانند وظیفه کنترل و بازرسی ) . تمامی این ترکیبات کاری روی هم رفته باعث ( غنی کردن وظایف ) آنها می شود . یعنی تلفیقی از کارهای چرخشی و همچنین گسترده که بخشی از وظائف همکاران و همچنین سرپرستان را در بر میگیرد . در خاتمه لازم به تذکر است که تاثیر مکتب روانشناسی صنعتی و سازمانی را به هیچوجه نباید در مورد انسانی کردن کار و بخصوص حل معضلات و فشارهای جسمی – روانی ناشی از کار نادیده گرفت .

پست مرتبط بعدی: جنبش جامعه شناسی صنعتی

پست مرتبط قبلی: جنبش سازماندهی کار


 
 
سیستم تولید پیوسته ( continuous production system)
نویسنده : محسن - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦
 

در این سیستم تولید امکانات و تجهیزات تولیدی به ترتیب از عملیات اولیه تا آخرین عملیات تولید محصول نهایی پشت سر هم چیده می شوند. قطعات و موادی که ساخته می شوند به کمک ابزارها و تجهیزات حمل مواد مانند نقاله ها و ماشین های حمل و نقل و ... در مسیر واحدهای عملیاتی جریان می یابند.

مشخصه ها

تولید پیوسته دارای مشخصه های زیر است:

1)      تجهیزات و کارخانه دارای انعطاف پذیری در حد صفر است.

2)      جابجایی مواد کاملاً خودکار است.

3)      فرایند کار از ترتیب از پیش تعیین شده ثابتی از عملیات ها پیروی می کند.

4)      برنامه ریزی و زمان بندی امری روتین و عادی است.

 

پست مرتبط بعدی: تعریف مدیریت تولید

پست مرتبط قبلی: سیستم تولید انبوه

 


 
 
اثرات تحقیق در عملیات
نویسنده : محسن - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦
 

تحقیق در عملیات تاثیر چشمگیری بر بهبود کارایی سازمان های متعددی در کل دنیا داشته است و همچنین مشارکت بسزایی در افزایش قدرت تولید و بهره وری اقتصادی کشور های مختلفی داشته است. هم اکنون کشورهای بسیار زیادی در فدراسیون بین المللی جامعه تحقیق در عملیات (IFORS) عضویت دارند و هر کشوری نیز خود دارای سازمان OR مخصوص به خود است. هم اروپا و هم آسیا دارای فدراسیون های جداگانه OR هستند که وظیفه هماهنگی و اجرای کنفرانس های بین المللی و منطقه ای و همچنین چاپ و نشر مقالات و کتاب های جدید در این زمینه را بر عهده دارند.

به نظر می رسد تاثیرات OR بر زندگی اجتماعی و اقتصادی انسانها همچنان ادامه داشته باشد و در آینده رشد یشتری را شاهد باشد. برای مثال بر اساس کمیته آمار اقتصادی و نیروی کار آمریکا در حال حاضر سرعت رشد تعداد فارغ التحصیلان رشته تخصصی OR به حدی است که OR در زمره چند رشته بالای لیست قرار دارد.

برای اثبات کاربری گسترده OR لیستی از پروژه های موفق و واقعی OR در جدول ارائه شده در ادامه مطلب آورده شده است. به تنوع و گوناگونی سازمان ها و کاربرد ها در دو ستون اول دقت کنید.

پست مرتبط بعدی: مقدمه ای بر برنامه ریزی خطی

پست مرتبط قبلی: ماهیت تحقیق در عملیات


 
 
سیستم تولید انبوه (mass production system)
نویسنده : محسن - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤
 

تولید قطعات و کالاهای گسسته و مجزا با استفاده از فرایند دنباله دار را تولید انبوه می گویند. این نوع سیستم تولید با حجم بسیار بالای تولید شناخته می شود. ماشین ها در یک خط و یا چیدمان ساده مرتب می شوند. محصولات و فرایندها دارای استانداردهای مشخصی هستند و همه خروجی ها مسیر مشخصی را طی می کنند.

مشخصه ها

زمانی از تولید انبوه استفاده می شود که:

1)      محصولات دارای استاندارد خاصی باشند و ترتیب فرایندهای کاری برای همه محصولات یکسان و مشخص باشد.

2)      هدف اصلی ماشین ها بالاتر بردن ظرفیت تولید و نرخ خروجی ها باشد.

3)      حجم تولید بسیار بالا باشد.

4)      سیکل تولید کوتاه باشد.

5)      موجودی در جریان کار کم باشد.

6)      خطوط تولید کاملاً بالانس و متوازن باشند.

7)      جریان مواد، قطعات و اجزاء پیوسته و بدون بازگشت باشد.

8)      کنترل و برنامه ریزی تولید ساده است.

9)      مدیریت مواد می تواند کاملاً خودکار شود.

در ادامه مطلب مزایا و معایب این سیستم را بخوانید...

پست مرتبط بعدی: سیستم تولید پیوسته

پست مرتبط قبلی: سیستم تولید دسته ای


 
 
جنبش سازماندهی علمی کار
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤
 

این جنبش که پایه گذار علم مدیریت بوده بوسیله ( تیلور ) آمریکائی در اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم بنیان نهاده شده ولی قبل از او نیز سیستم تقسیم کار کارخانه ای پس از انقلاب صنعتی متداول شده بود . بر طبق نظریه آدام اسمیت میشد کارهای پیچیده را به عملیات ساده ای که قابل اجرا توسط کارگران نیمه ماهی یا غیر ماهر باشد تقسیم کرد و بهره وری را خیلی بالا برد . همزمان با فردریک ویلسون تیلور ، فرانک گیلبرت و اندک زمانی پس از آنها هانری فایول در فرانسه تحقیقات مشابهی را آغاز کردند که به موجب آنها کارها و وظائف پیچیده ( در ادارات ، در معادن ، در کارخانجات ،... ) قابل تجزیه به عملیات بسیار ساده با زمانهای از پیش تعیین شده امکان اشتباه در کار به حداقل می رسید .

اما دیری نپایید که انقلابی که در فرایند تولید  و سازماندهی کار آغاز شده بود به محدودیتهای خود رسید و اثرات سود آن بر انسانها از نظر جسمی و روانی آشکار گردیدند . علیرغم تحول عظیم در سیستم تولید و افزایش بهره وری اعتراضات و انتقادات شدیدی علیه این روشهای بظاهر علمی و مهندسی و در باطن ناسالم در محافل علمی مطرح شدند که باعث پا گرفتن جنبش ( مهندسی انسانی ) یا ( آرگونومتری ) شدند . محققین پی به این موضوع بردند که انجام کارها و عملیات بظاهر ساده ولی تکراری و یکنواخت توسط انسانها و انطباق افراد با ریتم سریع تولید باعث بروز اختلالات شدید جسمانی و روانی در کارکنان می شود ، لذا در صدد  اصلاح سازماندهی کار و بهبود شرایط محیطی کار با رعایت اصول ارگونومی برآمدند . موضوع بحث ارگونومی بیشتر مربوط به آنتروپومتری  می شود که به معنای شناخت ابعاد بدن انسان است . ارگونومی سعی بر آن دارد که کار و فرآیند اجرایی و اصولا محیط کاری ، را با توجه به حالتهای جسمی ( عضلانی ، استخوانی ،... ) و روحی ( تمرکز ، استرس ،... ) افراد با آنها هماهنگ کند . بنابراین لازمه طراحی صحیح فرآیند تولید و ابزار و ماشین آلات رعایت کامل اصول ارگونومی می باشد .

پست مرتبط بعدی: جنبش روانشناسی صنعتی

پست مرتبط قبلی: تاریخچه ایمنی کار از دید سازمانی


 
 
ماهیت تحقیق در عملیات
نویسنده : محسن - ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤
 

همانطور که از نام تحقیق در عملیات بر می آید، اساس این علم تحقیق و پژوهش در چگونگی عملیات ها است. در نتیجه تحقیق در عملیات روی مسائلی کار می کند که به هدایت و هماهنگی عملیات های گوناگون در سازمان (برای مثال فعالیت های تولید) مربوط می شوند. در حقیقت OR به طور گسترده در زمینه های مختلف سازمانی مانند تولید، حمل و نقل، مونتاژ، ارتباطات، برنامه ریزی های مالی، ایمنی و بهداشت کار، امور نظامی و خدمات عمومی و ... به کار گرفته شده است. بنابراین گستره کاربرد آن به طور غیر مقابل تصوری بسیار زیاد است.


عبارت «تحقیق» که بخشی از نام علم تحقیق در عملیات است بیان می کند که این علم همانند بسیاری از زمینه های علمی دیگر از اصول و روش های تحقیق و پژوهش جهت حل مسئله استفاده می کند. پس لازم به ذکر است که کلیه روش های بررسی مسائل مدیریتی در این علم، روش هایی کاملاً علمی و ثابت شده هستند. در حقیقت به همین خاطر است که گاهی از عبارت علم مدیریت به جای تحقیق در عملیات استفاده می شود. فرایند تحقیق در ابتدا با مشاهده دقیق و دسته بندی داده های جمع آوری شده از مسئله آغاز می شود. مرحله بعدی ساخت یک مدل علمی است که اغلب مدلی ریاضی می باشد و گویای خلاصه ای از مشخصات و ویژگی های مهم مسئله است. سپس فرض می شود مدل به گونه ای ساخته شده است که به اندازه کافی نمایشی دقیق از مشخصه های ضروری مسئله را ارئه می دهد به طوریکه نتایج و پاسخ های بدست آمده از آن در مسئله واقعی نیز درست و قابل استفاده است. حال آزمایش هایی جهت ارزیابی این فرضیه اجرا می شوند و در صورتی که لازم باشد مدل تصحیح می شود و سرانجام فرضیه اثبات می شود. این مرحله را اصطلاحاً اعتبارسنجی مدل[1] می نامند. بنابراین تحقیق در عملیات از روش های علمی خلاقانه برای تحقیق در ویژگی های عملیات های مختلف استفاده می کنند. با این حال تحقیق در عملیات چیزی فراتر از اینهاست. OR با مدیریت عملی تجربی سازمان ارتباطی تنگاتنگ دارد و تصمیم گیرندگان برای موفق بودن باید از OR و پاسخ های مناسب آن بهره ببرند.

مشخصه دیگر OR نگرش وسیع آن است. همانطور که در بخش قبل اشاره کردیم OR دارای نگرشی سازمانی است و تلاش می کند تا تعارض های پیش آمده بین اجزاء و قسمت های مختلف سازمان را به صورتی که بیشترین سود را به سازمان برساند حل کند. این نکته به این معنی نیست که مطالعه هر مسئله باید شامل بررسی دقیق و واضحی از کلیه جنبه های سازمان باشد بلکه هدف باید جستجوی راه حلی سازگار با کلیت سازمان باشد.

مشخصه دیگری که برای OR می توان بیان کرد این است که OR همیشه تلاش می کند بهترین جواب (که به آن پاسخ بهینه[2] می گویند) را برای مسئله تحت بررسی خود ارائه دهد. در این علم هدف تنها بهبود وضع موجود نیست بلکه تعیین بهترین تصمیم های ممکن است. اگر چه در مسائل مختلف معنا و تفسیر بهینه بودن پاسخ ها متفاوت است با این حال جستجوی بهینگی از مهمترین موضوعات در علم OR است.

شناخت همه این مشخصات این نکته را بین می کند که هیچ کس به تنهایی نباید انتظار داشته باشد در همه موضوعات و زمینه های OR متخصص و دانشمند باشد. مسلماً گروهی از افراد با مهارت های مختلف می توانند به عنوان تیم موثر OR، مسائل مختلف آن را حل نمایند. بنابراین هرگاه لازم است جهت حل یک مسئله بزرگ از علم OR استفاده شود حتماً باید رویکردی تیمی و گروهی برای رسیدن به پاسخ های بهتر مورد استفاده قرار گیرد. یک تیم OR مطلوب مجموعه ای است از افراد متخصص و با سطح دانش بالا در زمینه های ریاضی، آمار و احتمالات، اقتصاد، مدیریت بازرگانی، کامپیوتر، مهندسی عمومی، فیزیک، علوم رفتاری و نظری و آشنا به تکنیک های OR. این تیم همچنین باید تجربه لازم و مهارت های مناسب با موضوع مسئله را نیز دارا باشد تا بتواند از جهات مختلف سازمان را در مسئله در نظر بگیرد.



[1] Model Validation

[2] Optimal Solution

 

پست مرتبط بعدی: اثرات تحقیق در عملیات

پست مرتبط قبلی: منشا تحقیق در عملیات


 
 
تاریخچه ایمنی کار از دید سازمانی
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳
 

تاریخچه پیدایش نظریات سازمانی مربوط به بهداشت و ایمنی کار را می توان در سه جنبش مهم خلاصه کرد که از قرار زیر هستند :

1-              جنبش سازماندهی عملی کار

2-              جریانات روانشناسی صنعتی

3-              گرایشات جامعه شناسی کار

البته تاریخ حفاظت ، بهداشت و ایمنی کار و حتی سازماندهی کار به سالها یا بهتر بگوییم قرنها قبل از انقلاب صنعتی و پیدایش مکتبهای مختلف بر می گردد . انسانهای اولیه که عمدتا بصورت قبیله ای زندگی می کردند و از راه شکار و سپس کشاورزی و دامپروری زندگی می گذراندند به تقسیم کار مبادرت می ورزیدند (البته نه به صورت تخصصی) . شاید بتوان از اولین وسایل حفاظتی انسان در کارش از سپر، کلاه و انگشتانه در کار درو و شخم زنی نام برد.

  بعدها که حرفه های مختلفی نیز مانند دباغی، پشم زنی، پشم ریسی ... توسط انسانها بوجود آمدند، طبیعتا از ابزار مختلف کاری و حفاظتی استفاده می شد، تا قبل از انقلاب صنعتی می توان به جرات اذعان کرد که انسان در ارتباط سالم و طبیعی با محیط کاریش و با ابزار کارش به سر می برد و بصورت غریزی و تجربی خود را بنحو احسن در مقابل خطرات احتمالی ناشی از کار حفاظت می کرد. پس از اختراع ماشین بخار و انقلاب صنعتی بود که تقسیم بصورتی که امروزه تکامل یافته بوجود آمد، یعنی کارگاههایی که بصورت آرتیزانی اداره می شدند و در آنها تقسیم کار بصورت تخصصی وجود نداشت بتدریج تبدیل به کارخانه هایی شدند که با استفاده از ابزار مدرنتر لزوم ایجاد تقیسم کار را به منظور افزایش تولید و سوددهی مطرح می کردند. نگاهی بر مکتبهای ذکر شده در مورد سازماندهی کار ما را بهتر در جهت درک و فهم روند تغییر و تحول نظریات مربوط به بهداشت و ایمنی کار یاری می دهد که در پست های بعدی به آنها می پردازیم.

پست مربط بعدی: جنبش سازماندهی علمی کار

پست مرتبط قبلی: مقدمه ای بر حفاظت صنعتی - بهداشت و محیط کار ...


 
 
مسائل بهینه سازی
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳
 

تابعی ریاضی را در نظر بگیرید که از تعدادی متغیر تشکیل شده است. اگر مسئله یافتن سطح متغیرها در نقطه یا نقاط ماکزیمم و یا مینیمم این تابع با در نظر گرفتن محدودیت هایی مشخص باشد، می توان آن را مسئله بهینه سازی نامید. بسیاری از مسائل دنیای واقعی و مسائل تئوری را می توان در این ساختار کلی مدل نمود.

به طور معمول از اصطلاح نقطه بهینه به جای عباراتی مانند نقطه ماکزیمم، مینیمم، بیشینه و یا کمینه استفاده می شود. در اصطلاح به تابعی که باید بهینه شود تابع هدف[1] می گویند. تابع هدف عموماً از ترکیب خطی یا غیرخطی چندین متغیر بوجود آمده است. البته تابع هدف می تواند تنها دارای یک متغیر باشد اما واضح است که اینگونه توابع از نقطه نظر بهینه سازی در گروه مسائل پیچیده و مشکل قرار نمی گیرند و می توان با روش های معمول مانند مشتق گیری نقطه مکزیمم یا مینیمم آنها را محاسبه نمود. برخی از مسائل بهینه سازی به دلایل مختلف ممکن است بیش از یک تابع هدف داشته باشند که به آنها مسائل بهینه سازی چند هدفه[2] می گویند.

 بر اساس نوع مسئله، متغیرهای مدل می توانند حقیقی یا از نوع عدد صحیح (عدد صحیح کامل یا عدد صحیح باینری) باشند و یا ترکیبی از هر دو باشند. همچنین مسائل بهینه سازی را می توان بر اساس مقید بودن یا نبودن نیز تقسیم نمود. در بخش محدودیت های مدل ریاضی، رابطه سمت چپ به کمک یکی از سه علامت (1) مساوی (2) کمتر مساوی یا (3) بیشتر مساوی از مقادیر سمت راست جدا می شوند.

توابع هدف و محدودیت ها ممکن است خطی یا غیر خطی باشند. همچنین با توجه به خصوصیات مسئله این توابع ممکن است دارای الگوهای مختلفی باشند برای مثال پیوسته یا نا پیوسته باشند، مشتق پذیر یا مشتق ناپذیر باشند، محدب یا نامحدب باشند، یک نمایی یا چند نمایی باشند. این ویژگی ها در پست های آینده تشریح خواهند شد.



[1] Objective function

[2] Multi-objective optimization problems

 

 پست مرتبط بعدی:

پست مرتبط قبلی: تاریخچه بهینه سازی


 
 
منشاء پیدایش علم تحقیق در عملیات (Operations research)
نویسنده : محسن - ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢
 

پس از ظهور انقلاب صنعتی، جهان شاهد رشد قابل ملاحظه ای در اندازه و در نتیجه پیچیدگی سازمان ها بود. مغازه ها و کارگاه های کوچک به سرعت به شرکت های میلیون دلاری تبدیل می شدند. یکی از جنبه های این تغییرات، رشد سریع و وحشتناک تبدیل نیروی کار چند حرفه ای کم تخصص به نیروی کار یک حرفه ای با تخصص بالا بود که این امر ایجاب می کرد مدیران نیز بخش بندی شده و هر کدام مسئولیت های مرتبط با زیرمجموعه خود را برعهده گیرند. نتایج بسیار شگفت انگیز بود. با این حال، با وجود تمام مزایایی که سیستم جدید به همراه داشت، باعث خلق مشکلات جدیدی نیز شد، مشکلاتی که همچنان در بسیاری از شرکت ها و سازمان ها قابل مشاهده است. اولین مشکل تمایل بخش های مختلف سازمان به برآوردن اهداف خود و تبدیل شدن به یک امپراتوری مستقل در سازمان بود بدون آنکه به اثرات فعالیت هایشان بر اهداف اساسی کل سازمان توجه داشته باشند. مسئله دیگر این بود که پیچیدگی و بزرگی سازمان ها باعث شده بود تخصیص درست و مناسب منابع به فعالیت های مختلف سازمان کاری دشوار و گاهی غیر ممکن به نظر برسد. وجود این قبیل مشکلات و احتیاج به یافتن راهی بهتر جهت حل آنها شرایط را برای ظهور علم «تحقیق در عملیات» فراهم آورد. علمی که عموماً به اختصار علم OR خوانده می شود.

این عکس در سال 1969 در دانشکده OR دانشگاه استنفورد گرفته شده است و دانشمندان مشهور OR را در کنار هم نشان می دهد. از چپ به راست: دانتزیگ، آلن مان، فردریک هایلر، دونالد ایگلهارت، آرتور وینوت، رادولف کالمن، جرالد لیبرمن، کنث آرو و ریچارد کتل

 

ریشه های OR را باید در دهه های دور یافت، زمانیکه اولین تلاش ها جهت استفاده از تکنیک های علمی در مدیریت سازمان ها و مجموعه ها صورت گرفت. با این حال شروع فعالیت هایی که به آنها نام تحقیق در عملیات را دادند برمی گردد به فعالیت های نظامی در اویل جنگ جهانی دوم. در آن زمان به دلیل شرایط جنگی و کمبود امکانات نیاز شدیدی به روش هایی موثر برای تخصیص منابع کمیاب به عملیات های مختلف نظامی و فعالیت های مرتبط حس می شد. به همین دلیل بریتانیا و سپس ایالات متحده آمریکا تعداد زیادی از دانشمندان در علوم مختلف را فراخواندند تا به کمک آنها از روش های علمی برای حل این مشکل و دیگر مشکلات تاکتیکی و استراتژیک استفاده کنند. در نتیجه از آنها خواسته شد تا در عملیات های مختلف نظامی تحقیق و پژوهش کنند. این گروه از دانشمندان اولین تیم های OR را تشکیل دادند. این تیم ها با توسعه روش های اثربخش منجر به استفاده بهینه از رادارها شده و موجبات برتری بریتانیا را در جنگ های هوایی فراهم آوردند. همچنین نتیجه تحقیقات آنها بر روی چگونگی مدیریت حمل و نقل و دیگر زیرسیستم های امور نظامی باعث شد که در پیروز شدن بریتانیا در جنگ آتلانتیک شمالی و جنگ های دریای در اقیانوس آرام نقش به سزایی بازی کنند.

پس از پایان جنگ، موفقیت های OR در امور نظامی باعث شد تمایل در بکارگیری از آن در امور غیر نظامی شکل گرفته و اجرایی گردد. پس از جنگ توسعه صنعتی رشد بسیار فزاینده ای داشت و پیچیدگی روزافزون و تخصصی شدن سازمان ها مشکلات جدیدی را پیش روی دانشمندان قرار داد. به همین دلیل با گذشت زمان حرفه ای جدید با عنوان مشاور مدیریت شکل گرفت که شاغلان در این حرفه همان دانشمندان حاضر در تیم های OR در مدت جنگ بودند که این بار با مسائلی مشابه قبل اما با مضامین صنعتی و اقتصادی رودررو بودند. در اوایل سال 1950 این افراد کاربرد های OR را در سازمان های مختلف اقتصادی، صنعتی و حتی دولتی معرفی کردند. و این امر شرایط رشد سریع OR را در آینده فراهم می آورد.

دو عامل دیگر نیز نقش اساسی در رشد سریع این علم بازی کردند. اولین عامل پیشرفت چشم گیر بهبود در تکنیک های OR بود. پس از جنگ، بسیاری از دانشمندانی که در تیم های OR نظامی شرکت داشتند و یا در رابطه با آن مطالبی شنیده بودند بر آن شدند تا فعالیت های آنها را بررسی و توسعه دهند. مثالی مشهود در این رابطه ابداع روش سیمپلکس برای حل مسائل برنامه ریزی خطی است که توسط جرج دانتزیگ در سال 1947 صورت گرفت. جالب است بدانید بسیاری از ابزارهای استاندارد OR، مانند برنامه ریزی خطی، برنامه ریزی پویا، تئوری صف و تئوری موجودی قبل از شروع دهه 1960 شکل گرفته اند.

جرج دانتزیگ

عامل دوم که تاثیر بسیار زیادی بر رشد زمینه های مختلف OR داشت، شکل گیری عصر انقلاب کامپیوتری بود. اغلب مسائلی که OR با آنها روبرو است مسائلی بزرگ می باشند که محتاج محاسبات طولانی و پیچیده هستند. انجام این محاسبات به صورت دستی گاهی غیرممکن می نماید. بنابراین توسعه نسل کامپیوترها با توانایی انجام محاسبات میلیون ها برابر سریع تر از انسان عاملی برای رشد انفجاری OR شد. جرقه بعدی در دهه 1980 با توسعه کامپیوتر های شخصی قدرتمند و حضور مجموعه های نرم افزاری مناسب برای OR شکل گرفت. این امر موجب شد استفاده از تکنیک های OR عمومیت یابد و تعداد بیشتری از مدیران از آن استفاده نمایند. امروزه میلیون ها نفر به نرم افزارهای OR دسترسی دارند و در نتیجه طیف گسترده ای از کامپیوترها قابلیت حل مسائل OR را برای کاربران در گوشه گوشه جهان فراهم آورده اند.

پست مرتبط بعدی: ماهیت تحقیق در عملیات


 
 
تاریخچه بهینه سازی
نویسنده : محسن - ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱
 

برخی از تکنیک های بهینه سازی قدمتی بیش از یک قرن دارند. در ابتدا برای یافتن ماکزیمم و مینیمم یک تابع، از ریاضیات دیفرانسیلی استفاده می شد که در بسیاری از مسائل تجربی و تئوری کاربرد مناسبی نداشت. آغاز قرن بیستم را می توان آغاز توسعه استفاده از مدل های ریاضی و تکنیک های بهینه سازی دانست. در سال 1900 گانت[1] نمودار هایی را برای برنامه ریزی ساعت کار ماشین ها به صورت اثربخش استفاده نمود که امروزه به عنوان «گانت چارت[2]» شناخته می شود. در سال 1915 هریس[3] فرمول بندی ریاضی خاصی را برای محاسبه میزان اقتصادی سفارش قطعه از تامین کننده ارائه نمود که امروزه با اصطلاح «مقدار اقتصادی سفارش[4]» در مدیریت موجودی شناخته می شود و در سال 1917 ارلانگ، فرمولی ریاضی را برای تحلیل مسئله محاسبه تعداد تماس های وارده به یک تلفن خودکار استخراج نمود که توسعه آن منجر به محاسبات و تحلیل های مربوط به صف و در نهایت ایجاد موضوعی به نام تئوری صف گردد.

 

دولت بریتانیا در جنگ جهانی دوم تیمی از مهندسان عمران را جهت ارائه مشاوره به فرماندهان در حل مسائل پیچیده، استراتژیک و تاکتیکی تشکیل داد. هدف از این کار حداکثر نمودن قوای جنگی با استفاده از منابع محدود در دسترس بود. موفقیت گروه بریتانیایی باعث شد ایالت متحده آمریکا نیز گروهی مشابه را در 1942 تاسیس کند، اگرچه تشکیل گروه کوچکتری نیز در سال 1937 گزارش شده است. جامعه دانشمندان بریتانیا به مجموعه فعالیت های این تیم ها اصطلاح «تحقیق عملیاتی[5]» را اختصاص داد، در حالیکه در ایالت متحده از اصطلاح «تحقیق در عملیات[6]» استفاده شد. در پی موفقیت های فراوان فعالیت این تیم ها، موضوعی با نام «تحقیق در عملیات» به صورت مجزا در مجموعه عای آموزشی، دانشگاه ها و دانشکده ها معرفی گردید. لازم به ذکر است که بهینه سازی[7] به عنوان زیرمجموعه ای از علم تحقیق در عملیات مطرح است.

 پس از جنگ جهانی دوم،... (در ادامه مطلب)



[1] H.L. Gantt

[2] Gantt Chart

[3] F.W. Harris

[4] Economic Order Quantity

[5] Operational Research

[6] Operation Research

[7] Optimization

 

پست مرتبط بعدی:

پست مرتبط قبلی: رابطه مدلسازی و بهینه سازی


 
 
سیستم تولید دسته ای (batch production system)
نویسنده : محسن - ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱
 

انجمن کنترل تولید و موجودی آمریکا (APICS) تولید دسته ای را شکلی از تولید تعریف کرده است که در آن هر کار از بخش های کاری مختلف می گذرد به طوری که کارهای مختلف دارای مسیرهای تولید مختلف می باشند. مشخصه این تولید ساخت تعداد محدودی از محصول در مدت زمان معین است.

مشخصه ها

سیستم تولید دسته ای هنگامی به کار گرفته می شود که:

1)      مسیر تولید کوتاه باشد.

2)      کارخانه و ماشین آلات انعطاف پذیر باشند.

3)      امکان تنظیم و تغییر سریع ماشین آلات برای تغییر مسیر تولید برای ساخت کالای جدید وجود داشته باشد.

4)      زمان و هزینه تولید به صورت دسته ای نسبت به تولید کارگاهی و سفارشی کمتر گردد.

در ادامه مطلب مزایا و معایب این سیستم را بخوانید ...

 

پست مرتبط بعدی: سیستم تولید انبوه

پست مرتبط قبلی: سیستم تولید کارگاهی


 
 
مقدمه ای بر حفاظت صنعتی، بهداشت و ایمنی کار و ارگونومتری (Ergonomy)
نویسنده : محسن - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱
 

موضوع بحث سری پست های ارگونومی عبارت است از: حفاظت صنعتی، بهداشت و ایمنی کار و ارگونومتری یا مهندسی عوامل انسانی . تمامی مضامین فوق الذکر در اصل یک مفهوم کلی را تداعی می کنند و آن عبارت است از سالم بودن رابطه انسان با کارش. ارگونومی نیز به زبان یونانی از دو  واه (ارگو ) و (نومی) تشکیل شده که بترتیب به معنای کار و قاعده و قانون هستند. از آنجاکه امروز کلیه دانشمندان اعم از روانشناسان، جامعه شناسان و اقتصاد دانان، ... کار را جزء لاینفک و ضروری زندگی بشر میدانند و اصولا عقیده بر آن است که منشاء ثروت ، کار می باشد ، لذا انسان عصر حاضر و مدرن بر آن شده تا رابطه خود با کارش را که به ویژه بعد از انقلاب صنعتی به یک رابطه بیمار گونه ای تبدیل شده بود هر چه بیشتر سلامت بخشد تا سیستم کار در بستر اکولوژیکی خود بصورت پویاتر تکامل یابد. انسانی که خود  ابداع کننده ماشینهای عظیم با تکنولوژی پیشرفته بود بالاخره دریافت که بصورت برده ای در سازمانهائی که خود بخود بوجود آوردنده و تشکیل دهنده آنها بوده زندانی گشته بطوریکه مجبور به انطباق اجباری خود به تمام معظلات، خطرات، بیماریهای روحی و جسمی حاصل از سازماندهی کاری خود می باشد. از آن رو انسان امروزی بر آنستکه بجای انطباق برده و از خود به سازمانهای کاری بیمار و به ظاهر منطقی و در باطن غیر علمی ، آنها با دانش روز اصلاح کرده و در ارتباط سالم با خود در آورده ، و در جائی هم که این انطباق بصورت مطلوب میسر نیست ، خود را به بهترین وجه در مقابل خطرات احتمالی آن حفاظت کند .

در ادامه بحث و در پست های بعدی سعی برآن شده تا مسائل حفاظتی، بهداشتی و ایمنی که مربوط به رابطه انسان با کارش می باشد را باز کرده و تاثیرات محیطی بر روی انسان و کارش را مطالعه کنیم. سپس در جواب به معضلات موجود از آنجا که سیستم کار را بعنوان یک سیستم اجتماعی – فنی که در تعامل با سایر خرده سیستمهای سازمانی می باشد ، مطرح می کنیم ، کوشش خواهیم کرد تا عوامل ، عناصر و روشهای موثر در بالا بردن موازین ایمنی ، بهداشتی و حفاظتی را جهت طراحی و سازماندهی کار تا جائی که مربوط به این موضوع می باشد ، مطرح کنیم .

 

پست مرتبط بعدی: