Online User مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی - تحقیق در عملیات - مدیریت تولید - ...

عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت ششم)
نویسنده : محسن - ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳۱
 

رفع آلودگی در مورد مواد رادیواکتیو :

هدف از رفع آلودگی به مواد رادیواکتیو پاک ساختن اشخاص یا اجسامی است که به این مواد آلوده شده اند . منبع آلودگی ممکن است نسبت به شخص خارجی باشد مانند آلوده شدن به اشعه ای که توسط عناصر رادیو اکتیو حاصل از اجسام آلوده ( لباس ، آب ، هوا ... پیش می آید . منبع آلودگی ممکن است داخلی باشد که حاصل ورود مواد رادیواکتیو در بدن از راه خوراکی یا استنشاق یا پوست خواهد بود .

هدف از رفع آلودگی کاهش آن به پائین ترین حد مجاز است . پس از تعیین منطقه آلوده شده به کمک یک یا چند یک از طریق زیر می توان رفع آلودگی نمود .

الف – طریقه مکانیکی: عبارت است از رفع آلودگی توسط برس ، فشار هوا و فشار آب

ب- طریقه فیزیکی: در مواردی که اجسام آلوده توسط ایزوتوپهای رادیواکتیو کوتاه عمر
 ( چند ساعت تا سه روز ) آلوده شده باشد با محبوس کردن آنها بتدریج از میزان رادیواکتیویته آنها کاسته میشود . در مورد مایعات آلوده شده می توان از تبخیر ، تقطیر ، یا تصفیه آنها توسط اولتراسون ... استفاده کرد .

ج – طریقه شیمیایی: به کمک اسیدها ، بازها ، ... می توان تشکیل ترکیبات معاوضه کننده یونها داد و ترکیبات مواد آلوده کننده را به حال محلول دفع کرد .

د- طریقه بیولوژیکی: این طریقه معمولا همراه با طرق دیگر برای رفع آلودگی بکار می رود عبارت است از حذف سطحی مواد آلی محلول یا کلوئیدهای آلوده به مواد رادیواکتیو توسط باکتریها.

هر یک از طریق فوق الذکر می توانند برای آلودگیهای مشخصی مناسبتر باشند که در زیر به ذکر آنها می پردازیم .

رفع آلودگی از آبها : اگر چه تقطیر آب طریقه موثری برای رفع آلودگی است (باستثناء موارد آلودگی به تریتیوم و مواد رادیو اکتیو محلول) ولی از نظر اقتصادی بویژه در مواردی که مقادیر زیادی آب آلوده شده باشد ، مقرون به صرفه نیست. برای رفع آلودگی آبها از روشهائی چون رسوب دادن مواد، جذب مواد، معاوضه یونی ... بطورانفرادی یا توام استفاده می شود.

رفع آلودگی سطوح : این امر با شرایط و نوع آلودگی، خصوصیات سطح آلوده شده و نوع ماده رفع کننده آلودگی مربوط می باشد. اگر چه خصوصیات فیزیکی یک سطح وظائفی در مورد نگهداری و جذب مواد رادیو اکتیو اعمال می کند ولی خواص شیمیایی آن مسئول چگونگی واکنشی است که بین یون رادیواکتیو و آن سطح پدید می آید. معمولا سطوح صاف و صیقلی شده در برابر آلودگی از سطوح پرزدار و دارای شکاف مقاوم ترند بعضی از سطوح مانند پلی اتیلن براحتی توسط مواد اسیدی رقیق شده پاک می شوند . فولادی را که اکسید نمیشود ، میتوان ابتدا با محلول اسید سیتریک 10 درصد و سپس با محلول اسید سیتریک 5 درصد پاک کرد . برای پاک کردن سطوح رنگ شده رفع آلودگی اولیه را به کمک حلالهای آلی انجام می دهند . برای رفع آلودگی از آهن و سرب از طریقه های مکانیکی (هوای فشرده) توام با طریقه های فیزیکی یا شیمیائی (بکار بردن بخار) استفاده می کنند. از آنجا که نمی توان از بتون و سیمان دفع آلودگی نمود باید حتما آنها را در صورت آلوده شدن عوض کرد.

رفع آلودگی لباسها : در این مورد نیز رفع آلودگی بستگی به خصوصیت و اهمیت آلودگی و نوع جنس لباس دارد . معمولا لباسهای حفاظتی را در لباسشوئیهای مخصوص با استفاده از مواد شیمیایی آلی ، اسیدی و قلیایی شستشو می دهند . امواج اولتراسون نیز در مواردی از آلودگیهای شدید برای انجام معاوضه یونی بکار می روند.

رفع آلودگی از اشخاص : رفع آلودگی های پوستی هر چه زودتر باید شروع گردد تا موثر واقع شود . معمولا مواد رادیواکتیو جامد آسانتر از مواد رادیواکتیو محلول بویژه محلولهای اسیدی و قلیایی  پاک می شوند. کوچکترین خراش روی پوست ممکن است باعث نفوذ عمقی مواد رادیواکتیو در بدن گردد. ساده ترین وسیله پاک کردن پوست، شستشو با آب گرم و صابون می باشد که معمولا کافی نبوده و بکار بردن پاک کننده های ترکیب شده از مواد مخصوص و جذب کننده ها و غیره را ضرورری می سازد . این مواد پوست را بخوبی پاک ساخته و صدمه ای بدان نمی رساند. محلولهای 1 تا 3 درصد اسیدهای کلرید ریک یا سیتریک پاک کننده های خوبی برای پوست هستند ولی باید از استعمال زیاد آنها پرهیز کرد چون علاوه بر تحریک کردن پوست نفوذ عمقی مواد رادیو اکتیو را نیز تسهیل می کنند . شستشوی پوست نباید بیش از 10 تا 12 دقیقه طول بکشد . چون باعث صدمه رسانیدن به آن و درنتیجه آلودگی عمقی می گردد . معمولا این مدت برای پاک کردن پوست کافیست، ولی در مواردی که آلودگی باقیمانده از حداکثر مجاز بیشتر باشد، شخص باید مثل موارد آلودگی داخلی تحت کنترل پزشکی قرار گیرد.

مطلب مرتبط بعدی: مطالعه و طراحی کار با رعایت اصول ارگونومی

مطلب مرتبط قبلی: عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت پنجم)


 
 
اصول چیدمان کارخانه
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳۱
 
  • اصل ادغام: یک چیدمان خوب چیدمانی است که در آن پرسنل، مواد، ماشین ها و خدمات پشتیبانی به منظور استفاده بهینه از منابع و کسب بهره وری بالاتر به خوبی در کنار یکدیگر ادغام شوند.
  • اصل حداقل فاصله: این اصل به این نکته اشاره دارد که چیدمان به گونه ای باید طراحی شود که میزا جابجایی مواد و افراد باید حداقل گردد. تجهیزات و ماشینها در خط تولید باید به گونه ای قرار گیرند که مسیر حرکت مواد و افراد بین آنها حداقل گردد و ترجیحاً مسیر حرکت خط مستقیم باشد.
  • اصل بهینه سازی فضای حجمی: چیدمان خوب چیدمانی است که در کنار استفاده بهینه از تجهیزات در سطح و فضای افقی، فضای عمودی و حجمی را نیز بهینه استفاده نماید. استفاده از سطح به صورت موثر در چیدمان کارخانه کافی نیست و این نکته ای است که کمتر مورد توجه مدیران تولید قرار می گیرد و باید بعد سوم یعنی ارتفاع نیز مد نظر قرار گیرد.
  • اصل جریان: چیدمان خوب چیدمانی است که در آن مواد در مسیر تبدیل شدن به محصول نهایی به سمت جلو جریان داشته باشند و تا حد ممکن لزومی به عقب گرد نداشته باشند.
  • اصل حداکثر انعطاف پذیری: چیدمان خوب چیدمانی است که بتوان آن را بدون صرف هزینه و زمان زیاد تغییر داد زیرا ممکن است در آینده به دلایل مختلف لازم باشد به منظور تامین نیازمندی های تولید چیدمان تغییر یابد.
  • اصل ایمنی، امنیت و رضایت: چیدمان خوب چیدمانی است که ایمنی و رضایت کارکنان را تامین کند و از تجهیزات و ماشین آلات کارخانه حفاظت نماید.
  • اصل حداقل جابجایی: چیدمان خوب چیدمانی است که میزان جابجایی مواد و پرسنل را به حداقل ممکن تقلیل دهد.

مطلب مرتبط بعدی: انواع چیدمان کارخانه

مطلب مرتبط قبلی: چیدمان کارخانه و اهداف آن


 
 
تکنیک های ساده مدلسازی: استفاده از عملیات کمکی
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
 

شاید با در نظر گرفتن مطالب ارائه شده در بخش مدلسازی اینگونه به نظر برسد که تعریف متغیرها و نوشتن توابع محدودیت و هدف مسائل بهینه سازی، کاری بسیار ساده و آسان است. این امر برای مسائل کوچکی که اطلاعات کافی در رابطه با آنها به مدلساز داده شود صحیح است اما در دنیای واقعی معمولاً این اتفاق نمی افتد. در برخی از مسائل بسته به نوع مسئله لازم است برای تعریف متغیرها و نوشتن توابع هدف و محدودیت از عملیات های کمکی استفاده شود. در بسیاری از موارد، در عین سادگی باید از لم های خاصی برای نوشتن مدل استفاده نمود. در ادامه سعی شده است مفهوم عبارات «عملیات کمکی» و «لم های ویژه» را که در موارد بسیاری به کار می آیند، با مثال هایی روشن شوند.

مثال

یک تولیدکننده پارچه سه سفارش زیر را برای رول های پارچه با اطلاعات زیر دریافت کرده است:

جدول 1 اطلاعات مسئله ضایعات پارچه

شماره سفارش 

عرض (متر) 

طول (تعداد رول) 

1

2.5

30

2

3.8

50

3

4.9

10

 

رول ها در دو عرض استاندارد 5 و 10 متر تولید می شوند. سپس با توجه به اطلاعات سفارش دریافتی می توان رول ها را برید و عرض خواسته شده را بدست آورد. هیچ محدودیتی در طول رول ها وجود ندارد و حتی می توان آنها را پیوسته و با طول بینهایت در نظر گرفت. برنامه ای از تولید را مشخص نمایید که ضایعات پارچه در آن حداقل گردد.

این مسئله در عین حالی که ساده به نظر می رسد اما کمی سخت تر از مسائلی است که تاکنون در این وبلاگ به مدلسازی آنها پرداخته شده است. برای مدلسازی این مسئله باید کمی بیشتر و بهتر فکر کرد تا عملیات کمکی مناسب برای تعریف متغیرها و نوشتن توابع هدف و محدودیت ها را به شناسایی کرد.

تعریف متغیرها: متغیرها را می توان به کمک اندیس i که می تواند طیفی از اعداد را شامل شود به صورت زیر معرفی نمود:

 

تعداد رول های تولید شده از یک رول استاندارد پنج متری به شیوه برش iام

تعداد رول های تولید شده از یک رول استاندارد 10 متری به شیوه برش iام

 

برای تولید رول هایی به عرض 3.8, 2.5 و 4.9 متری از یک رول 5 متری می توان از سه شیوه برش و برای تولید از یک رول 10 متری می توان از شش شیوه برش استفاده نمود. برای درک بهتر این موضوع متغیرها در زیر به طور کامل تعریف شده اند.

از یک رول پنج متری می توان به سه زیر برای تولید سفارش های رسیده استفاده نمود:

 

تبدیل رول پنج متری به دو رول 2.5 متری بدون ضایعات

تبدیل رول پنج متری به یک رول 3.8 متری با 1.2 متر ضایعات

تبدیل رول پنج متری به یک رول 4.9 متری با 0.1 متر ضایعات

 

و برای رول 10 متری نیز شش متغیر زیر را داریم:

 

تبدیل رول 10 متری به چهار رول 2.5 متری بدون ضایعات

تبدیل رول 10 متری به دو رول 2.5 و یک رول 3.8 متری با 1.2 متر ضایعات

تبدیل رول 10 متری به دو رول 2.5 و یک رول 4.9 متری با0.1 متر ضایعات

تبدیل رول 10 متری به دو رول 3.8 متری با 2.4 متر ضایعات

تبدیل رول 10 متری به یک رول 3.8 و یک رول 4.9 متری با 1.3 متر ضایعات

تبدیل رول 10 متری به دو رول 4.9 متری با 0.2 متر ضایعات

 

بنابراین 9 متغیر برای مدلسازی این مسئله تعریف کردیم. شیوه های ترکیب برش مختلف به همراه ضایعات حاصل از به کارگیری آنها در جدول زیر خلاصه شده است:

 

جدول 2. نتایج حاصل از شیوه های مختلف برش مربوط به مسئله ضایعات پارچه

عرض مورد تقاضا 

متغیرهای تصمیم 

تعداد رول مورد نیاز 

2.5

2

0

0

4

2

2

0

0

0

30

3.8

0

1

0

0

1

0

2

1

0

50

4.9

0

0

1

0

0

1

0

1

2

10

ضایعات 

0

1.2

0.1

0

1.2

0.1

2.4

1.3

0.2

 

 

تابع هدف: هدف طرح این مسئله حداقل نمودن ضایعات کل می باشد. سطر آخر جدول بالا نشان دهنده میزان ضایعات حاصل از هر متغیر تصمیم است. بنابراین تابع هدف این مسئله را می توان به صورت زیر نوشت:

محدودیت ها:

برای این مسئله سه محدودیت می توان در نظر گرفت که عبارتند از (1) تعداد رول های مورد نیاز 2.5 متری (2) تعداد رول های مورد نیاز 3.8 متری (3) تعداد رول های مورد نیاز 4.9 متری. تعداد رول های 2.5 متری که توسط هر متغیر تصمیم می توان تولید کرد در سطر اول جدول بالا قابل مشاهده است. به همین ترتیب سطرهای دوم و سوم نیز مربوط به رولهای با عرض 3.8 و 4.9 متر می باشد. بنابراین به کمک اطلاعات جدول بالا تعداد رول های مربوط به هر سفارش را می توان به صورت زیر محاسبه نمود:

 

تعداد رول های 2.5 متری تولید شده

تعداد رول های 3.8 متری تولید شده

تعداد رول های 4.9 متری تولید شده

 

و مدل برنامه ریزی خطی مسئله به صورت زیر خواهد بود:

پس از حل کردن این مدل به راحتی می توان تعداد رول های مورد نیاز 5 متری و 10 متری بهینه برای پاسخگویی به هر سه سفارش که کمترین ضایعات را به همراه داشته باشد به صورت زیر بدست آورد.

تعداد رول های 5 متری مورد نیاز

تعداد رول های 10 متری مورد نیاز 

 

همانطور که در حل این مسئله مشاهده شد، تعریف متغیرها احتیاج به نوعی خلاقیت داشت که همان عملیات کمکی مورد نیاز برای حل این مسئله است.

مطلب مرتبط بعدی: تکنیک های ساده مدلسازی: تعریف متغیر به صورت کسری از متغیر دیگر

مطلب مرتبط قبلی:تکنیک های ساده مدلسازی: استفاده از زیرنویس ها


 
 
موارد خاص روش سیمپلکس: امکان انتخاب همزمان چند متغیر به عنوان متغیر پایه ورودی
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
 

تاکنون در مطالب ارائه شده در مبحث سیمپلکس به این نکته اشاره نکردیم که اگر در هر یک از مراحل روش سیمپلکس به موارد خاص و مبهمی برخورد کردیم چه باید بکنیم. در این سلسله مطالب قصد داریم به تشریح این موارد و راه های مواجهه با آنها بپردازیم:

امکان انتخاب همزمان چند متغیر به عنوان متغیر پایه ورودی

مرحله اول در هر تکرار مربوط است به انتخاب یکی از متغیرهای غیرپایه که دارای منفی ترین ضریب در معادله 0 است که همان متغیر پایه ورودی است. حال فرض کنید دو متغیر یا بیشتر از متغیرهای غیرپایه دارای منفی ترین ضریب باشند. برای مثال اگر تابع هدف مسئله شرکت ویندور به صورت Z=3x1+3x2 تغییر یابد، در نتیجه معادله 0 مربوطه در تکرار اول عبارت خواهد بود از Z-3x1-3x2=0. به این ترتیب هر دو متغیر غیرپایه x1 و x2 دارای ضریب -3 هستند که منفی ترین ضریب در معادله 0 می باشند. سوال اینجاست که کدام متغیر باید به عنوان متغیر پایه ورودی انتخاب گردد؟ چگونه می توان این مشکل را برطرف نمود؟

پاسخ این سوال این است که انتخاب بین این دو متغیر امری اختیاری است زیرا در صورت انتخاب هر یک از این دو متغیر به عنوان متغیر پایه ورودی، در نهایت جواب بهینه بدست خواهد آمد. البته ممکن است با انتخاب یکی از متغیرهای ممکن با تکرار کمتری به جواب نهایی رسید اما هیچ روش کاملاً مطمئنی برای پیش بینی این مطلب که انتخاب کدام متغیر باعث دستیابی زودتر به جواب بهینه می شود وجود ندارد. برای مثال با در نظر گرفتن تابع هدف جدید اشاره شده در بالا، انتخاب متغیر x1 به عنوان متغیرپایه ورودی باعث می شود با 3 تکرار به جواب بهینه، (2,6)، برسیم و با انتخاب x2 به عنوان متغیر پایه ورودی با 2 تکرار به جواب بهینه خواهیم رسید.

مطلب مرتبط بعدی: موارد خاص روش سیمپلکس: امکان انتخاب همزمان چند متغیر به عنوان متغیر پایه خروجی

مطلب مرتبط قبلی: فرمت جدولی روش سیمپلکس (قسمت دوم)


 
 
عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت پنجم)
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
 

حفاظت در برابر پرتوها

یکی از ابزار مهم در کار با پرتوهای ایکس و غیره استفاده از دستگاههائی است که در اسرع وقت میزان پرتو جذب شده توسط بدن یا قسمتی از اتاق یونیزاسیون نام برد که میزان دز وارده در بدن را در زمان معینی نشان می دهد . دز یمترجیبی و فیلم 400 نیز دز جمع در بدن را محاسبه می کنند . از دیگر دستگاههائی که ذرات تشعشعی یونساز را آشکار می سازند . شمارنده گایگر (geiger counter) و شمارنده متناسب (Proportional Counter) قابل اهمیت هستند. علاوه بر دستگاههای دز سنج ، افرادی که بخاطر شغلشان در رابطه با پرتوهای رادیو اکتیو کار می کنند ، باید از وسایل حفاظتی مخصوص استفاده کرده و اقدامات زیر را رعایت کنند.

  • از آنجا که هر چه زمان تابش پرتوها کمتر باشد و فاصله منبع تابش با انسان بیشتر باشد( شدت پرتو با مجذور عکس فاصله نسبت مستقیم دارد ) ضررش کمتر است ، بنابراین اهمیت عامل زمان تابش و فاصله منبع تابش تا انسان به خوبی آشکار می باشد و رعایت این مسئله از اولین اقدامات احتیاطی است .
  • استفاده از حجابهای حفاظتی متناسب با نوع اشعه بسیار مهم است . مواد حفاظتی بکار رفته در حجابهائی که در مقابل پرتوهای گاما و ایکس قرار می گیرند بایستی حتما از بتون ، سرب ، شیشه ، گرافیت ، مرمر باشند و حفاظها دارای قطر و ضخامت زیادی باشند . بهتر است که قسمت عمده حفاظ در خود دستگاه مولد پرتو قرار گیرد و اگر نه بایستی تا حد امکان در نزدیک لوله مولد پرتو باشد . بعلاوه بایستی بوسیله یکسری حفاظهای ثانویه نیز پرتوهائی را که از اطراف اتاق تشعشع خارج می شوند جذب نمود .
  • بهتر است که اتاقهای تشعشع را در بالای ساختمان قرار داد تا باعث حذف حفاظ در سقف شود و یا در زیر زمین قرار داد تا احتیاج به حفاظهای زیاد در کف زمین و دیوارها نباشد .
  • مواد رادیواکتیو را باید حتما در بسته های مخصوص حفاظ دار و در اتاقهای مخصوص نگهداری کرد تا خطری برای کارکنان موجود نباشد .
  • آموزش دهی به کلیه شاغلین با اشعه می بایست در راس برنامه های حفاظتی قرار گیرد، زیرا اطلاعات راجع به پرتوهای یونساز ، اثرات آنها بهداشت و ایمنی در برابر آنها ، نه تنها برای تک تک افراد لازمست ، بلکه ، از آنجا که حفاظت و سلامتی سایر همکاران و حتی افراد و سکنه منطقه در گروطرز کار و درفت عمل فردی کارکنان می باشد ، اقدامات آموزشی از طریق نمایش فیلم ، تمرینات لازم برای مقابله با حوادث ، ... حائز اهمیت فراوانیست .
  • دقت در نظافت محیط کار ، جلوگیری از ریخت و پاش مواد پرتوزا بر روی سطح محل کار ، رفع آلودگی بخصوص در مورد مواد پرتو زا با نیمه عمر زیاد ،... از اقدامات بهداشتی بسیار مهم می باشند.
  • حفاظتهای انفرادی نیز به نوبه خود حائز اهمیت زیادی هستند ، بدین معنی که کارکنان اینگونه مراکز باید از پوششهای حفاظتی ضخیم ( سربی ، آلومینیومی ، و ... ) استفاده نمود از دستکشهای مخصوص لاستیکی و عینکهای شیشه ای استفاده کنند .
  • در معاینات استخدامی باید حتما از اشتغال افرادی که به بیماریهای کم خونی ، عفونی ، پوستی ، ... دچار هستند ممانعت بعمل آید .
  • باید معاینات دوره ای منظم و برنامه ریزی شده بطور مرتب بعمل آید ، پرونده های کارکنان و سوابق پزشکی آنها نگهداری شوند تا در صورت بروز کوچکترین نشانه ای اقدامات بالینی بعمل آید .
  • فراهم کردن کلیه تجهیزات و وسایل امداد فوری در محل کار رای مواردی که آلودگی ناگهانی با پرتو اتفاق می افتد ، ترتیب افراد لازم بمنظور آمادگی برای هر نوع امداد ، انجام نمونه برداریهای منظم از مواد موجود و مطالعه وضع محیط ،... نیز از اقدامات بسیار مهم هستند .
  • درحمل و نقل مواد رادیواکتیو باید حتما بسته بندیها با استفاده از لایه های حفاظتی بعمل آیند .  بر روی بسته بندیهای مواد رادیواکتیو باید حتما بر چسب مخصوص شبدری شکل با خطوط قرمز نقش بسته باشد و افراد را از نزدیک شدن به این بسته ها بر حذر داشت . بسته های پرتوزا ، باید حتما بصورت مجزا و نه با بار مسافرین حمل و نقل شوند . در محل حمل و نقل باید حتما وسایل امداد فوری برای مقابله با خطرات احتمالی ناشی از نشت رادیواکتیویته یا شکستگی بسته های حاوی مواد رادیواکتیو فراهم باشد . تجهیزات و وسائل آلوده شده باید فورا دفع شده و از بین روند یا آلوده زدائی گردند . فضولات و پس مانده ها نیز باید حتما دفع گردند . در صورت وقوع حادثه ، باید حتما دور تا دور محل حادثه بسته شود تا کسی به آن منطقه نزدیک نشود و قبل از ترک محل باید اطمینان کامل از آلوده زدائی منطقه حاصل نمود .

مطلب مرتبط بعدی: عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت ششم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت چهارم)


 
 
چیدمان کارخانه و اهداف آن - Plant Layout
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
 

موضوع چیدمان کارخانه[1] به نحوه قرارگیری فیزیکی تجهیزات و امکانات در یک کارخانه می پردازد و شامل نحوه چیدمان بخش های مختلف کارخانه، مراکز شغلی و تجهیزات مورد استفاده در فرآیند تبدیل است و نتیجه بررسی های آن نقشه ای از محل های قرارگیری موارد مذکور و ترتیب آنها در فرآیند تولید است.

طبق تعریف مور[2] «چیدمان کارخانه نقشه ای است بهینه از ترکیب و شکل قرارگیری امکانات کارخانه که شامل پرسنل، تجهیزات و دستگاه های تولیدی، انبارها، تجهیزات حمل و نقل و جابجایی مواد و همه امکانات خدماتی می باشد به طوریکه این طراحی بهترین ساختاری را که همه موارد بالا را در خود جای دهد ارائه می کند.»

هدف اصلی و اساسی چیدمان کارخانه حداکثر ساختن سود تولید و کسب مزیت های نحوه ساخت به واسطه چگونگی ترکیب و قرارگیری امکانات و تجهیزات کارخانه است. اهداف فرآیند چیدمان کارخانه را می توان به صورت زیر معرفی نمود:

  • تعیین جهت حرکت جریان مواد در کارخانه
  • تسهیل فرآیند ساخت و تولید
  • کنترل حجم کار در گردش
  • حداقل نمودن جابجایی مواد و هزینه های ناشی از آن
  • استفاده موثر و بهینه از پرسنل، تجهیزات و فضا
  • استفاده موثر از حجم فضای کارخانه
  • انعطاف پذیری عملیات های تولیدی و ترکیب تجهیزات
  • ایجاد ایمنی، اطمینان و آسایش برای پرسنل
  • حداقل نمودن سرمایه تجهیزات
  • حداقل نمودن کل زمان تولید
  • تسهیل ساختار سازمانی


[1] Plant Layout

[2] Moor

مطلب مرتبط بعدی: اصول چیدمان کارخانه

مطلب مرتبط قبلی: جزوه مدل های مکانیابی کارخانه


 
 
تکنیک های ساده مدلسازی: استفاده از زیرنویس ها
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤
 

برای توضیح چگونگی استفاده از زیرنویس برای متغیرها مطلب مربوط به بودجه بندی سرمایه ای را به یاد آورید. جهت سهولت بررسی، معادلات و مدل مساله در اینجا تکرار شده است:

متغیرها:

 

مدل برنامه ریزی عدد صحیح این مثال به صورت زیر است:

به جای اینکه هر متغیر را به طور مجزا تعریف کنیم می توان همه آنها را با هم و با استفاده از ویژگی های اندیس به صورت زیر نوشت:

 

عبارت «برای همه i ها» در اینجا به معنی i = 1,2,3,4,5 است و معمولاً به جای نوشتن «برای همه»(for all) از نماد استفاده می شود. بنابراین تابع تعریف متغیرها را به صورت زیر نیز می توان نوشت

 بنابراین مدل برنامه ریزی عدد صحیح این مسئله به صورت زیر نوشته می شود:

این مدل را می توان با استفاده از علامت سیگما که در مطالب اینده به آن اشاره خواهد شد خلاصه تر نیز نمود.

مطلب مرتبط بعدی:تکنیک های ساده مدلسازی: استفاده از زیرنویس ها

مطلب مرتبط قبلی: مدلسازی مسائل برنامه ریزی غیرخطی


 
 
فرمت جدولی روش سیمپلکس (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤
 

مرحله سوم: جواب BF جدید را بیابید. برای این کار با استفاده از روش حذف گوسی یا همان عملیات جبری روی سطرها (ضرب یا تقسیم عددی ثابت و غیر صفر در یک سطر و یا جمع یا کسر نمودن مضربی از یک سطر با سطری دیگر) جدول سیمپلکس جدید را بسازید و زیر جدول کنونی وارد نمایید. پس از این عملیات دوباره آزمون بهینگی را انجام دهید. برای حذف گوسی مراحلی که در زیر اشاره شده است باید انجام گیرد.

  • اعداد سطر لولا را بر عدد لولا تقسیم کنید و این سطر جدید را در دو گام بعدی استفاده نمایید.
  • برای سطرهای دیگر (که شامل سطر 0 نیز می شود) اگر ضریب مربوطه در ستون لولا منفی است، اعداد هر سطر را با اعداد متناظر در سطر جدید بدست آمده در گام اول که در قدر مطلق ضریب منفی مذکور ضرب شده است جمع نمایید.

در مثال: از آنجا که x2 باید جایگزین x4 گردد لازم است جدول سیمپلکس جدیدی تهیه شود که در آن الگوی ضرایب ستون x2 به شکل (0,0,1,0) باشد. برای شروع، سطر لولا (سطر دوم) را بر عدد لولا (2) تقسیم نمایید و سطر جدیدی را که در سطر دوم جدول 3 نشان داده شده است بدست آورید. سپس پنج برابر سطر لولای جدید را به سطر 0 اضافه نمایید. همچنین دو برابر سطر لولای جدید را از سطر 3 کم کنید. این محاسبات جدول سیمپلکس جدیدی را ارائه می دهد که در جدول 4 آورده شده است. بنابراین جواب BF جدید عبارت خواهد بود از (0,6,4,0,6) که بر اساس آن خواهیم داشت Z=30. در مرحله بعد برای تعیین اینکه این جواب BF جدید بهینه است یا خیر باید آزمون بهینگی را بکار بگیریم. از آنجا که در سطر 0 جدید همچنان عدد منفی وجود دارد (-3 برای ستون x1)، جواب بهینه نیست و حداقل یک تکرار دیگر برای رسیدن به جواب بهینه لازم است.

جدول 3. جدول سیمپلکس مسئله شرکت ویندور پس از تقسیم سطر لولا بر عدد لولا

 

جدول 4. دو جدول سیمپلکس اول مسئله شرکت ویندور

تکرار دوم و رسیدن به جواب بهینه

تکرار دوم برای یافتن جواب BF جدید از جدول سیمپلکس دوم استفاده خواهد کرد که در جدول 4 آورده شده است. با انجام مراحل اول و دوم متوجه خواهیم شد که متغیر x1 متغیر پایه ورودی است و متغیر x3 متغیر پایه خروجی است. این مراحل در جدول 5 آورده شده است.

جدول 5. مرحله اول و دوم از تکرار دوم مسئله شرکت ویندور

برای انجام مرحله سوم نیز سطر لولا (سطر 3) را بر عدد لولا (3) تقسیم می کنیم. سپس 3 برابر این سطر محاسبه شده را به سطر 0 می افزاییم و از سطر 1 سطر جدید را کم می کنیم.

پس از انجام مراحل سه گانه جدول سیمپلکس جدیدی خواهیم داشت که در جدول 6 ارائه شده است. بنابراین جواب BF جدید عبارت خواهد بود از (2,6,2,0,0) و خواهیم داشت Z=36. با انجام آزمون بهینگی نتیجه خواهد شد که جواب مذکور بهینه است زیرا هیچ یک از ضرایب سطر 0 منفی نیستند و بنابراین الگوریتم متوقف می شود. نتیجتاً جواب بهینه مسئله شرکت ویندور (بدون در نظر گرفتن متغیرهای کمبود) عبارت خواهد بود از x1=2 و x2=6.

حال می توانید جدول 6 را با مراحل انجام شده در مطلب مربوط به روش جبری مقایسه کنید و ببینید که روش سیمپلکس جدولی و روش سیمپلکس جبری در اصل یک منطق و یک ساختار مشترک دارند. با این حال روش جبری برای درک منطق حاکم بر روش سیمپلکس روش بهتری است و روش جدولی از لحاظ ساختارمندی مراحل و راحتی کار روش مناسب تری است. از این به بعد از شکل جدولی روش سیمپلکس استفاده خواهیم کرد.

 

جدول 6. مجموعه کامل جداول سیمپلکس برای مسئله شرکت ویندور

 مطلب مرتبط بعدی: موارد خاص روش سیمپلکس: امکان انتخاب همزمان چند متغیر به عنوان متغیر ژایه ورودی

مطلب مرتبط قبلی: فرمت جدولی روش سیمپلکس (قسمت اول)


 
 
عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت چهارم)
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

اثرات بیولوژیکی پرتوهای یونساز : سلولهای مختلف نسبت به پرتوها حساسیت متفاوتی از خود نشان می دهند . هر چقدر تولید و تکثیر سلولی بیشتر باشد ، هر چقدر فعالیت تقسیم سلولی زیادتر باشد ، و طولانی تر ادامه یابد و هر چه مقدار سوخت و ساز سلولی بیشتر باشد ، آسیب پذیر تر هستند و مقاومت کمتری در برابر پرتوهای یونساز نشان می دهند . در انسانها و پستانداران چون حتی پس از بلوغ تعدادی از بافتها از نظر تقسیم سلولی فعالند . بنابراین حساسیت بیشتری در قبال پرتوهای یونساز داشته و در این میان انسان از همه موجودات دیگر آسیب پذیر تر است . از جمله بافتهای فعالی که آسیب پذیری بالائی دارند می توان بافتهای خون و لنف ساز ، پوشش دستگاه گوارش ، دستگاه تولید مثل ، ... را نام برد . اثرات پرتوهای یونساز بر روی موجودات زنده به دو دسته تقسیم می شوند :

1-    اثرات زود رس و حاد : این عوارض عبارتند از ضایعاتی که بر اثر رسیدن مقدار زیادی پرتو در زمان کوتاهی به بدن ایجاد می گردند . این عوارض حاد می توانند در مدت چند ساعت تا چند هفته خود را نشان دهند . این ضایعات را می توان به سه دسته تقسیم کرد :

  • ضایعات مراکز خونساز :  که معمولا در پرتو گیری بیش از 200 راد ظاهر می شوند . حساسترین اعضاء بدن که با دز پائین می توانند سبب مرگ موجود زنده شوند ، دستگاههای سلولهای خونساز و مغز استخوان هستند . این ضایعات در مغز استخوان بروز می کنند و آن را از سلولهای خونسازی تهی می سازند . در نتیجه مغز استخوان قادر به جایگزینی سلولهای فرسوده خون بوسیله سلولهای جدید نخواهد شد و گلبولهای سفید خون که وظیفه دفاع از بدن را بعهده دارند ،تولید نمی شوند و قابلیت ایمنی بدن بشدت پائین آمده تا جائیکه یک عفونت کوچک سبب مرگ می گردد ، یا اینکه خون قابلیت انعقاد خود را از دست می دهد . مرگ در اثر ضایعات وارده بر دستگاههای خونسازی در عرض چند هفته تا یکماه بعد از پرتو گیری صورت می پذیرد .
  • ضایعات دستگاه گوارشی : این ضایعات در پرتوگیریهای بیش از 10000راد در نتیجه صدمه به سلولهای پوششی دستگاه گوارشی مشاهده می شوند . علائم این ضایعات ، اختلالات خونی ، اسهال شدید ، استفراغ ، کاهش وزن و عفونت داخلی است که معمولا در عرض یک هفته بعد از پرتوگیری منجر به مرگ می گردد . اگر هم موجود زنده از آسیب رسیده به دستگاه گوارشی نجات یافته و سلولهای پوششی تونستند با ازدیاد خود محافظ را بپوشانند ، از آسیب دستگاه خونساز که اثر کشنده آن دیرتر ظاهر می شود نجات نخواهد یافت .
  • ضایعات سیستم اعصاب مرکز ی: در پرتوگیریهای بیش از 150 تا 20000 راد دستگاه اعصاب مرکزی دچار صدمه می شود . از علائم این ضایعه ، تشنج ، اغماء و بیهوشی است و مرگ در ظرف چند ساعت یا چند روز اتفاق می افتد .

2-اثرات دیررس و مزمن : اثرات دیررس  ممکن است در نتیجه یک پرتو گیری حاد در گذشته ، یا در اثر پرتوگیری دز کم در طول سالهای متمادی ظاهر شود . یکی از انواع پرتوگیری های مزمن ممکن است بعلت تنفس یا خوردن غیر مجاز مواد رادیوایزوتوپ باشد . این مواد در قسمتهی مختلف بدن متمرکز شده و به پرتو تابی ادامه داده و سلولها و نسوج اطراف را تحت تآثیر قرار می دهند و بالاخره پس از گذشت زمان مناسب به عنصری پایدار تبدیل خواهند شد . معمولا امکان بروز صدمات دیررس پس از پرتوگیری طولانی با دز کم بسیار بیشتر از پرتوگیری با دز زیاد در مدت زمان کوتاه است . در میان این صدمات دیررس پرتوهای یونساز ، بروز سرطان در اعضاء بدن ، آب مروارید وانواع صدمات ژنتیکی قابل ذکرند .

در جدول زیر مقادیر حداکثر مجاز پرتوگیری ، که از طرف کمیسیون بین المللی حفاظت در برابر پرتوها پیشنهاد گردیده ، برای کارکنان با پرتو و برای افراد جامعه بطور کلی ذکر شده اند .

حداکثر دز مجاز سالانه برای افراد جامعه بر حسب رم

حداکثر دز مجاز سالانه برای کارکنان با پرتو بر حسب رم  اعضای بدن 
 0.5  5  غدد تولید مثل ، مغز استخوان
 3  30  پوست ، استخوان تیروئید
 7.5  75  دستها ، ساعد ، پاها و مچ ها
 1.5  15  اعضاء دیگر بدن
 

 مطلب مرتبط بعدی: عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت پنجم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت سوم)


 
 
جزوه مدل های مکانیابی کارخانه - plant location models
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

 این جزوه آموزشی, با نام «مدل های مکانیابی کارخانه» در فرمت PDF به حجم 252 kB و در 15 صفحه با فهرست زیر تنظیم شده است:

1.      انواع مدل های مکانیابی کارخانه

1.1.   روش نرخ گذاری عوامل (Factor Rating Method)

1.1.1.      مثال روش نرخگذاری عوامل

1.2.   روش نرخ گذاری وزنی عوامل (Weighted Factor Rating Method)

1.2.1.       مثال روش نرخ گذاری وزنی عوامل

1.3.   روش بار – فاصله (Load-distance Method)

1.3.1.      معیارهای اندازه گیری فاصله

1.3.2.     محاسبه امتیاز بار – فاصله

1.3.3.    مثال روش بار – فاصله

1.4.   روش مرکز ثقل (Centre of Gravity)

1.4.1.      مثال روش مرکز ثقل

1.5.   تحلیل نقطه سر به سر (Break Even Analysis)

1.5.1.      مثال روش تحلیل نقطه سر به سر

2.      مکانیابی بر اساس فاکتورهای اقتصادی

2.1.   مثال مکانیابی بر اساس معیار ROR

برای نمونهصفحه 6 جزوه مورد نظر را دانلود کنید.

  جهت دریافت اطلاعات نحوه خرید این پروژه با m.rahimi.m@gmail.com تماس بگیرید.

مطلب مرتبط بعدی: چیدمان کارخانه و اهداف آن

مطلب مرتبط قبلی: مدل های مکانیابی کارخانه


 
 
مدلسازی مسائل برنامه ریزی غیرخطی
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

مدل برنامه ریزی غیر خطی بسیار شبیه به مدل برنامه ریزی خطی است با این تفاوت که در آن عباراتی غیر خطی (چه در تابع هدف و چه در محدودیت ها) دیده می شود. اگر حتی یکی از عبارات مدل، غیر خطی باشد نیز آن مدل را غیر خطی می نامند.

مثال: مکان یابی

یک شبکه رادویویی که در شهرهای جنوبی استرالیا برنامه پخش می کند قصد دارد تا خدمات و برنامه های خود را به 4 شهر شمالی و غربی نیز گسترش دهد. برای ارائه خدمات مناسب، این شبکه احتیاج به یک برج رادیویی انتقال دهنده دارد که امواج رادیویی را به برج های کوچکتر گیرنده ای که در این چهار شهر وجود دارند برساند. برج رادیویی جدیدی که در نظر گرفته شده است قادر است امواج را تا شعاع k کیلوکتری به خوبی ارسال نماید. بنابراین لازم است محل نصب این برج با هر یک از شهرها حداکثر k کیلومتر فاصله داشته باشد. هدف از مدلسازی این مسئله یافتن محلی است که کمترین فاصله جمعی ممکن را از این 4 شهر داشته باشد.

موقعیت این چهار شهر به صورت مختصات دو بعدی در جدول زیر ارائه شده است:

جدول 1. اطلاعات مسئله مکان یابی

شهر x y
1 10 45
2 15 25
3 20 10
4 55 20

مرحله اول: تعریف متغیرها

هدف یافتن مختصات نقطه نصب برج جدید است. بنابراین متغیرهای تصمیم را می توان به صورت زیر تعریف کرد.

فاصله محل نصب برج تا محور y ها (مولفه اول مختصات نقطه نصب) = x

فاصله محل نصب برج تا محور y ها (مولفه اول مختصات نقطه نصب) = y

مرحله دوم: تعیین تابع هدف

هدف حداقل نمودن فاصله نقطه نصب برج جدید از چهار شهر مورد نظر است. بنابراین می توان نوشت:

اولین عبارت سمت راست تابع هدف فاصله برج از محل شهر اول است و سه عبارت دیگر نیز فاصله برج را به ترتیب از شهر های دو، سه و چهار نشان می دهند.

مرحله سوم: محدودیت ها

برج جدید باید در محلی نصب شود که فاصله آن نقطه تا هر یک از شهرها حداکثر k کیلومتر باشد. بنابراین

بنابراین مدل ریاضی نهایی به شکل زیر خواهد بود:

دقت کنید که تابع هدف و تمام محدودیت ها غیر خطی هستند و k نیز باید مشخص باشد.

مطلب مرتبط بعدی: تکنیک های ساده مدلسازی: استفاده از زیرنویس ها

مطلب مرتبط قبلی: مدلسازی برنامه ریزی آرمانی


 
 
فرمت جدولی روش سیمپلکس (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

فرمت جبری روش سیمپلکس که در مطلب مرتبط قبلی ارائه شد ممکن است برای یادگیری اصول اولیه و منطق حاکم بر روش سیمپلکس مناسب باشد اما برای حل مسائل به حد کافی راحت نیست و محاسبات آن کمی گیج کننده است. هنگامی که می خواهید مسئله ای را به روش سیمپلکس و به طور دستی حل کنید پیشنهاد می شود حتماً از فرمت جدولی که در این بخش به توضیح آن می پردازیم استفاده کنید. این شکل از روش سیمپلکس حتی در برنامه نویسی های کامپیوتری و حل مسائل با نرم افزارهای تحقیق در عملیات نیز بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

شکل جدولی روش سیمپلکس تنها اطلاعات ضروری مسئله مانند (1) ضرایب متغیرها، (2) اعداد ثابت در سمت راست معادلات و (3) متغیرهای پایه مربوط به هر معادله را را در خود جای می دهد. این ویژگی باعث می شود نوشتن نمادها و اسامی متغیرها در هر معادله لزومی نداشته باشد و البته از آن مهمتر این حقیقت است که این ویژگی باعث می شود اعداد و مقادیر مورد استفاده و محاسبه شده در هر تکرار به صورت کاملاً مختصر و فشرده ذخیره سازی شوند تا بتوان برای ارزیابی ها و تحلیل های لازم از آنها استفاده نمود.

در جدول 1 سعی شده است مقایسه بین دستگاه معادلات اولیه مسئله شرکت ویندور در فرمت جبری و فرمت جدولی آورده شود که به جدول ارائه شده در سمت راست در اصطلاح جدول سیمپلکس (Simplex tableau) می گویند. متغیرهای پایه در جدول ابتدایی عبارت بودند از x3، x4 و x5 و متغیرهای دیگر متغیرهای غیرپایه هستند. بعد از قرار دادن x1=0 و x2=0، ستون سمت راست مقادیر متغیرهای پایه را می دهد و به این ترتیب جواب BF اولیه عبارت خواهد بود از (x1,x2,x3,x4,x5)=(0,0,4,12,18) که بر اساس این جواب خواهیم داشت Z=0.

شکل جدولی روش سیمپلکس برای نمایش مختصر و مفید دستگاه معادلات مورد استفاده جهت یافتن جواب BF صحیح از جدول سیمپلکس استفاده می کند. در جدول سیمپلکس مقدار هر متغیری که در ستون سمت چپ قرار داشته باشد برابر است با عدد واقع در همان سطر و در ستون سمت راست جدول و هر متغیری نیز که در ستون مذکور قرار ندارد متغیر غیر پایه بوده و مقدارش صفر است. هنگام انجام آزمون بهینگی و همچنین هنگام انجام مراحل هر تکرار تنها اعدادی که در سمت راست ستون Z واقع شده اند مورد استفاده قرار می گیرند. اصطلاح سطر تنها به ردیفی از اعداد که در سمت راست ستون Z واقع شده اند و اعداد سمت راست را نیز شامل می شود اطلاق می گردد. سطر iام مربوط است به معادله iام.

در ادامه به طور مختصر شکل جدولی روش سیمپلکس را تشریح خواهیم کرد و همزمان به طور خلاصه کاربرد آن را در حل مسئله شرکت ویندور بیان خواهیم کرد. باید یادآوری کنیم که منطق حاکم بر شکل جدولی روش سیمپلکس دقیقاً مانند منطق حاکم بر شکل جبری آن است که رد بخش قبل توضیح داده شد. تنها شکل نمایش دستگاه معادلات تغییر کرده است.

جدول 1. دستگاه های معادلات مسئله شرکت ویندور در دو حالت جبری و جدولی

فرمت جدولی

فرمت جبری

سمت راست

ضرایب

معادله

متغیر پایه

 

x5

x4

x3

x2

x1

Z

0

0

0

0

-5

-3

1

(0)

Z

4

0

0

1

0

1

0

(1)

x3

12

0

1

0

2

0

0

(2)

x4

18

1

0

0

2

3

0

(3)

x5

 خلاصه ای از روش سیمپلکس جدولی در تکرار اول

شروع: متغیرهای کمبود را وارد مدل کنید. این متغیرها متغیرهای پایه اولیه را تشکیل می دهند و بقیه متغیرهای مسئله متغیرهای غیر پایه خواهند بود و برابر با صفر می باشند. روش حل ارائه شده در این بخش برای مسائلی کاربرد دارد که فرمت استاندارد داشته باشند یعنی از نوع حداکثر سازی بوده و محدودیت های آن دارای علامت کوچکتر مساوی باشند و همه متغیرها از نوع نامنفی باشند. روش حل برای مسائلی که در این قالب قرار نداشته باشند در مطالب بعدی ارائه خواهد شد.

در مثال: فعالیت های اشاره شده در این مرحله برای مسئله شرکت ویندور جدول سیمپلکس اولیه با جواب BF اولیه (0,0,4,12,18) را که در جدول 1 آورده شده است حاصل خواهد نمود.

آزمون بهینگی: جواب BF کنونی بهینه است اگر و تنها اگر همه ضرایب موجود در سطر 0 جدول غیر منفی باشند. در صورت وجود این شرط توقف می کنیم و در غیر این صورت برای یافتن جواب BF بعدی مراحل تکرار اول را انجام خواهیم دادکه این مراحل عبارتند از تبدیل یک متغیر غیر پایه به یک متغیر پایه (مرحله اول)، تبدیل یک متغیر پایه به یک متغیر غیر پایه (مرحله دوم) و در نهایت حل دستگاه معادلات جدید برای یافتن جواب بعدی (مرحله سوم).

در مثال: با توجه به اینکه معادله Z=3x1+5x2 بیانگر این مطلب است که افزایش هر یک از دو متغیر x1 و x2 باعث افزایش Z می گردد، جواب BF کنونی بهینه نیست. این نکته را می توان از جدول سیمپلکس نیز دریافت به این صورت که با دیدن دو مقدار منفی -3 و -5 در ضرایب موجود در سطر صفر جدول سیمپلکس اولیه می توان به این نتیجه رسید که جواب کنونی بهینه نیست.

تکرار اول.

مرحله 1: متغیر غیرپایه ای را که دارای منفی ترین مقدار ضریب در سطر 0 است به عنوان متغیر پایه ورودی انتخاب کنید. ستون مربوط به متغیر ورودی را با رسم یک خط اطراف آن مشخص نمایید. به این ستون در اصطلاح ستون لولا (Pivot column) گفته می شود.

در مثال: منفی ترین ضریب در سطر 0 مربوط است به متغیر x2 که برابر است با -5 و بنابراین x2 از متغیر غیر پایه به متغیر پایه تبدیل خواهد شد. (این تغییر در جدول 2 با خطی که اطراف ستون مربوط به x2 و زیر -5 رسم شده است مشخص شده است.)

مرحله 2: با انجام آزمون حداقل نسبت، متغیری پایه خروجی را تعیین کنید. مراحل آزمون حداقل نسبت در شکل جدولی روش سیمپلکس به ترتیب زیر است:

  • کلیه ضرایب مثبت مطلق در ستون لولا را انتخاب نمایید.
  • مقدار سمت راست مربوط به سطر هر یکی از این ضرایب را بر آن تقسیم نمایید و مقدار آن را یادداشت کنید.
  • سطری که نسبت محاسبه شده مربوط به آن دارای کمترین مقدار است را مشخص کنید.
  • متغیر پایه مربوط به این سطر همان متغیر پایه خروجی است بنابراین در جدول سیمپلکس بعدی این متغیر از پایه خارج شده و متغیر پایه ورودی که در مرحله قبل تعیین شد به جای آن می نشیند.

اطراف سطر مربوط به متغیر پایه خروجی را نیز با خطی بسته مشخص کنید و آن را سطر لولا (Pivot row) بنامید. همچنین به عددی که در تقاطع سطر و ستون لولا قرار دارد عدد لولا (Pivot number) گویند.

در مثال: محاسبات مربوط به آزمون حداقل نسبت در سمت راست جدول 2 نشان داده شده است. طبق این محاسبات سطر 2 سطر لولا و متغیر x4 متغیر پایه خروجی خواهد بود. در جدول سیمپلکس بعدی که در جدول 3 (در مطلب مرتبط بعدی خواهید دید) نمایش داده شده است متغیر x2 در سطر دوم جایگزین متغیر x4 در ستون مربوط به متغیرهای پایه گردیده است.

جدول 2. تعیین متغیر ورودی و متغیر خروجی برای جدول سیمپلکس اولیه مسئله شرکت ویندور

  مطلب مرتبط بعدی: فرمت جدولی روش سیمپلکس (قسمت دوم)

مطلب مرتبط قبلی: دیدگاه جبری روش سیمپلکس (قسمت دوم)


 
 
عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت سوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
 

همانطوریکه برای بیان تمام کمیتها واحدهائی تعریف شده ، برای اندازه گیری پرتوهای یونساز نیز به انتخاب واحد نیاز  هست . برخی از این واحد ها به شرح زیرند.

  • رونتگن (Roentgen)  واحد اندازه گیری میزان پرتو ایکس یا گاما است که می تواند در یک سانتیمتر مکعب هوای خشک ، در شرایط متعارف ( صفر درجه حرارت و 76 سانتیمتر جیوه ) معادل یک واحد بار الکترواستاتیک یون مثبت یا منفی ایجاد کند .
  • راد (Rad)  یا دز جذب شده پرتوها (Radiation Absorbed Dose) واحدی است که دز ( یا مقدار ) جذب شده از پرتوگیری را بدون توجه به ضایعات بیولوژیکی نشان میدهد و عبارتست از جذب 100 ارگ انرژی در هر گرم از جسم پرتو گرفته.
  • رم (Rem)  یا معادل رونتگن در انسان (Roentgen Equivalent , man) چون از نظر کیفی ، پرتوها بر روی بدن اثرات بیولوژیکی متفاوتی دارند ، یعنی یک مقدار مشخص از یک نوع پرتو ممکن است نسبت به همان مقدار پرتو ولی از نوع دیگر اثر بیولوژیکی بیشتر یا کمتری داشته باشد ، لذا کمیتی را تعریف کرده اند که توسط آ« بتوان صدمه وارده به شخص پرتو دیده را نیز دخالت داد . این کمیت دز معادل نام دارد  و بر حسب ( رم ) بیان می شود و آن عبارت است از حاصل ضرب (راد ) در ضریبی که به ضریب تاثیر بیولوژیکی (RBE=Relative Biological Effectiveness) معروف است که برای هر نوع پرتو باید تعیین شود و در رابطه زیر منظور گردد .

Rem = Rad x RBE

مشخصات پرتوهای یونساز: اگر تعادل الکتریکی اتمی که در حالت عادی خنثی است ، بهم بخورد ، یعنی اتم یک بار الکتریکی خود را از دست بدهد یا یک بار اضافی از خارج دریافت کند ، تبدیل به یون می شود . این عمل را یونسازی می نامند . یونسازی در الکترونهای مدارهای مختلف می تواند انجام شود ولی معمولا در الکترون مدار خارجی ایجاد می شود . یونسازی خاصیت مشترک پرتوهای یونساز است . یعنی اینکه این پرتوها هنگامیکه به ماده ای برخورد می کنند ، مقداری از انرژیشان صرف یونسازی اتمهای سر راه خود می شود و در نتیجه اتصالات مولکولی جسم پرتو دیده شکسته شده و ترکیبات جدیدی ایجاد می شود . هنگامیکه انرژی جذب شده توسط اتمی آنقدر زیاد نیست که بتواند  الکترون را از مدار خود خارج و آزاد نماید ولی کافیست که الکترون را از مدار خود به مدار بالاتری ببرد، در این حالت می گوییم که تحریک بوجود آمده و نه یونسازی. اتم در این حالت مقداری انرژی اضافی دارد که ممکن است سبب تغییرات شیمیائی و ناپایدار در مولکولها و در نتیجه تغییرات بیولوژیکی در نسوج انسان شود . ولی نسبت تغیرات ایجاد شده توسط تحریک کمتر از تغییرات ایجاد شده توسط یونسازی است . در زیر به خاصیت یونسازی اشعه های مختلف می پردازیم.

  • یونسازی ذرات آلفا : خاصیت و قدرت یونسازی ذرات آلفا در ابتدای مسیرشان که سرعت و انرژی زیادی دارند، کم است و بمرور که در محیطی پیش می روند و از سرعتشان کاسته می شود ، قدرت یونسازیشان زیاد شده تا جائیکه این قدرت در نزدیکی انتهای مسیرشان به حداکثر می رسد . ذرات آلفا پس از آنکه سرعت و انرژی خود را از دست می دهند با جذب دو الکترون از اطراف خود به اتم هلیوم تبدیل می گردند . مسیر حرکت ذرات آلفا بخاطر جرم زیاد آنها مستقیم است و بعلت قدرت یونسازی زیاد آنها انرژی خود را زود از دست داده و در نتیجه خط سیر کوتاهی دارند . برد ذرات آلفا را بین
  •  تا  سانتیمتر در هوا تخمین زده اند . نفوذ ذرات آلفا در آب و جامدات نیز کم می باشد و بهمین علت می توان با ورقه نازک فلزی و حتی با یک صفحه کاغذ جلوی آنها را گرفت و کاملا متوقفشان کرد . به سبب کم بودن قدرت نفوذ این پرتوها ،خطرات حاصل از منابع تابش کننده پرتوهای آلفا در بسیاری از مواقع برای بدن قابل توجه نیستند . ولی اگر از طریق تنفس مواد رادیو اکتیو تابش کننده ذرات آلفا وارد بدن شوند ، بسیار خطرناکند زیرا ، بعلت قدرت یونسازی زیاد و مسیر کوتاه انرژیشان را در یک سلول مصرف کرده و آسیب زیادی به آن می رسانند .
  • یونسازی ذرات بتا : انرژی ذرات بتا که از هسته های رادیواکتیو خارج می شود متفاوت است و به همین دلیل برد ذرات بتا به انرژی آنها بستگی دارد . چون ذرات بتا خیلی سبک هستند ، قدرت نفوذشان در اجسام بمراتب بیش از نفوذ ذرات آلفا بوده و مسیر آنها در هوا یا در اجسام دیگر بدلیل انحرافات پی در پی مستقیم نمی باشد . ذرات بتا ضمن عبور از یک محیط بتدریج انرژی خود را از دست داده و موجب یونیزه کردن اتمها می گردند. ذرات بتا قادرند از چند میلیمتر تا یک سانتیمتر در سطح پوست نفوذ کند . مثلا پرتو بتا تابش یافته از 32 در بافت نرم حد ود 7 میلیمتر نفوذ می کند و اگر بطریق داخل بدن شود ، آسیبهای زیادی ببار می آورد . زیرا تمام انرژی خود را در داخل بدن و در بافتهائیکه از آنها عبور می کند ، پراکنده میسازد و بدین ترتیب زیان وارده به مقدار زیادی افزایش می آید .
  • یونسازی پرتو گاما: پرتوهای گاما معمولا از هسته اتم رادیواکتیوی  که بطرف حالت آرامش و پایداری میرود منشاء می گیرند . بعبارت دیگر موقعی که هسته مواد رادیواکتیو در اثر تشعشعات ذرات آلفا و بتا بحالت تحریک در می آیند ، در برش بحالت عادی ، انرژی تحریکی خود را بصورت اشعه گاما تابش می نماید . قدرت یونسازی اشعه گاما تابش می نماید . قدرت یونسازی اشعه گاما خیلی ضعیف است ولی بالعکس قدرت نفوذ آن بر خلاف اشعه آلفا و بتا خیلی زیاد است . چون پرتوهای گاما می توانند تا اعماق زیادی در بافتها نفوذ کنند ، خطرات زیادی برای بدن در بر دارند .  با توجه به اینکه پرتوهای آلفا با صفحات آلومینیومی به ضخامت چند دهم میلیمتر و پرتوهای بتا با صفحات آلومینیومی به قطر چند میلیمتر متوقف می گردند، برای جلوگیری از انتشار پرتوهای گاما از آجرهای ضخیم سربی استفاده می نمایند.
  • یون سازی پرتو ایکس :ماهیت پرتوهای ایکس مانند پرتوهای گاما است . پرتو ایکس که دارای انرژی کافی برای یون سازی و تحریک اتمها و مولکولهای جسم جاذب ( مثلا  بدن انسان ) می باشد . به روشهای زیر می تواند ایجاد شود .

-        کاهش ناگهانی سرعت الکترونهای دور اتم که انرژی از دست رفته آنها در این عمل بصورت پرتو ایکس ظاهر می شود .

-        خارج کردن یک الکترون از مدار داخلی اتم و جایگزینی آنها توسط یک الکترون از مدار خارجی تر . بدین ترتیب ما به التفاوت انرژی بصورت پرتو ایکس ظاهر می شود .

در دستگاههای مولد پرتو ایکس ، روشهای فوق الذکر از بمباران اجسام بعنوان هدف توسط الکترون های سریع انجام می پذیرد .

مطلب مرتبط بعدی:عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت چهارم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت دوم)


 
 
مدل های مکانیابی کارخانه
نویسنده : محسن - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
 

مدل های متنوعی جهت مکانیابی کارخانه مطرح شده اند که هدف آنها تعیین مکان مناسب کارخانه است. برخی از مدلهای رایج عبارتند از:

  • روش نرخ گذاری عوامل (Factor Rating Method)
  • روش نرخ گذاری وزنی عوامل (Weighted Factor Rating Method)
  • روش بار- فاصله (Load-distance Method)
  • روش مرکز ثقل (Centre of Gravity)
  • تحلیل نقطه سر به سر (Break Even Analysis)

در مطلب مرتبط بعدی می توانید جهت دسترسی به توضیحات کامل تر در رابطه با این مدل ها و مثال برای هر یک اقدام نمایید.

مطلب مرتبط بعدی: جزوه مدل های مکانیابی کارخانه

مطلب مرتبط قبلی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: عوامل ویژه سازمان های خدماتی


 
 
مدلسازی برنامه ریزی آرمانی
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
 

در مدلسازی ریاضی بین دو عبارت «هدف» و «آرمان» باید تفاوت قائل شد. هدف به شکل یک تابع ارائه می شود که باید حداکثر یا حداقل گردد. به عنوان مثال، رابطه زیر بیانگر یک تابع هدف می باشد.

اما آرمان بیانگر مقداری دلخواه برای مقدار یک تابع است. اگر برای نمونه آرمان ما در سود 2500 دلار باشد به این معناست که باید تا می توانیم سعی کنیم با در نظر گرفتن محدودیت ها مقدار

را به عدد 2500 نزدیک کنیم. در برنامه ریزی آرمانی، هر آرمان با استفاده از یک محدودیت آرمانی ارائه می گردد و در نتیجه می توان در یک مدل چندین آرمان گوناگون را در نظر گرفت. بر خلاف محدودیت های مسائل برنامه ریزی خطی و برنامه ریزی عدد صحیح، در محدودیت های آرمانی امکان کمی تخلف از سوی تصمیم گیرنده وجود دارد. به همین علت، محدودیت های آرمانی را از نوع محدودیت های نرم می دانند.

مثال مطلب قبل را در نظر بگیرید. فرض کنید که این شرکت در بخشی از بودجه سالانه خود مقدار TPC دلار را به عنوان هزینه های تولید خود در نظر گرفته است و همچنین به عنوان یک آرمان در نظر دارد که حداقل از 75% از مجموع ساعات کار عادی نیروی انسانی خود استفاده کند. اگر چه این شرکت انتظار دارد که به آرمان های در نظر گرفته خود برسد اما بنا به شرایط خاص انحراف از این آرمان ها غیر ممکن نیست.

مسئله بالا را می توان به شکل مدل برنامه ریزی آرمانی فرمول بندی کرد. برنامه ریزی آرمانی می تواند خطی، عدد صحیح یا غیر خطی باشد. برای سادگی و درک بهتر، در این بخش برنامه ریزی آرمانی خطی را ارائه می دهیم. اجزای هر مسئله برنامه ریزی آرمانی عبارتند از:

  • متغیرهای تصمیم: همانند متغیرهای برنامه ریزی خطی
  • متغیرهای انحراف: مخصوص برنامه ریزی آرمانی (در ادامه توضیح داده خواهد شد.)
  • محدودیت های سیستمی: همانند محدودیت های برنامه ریزی خطی. (در این نوع از محدودیت هیچگونه انحرافی مجاز نمی باشد و به همین علت در اصطلاح محدودیت سخت خوانده می شوند.)
  • محدودیت های آرمانی: مخصوص برنامه ریزی آرمانی (در این نوع محدودیت آرمان مقدار معینی است اما انحراف از آن غیر مجاز نیست و به همین دلیل به آنها محدودیت نرم نیز می گویند.)
  • تابع هدف: حداقل کردن مجموع وزنی انحرافات نامطلوب

در برنامه ریزی آرمانی برای هر محدودیت آرمانی مقداری عددی و معین به عنوان آرمان در نظر گرفته می شود. سپس مسئله به گونه ای مدلسازی می شود که مجموع انحرافات وزنی از این مقادیر با توجه به نوع آرمان حداقل گردد.

در ادبیات بهینه سازی سه نوع آرمان وجود دارد:

  • آرمان یک طرفه پایین: هنگامی که مدلساز نمی خواهد تابع محدودیت از مقدار معینی (آرمان) کمتر شود با این نوع آرمان روبرو هستیم.
  • آرمان یک طرفه بالا: هنگامی که مدلساز نمی خواهد تابع محدودیت از مقدار معینی (آرمان) بیشتر شود با این نوع آرمان روبرو هستیم.
  • آرمان دو طرفه: هنگامی که مدلساز نمی خواهد تابع محدودیت از مقدار معینی (آرمان) نه کمتر و نه بیشتر شود با این نوع آرمان روبرو هستیم.

برای مثال این مطلب، متغیرهای تصمیم (جزء 1) و محدودیت های سیستمی (جزء 3) شبیه به مثال قبل هستند. متغیرهای انحراف (جزء 2) نیز به صورت زیر تعریف می شوند:

برای آرمان هزینه های کل تولید داریم:

متغیر انحرافی اضافی (اگر هزینه های واقعی بیشتر از آرمان مورد نظر گردد) d1+ =

متغیر انحرافی کمبود (اگر هزینه های واقعی کمتر از آرمان مورد نظر گردد) d1- =

برای آرمان ساعات کار عادی

متغیر انحرافی اضافی (اگر ساعات کار عادی بیشتر از آرمان مورد نظر گردد) d2+ =

متغیر انحرافی کمبود (اگر ساعات کار عادی بیشتر از آرمان مورد نظر گردد) d2- =

اکنون می توان محدودیت های آرمانی (جزء 4) را نوشت. آرمان هزینه های تولید از نوع آرمان های یک طرفه بالاست. یعنی شرکت نمی خواهد هزینه های برنامه ریزی از آرمان شرکت بیشتر گردد. همچنین آرمان مربوط به ساعات کار عادی یک آرمان یک طرفه پایین است و شرکت نمی خواهد عدد مربوط به آن از آرمان مورد نظر شرکت کمتر باشد.

تابع هزینه های کل تولید که به صورت زیر است:

را می توان به صورت یک محدودیت آرمانی و به شکل زیر نوشت:

هر دو متغیر d1- و d1+ باید بزرگتر و یا مساوی صفر باشند و البته یکی از آنها در هر حالت باید برابر با صفر باشد. با کمی دقت متوجه می شوید که چرا لازم است متغیر d1- با علامت مثبت (+) و d1+ با علامت منفی (-) در محدودیت آرمانی ظاهر شوند.

به همین صورت تابع مربوط به ساعات کار عادی را نیز که به صورت زیر است:

می توان به صورت محدودیت آرمانی زیر بازنویسی نمود:

که در آن SFP برابر است با 75% از کل ساعات عادی نیروی کار.

متغیرهای d2- و d2+ نیز بزرگتر یا مساوی صفر هستند و حداقل یکی از آنها باید برابر با صفر باشد. تابع هدف (جزء 5) در یک مسئله آرمانی همیشه به صورت حداقل کردن مجموع وزنی انحرافات نامطلوب نوشته می شود. در محدودیت آرمانی هزینه کل تولید، متغیر انحراف اضافی (d1+) متغیر انحرافی نامطلوب است و در محدودیت آرمانی ساعات عادی کار، متغیر انحراف کمبود (d2-) متغیر انحرافی نامطلوب می باشد. قصد ما حداقل نمودن مجموع این انحرافات نامطلوب است. اغلب این انحرافات دارای درجه اهمیت متفاوتی نسبت به یکدیگر می باشند و به همین منظور به این انحرافات در تابع هدف وزن تعلق می گیرد. برای مثال، در مسئله مورد نظر تابع هدف را می توان به شکل زیر نوشت:

بنابراین مدل آرمانی مسئله به شکل زیر خواهد بود:

نکته قابل توجه در برنامه ریزی آرمانی این مطلب است که مدل آرمانی قادر به ارائه جواب بهینه نمی باشد و تنها جواب راضی کننده و کاربردی ارائه می دهد.

مطلب مرتبط بعدی:مدلسازی مسائل برنامه ریزی غیرخطی

مطلب مرتبط قبلی: مدلسازی مسائل چند هدفه


 
 
دیدگاه جبری روش سیمپلکس (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۱
 

یافتن جواب BF جدید (مرحله سوم تکرار)

افزایش مقدار متغیر x2از صفر به 6 ما را از جواب BF اولیه به جواب BF جدید منتقل می کند.

 

جواب BF اولیه

جواب BF جدید

متغیرهای غیرپایه 

x1=0, x2=0

x1=0, x4=0

متغیرهای پایه 

x3=4, x4=12, x5=18

x3=?, x2=6, x5=?

 هدف از مرحله سوم تبدیل سیستم معادلات به شکلی ساده تر برای محاسبه آزمون بهینگی و در صورت لزوم رفتن به تکرار بعدی با این جواب BF جدید است که این قالب ساده تر از طریق فرآیندی به نام حذف گوسی بدست می آید. در حین این فرآیند مقادیر x3 و x5 نیز برای جواب جدید محاسبه می شوند.

در اینجا دوباره سیستم معادلات اصلی مسئله را ارائه می کنیم. همانطور که مشاهده می کنید Z در تابع هدف نقش یک متغیر پایه را بازی می کند:

تنها تفاوتی که وجود دارد این مطلب است که متغیر x2 به جای متغیر x4 وارد متغیرهای پایه شده است. برای حل این دستگاه معادلات و محاسبه Z، x2، x3 و x5 لازم است به منظور ایجاد الگوی ضرایب (0,0,1,0) برای متغیر x2 به جای متغیر x4 و باز نویسی دستگاه معادلات، از چند عملیات جبری اولیه استفاده شود. برای این کار می توان از دو نوع عملیات جبری ساده زیر استفاده نمود:

  • ضرب (تقسیم) یک معادله در (بر) یک عدد ثابت غیر صفر.
  • جمع (کسر) مضربی از یک معادله با (از) معادله ای دیگر.

برای استفاده از این عملیات ها، دقت داشته باشید که ضرایب متغیر x2 در دستگاه معادلات بالا به ترتیب عبارتند از 2, 0, -5 و 3 که باید به 1, 0, 0 و 0 تبدیل شوند. برای تبدیل ضریب 2 در معادله (2) به 1، از اولین نوع عملیات جبری استفاده نموده و معادله (2) را بر 2 تقسیم می کنیم و حاصل عبارت خواهد بود از:

برای تبدیل ضرایب -5 و 3 به صفر، باید از عملیات نوع دوم استفاده شود. برای این کار ما پنج برابر معادله (2) جدید را به معادله (0) اضافه می نماییم و 2 برابر معادله (2) جدید را از معادله (3) کسر می کنیم. دستگاه معادلات جدید عبارت خواهد بود از:

 از آنجا که داریم x1=0 و x4=0، به کمک دستگاه بازنویسی شده بالا به سادگی می توان جواب BF جدید را به صورت (x1,x2,x3,x4,x5)=(0,6,4,0,6) بدست آورد که در این نقطه جواب جدید داریم Z=30.

به این فرآیند که برای ایجاد دستگاه معادلات جدید و حل آن انجام می گیرد روش حذفی گوس جردن (Gauss-Jordan method of elimination) و یا به اختصار حذف گوسی می گویند. مفهوم کلیدی این روش استفاده از عملیات های جبری ساده جهت تبدیل دستگاه معادلات اصلی به دستگاهی جدید از معادلات است که در آن هر متغیر پایه تنها در یک معادله و آن هم یا ضریب +1 دیده می شود و از دیگر معادلات حذف شده است.

آزمون بهینگی برای جواب BF جدید

معادله (0) جدید مقدار تابع هدف را در حالی می دهد که تنها متغیرهای غیرپایه در رابطه آن وجود دارند:

افزایش هر کدام از این متغیرهای غیر پایه (تا حدی که تغییر در متغیرهای پایه باعث خروج از منطقه موجه نشود) باعث حرکت در جهت یکی از جواب های BF مجاور می گردد. از آنجا که ضریب x1 مقداری مثبت است، افزایش x1 ما را به سمت جواب BF مجاوری خواهد برد که از جواب BF کنونی بهتر است، در نتیجه می توان گفت جواب کنونی بهینه نیست.

تکرار دوم و محاسبه جواب بهینه

با توجه به معادله

،

مقدار Z با افزایش متغیر x1 و نه متغیر x4 افزایش خواهد داشت. بنابراین مرحله اول متغیر x1 را به عنوان متغیر پایه ورودی در این تکرار انتخاب می کند.

در مرحله دوم برای محاسبه حداکثر مقداری که متغیر x1 می توان افزایش یابد از آزمون حداقل نسبت استفاده نموده و محاسبات آن با توجه به اینکه x4=0 به شرح زیر است:

بنابراین، آزمون حداقل نسبت بیان می کند که متغیر x5، متغیر پایه خروجی است.

در مرحله سوم، با جایگزینی متغیر x1 به جای x5 در متغیر های پایه و بکارگیری عملیات های جبری برای بازنویسی دستگاه معادلات فعلی به دستگاه معادلاتی که در آن ضرایب متغیر پایه ورودی،x1، به صورت (0,0,0,1) باشد خواهیم داشت:

بنابراین جواب BF بعدی عبارت است از (x1,x2,x3,x4,x5)=(2,6,2,0,0) که در این نقطه داریم Z=36. برای بکارگیری آزمون بهینگی در رابطه با جواب BF جدید، از معادله (0) کنونی که مقدار Z را بر اساس متغیرهای غیرپایه ارائه می دهد استفاده می کنیم:

با توجه به این معادله افزایش هر کدام از دو متغیر غیرپایه x4 و x5 باعث کاهش مقدار Z می گردد و در نتیجه هیچ کدام از جواب های BF مجاور به خوبی جواب فعلی نیست. بنابراین بر اساس مفهوم کلیدی 6 جواب BF کنونی جواب بهینه است.

با توجه به شکل اصلی مدل مسئله که دارای متغیرهای کمبود نمی باشد، جواب بهینه عبارت است از x1=2 ، x2=6 که در نتیجه خواهیم داشت:

.

در بخش آینده خلاصه ای از روش سیمپلکس بر اساس فرمت جدولی آن که کاربرد بسیار زیاد و راحتی دارد بیان خواهد شد.

مطلب مرتبط بعدی:فرمت جدولی روش سیمپلکس (قسمت اول)

مطلب مرتبط قبلی:دیدگاه جبری روش سیمپلکس (قسمت اول)


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۱
 

انواع مواد رادیو اکتیو : همه ساله در محیط زیست انسان مقداری رادیو اکتیو بطور طبیعی در اثر تشعشعات کیهانی و دیگر منابع طبیعی بوجود می آید که میزان اثرات سوء آنها در مقایسه با مواد رادیواکتیو ناشی از فعالیتهای انسانی ناچیز است . رادیو اکتیو به چهار طریق مهم استفاده می شود :

1-تحقیقات و صنعت : از کاربردهای صنعتی خاصیت رادیواکتیویته می توان از نوترون گرافی جهت تشخیص عیب و نقص قطعات بزرگ فلزی مثل بال هواپیما ، موتورها عظیم ،حجم سر سیلندرها،... و استفاده از رادیوایزوتوپها در کارخانجات تولید ماشین آلات صنعتی جهت تعیین فرسودگی و سایش قطعات فلزی مانند سیلندرها ، رینگها ، پیستونها ، محورها ،... و تعیین عمر نسبی مفید آنها نام برد . بعلاو استفاده از ایزوتوپهای رادیواکتیو در تعیین حجم منابع آبهای زیر زمینی یا تعیین حجم معادن نفت و غیره  امروزه بسیار متداول است . در ضمن تولید  انرژی اتمی و جایگزین کردن آن بجای انرژیهای فسیلی روز بروز بیشتر می شود .

2-استفاده از مواد  رادیواکتیو در بخش کشاورزی و در بهبود کیفیت و کمیت محصولات کشاورزی سالهاست که مورد توجه کارشناسان می باشد. عقیم سازی حشرات زیان آور و جلوگیری از جوانه زدن محصولاتی چون سیب زمینی و پیاز به منظور امکان انبار کردن طولانی آنها  نمونه هائی از کاربرد رادیواکتیویته در فعالیتهای کشاورزی می باشند .

3-در پزشکی نیز از پرتوهای نافذ صادره از موارد پرتوزا جهت از بین بردن سلولهای مزاحم در اندامها و در درون مغز و معالجه سرطانها و تومورهای مغزی و غیره استفاده زیادی می شود . در رادیوگرافی نیز از این پرتوها استفاده می گردد . امروزه طلای اکتیو ، ید اکتیو و آهن اکتیو در معالجه بیماران مورد استفاده پزشکان قرار می گیرد . بعلاوه در بسته بندیهای وسائل داروئی برای ضد عفونی کردن وسترون کردن سرنگهای یکبار مصرف از پرتو گاما استفاده می شود .

4-واحد های پرتوهای یونساز : قبل از پرداختن به واحدهای رادیواکتیویته لازمست که موضوع نیمه عمر اجسام رادیو اکتیو را توضیح دهیم . هر عنصر رادیواکتیو از تعداد بیشماری اتم تشکیل شده است . انرژی اضافی موجود در هسته این اتمها بتدریج بصورت پرتوهای یونساز از آنها خارج گشته و این عمل آنقدر ادامه می یابد تا عنصر بحالت پایدار در آید . هر عنصر رادیواکتیو با کمیتی بنام نیمه عمر مشخص می شود و آن مدت زمانیست که در ضمن آن تعداد اتمهای یک عنصر رادیو اکتیو به نصف می رسند .

مدت زمان دیگری بنام نیمه عمر بیولوژیکی وجود  دارد که این عبارت است از مدت زمانی که تعداد اتمهای رادیو اکتیو موجود در بدن انسان به نصف کاهش می یابند . مثلا کربن 14 که نیمه عمری برابر با 5730 سال دارد، در بدن انسان و در اثر سوخت ساز مواد قندی ، چربی ، پروتئین و غیره پس از 35 روز به نصف تقلیل می یابد . بنابراین می توان گفت که نیمه عمر بیولوژیکی کربن رادیواکتیو 35 روز است ، یعنی پس از این مدت نیمی از اتمهای رادیواکتیو وارد شده در بدن دیگر وجود ندارد .

از نیمه عمر اجسام رادیواکتیو در باستانشناسی برای تعیین قدمت وسائل ، عمارات ، اجساد ... قدیمی استفاده می شود و کاربردهای زیاد دیگری نیز دارد.

مطلب مرتبط بعدی: عوامل موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت سوم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت اول)


 
 
فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: عوامل ویژه سازمان های خدماتی
نویسنده : محسن - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۱
 

عوامل اولیه

همه عواملی که در شرکت های تولیدی برای مکانیابی باید در نظر گرفته شود، در شرکت های خدماتی نیز مطرح است البته با در نظر گرفتن این نکته اساسی که مکان شرکت برای صنایع خدماتی نسبت به صنایع تولیدی بر میزان فروش خدمات و رضایتمندی مشتریان تاثیر بسیار بیشتری دارد. معمولاً مشتریان برای انتخاب یک شرکت خدماتی به این نکته توجه می کنند که کدام شرکت به آنها نزدیک تر است بویژه اگر خدمت مورد نظر به گونه ای باشد که رابطه رو در رو مشتری با ارائه کننده خدمت، ضروری باشد. برای مثال اگر فردی برای یک کار بانکی معمولی که بتوان آن را در همه بانک ها انجام داد به نزدیک ترین بانک مراجعه می کند.

نزدیکی به مشتریان: مکان یک شرکت خدماتی عامل بسیار مهمی در تعیین راحتی مشتریان برای انجام امور مورد نظرشان است. برای نمونه افراد کمی هستند که برای رسیدن به یک سوپرمارکتی خاص حاضر باشند راه زیادی را طی کنند اگر در نزدیکی آنها سوپرمارکت دیگری باشد. بنابراین محل شرکت خدماتی بر میزان درآمد آن تاثیر بسیار زیادی دارد.

هزینه های جابجایی: برای عملیات های توزیع و عمده فروشی، هزینه های جابجایی و نزدیکی به بازار از عوامل مهم است. اگر مرکز توزیع نزدیک بازار قرار داشته باشد، شرکت ها می توانند محصولات خود را نزدیک تر به مشتری نگه دارند و به این واسطه زمان تحویل و هزینه های جابجایی را کاهش دهند.

مکان قرارگیری رقبا: در برآورد فروش احتمالی یک سازمان خدماتی محل قرار گیری رقبا بسیار تاثیر گذار است. مدیر سازمان نه تنها باید موقعیت کنونی رقبا را در نظر بگیرد بلکه باید واکنش رقبا را نیز به محل جدید شرکت پیش بینی نماید. به شرکت های خدماتی بسیار توصیه شده است که در منطقه ای که رقبا دارای پیشینه خوبی هستند اقدام به تاسیس سازمان ننماید. با این حال در برخی موارد خاص نزدیک بودن به رقبای قوی مزیت حساب می شود برای مثال نمایشگاه های اتوموبیل یا فست فودها. در این موارد استراتژی این است که زمانی که چندین رقیب در کنار یکدیگر قرار می گیرند باعث جذب مشتریان به آن منطقه شده و در نتیجه احتمال خرید نسبت به زمانی که به تنهایی در محلی واقع شده باشد، برای سازمان بیشتر خواهد شد. تصمیم در رابطه با این مسئله که سازمان باید در نزدیکی رقبا واقع شود و یا دور از آنها به ماهیت خدمات ارائه شده بستگی دارد.

عوامل ثانویه

سازمان های خدماتی برای مکانیابی اغلب باید به عواملی مانند فعالیت های خرده فروشی، تراکم جمعیت در منطقه، جریان ترافیک و در دید مشتری بودن دقت داشته باشند. فعالیت های خرده فروشی در منطقه بسیار اهمیت دارد برای مثال بسیاری از خریداران با تبلیغات محلی جذب یک رستوران می شوند. جریان ترافیک منطقه و میزان در دید بودن مسئله بسیار اهمیت دارد زیرا امروزه اغلب مشتریان برای رسیدن به محل های خرید از اتوموبیل استفاده می کنند و این دو عامل در جذب آنها بسیار موثر است. در دید بودن خود به عواملی مانند نزدیک خیابان بودن، شکل و شمایل ساختمان و اندازه نمادها و علائم سازمان بستگی دارد. تراکم جمعیتی بالا باعث می شود میزان رجوع مشتریان بیشتر باشد و در مواردی مانند آخر شب ها و آخر هفته ها که اغلب افراد تمایل دارند از منطقه زندگی خویش خارج شده و در محل های دیگر به خرید یا تفریح بپردازند، سازمان بدون درآمد نماند.

مطلب مرتبط بعدی: مدل های مکانیابی کارخانه

مطلب مرتبط قبلی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: عوامل ویژه سازمان های تولیدی


 
 
مدلسازی مسائل چند هدفه
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۱
 

مسائلی را که تاکنون مورد بررسی قرار دادیم تنها دارای یک هدف بودند. امروزه، داشتن تنها یک هدف و برنامه ریزی برای دستیابی آن برای بقای سازمان در یک محیط پویا که همواره در حال تغییر است کافی نیست و بسیاری از شرکت ها و سازمان ها دارای چندین هدف هستند که گاهی این اهداف در مقابل هم قرار می گیرند. معمولاً شناخت صریح و روشن از کلیه اهداف یک سازمان بسیار مشکل است و مدیران شرکت ها اغلب چندین هدف را که برخی از آنها با یکدیگر در تقابل هستند را دنبال می کنند. یک شرکت تولیدی را در نظر بگیرید که اهداف مدیران شرکت عبارت است از کسب سود بیشتر، گسترش سازمان، افزایش تولیدات و نیروی انسانی، ایجاد امنیت شغلی برای پرسنل و ساختن وجهه مناسب از شرکت در جامعه. در اینجا ایجاد وجهه اجتماعی مناسب به معنای پرداخت پول و ارسال کمک های مالی در برنامه ها و مراسم مختلف اجتماعی است که با هدف بدست آوردن سود بیشتر مغایرت دارد.

مثال : مسئله برنامه ریزی تولید

واحد تولید یک شرکت بزرگ سفارشی مبنی بر ساخت و تحویل 300 واحد کالا در مدت یک هفته دریافت کرده است. این شرکت دارای دو خط تولید است که به طور معمول هر کدام 25 ساعت در طول یک هفته مشغول به کار هستند. خط تولید A در هر ساعت 5 واحد کالا تولید می کند و خط تولید B نیز در هر ساعت 4 واحد کالا را تحویل می نماید. هزینه استفاده از خط A ساعتی 40 دلار و هزینه استفاده از خط B ساعتی 44 دلار است. زمان اضافه کاری نیز وجود دارد، به طوریکه خط A می تواند 30 ساعت علاوه بر زمان معمول کاری به تولید ادامه دهد که در این صورت هزینه های استفاده از خط A در اضافه کاری ساعتی 50 دلار خواهد شد. خط B نیز 30 ساعت اضافه می تواند کار کند که هزینه های آن ساعتی 48 دلار خواهد بود. شرکت می خواهد برنامه تولیدی را به گونه ای بنویسد که (1) هزینه های تولید حداقل گردد و همچنین (2) ساعات معمولی کار نیروی انسانی خود را حداکثر نماید. جدول اطلاعات مسئله به شکل زیر است:

جدول 1. اطلاعات مسئله برنامه ریزی تولید

زمان 

واحد در ساعت 

کل ساعات 

هزینه هر واحد 

خط A

خط B

خط A

خط B

خط A

خط B

معمولی 

25 

25 

11 

اضافه کار 

30 

30 

10 

12 

 

مرحله اول: تعریف متغیرها

تعداد واحدهای تولید شده در خط A در ساعت معمولی کار =xAR

تعداد واحدهای تولید شده در خط B در ساعت معمولی کار =xBR

تعداد واحدهای تولید شده در خط A در ساعت اضافه کاری =xAO

تعداد واحدهای تولید شده در خط B در ساعت اضافه کاری =xBO

مرحله دوم: تعیین توابع هدف

تابع هدف اول: حداقل نمودن هزینه کل

تابع هدف دوم: حداکثر نمودن استفاده از ساعات معمولی نیروی کار

مرحله سوم: تعیین محدودیت ها

محدودیت تولید:

محدودیت ساعات معمولی کار:

محدودیت ساعات اضافه کاری:

محدودیت های غیر منفی:

بنابراین این مدل که دارای دو هدف می باشد به صورت زیر خواهد بود:

 مطلب مرتبط بعدی: مدلسازی برنامه ریزی آرمانی

مطلب مرتبط قبلی: مثالی برای مدلسازی عدد صحیح (مسئله بودجه بندی سرمایه ای)


 
 
دیدگاه جبری روش سیمپلکس (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

برای ادامه بحث در روش سیمپلکس و توضیح دیدگاه جبری این روش همچنان از مسئله شرکت ویندور کمک می گیریم. برای بررسی رابطه مفاهیم هندسی و مفاهیم جبری روش سیمپلکس، مرحله به مرحله چگونگی حل مسئله مذکور از دو دیدگاه هندسی و جبری، در جدول 1 آورده شده است. دیدگاه هندسی که در مطالب قبل اشاره شد بر اساس قالب اصلی مدل که دارای متغیرهای کمبود نمی باشد ارائه گردید. در ادامه به جزئیات هر مرحله از دیدگاه جبری (ستون سوم جدول) اشاره شده است.

جدول 1. تفسیر هندسی و جبری چگونگی حل مسئله شرکت ویندور به کمک روش سیمپلکس

مرحله حل 

تفسیر هندسی 

تفسیر جبری 

شروع

(0,0) را به عنوان جواب CPF اولیه انتخاب کنید.

X1 و x2 را به عنوان متغیرهای غیرپایه برای جواب BF اولیه قرار دهید: (0,0,4,12,18)

تست بهینگی 

جواب بهینه نیست، زیرا حرکت بر هر دو لبه خروجی از (0,0) باعث افزایش Z می گردد.

جواب بهینه نیست، زیرا افزایش هر یک از متغیرهای غیرپایه (x1 و x2) باعث افزایش Z می گردد.

تکرار اول 

   

مرحله 1 

بر روی لبه واقع بر محور x2 حرکت کنید

مقدار x2 را تا حدی افزایش می دهیم که تغییر در متغیرهای پایه دیگر منجر به خروج از منطقه موجه نگردد.

مرحله 2 

هنگامی که به اولین مرز محدودیت جدید (2x2=12) برخورد کردید حرکت را متوقف نمایید.

زمانیکه اولین متغیر پایه به صفر رسید متوقف شوید. (x4)

مرحله 3 

نقطه تقاطع جفت مرز محدودیت جدید را بیابید: (0,6) جوای CPF جدید است.

با وارد شدن متغیر x2 در متغیرهای پایه و خارج شدن متغیر x4 از پایه و تبدیل آن به متغیر غیر پایه، دستگاه معادلات جدید حل شود: (0,6,4,0,6) جواب BF جدید است.

آزمون بهینگی 

جواب بهینه نیست زیرا با حرکت بر لبه خروجی از (0,6) به سمت راست مقدار Z افزایش می یابد.

جواب بهینه نیست زیرا افزایش متغیر غیر پایه x1 باعث افزایش Z می گردد.

تکرار دوم 

   

مرحله 1 

بر روی لبه انتخاب شده به جلو حرکت کنید 

مقدار x1 را تا حدی افزایش می دهیم که تغییر در متغیرهای پایه دیگر منجر به خروج از منطقه موجه نگردد.

مرحله 2 

هنگامی که به اولین مرز محدودیت جدید (3x1+2x2=18) برخورد کردید حرکت را متوقف نمایید.

زمانیکه اولین متغیر پایه به صفر رسید متوقف شوید. (x5)

مرحله 3 

نقطه تقاطع جفت مرز محدودیت جدید را بیابید: (2,6) جوای CPF جدید است.

با وارد شدن متغیر x1 در متغیرهای پایه و خارج شدن متغیر x5 از پایه و تبدیل آن به متغیر غیر پایه، دستگاه معادلات جدید حل شود: (2,6,2,0,0) جواب BF جدید است.

آزمون بهینگی 

جواب (2,6) بهینه است زیرا با حرکت بر هر کدام از لبه های خروجی از (2,6)، مقدار Z کاهش می یابد.

جواب (2,6,2,0,0) بهینه است زیرا افزایش هیچ کدام از متغیرهای غیر پایه، باعث افزایش Z نمی گردد.

 شروع

انتخاب x1 و x2 به عنوان متغیرهای غیرپایه (متغیرهایی که مقدار صفر می گیرند) در جواب BF اولیه بر اساس مفهوم کلیدی حل شماره 3 ارائه شده در مطلب 6 مفهوم کلیدی که بیان می کند در صورت امکان در مرحله شروع روش سیمپلکس بهتر است نقطه مبداء، یعنی نقطه ای که همه متغیرهای تصمیم برابر با صفر باشند، به عنوان جواب CPF اولیه انتخاب گردد؛ صورت گرفته است. این تصمیم باعث می شود متغیرهای پایه (x3,x4,x5) در مدل زیر به سادگی محاسبه شوند.

بنابراین جواب BF اولیه (0,0,4,12,18) خواهد بود.

همانطور که ملاحظه می کنید هر معادله تنها دارای یک متغیر پایه است که دارای ضریب یک می باشد و این متغیرهای پایه تنها در یک معادله حضور دارند و در معادلات دیگر وجود ندارند و به واسطه این دلایل، جواب اولیه را می توان به راحتی با مشاهده سیستم معادلات نیز بدست آورد. در ادامه خواهید دید هنگامی که مجموعه متغیرهای پایه تغییر می کنند، روش سیمپلکس از یک رویه جبری (حذف گوسی) برای تبدیل معادلات جاری به معادلاتی به همین قالب ساده استفاده می کنند تا بتوان جواب BF بعدی را به راحتی محاسبه نمود. به این قابل ساده از معادلات در اصطلاح فرم صحیح حاصل از حذف گوسی (proper form from Gaussian elimination) می گویند.

تست بهینگی

تابع هدف عبارت است از

بنابراین برای جواب BF اولیه Z=0 می گردد زیرا هیچ یک از متغیرهای پایه (x3,x4,x5) دارای ضریب غیر صفر در تابع هدف نیستند. ضریب هر متغیر غیر پایه (x1,x2) نشان دهنده نرخ بهبود در Z در صورت افزایش آن متغیر از مقدار 0 است. مقدار تغییر در متغیر غیر پایه تا حدی باید ادامه یابد که مقدار متغیرهای پایه جدید همچنان در معادلات صدق کنند. نرخ های بهبود در این مسئله (3 و 5) مقادیری مثبت هستند. بنابراین بر اساس مفهوم کلیدی شماره 6 نتیجه می گیریم که (0,0,4,12,18) بهینه نیست.

هر جواب BF محاسبه شده پس از تکرارهای مختلف، حداقل یکی از متغیرهای پایه دارای ضریب غیر صفر در تابع هدف است. بنابراین تست بهینگی از معادله (0) جدید که تابع هدف بازنویسی شده است استفاده می کند که همانطور که در ادامه خواهید دید در آن تنها متغیرهای غیر پایه وجود دارند.

تعیین جهت حرکت (مرحله اول تکرار)

افزایش یک متغیر غیرپایه از مقدار 0 (تا حدی که مقدار متغیرهای پایه جدید همچنان در معادلات صدق کنند) یعنی حرکت بر روی یکی از لبه های خروجی از جواب CPF جاری. اینکه کدام متغیر غیر پایه باید برای افزایش انتخاب گردد، بر اساس مفاهیم کلیدی شماره 4 و 5 ارائه شده در مطلب 6 مفهوم کلیدی صورت می گیرد. از آنجا که نرخ بهبود تابع هدف، Z، برای متغیر x1 برابر است با 3 و برای متغیر x2 برابر است با 5، بنابراین متغیری انتخاب می شود که نرخ بهبود بیشتری داشته باشد یعنی در این مرحله متغیر x2 انتخاب می شود. بر اساس توضیحی که در ادامه می آید متغیر x2 به عنوان متغیر پایه ورودی برای تکرار اول انتخاب می شود.

در هر تکرار از روش سیمپلکس، هدف مرحله اول انتخاب یک متغیر غیر پایه برای افزایش از مقدار 0 است تا حدی که که مقدار متغیرهای پایه جدید همچنان در معادلات صدق کنند. افزایش مقدار متغیر غیرپایه انتخاب شده از صفر، این متغیر را به متغیری پایه برای جواب BF بعدی تبدیل می کند. بنابراین به این متغیر، متغیر پایه ورودی (entering basic variable) برای تکرار جاری می گویند.

تعیین محل توقف حرکت (مرحله دوم تکرار)

مرحله دوم تکرار به این سوال پاسخ می دهد که افزایش متغیر پایه ورودی باید تا کجا ادامه یابد. افزایش متغیر x2 باعث افزایش مقدار Z می گردد، بنابراین باید این افزایش تا حد ممکن ادامه یابد بدون آنکه جواب از منطقه موجه خارج شود. زمانی که متغیر غیر پایه x1=0 ثابت نگه داشته شود و x2 افزایش یابد، مقادیر متغیرهای پایه دیگر نیز با توجه به رابطه های زیر تغییر می کند:

تغییر در این متغیرهای پایه باید به گونه ای باشد که غیر منفی بمانند. متغیرهای غیر پایه (که متغیر ورودی را نیز شامل می شود) غیر منفی هستند اما باید کنترل کنیم که مقدار متغیر x2 تا چه مقدار می تواند افزایش یابد به شکلی که متغیر های پایه نیز در محدودیت های غیر منفی بودن صدق کنند:

روابط بالا نشان می دهد که متغیر x2 تا مقدار 6 می تواند افزایش یابد. در این مقدار متغیر x4 به مقدار صفر نزول می کند و افزایش بیشتر متغیر x2 باعث غیر منفی شدن متغیر x4 می گردد و این یعنی خروج از منطقه موجه.

به محاسباتی که در بالا انجام شد در اصطلاح آزمون حداقل نسبت (Minimum ratio test) می گویند. هدف از این آزمون تعیین متغیر پایه ای است که با افزایش متغیر ورودی زودتر از بقیه به مقدار صفر می رسد. اگر در هر یک از معادلات محدودیت های مسئله، ضریب متغیر ورودی صفر یا منفی باشد، متغیرهای پایه موجود در این معادلات در اثر افزایش متغیر ورودی کاهش نخواهند داشت. برای مثال در معادله اول متغیر x3 از افزایش متغیر x2 تاثیر نمی پذیرد و در نتیجه لازم نیست آزمون حداقل نسبت در رابطه با این متغیر انجام شود. همینطور دقت کنید که برای هر معادله ای که ضریب متغیر ورودی مثبت مطلق است (>0)، این آزمون نسبت مقدار سمت راست به ضریب متغیر ورودی در معادله مورد نظر را محاسبه می کند. متغیر پایه ای که در معادله ای قرار دارد که کمترین نسبت را داراست، اولین متغیری است که با افزایش متغیر ورودی به مقدار صفر نزول می کند.

در هر تکرار از روش سیمپلکس، مرحله دوم از آزمون حداقل نسبت به منظور تعیین متغیر پایه ای که با افزایش متغیر ورودی زودتر به صفر می رسد استفاده می کند. کاهش مقدار این متغیر به صفر آن را تبدیل به متغیر غیر پایه در جواب BF بعدی خواهد کرد. بنابراین در تکرار جاری به این متغیر، متغیر پایه خروجی(Leaving basic variable) می گویند.

بنابراین متغیر x4، متغیر پایه خروجی برای تکرار اول این مثال است.

مطلب مرتبط بعدی: دیدگاه جبری روش سیمپلکس (قسمت دوم)

مطلب مرتبط قبلی: آماده سازی مسئله برای حل با روش جبری سیمپلکس


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

اشعه ها بر دو نوع هستند : اشعه های یونساز و غیر یونساز

  • اشعه های یونساز به اشعه هائی گفته می شود که انرژی موجود در آنها در اتمهائی که این اشعه ها را دریافت می کنند تولید یونیزاسیون می نمایند ، مانند اشعه های آلف ، بتا ، و ایکس
  • اشعه های غیر یونساز به مناطقی از طیف الکترومانیتیک گفته می شود که فوتونهای منتشر در آن مناطق در شرایط عادی قادر نیستند در اتمهای ملکولهائی که آنها را جذب می کنند تولید یونیزاسیون بنمایند ، مانند اشعه ماوراء بنفش اشعه مادون قرمز ، اشعه های مرئی .

با توجه به اینکه خطرات حرفه ای مربوط به اشعه های غیر یونساز در بخش نور بحث شد، لذا در این قسمت فقط در مورد اشعه های یونساز صحبت خواهیم کرد .

برای درک و فهم بهتر اشعه های یونساز ابتدا باید اتم را تعریف کرد .

اتم و ساختمان آن : همانطوریکه همگی میدانیم، هر جسمی از کوچکترین ذرات خود یعنی اتمها تشکیل شده است . هر اتم نیز از یک هسته و ابری از الکترونها که بدور آن با فواصل معین و با سرعت زیاد در چرخشند ، تشکیل شده است . الکترونها در عین حال که بدور هسته اتم خود در چرخشند ، بدور خودشان نیز چرخشهای وضعی دارند . هسته اتم تقریبا تمام جرم اتم را تشکیل می دهد و دارای بار الکتریکی مثبت است . در صورتیکه الکترونها دارای بار الکتریکی منفی می باشند . در درون هسته اتم نیز نوترونها و پروتونها قرار دارند که اولیها دارای بار الکتریکی خنثی و دومیها دارای بار الکتریکی مثبت هستند . عده پروتونهای هسته را عدد اتمی و عد ه پروتونها و نوترونهای هسته را عدد جرمی یا جرم اتم گویند . در بعضی عناصر اتمهائی وجود دارند که تعداد پروتونهای آنها مساوی ( یعنی عدد اتمی مساوی ) ولی تعداد نوترونهایشان متفاوت است ( جرم اتمی متفاوت ) . این نوع اتمها را ایزوتوپ گویند . از انواع ایزوتوپهای یک عنصر بعضیها پایدار و برخی دیگر ناپایدارند . ایزوتوپهای ناپایدار یا برانگیخته به ایزوتوپهائی گفته می شود که در هسته اتمهایشان تعداد نوترونها و پروتونها با حالت تعادل هسته وفق نمی دهند و از این رو با جذب یا دفع یک یا چند نوکلئون ( مجموع ذرات تشکیل دهنده هسته اتم ) و همچنین با تشعشع انرژی زیادی خود اتم آنها بحالت تعادل در می آید . بنابراین عناصری که در آنها اتمهایی با هسته های ناپایدار وجود دارند ، هسته اشان بتدریج شکسته شده و ذراتی از آن بخارج پرتاب می گردد . این نوع اتمها منبع انرژی می باشند . این قبیل ایزوتوپها را رادیواکتیو و این خاصیت ، یعنی خاصیت صادر کردن اشعه ، را رادیواکتیویته می نامند. اجسام رادیواکتیو سه نوع اشعه آلفا ، بتا، و گاما از خود منتشر می کنند.

امروزه خاصیت رادیو اکتیویته را مصنوعا با ایجاد عدم تعادل در هسته های پایدار نیز تولید می کنند که در فعالیتهای طبی، صنعتی، بیولوژیکی، ... کاربردهای فراوان دارد.

مطلب مرتبط بعدی:عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت دوم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت ششم)


 
 
فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: عوامل ویژه سازمان های تولیدی
نویسنده : محسن - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

عوامل اولیه

عوامل موثر بر تصمیم گیری در رابطه با مکانیابی یک کارخانه تولیدی را می توان در شش گروه اصلی جای داد. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارتند از:

  • شرایط نیروی انسانی:  مهمترین عامل برای شرکت های تولیدی مانند کارخانجات نساجی، لوازم خانگی و تجهیزات الکترونیکی که وابستگی زیادی به نیروی کار دارند و به عبارتی کارگر محور هستند، عامل شرایط نیروی کار است. این شرایط می تواند شامل مواردی مانند میزان دستمزدها، پیشنیازهای یادگیری شغل، انگیزه کارکنان، بهره وری نیروی انسانی و قدرت اتحادیه ها باشد. بسیاری از مدیران اجرایی ترجیح می دهند با اتحادیه های کارگری ضعیف و کمتر سازمان یافته روبرو باشند تا به طور مستقیم بر نیروی انسانی تاثیر داشته باشند.
  • نزدیکی به بازار: پس از تعیین بازارهای هدف و مکان هایی که تقاضا برای کالاها و خدمات شرکت به میزان مطلوب وجود دارد مدیریت باید بهترین محل را برای کارخانه به نحوی انتخاب نماید که بتواند تقاضاهای خود و مشتریانش را به بهترین نحو تامین نماید. قرارگیری در نزدیکی بازار زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که محصولات نهایی کارخانه حجیم، سنگین و دارای هزینه جابجایی بالایی باشند. برای نمونه تولیدکنندگان لوله های پلاستیکی و فولادی باید سعی کنند در نزدیکی بازار قرار گیرند.
  • سطح کیفیت زندگی: مدارس خوب، فضاهای تفریحی و فرهنگی مناسب و در کل سبک زندگی مطلوب همگی از عوامل بالاتر بردن سطح کیفیت زندگی هستند. این عامل در ظاهر شاید در تصمیم گیری در رابطه با مکانیابی کارخانه نمی تواند زیاد مد نظر قرار گیرد اما در بلند مدت می تواند تاثیر موثری بر بهره وری پرسنل کارخانه داشته باشد.
  • نزدیکی به منابع و تامین کنندگان: امروزه بسیاری از شرکت ها و کارخانه ها بخش عمده ای از قطعات و یا خدمات مورد نیاز خود را خود ارائه نمی دهند بلکه از شرکت های دیگر تامین می کنند. تصمیم گیری در رابطه با اینکه قطعه ای را خود کارخانه تولید کند و یا اینکه آن را از خارج از سازمان تامین کند به عوامل زیادی بستگی دارد که در اینجا به آن پرداخته نمی شود ولی در صورتی که تصمیم بر این باشد که قطعه ای و یا خدمتی از بیرون از سازمان تامین شود، شرکت باید بتواند ارتباطات خود را به منظور هماهنگی بیشتر با تامین کنندگان حفظ کند و این امر با افزایش فاصله جغرافیایی سخت تر خواهد شد.
  • هزینه های عمومی، مالیات ها و هزینه های دولتی و محلی: عوامل مهم دیگری که باید برای مکانیابی شرکت های تولیدی در نظر داشت عبارتند از هزینه های عمومی (تلفن، برق، آب، فاضلاب)، مالیات های محلی و منطقه ای، هزینه های مالی رایج دولتی و بانکی، هزینه های زمین و هزینه های جانبی خرید.

عوامل ثانویه

عوامل دیگری نیز وجود دارند که اگر چه از لحاظ اهمیت در درجه دوم قرار دارند باید مورد توجه قرار گیرند. این عوامل عبارتند از امکان توسعه کارخانه در آینده، هزینه های ساخت و ساز، امکان دسترسی به چندین نوع مختلف حمل و نقل، هزینه جابجایی افراد از محل زندگی به کارخانه و بالعکس و موادی که باید بین انبار و کارخانه و بالعکس منتقل شوند، مزیت های رقابتی کارخانه از لحاظ نیروی کار، نگرش جامعه و ... . برای عملیات ها و شرکت هایی که در سطح جهانی تولید می کنند مسئله مکانیابی باید بر اساس مهارت های نیروی کار محلی، آموزش های محلی و زیر ساخت های منطقه ای به صورت مجزا و جداگانه برای هر کارخانه بررسی شود.

مطلب مرتبط بعدی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: عوامل ویژه سازمان های خدماتی

مطلب مرتبط قبلی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: فاکتورهای عمومی غیرقابل کنترل


 
 
جزوه اصول طراحی عاملی دو سطحی / two-level factorial design
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩
 

 این جزوه آموزشی, با نام «اصول طراحی عاملی دو سطحی» در فرمت PDF به حجم 842 kB و در 28 صفحه با فهرست زیر تنظیم شده است:

1. طراحی آزمایش ها

1.1.   برنامه ریزی انجام آزمایش ها

1.1.1.      تعیین اهداف آزمایش

1.1.2.      شناسایی کلیه عوامل نوسان و تغییر پذیری

1.1.3.      انتخاب قانونی برای تخصیص واحدهای آزمایشی به ترکیب€های رفتاری.

1.1.4.      تعیین متغیرهای خروجی مورد نظر و اندازه€گیری€هایی که باید صورت گیرد، فرآیند انجام آزمایش و محدودیت€های انجام آزمایش.

1.1.5.      اجرای آزمایش€ها

1.1.6.       تعیین مدل

1.1.7.      تعیین طرح کلی تحلیل داده€های حاصل از انجام آزمایش ها

1.1.8.      بازبینی تصمیمات مراحل گذشته و تصحیح آنها در صورت لزوم.

2.      طراحی€های عاملی

2.1.   عامل€های دو سطحی

2.2.   تحلیل طراحی عاملی

2.2.1.      روش یتس برای محاسبه اثرات

2.2.2.      رابطه اثرات و ضرایب رگرسیون

2.3.   بلوک بندی طراحی 26

2.3.1.      دو بلوک

2.3.2.      چهار بلوک

2.3.3.      طراحی عاملی 26 نیم کسری

2.3.4.      کسر یک چهارمی طراحی عاملی 26

2.4.   تفکیک پذیری طراحی عاملی k-p2

2.5.   کاربرد طراحی€های عاملی کسری در روش رویه پاسخ

صفحه 13 جزوه مورد نظر برای نمونه:

 

 جهت دریافت اطلاعات نحوه خرید این پروژه با m.rahimi.m@gmail.com تماس بگیرید.


 
 
مثالی برای مدلسازی عدد صحیح (مسئله بودجه بندی سرمایه ای)
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩
 

در این مطلب مثالی را برای برنامه ریزی عدد صحیح ارائه می کنیم.

سازمان ها عمدتاً با موقعیت هایی روبه رو می شوند که باید یک یا چند پروژه را جهت سرمایه گذاری از بین چندین پروژه انتخاب نمایند. لیست پروژه های زیر را در نظر بگیرید.

جدول 1. اطلاعات مسئله بودجه بندی سرمایه ای

شماره پروژه 

سرمایه اولیه لازم (میلیون دلار) 

سود قابل انتظار 

18 

18 

16 

3

10 

12 

4

25 

5

14 

اگر کل بودجه سازمان 30 میلیون دلار باشد، کدام پروژه ها باید انتخاب شوند؟

هدف مسئله حداکثر نمودن کل سود مورد انتظار سازمان است. محدودیت اصلی نیز محدودیت میزان بودجه است به طوریکه سرمایه اولیه لازم برای کل پروژه های انتخاب شده نباید از 30 میلیون دلار تجاوز کند. جهت تصمیم گیری لازم است مشخص کنیم یک پروژه خاص باید انتخاب شود یا خیر. بنابراین استفاده از متغیرهای صفر و یک راهکار مناسبی برای مدلسازی این مسئله است.

مرحله اول: تعریف متغیرها

با توجه به اطلاعات مسئله پنج پروژه با شماره های 1، 2، 3، 4 و 5 وجود دارد که باید نسبت انتخاب یا عدم انتخاب آنها تصمیم گیری شود. بنابراین 5 متغیر به صورت x1، x2، x3، x4 و x5 و از نوع صفر و یک را به شکل زیر تعریف می کنیم:

 

به طور مثال اگر پس از حل مسئله مقدار متغیر x2 برابر با یک گردید یعنی بر روی پروژه دوم سرمایه گذاری شود و اگر این متغیر مقدار صفر را گرفت به این معناست که نباید در این پروژه سرمایه گذاری نمود.

مدل برنامه ریزی عدد صحیح این مثال به صورت زیر خواهد بود:

مطلب مرتبط بعدی:مدلسازی مسائل چند هدفه

مطلب مرتبط قبلی: مدلسازی مسئله برنامه ریزی عدد صحیح


 
 
آماده سازی مسئله برای حل با روش جبری سیمپلکس
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩
 

در مطلب مرتبط قبل به مفاهیم هندسی روش سیمپلکس اشاره شد. با این حال، امروزه برای حل اغلب مسائل مختلف به کمک این روش از کامپیوتر ها استفاده می گردد که از منطق و ساختاری جبری برخوردارند. بنابراین لازم است روند هندسی اشاره شده در قبل را به فرایندی جبری و قابل استفاده تبدیل کنیم. در این بخش به آماده سازی مسئله برای حل با روش جبری سیمپلکس می پردازیم و ارتباط آن را با مفاهیم اشاره شده در مطلب مرتبط قبل بیان می کنیم.

فرآیندهای حل جبری اصولاً بر پایه حل مجموعه ای از معادلات بنا شده اند. بنابراین اولین قدم در آماده سازی مسئله برای حل به روش سیمپلکس تبدیل محدودیت های نامساوی به محدودیت های مساوی است. البته محدودیت های غیر منفی که به صورت نامساوی هستند به دلیل تفاوت ماهیت آنها با محدودیت های ساختاری، دست نخورده باقی می مانند و تبدیل نمی شوند.

انجام عملیات تبدیل علامت، احتیاج به وارد کردن متغیرهای کمبود (Slack variables) دارد. برای نمونه اولین محدودیت ساختاری مسئله شرکت ویندور را در نظر بگیرید:

متغیر کمبود برای این محدودیت به صورت زیر تعریف می شود:

که برابر است با مقدار کمبود عبارت سمت چپ نامعادله محدودیت. بنابراین داریم:

با در نظر گرفتن این معادله، x1 کوچکتر مساوی 4 خواهد بود اگر و تنها اگر

بنابراین محدودیت اولیه، معادل دو محدودیت زیر خواهد بود:

و

با توجه به تعریف اولیه که از متغیر کمبود صورت گرفت، مدل برنامه ریزی خطی اولیه این مثال (که در زیر و در سمت چپ آورده شده است) را می توان با مدل معادل آن که در زیر و در سمت راست ارائه شده است و در اصطلاح به آن قالب افزوده (augmented form) مدل نیز می گویند جایگزین نمود.

شکل 1. قالب اصلی مدل در سمت چپ و قالب افزوده مدل در سمت راست

اگرچه هر دو قالب مدل در اصل یک مسئله را نشان می دهند ولی قالب افزوده برای حل جبری و تعیین جواب های CPF بسیار راحت تر است. به این قالب از آن جهت قالب افزوده می گویند که با افزودن تعدادی متغیر کمکی به قالب مدل اصلی بدست می آید.

برای تفسیر متغیر کمبود می توان عنوان نمود که اگر در جواب مسئله متغیر کمبود برابر با صفر گردد به این معناست که جواب مورد نظر بر روی مرز محدودیت مربوط به آن متغیر کمبود واقع شده است و اگر متغیر کمبود مورد نظر مقداری بزرگتر از صفر به خود بگیرد به این معناست که جواب مورد بحث در منطقه موجه مربوط به آن محدودیت قرار گرفته است و در نهایت مقدار منفی برای متغیر کمبود به معنای واقع شدن جواب در منطقه غیر موجه محدودیت مذکور است.

اصطلاحاتی که در بخش های قبل تشریح شدند مانند جواب های گوشه ای و ... در مورد مسائلی با قالب اصلی به کار برده می شوند. در ادامه اصطلاحات رایج در رابطه با مسئله ای با قالب افزوده را ارائه خواهیم کرد:

جواب افزوده (augmented solution) جوابی است برای متغیرهای اصلی مسئله (متغیرهای تصمیم) که متغیرهای کمبود را نیز شامل می شوند. برای مثال نقطه جواب (3,2) در مثال بالا به صورت افزوده به شکل جواب افزوده (3,2,1,8,5) در خواهد آمد زیرا مقادیر متغیرهای کمبود مرتبط عبارتند از x3=1، x4=8 و x5=5

جواب پایه (basic solution) عبارت است از یک جواب گوشه ای افزوده.

این حقیقت که جواب های گوشه ای و همچنین جواب های پایه می توانند موجه یا غیر موجه باشند تعریف زیر را الزامی می کند:

جواب پایه موجه (basic feasible (BF) solution) یک جواب CPF افزوده است.

بنابراین یکی از جوابهای CPF مسئله شرکت ویندور به صورت (0,6) معادل یک جواب پایه موجه (BF) به صورت (0,6,4,0,6) برای قالب افزوده آن مسئله است.

بنابراین تنها تفاوت جواب های پایه و جواب های گوشه ای (یا بین جواب های CPF و جواب های BF) وجود متغیرهای کمبود در جواب است و جواب گوشه ای مرتبط با هر جواب پایه با کنارگذاشتن متغیرهای کمبود از جواب به سادگی بدست می آید. بنابراین رابطه هندسی و جبری بین این دو جواب بسیار به هم نزدیک است که در مطالب بعدی بیشتر به آن می پردازیم.

از آنجا که عبارات جواب پایه و جواب پایه موجه در برنامه ریزی خطی استاندارد بسیار حائز اهمیت هستند در اینجا به تشریح ویژگی های جبری آنها می پردازیم. برای قالب افزوده مثال بالا محدودیت های ساختاری دارای 5 متغیر و 3 معادله هستند، بنابراین:

2 = 3 – 5 = تعداد معادلات – تعداد متغیرها

به این ترتیب می توان گفت مسئله دارای 2 درجه آزادی است. لازم به ذکر است که این شیوه محاسبه درجه آزادی تنها برای سیستم هایی قابل استفاده است که دارای معادلات و محدودیت های زائد نباشند. 2 درجه آزادی یعنی برای حل می توان به صورت اختیاری دو متغیر از 5 متغیر را انتخاب نمود و به آنها مقداری فرضی داد تا بتوان سه متغیر باقیمانده را محاسبه نمود. روش سیمپلکس از مقدار فرضی صفر برای مقدار دادن به متغیرهای اختیار شده استفاده می کند و سپس با حل معادلات و محاسبه سه متغیر باقیمانده، که به آنها در اصطلاح متغیرهای پایه می گویند، جوابی بدست می آید که یک جواب پایه است.

جواب پایه دارای ویژگی های زیر است:

  1. هر متغیر در جواب پایه یا متغیر پایه است یا متغیر غیر پایه.
  2. تعداد متغیرهای پایه برابر است با تعداد محدودیت های ساختاری (که در قالب افزوده به صورت معادله درآمده اند). بنابراین تعداد متغیرهای غیرپایه برابر است با تعداد کل متغیرها منهای تعداد محدودیت های ساختاری.
  3. متغیرهای غیرپایه برابر با صفر تنظیم می شوند.
  4. مقدار متغیرهای پایه با قرار دادن مقدار صفر برای متغیرهای غیرپایه در مجموعه معادلات قالب افزوده و حل مجموعه معادلات بدست می آیند. به مجموعه متغیرهای پایه در اصطلاح پایه (basis) می گویند.
  5. اگر متغیرهای پایه در محدودیت های غیرمنفی صدق کنند، جواب پایه یک جواب BF خواهد بود.

برای مثال جواب BF اشاره شده در مثال بالا، (0,6,4,0,6)، را دوباره در نظر بگیرید. این جواب قبلاً با افزودن متغیرهای کمبود به جواب CPF مربوط به آن یعنی (0,6) بدست آمد. با این حال راه دیگر بدست آوردن این جواب به این شرح است که ابتدا دو متغیر x1 و x4 را به صورت اختیاری به عنوان متغیر غیر پایه انتخاب نموده و مقدار فرضی صفر را به آنها بدهید. سپس سه معادله مسئله را حل نمایید که به ترتیب جواب های x3=4، x2=6 و x5=6 از حل سه معادله بدست می آید که متغیرهای پایه جواب هستند و به ترتیب زیر بدست می آیند:

از آنجا که هر سه متغیر پایه غیر منفی هستند بنابراین این جواب پایه یک جواب پایه موجه یعنی جواب BF است.

جواب های BF مربوط به جواب های CPF مجاور را نیز در اصطلاح مجاور می نامند. یک راه ساده برای تعیین اینکه دو جواب BF مجاور هستند یا خیر به شرح زیر است:

دو جواب BF را مجاور گویند اگر به غیر از یکی از متغیرهای غیر پایه همه آنها مشابه باشند یا زمانیکه به غیر از یکی از متغیرهای پایه، همه آنها مشابه باشند.

در نتیجه حرکت از جواب BF جاری به یک جواب مجاور یعنی تبدیل یک متغیر غیر پایه به یک متغیر پایه و بالعکس تبدیل یک متغیر پایه به یک متغیر غیر پایه با مقدار صفر.

پس از تبدیل مسئله به شکل افزوده، در روش سیمپلکس باید معادله تابع هدف را به صورت یک معادله محدودیت جدید به مدل اضافه نمود. بنابراین قبل از شروع حل به روش سیمپلکس مسئله افزوده بالا را به صورت زیر بازنویسی می کنیم.

معادله شماره (0) در مدل بالا شبیه به یک محدودیت ساختاری است با این تفاوت که بدلیل آنکه به شکل معادله می باشد احتیاج به متغیر کمبود ندارد. با اضافه شدن یک معادله جدید به مجموعه معادلات، یک متغیر مجهول (Z) نیز به سیستم اضافه شده است. بنابراین هنگامی که از معادلات (1) تا (3) برای یافتن جواب پایه استفاده می شود به طور همزمان می توان از معادله (0) برای محاسبه Z نیز استفاده نمود.

خوشبختانه مدل مسئله شرکت ویندور که در بالا عنوان شد در ابتدا دارای قالب استاندارد بود و کلیه پارامترهای سمت راست محدودیت های آن غیر منفی بودند. در صورتیکه مسئله ای دارای این شرایط نباشد باید تنظیمات دیگری نیز روی آن صورت گیرد تا برای حل به روش سیمپلکس آماده گردد. این تنظیمات را در مطالب آینده تشریح خواهیم نمود.

 مطلب مرتبط بعدی: دیدگاه جبری روش سیمپلکس

مطلب مرتبط قبلی: 6 مفهوم کلیدی حل در روش سیمپلکس


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت ششم)
نویسنده : محسن - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

 ایمنی و حفاظت شغلی در قبال گرد و غبار و آلودگی هوا

همانطوریکه گفته شد، استنشاق مواد مختلف سبب بروز واکنشهای متفاوت دریافت ریه می شود . از نظر فیزیکی ذراتی که قطر آنها بیش از 20 میکرون است بوسیله بافت پوششی بینی فیلتر می شوند . ذراتی که بین 2 تا 9 میکرون هستند از بینی می گذرند و در قسمت فوقانی ریه رسوب می کنند . عمده این ذرات بوسیله حرکات مداوم مژه های بافت پوششی مخاط برونشها به بالا رانده می شوند و بوسیله سرفه دفع می گردند . ذرات کمتر از سه میکرون تا نزدیک حبابچه های تحتانی ریه می روند و ذرات حدود 1 میکرون و کمتر در حبابچه های تحتانی ریه و آلوئولها رسوب می کنند . عمده این مواد بوسیله سلولهای ماکروفاژ موجود در آلوئوها خورده شده و دفع می گردند . در مواردی که هوای محیط کار آلوده به گرد و غبار و ذرات کوچک و بزرگ گازهای شیمیائی است ، بایستی حتما اقدامات زیر را در دستور کار خود  قرار دهیم :

  • استفاده از تهویه های مکنده قوی که هوا را تصفیه و تعویض می کنند . در شرایط عادی هوای یک محیط کاری باید 4 تا 6 بار در ساعت تعویض گردد  و در شرایطی که آلودگی بیشعتر است هوا باید بین 8 تا 12 بار در ساعت تعویض شود . در صورتیکه هوای محیط کار خیلی آلوده باشد ، تعویض هوا باید حتی به 30 بار در ساعت برسد.
  • استفاده از لباسهای محافظت کننده مانند ماسک اکسیژن ، دستکش ، کلاه و کفشهای مخصوص در کار در معادن ، فاضلابها و کارخانجات شیمیائی .
  • معاینات استخدامی خیلی دقیق بمنظور جلوگیری از استخدام افرادی که آمادگی برای ابتلا به امراض ریوی  ، عروقی ، خونی ، قلبی ، پوستی ،... را دارا هستنند .
  • معاینات دوره ای منظم برای ردیابی نشانه های امراضی که کارکنان در خطر ابتلا به آنها قرار دارند .
  • آموزش دهی به کارکنان بمنظور رعایت اصول بهداشتی و ایمنی ، و مقابله با حوادث احتمالی
  • ایجاد فرصتهای استراحت طولانی در کار در معادن ، کارخانجات ذوب فلزات ، کارخانجات شیمیایی ،...
  • باز طراحی فرآیندهای تولیدی غیر بهداشتی و خطرناک ، و جایگزینی روشهای نامناسب و تعویض و تعمیر ماشین آلات فرسوده و قدیمی و استفاده از تکنولوژی بهتر .

مطلب مرتبط بعدی:عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: تشعشعات (قسمت اول)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت پنجم)


 
 
فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: فاکتورهای عمومی غیرقابل کنترل
نویسنده : محسن - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 
  • سیاست ها و خط مشی های دولتی: سیاست های دولتی، قوانین کار، استاندارهای محیط زیست، آیین نامه های ایمنی و ... عواملی هستند که حتماً باید در مکانیابی کارخانه مورد بررسی قرار گیرند. دولت های مرکزی و محلی به منظور ایجاد تعادل در توسعه صنعتی، برای مکان های مختلف در کشور قوانین و سیاست های مجزایی را وضع و دنبال می کنند. برای مثال ممکن است برای گسترش صنعت در منطقه ای خاص بسته های حمایتی ویژه ای از لحاظ مالیاتی و تسهیلاتی برای شرکت هایی که در آن منطقه بنا شوند در نظر بگیرند. ارائه وام هایی با بهره کم و دوره بازپرداخت بلند مدت، امکان استفاده از منابع انرژی آب و برق با ضریب کاهشی و موارد مشابه از دیگر شرایطی است که دولت ها برای جذب صنایع به منطقه ای خاص ایجاد می کنند که می تواند بر فرآیند تصمیم گیری در رابطه با مکان یابی شرکت ها تاثیر گذار باشد.
  • شرایط آب و هوایی: وضعیت جغرافیایی و آب و هوایی منطقه مانند رطوبت و دمای هوا برای مکانیابی حتماً باید مورد ارزیابی قرار گیرد. شرایط آب و هوایی بر بهره وری نیروی کار و رفتار نیروی انسانی بسیار تاثیرگذار است. همچنین برخی از صنایع خاص نیازمند شرایط آب و هوایی خاصی هستند برای مثال صنایع نساجی باید در منطقه ای واقع شوند که از لحاظ رطوبت مناسب باشد.
  • صنایع خدماتی پشتیبانی کننده: امروزه شرایط به گونه ای است که سازمان های تولیدی به دلایل زیادی برخی از قطعات و خدمات مورد نیاز خود را از شرکت های دیگر تامین می کنند و در اصطلاح برخی از وظایف خود را برون سپاری می کنند. بنابراین مکان و شرایط این صنایع پشتیبان از عوامل موثر بر مکانیابی کارخانه است. برخی از این خدمات مانند خدمات ارتباطی، خدمات بانکی، خدمات مشاوره و خدمات عمرانی خاص نقشی اساسی برای صنایع بازی می کنند و در تصمیم گیری برای مکانیابی باید مورد توجه قرار گیرند.
  • اتحادیه ها و سازمان های کارگری: نگرش اتحادیه های کارگری به کارشان و به صنعتی که در آن کار می کنند می تواند باعث پیشرفت و یا عقب افتادگی آن صنعت شود. بررسی اتحادیه های کارگری و نگرش نیروی کار در مناطقی که قصد تاسیس کارخانه داریم بسیار اهمیت دارد. اگر در منطقه ای خاص همه عوامل مکانیابی مطلوب باشند ولی نگرش نیروی کار به مدیریت و صنعت در آن منطقه مطلوب نباشد، توصیه شده است از تاسیس کارخانه در آن منطقه خودداری شود زیرا احتمال زد و خورد، تظاهرات و یا اعتصاب و تحصن در این اتحادیه ها بیشتر وجود دارد.
  • زیرساخت های ارتباطی و خدمات عمومی: همه فعالیت های تولیدی نیازمند دسترسی به زیرساخت های ارتباطی و خدمات عمومی هستند که هزینه آنها به طور قابل ملاحظه ای از منبع سرمایه های عمومی تامین می شوند مانند  جاده ها، راه آهن، بنادر، خطوط برق رسانی، خدمات شهری و سرمایه های اجتماعی مانند مدارس، دانشگاه ها و بیمارستان ها. در فرآیند تصمیم گیری در رابطه با مکانیابی کارخانه باید به این عوامل زیر ساختی توجه نمود، زیرا ساخت و ایجاد چنین مواردی برای مثال ساخت یک بیمارستان در نزدیکی کارخانه، اغلب از عهده بسیاری از شرکت ها خارج است و هزینه های زیادی را متحمل می کند. از طرف دیگر مجاورت و دسترسی به این زیرساختها در مواردی ممکن است مزیت های رقابتی نیز برای شرکت ایجاد نماید.

مطلب مرتبط بعدی:فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: عوامل ویژه سازمان های تولیدی

مطلب مرتبط قبلی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: فاکتورهای عمومی قابل کنترل


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت پنجم)
نویسنده : محسن - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

 بیماریهای ریوی ناشی از استنشاق گرد و غبارهای حیوانی

گرد و غبارهای ناشی از مواد حیوانی نظیر استخوان ، پر ، مو ، پشم ، چرم و ... علاوه بر اینکه قادرند تولید آلرژی بنمایند ، می توانند بعلت آلودگی میکروبی و قارچی سبب بروز بیماریهای ریوی گردند . مثلا فضولات کبوتران و سایر پرندگان ( مثلا در مرغداریها ) که حاوی آنتی ژن هستند، می توانند پس از استنشاق تولید تب و لرز ، ضعف ، سرفه و تنگی نفس بنمایند . در ضمن کاگرانی که در کارگاهها به پاک کردن یا چیدن و یا تمیز کردن پر پرندگان مشغولند اکثرا مبتلا به عوارضی چون سرفه ، تنگی نفس ، تب ، خستگی و ضعف ، حالت تهوع ، سر درد و غیره می باشند که گاه و بیگاه با حملات سرفه ای توام با عرق همراه هستند .

از دیگر مشاغلی که کارگرانش در معرض بیماریهای ریوی قرار دارند ، کار کردن در فاضلابها و در چاهها و قناتها می باشد . تحقیقات انجام شده توسط دانشگاه علوم پزشکی یزد حاکی از آنستکه زحمتکشانی که برای آبادانی منطقه و رسیدن به آب به کندن خاک و ایجاد قنات اشتغال دارند . اکثرا در معرض چندین نوع بیماری ریوی قرار دارند . بعلاوه تحقیقات انجام شده بر روی تاسیسات فاضلاب صنعتی و شهری تهران از طرف دانشگاه امام حسین (ع) حاکی از آنستکه کارگران در معرض سه نوع خطر مختلف ، شیمیایی ، فیزیکی و فیزیولوژیکی قرار دارند . مقدار گازهایی از قبیل آمونیاک ، دی اکسید کربن ، کلر ، هیدروژن سولفوره ،... در فضای آدم روها یا کانالهای فاضلابی خیلی بالا هست و این گازهای شیمیائی معمولا موجب سوزش چشم ، خارش پوست ، سر درد ، تنگی نفس ، و حتی منجر به خفگی و مرگ می شوند ( در حدود  10 نفر در هر سال ) در خصوص مخاطرات فیزیکی می توان از انفجارات ناشی از گازهای حاصل از عملیات تصفیه فاضلاب مانند اتان ، متان ،... نام برد . سقوط در آدم روها ، غرق شدن در برکه های تثبیت فاضلاب ، برق گرفتگی ، و وجود سر و صواهای شدید ناشی از کار دستگاهای تصفیه از دیگر خطرات فیزیکی هستند که سلامت و ایمنی کارگران تاسیسات فاضلاب را تهدید می کند . مخاطرات ناشی از عوامل بیولوژیکی معمولا در فاضلابهای خانگی و شهری کارگران را تهدید می کنند . در این باب می توان از بیماریهای ویروسی ، انگلی ، قارچی و میکروبی صحبت کرد . لازم به تذکر است که بعلت وسعت و گسترش تاسیسات جمع آوری و تصفیه فاضلابها و گسترش شبکه های فاضلاب شهری لازم است که اقدامات جدی برای حفظ سلامت کارگران فاضلاب و افزایش حفاظت و ایمنی شغلی آنها بعمل آید

مطلب مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت ششم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت چهارم)


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت چهارم)
نویسنده : محسن - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٩
 

بیماریهای ریوی ناشی از استنشاق گرد و غبارهای گیاهی

گردو غبارهای گیاهی که کارگران کشاورزی یا صنعتی را در معرض ابتلا به بیماریهای ریوی قرار می دهند ، بسیار متنوع هستند . از گرد و غبارهای گیاهی بیماری زا می توان از ذرات پنبه ، تنباکو ، چای ، توتون ، قهوه ، کاکائو، نیشکر ، سبوس غلات ،... نام برد . در زیر به برخ از بیماریهای ناشی از این گردو غبارها می پردازیم .

کارگرانی که بنحوی با پنبه، یا با تولید نخ در صنایع پنبه و حلاجی و ریسندگی آن سر و کار دارند، معمولا گرد و غبار آنرا استنشاق می کنند و اکثرا در شروع کار خود به سرفه های پی در پی و شدید دچار می شوند. این سرفه ها تا موقعیکه اشتغال آدامه داشته باشد  همراه با کارگران بخصوص در روزهای اول هفته می باشد که به (تب دوشنبه) (Monday Fever) معروف هستند. در صورت تماس در مدت طولانی (مثلا 30 سال)، عوارضی مانند حملات آسم، تنگی نفس و بیماریهای ریوی مزمن بروز می کنند که به از کار افتادگی دائمی خواهد انجامید.

ذرات تفاله نیشکر نیز که پس از جد کدن شیره قندی از فیبر نیشکر حاصل می گردند و در صنعت کاغذ سازی مصرف می شود ، پس از ورود به ریه باعث عوارضی از قبیل درد سینه ، تنگی نفس ، تب و سردرد می شود .

گرد و غبار حاصل از تهیه توتون نیز باعث تحریک مخاط بینی ، ورم پلک چشمها ، ورم ملتحمه و ریزش اشک می شود . در ضمن تماس شیره توتون و گرد و غبار آن با پوست بدن سبب ناراحتیهای  پوستی می گردد . حملات آسم نیز در قسمت برش سیگار ، خوشبختانه امروزه مکانیزه گردیده ، قبلا بکرات دیده می شد . مواردی از مسمومیت حاد و مزمن ناشی از نیکوتین نیز در کشاورزان و کارگران دیده شده است .

استنشاق گرد و غبار غلات سبب تحریک مخاط گلو، بینی، چشم و مجاری تنفسی گشته و باعث بوجود آمدن عوارضی چون عطسه، سرفه، سوزش مخاط بینی و گلو، و تنگی نفس می شود . استنشاق گرد و غبار یونجه و سایر مواد آلی نیز که بر اثر رطوبت بوسیله قارچهای مختلف آلوده می شوند ، باعث عوارضی مانند تب، سرفه، تنگی نفس و پنومونی (یا بحرانهای تنفسی) می شوند

گرد و غبار ناشی از کار با گندم نیز می تواند تولید سوزش گلو و بینی و بالاخره عوارضی شبیه آسم بکند .

نوعی بیماری ریوی نیز که به آسم کارگران صنعت چاپ موسوم است بر اثر تماس این کارگران با صمغ مصرفی در چاپ رنگی مانند صمغ آکاسیا، صمغ کاریا و یا صمغ عربی بوجود می آید . حد متوسط تماس شغلی با این صمغها تا ایجاد آسم 5 سال است.

مطلب مرتبط بعدی:عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت پنجم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت سوم)


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت سوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸
 

بیماریهای ریوی ناشی از گازها و بخارات صنعتی

گازها و بخارات صنعتی نیز باعث بیماریهای ریوی و مسمومیتهای شدید می شوند که از آن میان می توان برخورد با گازهای آمونیاک ، کلاین ، دی اکسید و تری اکسید گوگرد که بسیار کشنده است ، اکسیدهای ازت و بخارات فلزاتی مانند سرب آهن ، آلومینیوم ، .... را نام برد .

تحقیقات انجام شده در کارخانه جدید التاسیس سود و کلر مشهد که در آن هیدروکسید سدیم ، کلر، اسید کلرید ریک و سایر مشتقات کلر و سود تولید می شوند نشان داده که علیرغم آمورشهای لازم به منظور حفاظت عمومی و انفرادی مواردی از مسمومیتهای شغلی حادث گردیده است . از میان سوانح مختلفی که حادث گذشته می توان از سوختگی ناشی از اسید کلرید ریک و هیدروکسید سدیم یا از مسمومیت حاد تنفسی ناشی از استنشاق کلر بعلت نشت این گازها در لوله های متصل به مخزن نام برد .

یکی از مواد بسیار خطرناک معدنی ، آلی و صنعتی تری اکسید ارسینیک است که در کشاورزی برای تولید سموم ، در صنایع برای تولید حشره کشها و در صنایع شیشه و بلور سازی و همچنین در صنایع شیمیائی و دارویی از آن استفاده می شود . این ماده طی عملیات استخراج و ذوب کانه های مسی ، سرب ، نقره و طلا بوجود می آید زیرا ارسینیک فلزی است که بطور وسیعی در معادن فوق یافت می شود . بر طبق مونوگرافی که توسط آژانس بین المللی سرطان (IARG) در سال 1988 منتشر شد ، ایجاد سرطان پوست ، ریه و کبد در آن دسته از افرادی که در امر تولید و مصرف حشره کشهای حاوی ارسینیک و همچنین کارگران قسمتهای ذوب کانه های فلزی بویژه تری اکسید ارسینیک منجر به ایجاد عوارض و ضایعاتی در ریه ، دستگاه گوارشی ، سیستم قلبی عروقی ،  اعصاب و سیستم خونسازی بدن بد و صورت حاد و مزمن می گردد .  ایجاد این علائم و عوارض در مسمومیت حاد و مزمن ارتباط مستقیمی با میزان تماس افراد با این ماده دارد .

مطلب مرتبط بعدی:عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت چهارم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت دوم)


 
 
فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: فاکتورهای عمومی قابل کنترل
نویسنده : محسن - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸
 

فاکتورهای مکانی عمومی در مکانیابی کارخانه به دو دسته عوامل قابل کنترل و غیرقابل کنترل تقسیم می شود. در ادامه به عوامل مکانی عمومی قابل کنترل که در مکانیابی کارخانه در کلیه زمینه های سازمانی (تولیدی و خدماتی) باید مورد توجه قرار گیرد پرداخته شده است:

نزدیکی به بازار: هر شرکتی تلاش می کند خدمات و کالاهای خود را در زمان مناسب و با قیمت قابل قبول و مناسب به مشتریان خود عرضه کند. زمانیکه مشتریان و خریداران کالایی از لحاظ مکانی متمرکز هستند توصیه می شود کارخانه و تجهیزات آن در نزدیکی بازار واقع شوند. در موارد زیر توصیه می شود کارخانه در نزدیکی بازار واقع گردد:

  • محصولات تولیدی کارخانه ظریف بوده و مستعد خرابی و یا فاسد شدن باشند.
  • محصولات به گونه ای هستند که اغلب نیاز به خدمات پس از فروش دارند.
  • هزینه های حمل و نقل بسیار بالا باشد.
  • دوره عمر محصول کوتاه باشد.

در مجموع نزدیکی به بازار موجب کاهش هزینه های حمل و نقل و همچنین کاهش زمان دسترسی مشتریان به محصولات می گردد.

تامین منابع: برای هر سازمانی دسترسی به منابع و مواد اولیه با کیفیت در زمان مناسب جهت جلوگیری از توقف خط تولید امری ضروری است. این عامل زمانی اهمیت بیشتری می یابد که مواد و منابع مورد نیاز فاسد شدنی باشند و همچنین هزینه حمل و نقل آنها نیز بالا باشد. در مورد رابطه مواد اولیه و مکانیابی کارخانه، راهنمایی هایی کلی ارائه شده است که به شرح زیر است:

  • هنگامی که از مواد اولیه حساس و ظریف با منبع متمرکز استفاده می شود کارخانه بهتر است در نزدیکی منبع ماده اولیه واقع شود.
  • اگر مواد اولیه از نوعی باشند که در همه جا در دسترس است بهتر است کارخانه در نزدیکی بازار هدف واقع گردد.
  • اگر مواد اولیه از نقاط مختلفی تامین می شوند بهتر است مکان کارخانه در محلی قرار داشته باشد که هزینه حمل و نقل حداقل گردد.

نزدیکی به منابع تامین مواد اولیه در صنایعی خاص مانند سیمان، شکر و نساجی از اهمیت خاصی برخوردار است.

دسترسی به مسیرهای جابجایی و حمل و نقل: امکان حمل و نقل سریع و مطمئن باعث می شود برنامه ریزی جهت تامین مواد اولیه در زمان مناسب امکان پذیر باشد و همچنین امکان در دسترس قرار دادن محصولات برای مشتریان نیز بهتر فراهم شود. تجهیزات و مسیرهای حمل و نقل یکی از مهمترین پیشنیازهای مکانیابی کارخانه است. پنج نوع اساسی انتقال فیزیکی عبارتند از هوایی، جاده ای، ریلی، دریایی و لوله کشی. کالاهایی که اساساً جنبه صادراتی دارند بهتر است نزدیک بنادر و یا فرودگاه ها تولید گردند. انتخاب روش حمل و نقل به مواردی چون هزینه، راحتی، اطمینان و مطلوب بودن بستگی دارد و در نهایت اینها بر مکانیابی کارخانه تاثیر گذارند. در بین همه این عوامل هزینه حمل و نقل که بر ارزش افزوده تولیدات اثرگذار است یکی از معیارهای اصلی برای مکانیابی کارخانه است.

دسترسی به زیرساخت ها: زیرساختها و امکانات اساسی مانند آب، برق و فاضلاب از فاکتورهای شاخص تصمیم گیری در رابطه با مکانیابی کارخانه هستند. صنایعی مانند صنایع فلزی (آلومینیوم و استیل و ...) در زمره صنایعی قرار دارند که مصرف انرژی برق در آنها بسیار بالاست و در نتیجه باید در نزدیکی نیروگاه ها و یا مکانهایی واقع شوند که احتمال قطعی برق در آنها بسیار پایین باشد. دسترسی به انرژی برای چنین صنایعی جزء مسائل حیاتی است و عدم دسترسی به برق ممکن است به نابودی آنها منجر شود. صنایع فرآیندی مانند صنایع شیمیایی، سلولزی (کاغذ) و سیمان و ... پیوسته نیازمند دسترسی به منابع آبی هستند و تامین آب به میزان زیاد، با کیفیت مناسب و با املاح معدنی کنترل شده از مهمترین فاکتورهای تولیدی آنهاست. همچنین چنین صنایعی برای مکانیابی باید به دسترسی به محل های تخلیه فاضلاب نیز توجه داشته باشند.

دسترسی به نیروی کار و مناسب بودن دستمزدها: مسئله تامین نیروی کار چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ سطح مهارت ها هم برای شرکتهای محلی و هم برای شرکت های بین المللی جزء مسائل اساسی است. نیاز به نیروی انسانی با مهارت خاص برای برخی از صنایع معمولاً هزینه بر است و مشکلات مدیریتی خاصی را نیز به دنبال دارد. روابط نیروی انسانی، مدیریت آن و بهره وری آنها از عواملی است که مطالعات بسیاری در رابطه با آنها انجام گرفته و باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین الگوهای رایج دستمزد در منطقه، هزینه زندگی، روابط بین صنایع مختلف و قدرت اتحادیه های کارگری از دیگر عوامل تاثیر گذار بر مکانیابی کارخانه است.

شرایط اقتصادی محیط ناشی از مقیاس: اقتصاد ناشی از مقیاس را می توان شرایط اقتصادی در شهرهای مختلف با اندازه ها و جمعیت های مختلف دانست. برخی از صنایع بهتر می دانند به دلایل اقتصادی در شهرهای بزرگ بنا شوند و برخی دیگر به دلیل مزیت های مورد نظر بهتر می دانند در شهرهای کوچک تر قرار گیرند. برخی از شرکت ها به دلیل آنکه در جستجوی منابع نیروی انسانی ارزان، تجهیزات و مسیرهای حمل و نقل، امکانات و زیرساختهای انرژی هستند و می خواهند به بازارهای هدف پر جمعیت مانند شهرهای بزرگ نزدیک باشند و همچنین به طیف گسترده ای از خدمات دسترسی داشته باشند ترجیح می دهند در کنار شهر های بزرگ قرار گیرند. مکانیابی بر اساس شرایط اقتصادی محیط ناشی از مقیاس برای شرکت های تولیدی که در شرایط رقابتی شدیدی نیز واقع شده اند بسیار بیشتر اهمیت دارد زیرا می توانند با مکانیابی صحیح هزینه های حمل و نقل، هزینه های لجستیک، هزینه های خط تولید و ... را کاهش دهند. به همین دلیل است که گاهی مشاهده می شود کارخانه های زیادی مربوط به یک صنعت خاص کم و بیش در یک منطقه و در کنار هم واقع شده اند. بسیاری از شرکت ها و کارخانه های بزرگ به دلیل هزینه های بالای انبارداری و ذخیره سازی مواد اولیه و محصولات سعس می کنند هزینه های انبارداری خود را به کمک سیستم تولید Just In Time (که به آن سیستم کانبان[1] نیز می گویند) کاهش دهند. این سیستم تولید یکی از دلایل اساسی موفقیت صنایع خودرویی ژاپن بود و پس از این موفقیت بسیاری از صنایع دیگر به دنبال استفاده از این سیستم بودند. Just In Time سیستمی است که تضمین می کند قطعات و مواد مورد نیاز تنها چند ساعت پس از سفارش تحویل داده شود. برای دستیابی به این مزیت و استفاده از سیتم Just In Time لازم است کارخانه در محلی قرار گیرد که به صنایع و کارخانه هایی که نیازمندی های آن را تولید می کنند نزدیک بوده و بتواند از محصولات و خدمات آنها به صورت پیوسته استفاده نماید.

میزان سرمایه: برای بررسی سرمایه به عنوان یکی از فاکتورهای مکانیابی کارخانه لازم است بین سرمایه های فیزیکی ثابت (غیرمنقول) و سرمایه های مالی (منقول) تفاوت قائل شویم. سرمایه های فیزیکی ثابت مانند ساختمان ها و هزینه های ساخت از منطقه ای به منطقه دیگر می توانند بسیار متفاوت باشند و همچنین می توان آنها را اجاره نمود و یا توسعه داد. سرمایه های مالی سرمایه های منقول هستند و ارزش آنها در مناطق مختلف تقریباً یکسان است. برای مثال یک شرکت بزرک بین المللی مانند کوکا کولا که در کشورهای مختلف دارای کارخانه های زیادی است می تواند سرمایه های مالی خود را در زمان مناسب و در صورتی که شرایط مساعدی پیش آید در هر منطقه ای جهان صرف کرده و از آن بهره ببرد ولی ساختمان و تجهیزات به کار رفته در یک کشور غیر قابل انتقال بوده و انعطاف پذیری چندانی برای استفاده مجدد ندارند. بنابراین مکانیابی آنها در ابتدای کار باید مورد توجه قرار می گیرفت در صورتی که سرمایه های مالی منعطف تر هستند.

عامل سرمایه برای شرکت هایی که در صنایع جوان و در حال رشد سریع قرار دارند و با تکنولوژی های جدید درگیر هستند بسیار اهمیت دارد. این صنایع مانند صنایع رایانه ای، نرم افزاری و ... اغلب دارای سرمایه های فیزیکی زیادی نیستند بلکه نیازمند دسترسی به سرمایه های مالی زیاد و همچنین نیروی کار تحصیل کرده و ماهر هستند.

مطلب مرتبط بعدی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: فاکتورهای عمومی غیر قابل کنترل

مطلب مرتبط قبلی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه



[1] Kanban


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦
 

بیماری های ریوی ناشی از استنشاق گرد و غبار های معدنی

از مهمترین بیماریهای ناشی از گرد و غبار معدنی می توان (سیلیکوزیس) (Silicosis)   را نام برد که در اثر استنشاق مستمر در ذات سیلیکم آزاد شده در معادن ایجاد می شود . معدن کارانی که در معادن طلا ، مس ، گرانیت ، قلع ،... کار می کنند ، و همچنین کارگران سنگ تراش ، سرامیک ساز ، سفال ساز ،کوزه گر ، شیشه ساز ، کارگران کارخانجات فولاد سازی ، کارگران شن زن ، قالبگیرها و بالاخره کارگران کارخانه های ساخت پودرهای لباسشوئی و پاک کننده ها در معرض ابتلا به این بیماری ریوی قرار دارند . این نوع بیماری ریوی در سه مرحله انجام می پذیرد : مرحله سبک که بین یک تا  سال طول می کشد و شامل علائمی مانند تنگی نفس ، سرفه های خشک یا خلط دار می باشد ، مرحله متوسط که در آن تنگی نفس ، سرفه ، مشاهده نواحی مات در ریه همراه با شنیدن صداهای برونشیال عارض میگردد، بالاخره مرحله تشدید که به عدم کارایی می انجامد و از طریق فیبروز ریوی عوارض قلبی نیز ایجاد می شوند.

از دیگر بیماریهای ریوی معدنی می توان از آزبستوزیس (Asbestosis) نام برد که در اثر استنشاق گرد و غبار پنبه نسوز یا پنبه کوهی در معادن ، در آسیابها،در کارخانجات نساجی و ریسندگی و بافندگی و بالاخره در کارخانجات لنت ترمز و صفحه کلاج سازی بوجود می آید . از علائم این بیماری نیز تنگی نفس و سرفه می باشد . تحقیقات انجام شده توسط مدرسه عالی حفاظت و بهداشت کار وابسته به وزارت کار و امور اجتماعی در سالهای 65 و 66 در کارخانجات ایرانیت تهران و لنت ترمز ایران و همچنین در کارخانه آزبست معدن بهبندان نشاندهنده این بود که میزان غلظت الیاف آزبست در بعضی از قسمتهای هر سه واحد صنعتی مذکور بیش از دو برابر حداکثر مجاز بوده و اکثر این کارگران به بیماریهای  ریوی و جنبی دیگر دچارند . علل عمده بالا بودن آلودگی را می توان در روشهای نامناسب استخراج و تصفیه ، تماس مستقیم و مداوم کارگران با الیاف آزبست ، روشهای نامناسب و نسبتا ابتدائی تولید در واحدهای تولید مصنوعات آزبستی ، استفاده از دستگاهها و ماشین آلات فرسوده و قدیمی ، و بالاخره در عدم وجود و یا عدم استفاده کامل و صحیح از سیستمهای مناسب کنترل و جمع آوری گرد و غبار و الیاف آز بست دانست .

کارگران معدن ذغال سنگ در معرض بیماری ریوی به اسم ( آنتراکوزیس ) (Anthracosis) می باشند که در اثر استنشاق گرد و غبار ذغال حادث می گردد . از علائم این بیماری خونریزی ریه ، نفس تنگی و سرفه می باشد . تحقیقات انجام شده از سال 1361 به بعد بر روی 4756 نفر از شاغلین در معادن ذغال سنگ حوزه کرمان و البرز مرکزی که توسط مرکز بهداشت صنعتی ذوب آهن اصفهان بعمل آمده حاکی از اینستکه میزان گرد و غبار هوای کارگاههای زیر زمینی معادن ذغال سنگ ما چندین برابر مقادیر مجاز بین المللی است . دلایل عنوان شده حاکی از آن است که:

1-              برنامه مهار کردن گرد و غبار در معادن ذغال سنگ را اجرا نکرده ایم در صورتیکه جوامع صنعتی از دیر باز مقدار گرد و غبار در کارگاههای خود را به کمتر از 2 میلیگرم در متر مکعب هوا رسانیده اند .

2-              در ضمن ابزار کارگاههای کوه بری و استخراج معادن ذغال سنگ ایران بسیار ابتدایی هستند و به جهت باریکی عرض مفید رگه ذغال و شکستهای سخره بستر رگه در بسیاری از معادن بخصوص البرز مرکزی استفاده از وسائل پیشرفته صنعتی در کارگاه پیشروی و استخراج ممکن نیست . به همین جهت تعداد مبتلایان ما به امراض ریوی چندین برابر جوامع صنعتی است . از نظر بیماری زائی ، یافته های این بررسی عبارتند از 1- کوتاهی مدت اشتغال و از کار افتادگی زودرس 2-فراوانی سایه های بزرگ ریوی و تحول سریع آنها در مشاهدات رادیوگرافی ، و بالاخره ناتوانائی های تنفسی .

پیشنهادات اصلاحی داده شده عبارتند از اجباری کردن معاینات استخدامی و دوره ای، تقلیل مدت زمان اشتغال و استفاده از تکنولوژی نیمه مکانیزه .

از دیگر بیماریهای ریوی ناشی از استنشاق گرد و غبارهای معدنی می توان بیماریهایی را که در معادن فلزات مانند معادن آلومینیوم ، آهن ، قلع ، سولفات باریم ،... بوجود می آیند را نام برد .

مطلب مرتبط بعدی:عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت سوم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت اول)


 
 
فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه
نویسنده : محسن - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦
 

جایابی تجهیزات و کارخانه، فرآیند تعیین محل جغرافیایی تجهیزات و کارخانه شرکت است. مدیران سازمان های تولیدی و خدماتی برای ارزیابی یک محل جغرافیایی خاص باید فاکتورها و عوامل بسیاری را مانند نزدیکی به بازار هدف، نزدیکی به مراکز تامین منابع، هزینه های نیروی کار و هزینه های حمل و نقل در نظر داشته باشند.

اندازه گیری کمی این عوامل وابسته به شرایط جغرافیایی کاری دشوار است. هزینه های مستقیم مربوط به این عوامل مانند مالیات، نرخ حقوق و دستمزد و یا هزینه های تولید را می توان به صورت کمی بیان نمود و سپس دو منطقه جغرافیایی را بر اساس اعداد بدست آمده مقایسه نمود ولی هزینه های غیر مستقیم ناشی از برخی عوامل مانند میزان امنیت، دردسترس بودن، اطمینان و ... به سختی حتی به صورت رتبه ای و یا اسمی قابل مقیاس گذاری هستند. برای تصمیم گیری در رابطه با انتخاب محل تاسیس کارخانه، در نظر گرفتن کلیه فاکتورها ضروری است. برای بررسی این فاکتورها بهتر است در ابتدا آنها را طبقه بندی نماییم:

  • عوامل مکانی عمومی: شامل کلیه عوامل قابل کنترل و غیر قابل کنترلی هستند که بر هر دو نوع سازمانی (تولید و خدماتی) تاثیر می گذارند.
  • عوامل مکانی ویژه: شامل کلیه عوامل قابل کنترل و غیر قابل کنترلی هستند که تنها بر سازمان های تولیدی و یا تنها بر سازمان های خدماتی تاثیر می گذارند.

فاکتورهای مکانی را می توان از دیدگاه دیگری نیز تقسیم بندی نمود:

  • فاکتورهای مسلط (نافذ) که بر اولویت های رقابتی مانند هزینه، کیفیت، زمان و انعطاف پذیری تاثیرگذار هستند و اهمیت آنها از نظر مدیریت بسیار بالاست.
  •  فاکتورهای ثانویه که مدیر آنها را در درجه دوم اهمیت قرار می دهد و توجه کمتری به آنها دارد و یا حتی در مواقعی که فاکتورهای مسلط بسیار مهم گردند آنها را نادیده می گیرد.

مطلب مرتبط بعدی:فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه: فاکتورهای عمومی قابل کنترل

مطلب مرتبط قبلی: مکانیابی کارخانه برای شرکت های بین المللی


 
 
عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٥
 

یک انسان سالم در شبانه روز چیزی بیش از 700 لیتر هوا ( 200 متر مکعب ) مصرف می کند و چیزی در حدود 600 لیتر گاز کربنیک دفع می کند . بطور معمول اکسیژن حدود 20 درصد از هوائی که استنشاق می کنیم تشکیل تشکیل می دهد و ما بقی را سایر گازهای بی خطر یا خطرناک ( در صورت افزایش مقدارشان ) تشکیل می دهند . چنانچه مقدار گرد و غبار ، ذرات و گازهای معلق در هوا زیادتر از حد معمول شوند می توانند در کوتاه یا دراز مدت ( بسته به نوع و مقدار آن ) تولید بیماریهای مختلف پوستی ، گوارشی و تنفسی بنمایند . گردو غبار و ذرات و گازهای معلق در هوا به تمام ذراتی گفته می شوند که قابل رویت با چشم ، یا میکروسکوپ و یا با دستگاههای  او لترامیکروسکوپی باشند . این ذرات در واقع ترکیبی از همان جسم اصلی هستند که از آن تولید گردیده اند آنها ممکن ات دارای منشا معدنی باشند مانند گرد و غبار حاصل از شکستن و خرد شدن سنگها و صخره های معدنی ، ممکن است دارای منشاء شیمیایی باشند مانند گازها و گرد و غبارهایی که از ترکیبات مواد شیمیایی آلی و معدنی در صنعت تولید می گردند ( مثلا در تهیه حشره کشها ، یا در ذوب فلزات ،...) . باید توجه داشت که همه افراد به نوعی مبتلا به بیماریهای ریوی ناشی از گرد و غبار هستند . ساکنین روستاها به عوارض حاصل از استنشاق گرد و غبار صحرا ، غلات و غیره . ساکنین شهرها در اثر استنشاق هوای آلوده به گازهای سمی مانند دی اکسید و مونوکسید کربن ، دی اکسید نیتروژن ، دی اکسید ازت ، سرب ،... به یک نوع عارضه ریوی که در آن ریه ها سنگین می شوند دچارند . بنابراین همه افراد مقداری گرد و غبار در سینه خود دارند و به درجه ای از آلودگی ریوی دچار هستند .

بیماریهای ریوی ناشی از کار : این بیماریها را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

  • بیماری های ریوی ناشی از استنشاق گرد و غبار های معدنی
  • بیماری های ریوی ناشی از گازها و بخارات صنعتی
  • بیماری های ریوی ناشی از استنشاق گرد و غبارهای گیاهی
  • بیماری های ریوی ناشی از استنشاق گرد و غبارهای حیوانی

مطلب مرتبط بعدی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: آلودگی هوا (قسمت دوم)

مطلب مرتبط قبلی: عوامل فیزیکی موثر در محیط کار: فشار هوا


 
 
مکانیابی کارخانه برای شرکت های بین المللی
نویسنده : محسن - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٥
 

بدلیل جهانی سازی سازمان، بسیاری از شرکت ها، کارخانه ها و یا مراکز توزیعی را در دیگر کشورها مستقر می کنند. در مورد مکانیابی جهانی دو مقوله مجاورت مجازی و کارخانه مجازی بسیار مورد توجه است:

مجاورت مجازی

رشد و توسعه تکنولوژی های ارتباطی، باعث شده اند شرکت ها امکان مجاورت مجازی با مشتریان خود را داشته باشند. بسیاری از شرکت ها با استفاده از مسیرهای ارتباطی مختلف فیزیکی و مجازی، بخش اعظمی از تجارت خود را هدایت می کنند. تدارکات یکی از فاکتور های اساسی در انتخاب محل قرارگیری شرکت ها است. چه در داخل مرزهای جغرافیایی و چه در کشور های دیگر. بازارهای هدف، مشتریان و منابع باید به بهترین شکل در دسترس باشند. بنابراین اگر بخشی از مشتریان سازمانی در کشوری دیگر قرار دارند، حضور موثر در آن بازار امری ضروری است.

کارخانه مجازی

بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا چه در بخش خدمات و چه در بخش تولید برخی از فرآیندهای تجاری خود را به کشور های دیگر منتقل می کنند. برای نمونه شرکت های بزرگ آمریکایی و انگلیسی کارخانه هایی را در هند و چین تاسیس کرده اند. بنابراین به جای اینکه همه عملیات ها در کارخانه و مقر اصلی انجام شود می تواند در شرکت های وابسته و تابعه در کشور های دیگر صورت گیرد. بنابراین مکان انتخاب شده می تواند اصالتاً در مالکیت سازمان باشد و هم می تواند سازمانی دیگر در کشوری دیگر و در تابعیت از سازمان اصلی باشد.

دلایل مکانیابی در بیرون از مرزها

دلایل مشهود و محسوس: از دلایل مشهود و محسوس انتخاب محل قرارگیری تجهیزات و تاسیسات سازمان در خارج از مرزها می توان به موارد زیر اشاره نمود:

مجاورت با مشتری: یکی از دلایل واضح استقرار کارخانه در کشورهای دیگر افزایش سهم از بازار پراکنده در سراسر جهان است  رشد مثال زدنی GDP کشورهایی مانند چین، هند و مالزی تا حد زیادی مدیون حضور شرکت های چند ملیتی است که تجهیزات و فناوریهای خود را به این کشورها نیز منتقل کرده اند. یکی از اهداف شرکت ها از حضور در سطح بین المللی نزدیک بودن به مشتری هاست به طوریکه بتوانند سریعتر و اقتصادی تر نیازمندی ها و خدمات لازم را به آنها ارائه نمایند و به این ترتیب از مزیت رقابتی مجاورت با مشتری سود ببرند. بنابراین کاهش هزینه ها و  افزایش سرعت لجستیکی و تدارکاتی شرکت ها یکی از دلایل اصلی حضور در خارج از مرزهاست. با این تکنیک لجستیکی خلاء بین تولید کالا و خدمات و ارائه آن به مشتری از بین می رود و موجبات رضایت مسشتری را نیز فراهم می آورد. بنابراین مجاورت با مشتری هدف اصلی است، حال هزینه ها و درآمد های مستقیم و غیر مستقیم از انجام این کار به تعریف شرکت از مجاورت بستگی دارد. هزینه های مستقیم استقرار در کشور های دیگر می تواند شامل هزینه های تهیه تجهیزات جدید، ساختمان های جدید و استخدام نیروی انسانی و ... باشد. هزینه غیر مستقیم نیز می تواند ریسک تجارت در یک کشور دیگر باشد. درآمدهای مستقیم می تواند درآمدهای حاصل از فروش در منطقه جدید باشد و درآمدهای غیر مستقیم می تواند مجموعه نیروی کار متخصص جدید و یا بازار هدف بالقوه در منطقه هدف باشد.

دلایل مشهود دیگری را که می توان بیان کرد عبارت است از:

  1. ممکن است کشور دوم مزیت های مالیاتی بهتری نسبت به کشور اول ارائه دهد.
  2. هزینه های ساخت و عملیات های سازمانی ممکن است در کشور دوم کمتر از کشور اول باشد. این حالت می تواند به دلیل هزینه های پایین تر نیروی کار، هزینه های پایین تر خرید مواد اولیه، دسترسی بهتر و ساده تر به انرژی، آب، سنگ های معدنی، فلزات، پرسنل خاص و کلیدی و ... بوجود آید.
  3. ممکن است هزینه های ایجاد یک کارخانه در کشور دیگر در مقایسه با تعرفه های گمرگی به گونه ای باشد که تاسیس کارخانه در کشور دوم مقرون به صرفه باشد.

دلایل نامشهود و نامحسوس:

برای تاسیس کارخانه و راه اندازی تجهیزات در کشور دیگر دلایل نامحسوسی نیز شمرده شده است که عبارتند از:

دلایل ارتباط با مشتری

  • اگر کارخانه و سیستم های عملیاتی در کشور دومی تاسیس شود مشتریانی از سازمان که در آن کشور زندگی می کنند به دلیل دردسترس بودن شرکت، احساس اطمینان و امنیت بیشتری در قبال آن دارند. در دسترس بودن یکی از ویژگی های مطلوب «کیفیت خدمات» است.
  • سازمان قادر به تعامل بیشتر و نزدیکتر با مشتریان خواهد بود و نیازمندیهای آنان را بهتر درک می کند.
  • حضور در بازار هدف ممکن است منجر به شناخت مشتریان بالقوه دیگر گردد.
  • حضور در کشور دوم ممکن است منجر به ایجاد علاقه شخصی مشتریان ساکن آن کشور نسبت به سازمان گردد.

دلایل مربوط به یادگیری سازمانی

  • امکان دسترسی به تکنولوژی های جدید: سازمان می تواند با حضور در کشوری که از لحاظ یک تکنولوژی خاص پیشرفته می باشد، آن تکنولوژی را با یادگیری و بکارگیری وارد سازمان نماید سازمان می تواند از دانشگاه ها و آزمایشگاه های پیشرفته آن کشور استفاده نماید. این یادگیری ها می تواند منجر به بهبود خط تولید و کیفیت محصول شرکت گردد.
  • امکان یادگیری از مشتریان جدید: شرکت می تواند با برخورد با مشتریان جدید و نیازمندیهای جدید آنها تغییرات مثبتی در طراحی محصول یا طراخی خط تولید خود نماید.
  • امکان یادگیری از تامین کننده ها: سازمانی که در کشوری غیر از کشور بومی خود کارخانه تاسیس می نماید لازم است روابط کاری و تعاملات پویایی را با تامین کننده های موجود در آن کشور ایجاد نماید. این روابط جدید ممکن است سازمان را با شیوه های جدید تامین، تکنولوژی های مدرن و روش های مدیریت جدید آشنا کند.


دلایل استراتژیک

  • حضور فیزیکی در یک کشور نوعی از مزایای روانشاختی را برای شرکت فراهم می آورد. چنین شرکتی را تنها با عنوان یک شرکت خارجی که محصولاتش وارد می شود نمی شناسند و این امر باعث می شود امکان ایجاد روابط خاص بین شرکت با دولت کشور میزبان و یا با صنعت و تجارت آن کشور بوجود آید.
  • حضور فیزیکی منجر می شود ریسک های سیاسی کاهش یابد.
  • حضور فیزیکی در کشور میزبان ریسک تامین منابع را نیز کاهش می دهد زیرا می تواند ارتباط نزدیک تری را با مراکز دیگر تامین منابع برقرار سازد.
  • حضور فیزیکی در کشور میزبان امکان جذب سرمایه های انسانی بین المللی را فراهم می آورد و شرکت می تواند بهترین افراد را از گوشه گوشه جهان جذب کند.

حضور فیزیکی در کشور میزبان باعث کاهش ریسک بازار می گردد. با وجود چندین بازار، درصورتی که یک بازار دچار رکود شود بازار دیگر ممکن است بهبود داشته باشد و در نتیجه ریسک کل بازار به این ترتیب کاهش خواهد داشت.

مطلب مرتبط بعدی: فاکتورهای موثر بر مکانیابی کارخانه

مطلب مرتبط قبلی: مکانیابی کارخانه بر اساس استراتژی های چند کارخانه ای