Online User مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی - تحقیق در عملیات - مدیریت تولید - ...

مدلسازی مسائل جابجایی (Transshipment Problem)
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۳٠
 

مسئله جابجایی نوع عمومی تری از مسئله حمل و نقل است که در آن کالاها می توانند در مسیر از مبداء به مقصد، به نقاط میانه و واسطه نیز وارد و از آن خارج شوند. همانطور که در ادامه خواهید دید بسیاری از مسائل جریان شبکه ای را می توان با تغییراتی مختصر به مسئله جابجایی تبدیل و سپس به شیوه حل مربوط به این مسائل آنها را مدلسازی و حل نمود. در حقیقت با درک چگونگی مدلسازی مسائل جابجایی، به راحتی می توان انواع دیگر مسائل شبکه ای را مدلسازی نمود.

برای مطالعه متن کامل مقاله روی گزینه "ادامه مطلب کلیک کنید"

(767 کلمه/1 شکل/1 جدول)

مطلب مرتبط بعدی: مدلسازی مسائل مدیریت پروژه

مطلب مرتبط قبلی:مدلسازی مسائل تخصیص


 
 
استرس یا فشارهای روانی و عصبی ناشی از کار
نویسنده : محسن - ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٩
 

استرس مجموعه ای از واکنشهای انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پش بینی نشده محیطی است ، بدین گونه که هر گاه تعادل و سازگاری فرد با محیطش بعلت عوامل خارجی یا داخلی از میان برود استرس پدید می آید و غدد بدن ترشح می کنند تا مقاومت بدن را در مقابل ناسازگاری بالا ببرند . چنانچه ناسازگاری محیطی یا داخلی بیش از اندازه افزایش یافته و طولانی شود یا بصورت در پی و دائمی تجدید شود منجر به ناراحتیها  و اختلالات روانی مختلفی که در زیر به شرح چند یا یک از آنها می پردازیم می شود.

برای مطالعه متن کامل این مقاله روی گزینه "ادامه مطلب" کلیک کنید.

(791 کلمه/0 شکل/0 جدول)

مطلب مرتبط بعدی: انواع استرس کاری و روش های جلوگیری از آن

مطلب مرتبط قبلی: طراحی کار از دیدگاه روانی (قسمت دوم)


 
 
روش M بزرگ یا روش دوفازی؟
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸
 

در این قسمت می خواهیم مقایسه ای بین دو روش M بزرگ و روش دوفازی داشته باشیم. برای این کار از مثال زیر استفاده می کنیم ...

برای مطالعه متن کامل این مقاله رو گزینه "ادامه مطلب" کلیک کنید.

(504 کلمه/0 عکس/2 جدول)

مطلب مرتبط بعدی: تشخیص عدم وجود فضای موجه از جدول سیمپلکس

مطلب مرتبط قبلی: روش دو فازی


 
 
دانلود پایان نامه: ارائه مدلی بر اساس UML برای روش زنجیره بحرانی در ...
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 

عنوان پایان نامه: ارائه مدلی بر اساس UML برای روش زنجیره بحرانی در کنترل و مدیریت پروژه

مقطع و رشته: کارشناسی ارشد مدیریت سیستم و بهره وری

دانشگاه: تربیت مدرس

مجری: آرش بیژن زاده

استاد راهنما: دکتر سید کمال چهار سوقی


دانلود:          PDF - 141 pages - 2.5MB


 
 
طراحی چیدمان فرآیندی
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 

در طراحی خطوط تولید و مونتاژ برای چیدمان محصولی، اصولی که باید مورد توجه قرار می گرفت عبارت بودند از زمان بندی، هماهنگی و توازن مراحل مختلف فرآیند تولید. برای چیدمان فرآیندی مرتب سازی و هماهنگی بخش ها و ماشین آلات عامل اساسی است زیرا مشکلی که در چیدمان فرآیندی وجود دارد حجم بالای جابجایی و انتقال مواد و قطعات است که باید تا حد ممکن کاهش یابد...

 

برای مطالعه متن کامل این مقاله روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید.

(588 کلمه /1 عکس/0 جدول)

مطلب مرتبط بعدی:ابزارهای طراحی چیدمان فرآیندی

مطلب مرتبط قبلی: مثالی برای طراحی چیدمان محصولی


 
 
مدلسازی مسائل تخصیص
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦
 

مسئله تخصیص نوع خاصی از مسئله حمل و نقل است که در آن تصمیم گیرنده قصد تخصیص تعدادی کار را به تعدادی از افراد به صورت یک به یک دارد به طوریکه هیچ فردی بیش از یک کار را انجام ندهد و هیچ کاری نیز به بیش از یک نفر اختصاص نیابد. هزینه کل در مسئله تخصیص باید حداقل گردد. این مسئله را می توان به صورت زیر معادل مسئله حمل و نقل توضیح داد:

...

 

برای مطالعه متن کامل این مقاله روی گزینه "ادامه مطلب" کلیک کنید.

(552 کلمه/0 عکس/ 2 جدول)

 مطلب مرتبط بعدی: مدلسازی مسائل جابجایی (Transshipment Problem)

مطلب مرتبط قبلی: مدلسازی مسائل حمل و نقل


 
 
روش دوفازی (The Two-Phase Method)
نویسنده : محسن - ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

در این بخش برای آشنایی با روش دوفازی، مسئله زیر را بوسیله روش دوفازی حل می کنیم.

 

 برای مطالعه متن کامل این مقاله روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.

(1050 کلمه/1 عکس/3 جدول)

مطلب مرتبط بعدی: روش M بزرگ یا روش دوفازی؟

مطلب مرتبط قبلی: حل مسائل غیر استاندارد با روش سیمپلکس: حداقل سازی


 
 
طراحی کار از دیدگاه روانی (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤
 

 ... بنظر هاکمن، 4 عامل اول مربوط به محتوی و مفهوم وظائف می شوند در صورتیکه عامل پنجم میزان استقلال در شغل را مشخص کرده و عامل ششم میزان موقعیت بازخوردی شغل را معلوم می کند. هاکمن برای محاسبه میزان انگیزه بالقوه فرمولی را پیشنهاد می کند که در مطلب مرتبط بعدی به آن اشاره خواهم کرد.

به نظر هاکمن اگر به هر عاملی نمره ای از صفر تا پنج بدهیم، عامل استقلال (عامل پنجم) و عامل بازخورد (عامل ششم) از همه مهمتر هستند، زیرا اگر نمره آنها به صفر نزدیک شود نمره کل میزان انگیزه بالقوه بطرف صفر گرایش می یابد. البته لازم به تذکر است که هاکمن عامل سوم و چهارم را در یک عامل گنجانده است و در کل سه عامل (فراگیری، تنوع، شناسایی) را به عنوان عوامل تشکیل دهنده مفهوم شغل به حساب آورده است.

در پایان باید متذکر شویم که طراحی وظائف و فرآیند کار بایستی ابعاد اجتماعی کار را نیز در نظر بگیرند. به عنوان مثال، روابط اجتماعی افراد در کار، ارتباطات بین افراد و گروهها چه بصورت افقی و چه بصورت عمودی و سلسلسه مراتبی، توزیع مناسب قدرتها و اختیارات بین افراد، ... در صورتی که به صورت مطلوب مورد توجه قرار نگیرد، می تواند باعث مخدوش شدن ارتباطات و روابط اجتماعی بین افراد (مثلا بین زیر دستان و سرپرستان)، یا بین افراد در گروههای کاری ...) شوند و نتیجتاً فشارهای روانی شدیدی را بر کارکنان وارد آورند. باید توجه داشت که تقسیم وظائف، توزیع قدرتها و اختیارات، ارزشیابی عملکرد ها، ... از آنجا که همه افراد دستاوردها، عملکردها، و نتایج حاصله از آنها را با یکدیگر مقایسه می کنند دارای اهمیت بسزایی هستند و می توانند تاثیرات بسیار منفی مانند دلسردی نسبت به کار، نارضایتی، کم کاری، خستگی روحی، ... را ببار آورند.

از طرف دیگر، گفتیم که طراحی وظائف باید طوری انجام گیرد که منابع ارائه شده توسط کارکنان (دانشها، مهارتها، تجربیات، ...) به نحو مطلوب برآورده کردن نیازهای کاری (اهداف تولید، کیفیت و کمیت محصولات، ...) مورد استفاده قرار گیرند. همچنین طراحی وظائف باید طوری انجام گیرد که منابع قابل بهره برداری از آنها به نیازها، اهداف و خواسته های کارکنان پاسخ گویند.

حال اگر نیازهای شغلی (مثلا میزان کمی و کیفی تولید) طوری باشد که افراد نتوانند با توجه به قابلیتها، دانشها و مهارتها و تجربیاتشان به آنها پاسخ گویند، دچار فشارهای روانی و عصبی ناشی از این عدم تطابق می شوند. یا بالعکس، اگر منابع ارائه شده توسط شغلی (مثلا میزان مشارکت در تصمیم گیریها، حدود اختیارات، در دسترس بودن اطلاعات کافی، ارتباط  سالم و غنی، ...) یک فرد نتواند به نیازها و اهداف او پاسخ گوید میزان مشارکت در تصمیم گیریها، حدود اختیارات، در دسترس بودن اطلاعات کافی، ارتباط سالم و غنی، ...) یک فرد نتواند به نیازها و اهداف او پاسخ گوید، باز هم شخصی دچار خستگیهای روحی و عصبی ناشی از فشار های روانی از طرف شغلش می شود. کارهای یکنواخت و تکراری که بدون معنی و مفهوم برای شخص هستند، کارهایی که در آنها فرد هیچگونه قدرت شناسائی نسبت به کارش ندارد، یعنی از کاربردها، اهداف، ... وظیفه اش هیچ درک و شناختی ندارد جز خستگی روحی و جسمی او نتیجه دیگری نخواهد داد. افرادی که دارای قابلیت مسئولیت پذیری بالائی هستند، در صورتیکه فقط بصورت یک مجری ساده به انجام وظیفه گمارده شوند، از آنجا که هیچگونه اختیار، استقلال و مسئولیتی در کارشان ندارد پس از مدتی هر نوع انگیزه کاری را از دست داده و ناراضی می شوند و دچار خستگی روحی می گردند. بالعکس، افرادی که دارای قابلیت مسئولیت پذیری بالایی نیستند، چنانچه مسئولیتها و اختیارات سنگینی به آنها محول شود، جز قرار دادن آنها در شرایط استرس زا نتیجه دیگری ببار نخواهد آورد. در زیر سعی خواهیم کرد تا این خستگیهای روحی، فشارهای روانی و عصبی و بعبارت دیگر استرس ناشی از کار را مطالعه کرده، علل آنها، راههای پیشگیری آنها، و اقدامات لازم برای فراهم  آوردن شرایط محیطی مناسب را از نظر بگذرانیم.

مطلب مرتبط بعدی: استرس یا فشارهای روانی و عصبی ناشی از کار

مطلب مرتبط قبلی: طراحی کار از دیدگاه روانی (قسمت اول)


 
 
دانلود رایگان: منطق فازی
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳
 

کتاب منطق فازی قابل دانلود از سایت www.parsbook.org با لینک زیر:

دانلود:          PDF - 83 pages - 1890Kb


 
 
دانلود رایگان: دو فایل راجع به AHP و معرفی نرم افزار AHP Master
نویسنده : محسن - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٩
 

آشنایی با روش تصمیم گیری AHP (فرآیند تحلیل سلسله مراتبی) همراه با راهنمای استفاده از نرم افزار ایرانی AHP Master

دانلود:          PDF - 16 pages - 720Kb

-----

فایل PPT آشنایی با نرم افزار ایرانی AHP Master

دانلود:          PPT - 31 slides - 2.6Mb


 
 
طراحی کار از دیدگاه روانی (قسمت اول)
نویسنده : محسن - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٢
 

در این قسمت دو مقوله مختلف را مورد مطالعه قرار می دهیم.

  1. طراحی محل کار از دیدگاه روانی: هدف از طراحی روانی محل کار ایجاد یک محیط سالم و مطلوب برای کارکنان است، بطوریکه باعث رضایت مندی و ایجاد انگیزه های کاری در کارکنان بشود. امکانات متعددی برای طراحی و ایجاد محلهای مناسب کاری از جنبه های روانی وجود دارد. ساده ترین آنها طراحی و اجرای رنگ آمیزی محل کار به طرز شاد و مطلوب، استفاده از گلها و گیاهان در طراحی محل کار، پخش موسیقی در محل کار،... هستند که بایستی حتما با کمک گرفتن از روانشناسان صنعتی و با مشارکت خود پرسنل به مرحله اجرا در آیند.
  2. طراحی فرآیند کار و تولید از دیدگاه روانی: طراحی فرآیند عملیاتی کار و تولید نسبت به مقوله قبلی از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که اولی انجام شود ولی به این یکی توجه ای نشود عملا از نظر روانی بهبودی در شرایط کار حاصل نخواهد شد. مهمترین اصل در سازماندهی کاری، طراحی مشاغل، طراحی عملیات تولیدی، ... یا بهتر بگوئیم. بهترین شاخص برای پی بردن به اینکه عملیات طراحی در ابعاد روانی کار موفقیت آمیز بوده است یا نه، پاسخ به این سوال است که آیا منابع ارائه شده توسط انسانها به خواسته های شغلیشان جواب می دهند؟یا بالعکس، آیا منابع قابل بهره برداری شغلی به خواسته های افراد شاغل جواب می دهند؟ با توجه به نمودار اگر منابع ارائه شده از طرف انسانها دانشها و مهارتهایشان باشند. این منابع باید بتوانند به ملزومات شغلیشان، چه از نظر کمیت تولید و چه از نظر کیفیت تولید، جواب بدهند. از طرف دیگر، منابع ارائه شده توسط وظائف باید پاسخگوی احتیاجات و اهداف و خواسته های افراد (مثلا: حقوق، شرایط محیط کار، محتوای کار، ...) باشند و در جهت ارضاء این احتیاجات خواسته ها و اهداف بهره برداری شوند.

در نظر گرفتن ابعاد روانی کار از اهمیت بسیار زیادی در طراحی وظائف و سازماندهی کار و تولید برخوردار است. بر طبق تحقیقات انستیتوتاویستوک، انگلستان در سرتاسر دنیا 6 عامل روانی در طراحی مشاغل باید در نظر گرفته شود، یعنی هر شغلی که امروزه طراحی می شود، باید بتواند جوابگوی 6 عامل روانی باشد.

شش عامل مذکور به شرح زیر هستند.

1-قابلیت فراگیری بالا: یک شغل باید این فرصت را به فرد بدهد تا مهارتهای جدید و دانش بیشتری را از طریق آن کسب کند.

2-تنوع بالا: یک وظیفه باید آنقدر متنوع باشد که فرد یک عمل را بطور یکنواخت، تکراری و خسته کننده انجام ندهد. فرد باید بتواند از ریتم کار خود احساس رضایت کند.

3-قابلیت شناسی بالا: یعنی اینکه یک وظیفه باید طوری طراحی شود که فرد بتواند کار خود را شناسائی کرده و به آن ببالد. فردی که یک قطعه کامل از یک محصول را تولید می کند، کارش برایش بمراتب معنی دار تر است تا شخصی که فقط یک پیچ را سفت می کند.

4-مفهوم معنای شغل: وظیفه باید طوری طراحی گردد که از نظر، کاربردش، فوایدش، موارد استفاده اش، ... برای شخص شاغل معنی دار باشد. افرادی که متوجه کاربردها و فواید اجتماعی، فنی، اقتصادی، فرهنگی، سازمانی، ... کار خود هستند، کارشان برایشان معنی دارتر است.

5-قابلیت مسئولیت بالا: امروزه ثابت شده است که دادن مسئولیتهای مختلفی چون هدف بندی در سطح وظائف فردی، بازرسی و کنترل، تصمیم گیریهای اجرائی و روزمره، برنامه ریزی کار فردی بصورت هماهنگ با دیگران،... نه تنها باعث افزایش رضایتمندی و ایجاد انگیزه می شود، بلکه بخاطر بالا رفتن حس مسئولیت فردی و انگیزه در افراد راندمان کارشان نیز بطرز قابل توجهی افزایش می یابد. البتهن میزان دادن مسئولیت به افراد نیز به قابلیت پذیرش مسئولیت از جانب آنها بستگی دارد. بعنوان مثال، اگر به فردی که آمادگی برای پذیرش مسئولیتهای بالا را ندارد، خود مختاری وسیعی داده شود، جز ایجاد استرس کاری در او نتیجه دیگری نخواهد داد.

6-قابلیت باز خورد: وظائف باید طوری طراحی گردد و توزیع اطلاعات بنحوی انجام شود که افراد اطلاعات مستقیم و واضحی را در مورد تاثیر کارشان و کارآیشان بدست آورند. پی بردن به نتایج و بازده کار فردی باید یکی از قابلیتهای شغلی باشد و در طراحی آن منظور گردد. چنین اطلاعات باز خوردی می توانند از طریق مدیران به زیر دستان داده شوند، یا از طریق افرادی که از محصولات استفاده می کنند (مشتریان) به کارکنان برسند، و یا از طریق کارکنان دیگری که تکمیل کننده وظایف این اشخاص هستند به آنها برسند.

بنظر هاکمن، 4 عامل اول مربوط به محتوی و مفهوم وظائف می شوند در صورتیکه عامل پنجم میزان استقلال در شغل را مشخص کرده و عامل ششم میزان موقعیت بازخوردی شغل را معلوم می کند. هاکمن برای محاسبه میزان انگیزه بالقوه فرمولی را پیشنهاد می کند که در مطلب مرتبط بعدی به آن اشاره خواهم کرد.

مطلب مرتبط بعدی: طراحی کار از دیدگاه روانی (قسمت دوم)

مطلب مرتبط قبلی: طراحی محل کار از دیدگاه فیزیولوژیکی


 
 
مثالی برای طراحی چیدمان محصولی
نویسنده : محسن - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱
 

اتوموبیلی روی یک نقاله تسمه ای مونتاژ می شود. در هر روز باید 500 اتوموبیل مونتاژ گردند. زمان کاری در هر روز 420 دقیقه است و مراحل مونتاژ و زمان لازم برای انجام هر یک در جدول زیر ارائه شده است. با توجه به اطلاعات و روابط تقدم ارائه شده خط مونتاژ توازنی را طراحی کنید که دارای حداقل تعداد ایستگاه باشد.

جدول 1. اطلاعات مسئله متوزان سازی خط مونتاژ اتومبیل

واحد کاری 

زمان لازم (ثانیه) 

واحدهای پیشنیاز 

45 

11 

50 

-

15 

12 

12 

12 

12 

F,G,H,I 

 

روش حل:

مرحله 1: نمودار تقدم به صورت زیر رسم می شود:

مرحله 2: تعیین چرخه زمانی ایستگاهی: در ابتدا واحد زمان کاری روزانه را به ثانیه تبدیل می کنیم و خواهیم داشت:

مرحله سوم: تعیین حداقل تعداد ایستگاه های لازم به صورت تئوری. تعداد واقعی ممکن است بزرگتر باشد. عدد بدیت آمده به سمت بالا باید گرد شود.

مرحله چهارم: انتخاب قوانین تخصیص.

(1) مرتب سازی واحدهای کاری بر اساس تعداد واحدهای کاری بعد از آن از بزرگ به کوچک

واحد کاری 

تعداد واحدهای کاری بعدی 

A

6

B یا D

C یا E

4

F، G، H یا I

(2) قانون ثانویه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد در اجرای قانون اولیه به مشکل بخوریم یا چندین انتخاب داشته باشیم. در این مورد قانون ثانویه عبارت است از: در صورتی که امکان تخصیص دو واحد کاری به صورت همزمان وجود داشته باشد واحدی ابتدا تخصیص داده می شود که زمان انجام آن بزرگتر باشد. برای نمونه واحد D باید قبل از B اختصاص یافته و همچنین واحد E باید قبل از C تخصیص یابد.

مرحله پنجم: تخصیص کلیه واحدها به ترتیب به ایستگاه های اول، دوم و ... . برای تخصیص باید به روابط تقدم و زمان انجام واحدها توجه شود.

 

ایستگاه 

واحدکاری 

زمان انجام
(ثانیه)

زمان تخصیص
نیافته باقیمانده

واحدهای ممکن
جهت تخصیص

واحد با بیشترین
واحد کاری بعدی

واحد با بزرگترین زمان انجام 

ایستگاه اول 

45 

5.4 

   

ایستگاه دوم 

50 

0.4 

   

ایستگاه سوم 

11 

39.4 

C, E 

C, E 

15 

24.4 

C, H, I 

 

15.4 

F, G, H, I 

F, G, H, I 

F, G, H, I 

12 

3.4 

-

   

ایستگاه چهارم 

12 

38.4 

H, I 

H, I 

H, I 

12 

26.4 

   

12 

14.4 

   

6.4 

-

   

ایستگاه پنجم 

41.4 

   

 

مرحله ششم: محاسبه اثربخشی.

مرحله هفتم: ارزیابی.

اثربخشی 77% بیان می کند که این خط مونتاژ طراحی شده دارای 23% زمان تلف شده و مرده است.

مطلب مرتبط بعدی: طراحی چیدمان فرآیندی

مطلب مرتبط قبلی: چگونه یک چیدمان محصولی طراحی کنیم؟ (قسمت دوم)


 
 
مدلسازی مسائل حمل و نقل
نویسنده : محسن - ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٩
 

مسئله حمل و نقل، مسئله انتقال کالا از چندین مبداء یا تولید کننده به چندین مقصد یا مصرف کننده با حداقل هزینه است. در این نوع خاص از مسائل برنامه ریزی خطی، کالاها تنها اجازه دارند که مستقیماً از مبداء به مقصد جابجا می شوند و این یعنی در این مسائل اجازه جابجایی کالا بین ایستگاه های مبداء یا بین ایستگاه های مقصد وجود ندارند. در این مسائل اغلب ظرفیت ایستگاه های مبداء که عمدتاً محدود است، تقاضای ایستگاه های مقصد و هزینه انتقال هر واحد کالا از مبداء خاص به مقصدی خاص مشخص هستند. تعریف و خصوصیات ذکر شده در بالا ساختاری خاص و شناخته شده برای مسائل حمل و نقل است و هرگونه تغییری در آن باعث تغییر در فرآیند مدلسازی و ساختار شبکه خواهد شد که در نتیجه برخی از این تغییرات باعث می شوند نتوان این مسائل را در حوزه مسائل حمل و نقل قرارداد.

مثال: نمونه ای از مسئله حمل و نقل

شرکت فولادی دارای دو کارخانه لوله سازی در مکان های P1 و P2 است که ظرفیت تولید آنها به ترتیب 100 و 120 تن لوله (با قطر ثابت) در روز می باشد. این شرکت دارای سه مرکز پخش در مکان های DC2, DC1 و DC3 است. این مراکز پخش به 80، 120 و 60 تن لوله در روز نیازمند هستند که در صورت امکان باید این تقاضا برای آنها برآورده شود. هزینه حمل از هر کارخانه به هر مرکز پخش به صورت دلار برتن در جدول زیر داده شده است:

جدول 1. اطلاعات هزینه حمل و نقل

از / به

1

2

3

4

1

5

 

مسئله را برای حداقل نمودن کل هزینه حمل و نقل مدلسازی نمایید.

مسئله بالا را می توان به کمک شبکه نشان داده شده در شکل زیر بیان نمود:

 

 بردارها مشخص کننده مسیرهای ممکن و جهت جریان کالا می باشند. این مسئله را همچنین می توان به شکل جدول زیر نیز نشان داد:

جدول 2. نمایش جدولی مثال

به

از

ظرفیت عرضه 

100 

120 

ظرفیت تقاضا

80 

120 

60 

220

260

 ردیف های 2 و 3 به منابع عرضه کننده تخصیص یافته اند یعنی هر مبداء با یک ردیف مشخص شده است. ستون های 2، 3 و 4 نیز به مقصد ها تخصیص یافته و هر ایستگاه مقصد با یک ستون نمایش داده شده است. ستون پنجم (سطرهای 2 و 3) ظرفیت هر کارخانه را نشان می دهد و سطر چهارم (ستون های 2، 3 و 4) نیز تقاضای هر مرکز پخش را مشخص کرده است.

در هر سلول هزینه حمل و نقل از مقصد به مبداء آن سلول نوشته شده است. سلول گوشه سمت چپ و پایین جدول تقاضای کل و عرضه کل مسئله را بیان می کند.

تعریف متغیرها:

جدول حمل و نقل با متغیرهای تصمیم در جدول زیر ارائه شده است.

جدول 3. نمایش جدولی مثال همراه با متغیرهای تصمیم

به

از 

ظرفیت عرضه 

1

2

3

100 

4

1

5

120 

ظرفیت تقاضا

80 

120 

60 

220

260 

 تابع هدف:

هدف مسئله حداقل نمودن هزینه کل حمل و نقل است که به راحتی می توان متغیرهای تصمیم را در هزینه حمل و نقل هر واحد مرتبط به آن ضرب کرد و با هم جمع نمود.

محدودیت ها:

در مسئله حمل و نقل تنها محدودیت های مربوط به عرضه و تقاضا مطرح هستند. در کل در مسائل حمل و نقل سه حالت ممکن بین عرضه کل و تقاضای کل وجود دارد.

  • عرضه کل کمتر از تقاضای کل باشد:

در این صورت همه تقاضا بوسیله عرضه موجود برآورده نمی شود. در این صورت محدودیت های عرضه باید دارای علامت مساوی باشند و محدودیت های تقاضا به صورت کوچکتر مساوی نوشته شوند.

  • عرضه کل برابر با تقاضای کل باشد:

در این صورت عرضه و تقاضا برابر است و کل تقاضا برآورده می شود. در این حالت همه محدودیت ها، چه عرضه و چه تقاضا به صورت مساوی نوشته می شوند.

  • عرضه کل بیشتر از تقاضای کل باشد:

در این حالت با مازاد عرضه مواجه هستیم و محدودیت های تقاضا باید به صورت مساوی و محدودیت های عرضه به صورت کوچکتر مساوی نوشته شود.

در مثال حاضر، تقاضای کل (260) بیشتر از عرضه کل (220) است. بنابراین محدودیت های عرضه را با علامت مساوی و محدودیت های تقاضا را به صورت کوچکتر مساوی به صورت زیر می نویسیم.

محدودیت های عرضه: عرضه کل هر کارخانه (ظرفیت) باید برابر با مجموع کالای فرستاده شده به همه ایستگاه های مقصد (مراکز توزیع) باشد:

محدودیت های تقاضا: تقاضای کل هر مرکز توزیع باید بزرگتر مساوی مجموع کالای رسیده از همه مبداء ها به آن باشد:

در نتیجه مدل نهایی به صورت زیر نوشته خواهد شد:

در این مدل ضریب هر متغیر در محدودیت ها عدد یک است و هر متغیر دو بار تکرار می شود؛ یک بار در محدودیت های تقاضا و یک بار در محدودیت های عرضه. اگر چه مدل بالا نیز قابلیت حل به صورت مسائل برنامه ریزی خطی را دارد اما ساختار خاص مطرح شده باعث شده است روش های حل موثرتر و ساده تری برای مسائل حمل و نقل کشف و توسعه یافته اند که در بخش تحقیق در عملیات به آنها پرداخته خواهد شد.

مطلب مرتبط بعدی: مدلسازی مسائل تخصیص

مطلب مرتبط قبلی: مدلسازی مسائل چند هدفه


 
 
حل مسائل غیر استاندارد با روش سیمپلکس: حداقل سازی
نویسنده : محسن - ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۸
 

برای حل مسائل حداقل سازی به کمک روش سیمپلکس دو روش وجود دارد. روش اول اینگونه است که باید در آزمون بهینگی و مرحله اول هر تکرار به جای در نظر گرفتن ضرایب منفی، ضرایب مثبت استفاده شوند. با این حال روش دوم بسیار ساده تر است و لازم نیست ساختار روش سیمپلکس را تغییر دهیم. توصیه می شود برای جلوگیری از بروز خطا در محاسبات از روش دوم استفاده شود. روش دوم در حقیقت تبدیل مسئله حداقل سازی به مسئله حداکثر سازی معادل آن است. مسئله حداقل سازی:

در حقیقت معادل مسئله حداکثر سازی زیر:

است. حل هر دو مسئله بالا، به جواب های بهینه مشابه خواهد رسید. این دو رابطه معادل یکدیگرند زیرا کوچکترین مقدارZ برابر است با بزرگتریم مقدارZ-، بنابراین جوابی از منطقه موجه که کوچکترین مقدارZ را می دهد باید بزرگترین مقدارZ- را نیز حاصل کند. بنابراین در مسئله ارائه شده در مطلب مرتبط قبلی باید تغییر زیر را برای حل مسئله اعمال کنیم:

پس از افزودن متغیرهای مصنوعی به محدودیت ها و اعمال روش M بزرگ، تبدیل تابع هدف به صورت زیر خواهد بود:

مطلب مرتبط بعدی: روش دوفازی (The Two-Phase Method)

مطلب مرتبط قبلی: حل مسائل غیر استاندارد با روش سیمپلکس: وجود محدودیت های با علامت بزرگتر مساوی


 
 
طراحی محل کار از دیدگاه فیزیولوژیکی
نویسنده : محسن - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦
 

هدف از طراحی فیزیولوژیکی محل کار انطباق روشهای کار و شرایط محیط کار با وضع جسمی انسان است. بر طبق تعریف داده شده، طراحی فیزیولوژیکی محل کار دو هدف عمده را دنبال می کند:

  1. بوجود آوردن مناسبترین شرایط محیطی که در آن عناصری مانند آب و هوا، سرو صدا، ارتعاشات، روشنایی، ... تاثیر بهینه ای بر روی انسان و کارش بگذارند.

تاثیر این عناصر بر روی انسان در محیطهای کاری به تفصیل در مطالب قبل بحث شد.

  1. بهبود درجه تاثیر کار انسان با توجه به فشار وارده بر جسمش: بنابراین درجه تاثیرات کار انسان از رابطه زیر بدست می آید :

بر اساس فرمول بالا، طراحی فیزیولوژیکی محل کار زمانی موثر واقع می گردد که نتیجه و راندمان یک سیستم کار به بالاترین حالت خود برسد و در عین حال حداقل فشار را بر انسان وارد نماید. چنین طراحی از طریق بکار گیری محدود عضلات، کم کردن دفعات، بکارگیری نیرو و انرژی، تعیین زمانهای استراحت مناسب، طراحی صحیح ماشین آلات، طراحی صحیح فرآیند تولید، طراحی صحیح محل کار، کنترل عناصر محیطی، ... به اهداف خود خواهد رسید.

درجه تاثیر کار انسان بستگی به چگونگی قرار گرفتن حالت جسمی افراد در حین کارشان و تداوم قرار گرفت آنها در این حالت دارد. بعنوان مثال یک فرد نشسته به اندازه 3 تا 5 درصد بیش از یک فرد دراز کشیده انرژی مصرف می کند و فردی که ایستاده است 8 تا 10 درصد از فرد خوابیده انرژی بیشتر مصرف می کند و بالاخره افرادی که حرکات بدنی دارند بین 30 تا 80 درصد بیشتر از یک فرد دراز کشیده انرژی مصرف می کنند (راه رفتن، خم و راست شدن ، ...) در ضمن تداوم قرار گرفتن در یک حالت بخصوص، چنانکه در بخش کارهای عضلانی گفته شد (مثلا در حالت خم شدن)، باعث بالا رفتن میزان مصرف انرژی و فشار وارده بر بدن می شود.

در بخش مربوط به آنتروپومتری طراحی محلهای کاری را با توجه به ابعاد و اندازه های بدن انسان در رابطه با کارهای نشسته و ایستاده مورد مطالعه قرار دادیم. در اینجا لازم به تذکر است که اگر فقط محیط کار به طرز مناسبی طراحی شود ولی ابزار آلات و ماشین آلاتی که با آنها افراد کار می کنند از طراحی صحیحی برخوردار نباشند. درجه تاثیر کار انسان پایین می آید. ابزار کار و قطعات مختلفشان ( مثلا دستگیره ها، دکمه ها، ...) باید طوری طراحی شده باشند که کمترین نیرو و انرژی مصرفی را از انسان بگیرند. به غیر از طراحی ابزارآلات رنگهای استفاده شده، جنس مواد استفاده شده در آنها، ... تاثیرات جسمی و روانی زیادی بر روی انسان می گذارند. بعنوان مثال دکمه های روی ماشین آلات بایستی براحتی قابل رویت و استفاده باشند و از نظر رنگ با زمینه شان تناقض داشته باشند. دستگیره ها و اهرمها با توجه به شکل دست انسان طراحی شده باشند و از جنسی باشد که براحتی مورد استفاده قرار گیرند. صفحات ارقام و نمونه ها باید موضوع قابل مشاهده باشند و در صورت بروز اشکال براحتی تشخیص داده شوند.

مطلب مرتبط بعدی: طراحی کار از دیدگاه روانی (قسمت اول)

مطلب مرتبط قبلی: مطالعه کار و حرکات غیر عضلانی


 
 
دانلود رایگان: برنامه ریزی عدد صحیح (integer programming)
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦
 

فصل سوم کتاب operations research & management science hand book نوشته Michael Weng از  University of South Florida در رابطه با برنامه ریزی عدد صحیح. داونلود رایگان از لینک زیر:

دانلود:          PDF - 16 pages - 670Kb


 
 
چگونه یک چیدمان محصولی طراحی کنیم؟ (قسمت دوم)
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥
 

متوازن نمودن خط مونتاژ

یکی از فعالیت هایی که باید در طراحی چیدمان محصولی انجام گیرد متوازن نمودن خط مونتاژ است. متوازن کردن خطوط مونتاژ شامل تعیین اندازه و تعداد ایستگاه های کاری است.

یک خط مونتاژ معمولی عبارت است از یک نقاله متحرک که در مدت زمان معینی از مجموعه ای از ایستگاه ها می گذرد. این مدت زمان معین که عبارت است از زمان بین ورود قطعه به خط و خروج آن از خط را چرخه زمانی ایستگاهی (workstation cycle time) می نامند. در هر ایستگاه کاری که بر روی هر قطعه انجام می شود می تواند اضافه نمودن قطعه ای دیگر به آن یا انجام عملیات هایی مانند سوراخکاری، تراشکاری و ... باشد. عملیاتی که در هر ایستگاه کاری انجام می شود مجموعه ای از تعدادی کارهای جزئی است که به آن واحدهای کاری، اجزای کاری یا وظایف کاری می گویند. این واحد های کاری بوسیله تحلیل های حرکت زمان (motion – time analysis) تعیین می گردند. در حقیقت مجموعه ای از واحدهای کاری، عملیات مخصوص به یک ایستگاه را به گونه ای تشکیل می دهند که هر گونه تقسیم بندی دیگر (شامل شکستن یک ایستگاه به چند ایستگاه و ادغام چند ایستگاه در یک ایستگاه) منجر به ایجاد یک سری حرکات اضافه گردد که مطلوب نیست.

کل عملیاتی که در یک ایستگاه انجام می گیرد برابر است با مجموع واحدهای کاری تخصیص یافته به آن ایستگاه. مسئله متوازن سازی خط مونتاژ عبارت است از تخصیص همه واحدهای کاری به ایستگاه ها به طوریکه به هر ایستگاه بیشترین واحد کاری اختصاص یابد با این شرط که بتواند همه واحدهای کاری خود را در مدت چرخه زمانی ایستگاهی انجام دهد. به این ترتیب زمان تلف شده در کل ایستگاه ها حداقل می گردد.

پیچیدگی این مسئله از آنجا ناشی می شود که با توجه به طراحی محصول و تکنولوژی بکار گرفته شده برای تولید محصول، واحدهای کاری با هم در ارتباطند و تخصیص یک واحد کاری بر تخصیص واحدهای کاری بعد تاثیرگذار است. به این ارتباط، رابطه تقدم (precedence relationship) می گویند که ترتیب انجام واحدهای کاری در طول فرآیند مونتاژ را نشان می دهد.

مراحل متوازن سازی خط مونتاژ عبارت است از:

  • تعیین و نمایش رابطه تقدم واحدهای کاری با استفاده از نمودار تقدم.
  • محاسبه چرخه زمانی ایستگاهی مناسب، C، با استفاده از رابطه زیر:

که در آن n مقدار خروجی مورد نیاز در هر روز و Td زمان کاری در روز است

  • محاسبه حداقل تعداد ایستگاه ها به صورت تئوری، به منظور دستیابی به چرخه زمانی ایستگاهی بدست آمده در مرحله قبل بوسیله رابطه زیر:

که T مجموع زمان انجام کل واحدهای کاری است.

  • انتخاب قانون اولیه برای چگونگی تخصیص واحدهای کاری به ایستگاه ها و قانون ثانویه برای مواجهه با گره ها.
  • تخصیص واحدهای کاری، به ترتیب تقدم به ایستگاه اول تا زمانیکه مجموع زمان انجام واحدهای تخصیص یافته برابر با چرخه زمانی ایستگاهی گردد. همین فرآیند به ترتیب برای ایستگاه های دوم، سوم و ... تکرار می شود تا همه واحدهای کاری تخصیص یابند. هر واحد کاری تنها باید به یک ایستگاه تخصیص یابد.
  • ارزیابی اثربخشی خط متوازن شده با استفاده از رابطه زیر:

که در آن Naتعداد واقعی ایستگاه ها است.

  • اگر اثربخشی رضایت بخش نباشد، فرآیند متوازن سازی خط مونتاژ، با استفاده از قوانین تصمیم جدید دوباره تکرار می شود.

در مطلب آینده با ارائه یک مثال فرآیند متوازن نمودن خط مونتاژ را بهتر نشان می دهیم.

مطلب مرتبط بعدی: مثالی برای طراحی چیدمان محصولی

مطلب مرتبط قبلی: چگونه یک طراحی محصولی طراحی کنیم؟ (قسمت اول)


 
 
مدلسازی مسائل چند هدفه
نویسنده : محسن - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٤
 

برنامه ریزی آرمانی مدلی را ارائه می دهد که در آن تابع هدف مسئول حداقل نمودن مجموع متغیرهای نامطلوب است. در مطلب مرتبط قبل به کمک برنامه ریزی آرمانی مسئله ای را مدل کردیم که در تابع هدف آن بین سود، سرمایه موجود و در گردش ارتباط برقرار نمودیم. به عبارت دیگر تابع هدف به طور مستقیم به حداکثر نمودن سود، سرمایه موجود و سرمایه در گردش می پردازد. چنین مدل هایی را می توان به شکل مدل های چند هدفه نیز فرموله کرد.

مثال: مسئله چند هدفه ترکیب محصول

مثال ارائه شده در مطلب مرتبط قبلی را به خاطر آورید. مسئله را با در نظر گرفتن تمام اهداف آن به صورت یک مسئله چند هدفه مدلسازی می کنیم. هدف مدلساز این است که تا حد ممکن سود، سرمایه موجود و سرمایه در گردش را افزایش دهد. به جای محدودیت های آرمانی، سه تابع هدف را به شکل زیر خواهیم نوشت:

در نتیجه مدل نهایی عبارت خواهد بود از:

مطلب مرتبط بعدی: مدلسازی مسائل حمل و نقل

مطلب مرتبط قبلی: مدلسازی مسئله ای بدون فضای جواب شدنی با برنامه ریزی آرمانی


 
 
حل مسائل غیراستاندارد با سیمپلکس: وجود محدودیت های بزرگتر مساوی (روش M بزرگ)
نویسنده : محسن - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢
 

برای تشریح چگونگی برخورد با محدودیت های ساختاری بزرگتر مساوی به کمک تکنیک متغیرهای مصنوعی از مسئله زیر استفاده می کنیم. محدودیت خاصی که در این بخش بر روی آن تمرکز می کنیم به کمک مستطیلی که دور آن کشیده شده، مشخص شده است.

حل ترسیمی مثال مذکور در شکل 1 آورده شده است. سه خط رسم شده در شکل و دو محور افقی و عمودی، مرزهای محدودیت مسئله را تشکیل می دهند. نقاط تقاطع این مرزهای محدودیت جاب های گوشه ای مسئله هستند. از بین کلیه این نقاط تنها (6,6) و (7.5,4.5) جواب های موجه هستند و منطقه موجه نیز پاره خط حاصل از اتصال این دو نقطه است. جواب بهینه عبارت است از (x1,x2)=(7.5,4.5) که مقدار تابع هدف مربوط به آن Z=5.25 خواهد بود.

شکل 1 . حل ترسیمی مسئله بالا

به زودی نشان خواهیم داد که روش سیمپلکس چگونه به کمک متغیرهای مصنوعی این مسئله را حل می کند اما در ابتدا باید نحوه برخورد با محدودیت سوم را شرح دهیم.

راهکاری که باید مورد توجه قرار گیرد وارد کردن دو متغیر، یکی متغیر مازاد (Surplus variable) و دیگری متغیر مصنوعی است. متغیر مازاد در اینجا x5 است که به صورت

تعریف می شود و متغیر مصنوعی مربوطه را نیز با x6 (بار) نشان می دهیم. این متغیرها به صورت زیر به محدودیت سوم وارد می شوند.

 متغیر x5 را متغیر مازاد می نامند زیرا مقدار آن برابر است با اختلاف مقدار عبارت سمت راست و عبارت سمت چپ نامعادله و با اضافه نمودن آن به سمت چپ محدودیت نامعادله به معادله تبدیل می شود. پس از اضافه نمودن این متغیر و تبدیل محدودیت به یک محدودیت مساوی، بر اساس رویه توضیح داده شده در بخش مواجهه با محدودیت های مساوی، یک متغیر مصنوعی به این معادله وارد می شود.

پس از آنکه متغیر کمبود x3 وارد محدودیت اول گردید، یک متغیر مصنوعی، x4(بار) به محدودیت دوم که از نوع مساوی است اضافه می گردد و سپس به کمک روش M بزرگ مسئله مصنوعی زیر در فرمت افزوده حاصل می شود:

نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که ضرایب متغیرهای مصنوعی در تابع هدف به جای M-، در این مورد M+ است زیرا مسئله حاضر از نوع حداقل سازی است. بنابراین اگر x4(بار) و/یا x6(بار) بزرگتر از صفر باشند مقدار جریمه بسیار بزرگ M+ از رسیدن تابع هدف به جواب بهینه جلوگیری می کند.

افزودن متغیر مصنوعی به مسئله باعث بزرگ تر شدن منطقه موجه می شود. وارد کردن متغیر مصنوعی x4(بار) که به نوعی نقش متغیر کمبود را برای محدودیت دوم بازی می کند باعث می شود نقاط(x1,x2) بتوانند زیر خط 0.5x1+0.5x2=6 نیز که در شکل 1 قابل مشاهده است، قرار گیرند. افزودن متغیرهای x5 و x6(بار) به محدودیت سوم مسئله اصلی و انتقال آنها به سمت راست این رابطه، معادله زیر را می دهد:

از آنجا که هر دو متغیر x5 و x6(بار) باید غیر منفی باشند، اختلاف آنها، می تواند مقداری مثبت یا منفی باشد. بنابراین 0.6x1+0.4x2 می تواند هر مقداری بگیرد. به این ترتیب می توان گفت محدودیت سوم در حقیقت از مسئله مصنوعی حذف می شود زیرا هیچ قیدی راجع به قرار گرفتن نقطه (x1,x2) بیان نمی کند. البته این محدودیت سوم در دستگاه معادله ها باقی می ماند زیرا بعد از اینکه در روشM بزرگ متغیر x6(بار) از پایه خارج و به صفر رسید این محدودیت تاثیرگذار می شود. نتیجتاً منطقه موجه برای مسئله مصنوعی نقاط مرزی و نقاط داخلی یک چهارضلعی با نقاط گوشه ای (7.5,4.5), (9,0), (0,0) و (0,12) است که می توانید در شکل 1 آن را تصور کنید.

با توجه به این منطقه موجه جدید، نقطه مبداء نیز موجه است و روش سیمپلکس می تواند نقطه (0,0) را به عنوان جواب CPF اولیه برای شروع استفاده کند. این نقطه معادل جواب BF اولیه

است. در حقیقت هدف اصلی ساختن مسئله مصنوعی، ایجاد شرایطی است که بتوان نقطه مبداء را به عنوان یک نقطه شروع موجه در روش سیمپلکس استفاده نمود. در مباحث آینده مسیر حرکت روش سیمپلکس از مبداء به نقطه بهینه را در هر دو مسئله اصلی و مصنوعی بررسی و مقایسه خواهیم کرد. ولی ابتدا به این سوال پاسخ خواهیم داد که برای حل مسائل حداقل سازی (MIN) چگونه باید از روش سیمپلکس استفاده کنیم؟

مطلب مرتبط بعدی: حل مسائل غیر استاندارد با روش سیمپلکس: حداقل سازی

مطلب مرتبط قبلی: حل مسائل غیراستاندارد با روش سیمپلکس: منفی بودن اعداد سمت راست (RHS)


 
 
مطالعه کار و حرکات غیر عضلانی
نویسنده : محسن - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱
 

بعضی از فعالیتها با توجه به اینکه حرکات عضلانی زیادی را در بر نمی گیرند، احتیاج به مصرف انرژی خیلی کمتر دارند ولی از آنجاکه به دقت و تمرکز زیادتری احتیاج دارند، اندامهای حسی بدن را بکار می گیرند. فعالیتهای دفتری، کارهای مونتاژ ظریف، کارهای نگهداری و مراقبت از ماشین آلات اتوماتیک، کارهای بافندگی و خیاطی بصورت سنتی ، ... از این قبیل کارها هستند. در این نوع کارها هماهنگی بین فعالیت چشمان، مغز و اندامهای حرکتی بدن بسیار مهم است. البته همانطور که در بخش قبل نیز گفته شد، این قبیل کارها می توانند باعث فشارهای موضعی یک طرفه به بعضی ماهیچه ها، مثل ماهیچه های انگشتان، دستها و بالاخره چشم بشوند و تولید عوارضی بکنند. بعلاوه این نوع کارها از آنجا که به دقت و تمرکز بالا احتیاج دارند، در صورت طراحی غلط محل کار و ابزار آلات و تداوم کار بصورت مکرر، یکنواخت و دائمی می توانند باعث اختلالات و فشارهای روانی و عصبی شوند.

از مهمترین اندامهای حسی بدن در کار چشم می باشد که پیوسته اطلاعات را برای اجراء کار سایر اندامهای حرکتی و عصبی جمع آوری کرده و در اختیارشان می گذارد.

معمولا برای دیدن، چشم نور منعکس شده از اشیاء را بوسیله عدسی دریافت کرده و عکس اشیاء را بر روی پرده شبکیه، از طریق تبدیل انرژی نورانی به بیوالکتریک می اندازد و بالاخره این تصویر از طریق تحریکات عصبی بینایی به مغز می رسید. در مرکز فرماندهی مغز، دستورات لازم برای هماهنگی ماهیچه های چشم و انحنای عدسی و انقباض و انبساط آنها داده شده و همچنین تصویر درک می شود و دستوراتی برای سایر اندامهای بدن (مانند اندامهای حرکتی) صادر می گردند. بنابراین در اصل عمل دیدن در مغز انجام می شود و دستورات لازم برای هماهنگی و تمرکز در کار نیز از آنجا صادر می گردد.

بطور کلی، تطابق  چشم با محیط به دو صورت انجام می پذیرد، تطبیق با فاصله و تطبیق با نور

  • تطبیق چشم با دیدن اشیاء در فواصل مختلف :چشم از طریق ماهیچه حلقوی که عدسی را در بر گرفته و تغییر شعاع انحنای عدسی چشم عمل تنظیم و تطابق با اشیاء را در فواصل مختلف انجام می دهد. تمرکز دقیق چشم روی نزدیکترین نقطه ممکن با تنگ شدن زیاد این ماهیچه همراه است و چنانچه این حالت مدت زیادی دوام داشته باشد، ماهیچه قدرت تمرکز خود را از دست داده و نقطه نزدیک ازچشم فاصله می گیرد. این مسئله برای نقطه دور نیز صادق است و آنرا به چشم نزدیک می کند. با بالا رفتن سن انسان، دامنه تطابق (فاصله نقطه نزدیک و نقطه دور) کم می شود و عدسی حالت ارتجاعی اولیه خود را از دست می دهد. تجربه نشان داده که توان کاری پرسنل در کارهای دقیق و پیچیده در کارگاه ها رابطه مستقیم با قدرت دید دقیق آنان دارد، در نتیجه بهتر است برای اجرای کارهای دقیق و پیچیده فنی از کارگران دارای قدرت دید مناسب استفاده کرد.
  • تطبیق چشم با نور:تطابق چشم با درجات مختلف روشنایی در طبیعت و محیط زیست بوسیله تغییر غیر ارادی قطر مردمک و همچنین تطبیق حساسیت شبکه با تغییرات نور انجام می شود. مردمک چشمها بوسیله ماهیچه ها بنحوی حرکت می کنند تا نقطه تمرکز در جائی از شبکیه منعکس شود که بیشترین حساسیت را دارا باشد این ماهیچه ها زمانی در حال تعادل قرار می گیرند که دید چشم مستقیم و به روبرو 30 تا 40 درجه از حالت افقی معطوف و متمایل باشد.

از آنجا که هر نوع تمرکز دید با تطابق فاصله و نور همراه است، بایستی طراحی و تنظیم محل کار به گونه ای باشد که هنگام کار از تغییر سریع زاویه دید و نگاه جلوگیری شود. مثلا اگر ماشین نویسی در هنگام تایپ نامه ای از روی نوشته ای می خواند، آن نوشته نباید خیلی دورتر از ماشین تحریر گذاشته شود یا بصورت کج گذاشته شده باشد. باید توجه داشت که شعاع دید یک فرد در حین کار متمرکز بدون حرکت مردمک سطحی در حدود 10 سانتیمتر مربع است در حالتیکه مردمک حرکت کند (مثل تایپ نامه از روی یک نوشته) شعاع دید، بدون حرکت سر، برای کارهای دقیق در حدود 40 سانتیمتر مربع می باشد. در اینگونه کارها باید حتما توجه شود که فاصله قطعات و اشیاء مورد استفاده از چشم به یک اندازه باشد تا ماهیچه های چشم بصورت دائمی و پی در پی مجبور به تطابق خود با فواصل مختلف نباشند (مثلا فاصله صفحه ای که از روی آن خوانده می شود با چشم با فاصله ماشین تحریری که بر آن نامه تایپ می شود با چشم یکسان باشد).

در ضمن سرعت کار نیز باید با نوع کار و تواناییهای اندامهای حسی (مثل چشم) تطابق داشته باشد، مثلا حرکات خیلی پیچیده و دقیق بایستی با سرعت کمتر و با سیکل زمانی بیشتری انجام شوند تا به اندامهای حسی و اعصاب فشاری وارد نشود. بررسی های بسیاری ثابت کرده اند که، حتی اگر حرکات ساده نیز با سرعت زیاد و بصورت پی در پی و تکراری در طول چند ساعت ادامه یابند، باعث فشارهای شدیدی بر اندامهای حسی (مثل چشم) و اعصاب می شوند (استرس).

فعالیتهای چشمی بدون تحرک بدنی نیز باعث تحت فشار قرار گرفتن عصبی انسان می شود. مثلا مراقبت از تابلوهای الکتریکی از طریق مشاهده مداوم آنها یا کار کردن در پشت میزهای کنترل اتوماتیک و مراقبت از مراحل تولید اتوماتیکی از طریق مشاهده و کنترل قطعات تولید شده، ... باعث خستگیهای چشمی و روحی می گردند. لازمه این نوع کارها، ایجاد فرصتهای تحرکی از طریق تعویض پستها، یا گردش وظائف یا سایر فنون می باشد.

مطلب مرتبط بعدی: طراحی محل کار از دیدگاه فیزیولوژیکی

مطلب مرتبط قبلی: مطالعه کار و حرکات عضلانی