Online User چگونه یک چیدمان محصولی طراحی کنیم؟ (قسمت اول) - مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی Industrial Management

مدیریت صنعتی - تحقیق در عملیات - مدیریت تولید - ...

چگونه یک چیدمان محصولی طراحی کنیم؟ (قسمت اول)
نویسنده : محسن رحیمی - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

در چیدمان محصولی، تجهیزات یا بخش های عملیاتی بر اساس خط تولید محصولی خاص مکانیابی می شوند به طوریکه جریان حرکت مواد و قطعات در مسیر تبدیل شدن به محصول نهایی دارای عقبگرد نباشد و حتی الامکان این جریان خطی مستقیم باشد. نیاز به طراحی یک چیدمان محصولی زمانی احساس می شود که حجم تولید محصولی خاص یا قطعه ای ویژه نسبت به حجم تولید قطعات و یا محصولات دیگر به حد کافی بزرگ تر باشد.

خطوط مونتاژ یکی از موارد خاص چیدمان محصولی هستند. اصطلاح خط مونتاژ در حقیقت به مسیری اطلاق می شود که در آن قطعات و اجزای محصول نهایی به صورت مستمر و به کمک تجهیزات جابجایی و حمل و نقل مواد وارد و ترکیب می شوند و در نهایت محصول نهایی خط خارج می گردد. خطوط مونتاژ دارای ویژگی هایی هستند که ممکن است در محل های مختلف، متفاوت باشند و از این ویژگی ها جهت دسته بندی آن استفاده می شود. برای نمونه نوع تجهیزات جابجایی مواد (نقاله های تسمه ای یا غلطکی، جرثقیل متحرک و ...)؛ شکل خط (U شکل، مستقیم، شاخه ای، ...)؛ حرکت خط (مکانیکی، دستی، ... )؛ ترکیب محصول (تک محصوله، محصول چندگانه، ...)؛ مشخصات ایستگاه های کاری (کارگران باید بایستند، بنشینند، در طول خط حرکت کنند، ...)، طول خط (کوتاه، بلند، ...) و تعداد کارگران خط (کم یا زیاد). محصولات فراوانی هستند که بخشی از آنها و یا کل آنها روی خط مونتاژ تکمیل می شود مانند اسباب بازی ها، لوارم خانگی، اتوموبیل ها، پوشاک و بسیاری از لوازم الکترونیکی. در حقیقت می توان گفت از نوعی خط مونتاژ برای تولید هر محصولی که دارای چندین بخش باشد و در حجم زیاد تولید شود، استفاده شده است.

مسئله اصلی در فرآیند طراحی چیدمان محصولی، تعیین نقطه بهینه کارگران و بافرها در جریان تولید است. یکی از اصول اساسی در طراحی خطوط تولید این است که عملیات ها باید به گونه ای روی خط تخصیص یابند که همه مراحل کم و بیش دارای بار مساوی باشند. یک خط مونتاژ ساده را که در شکل زیر نشان داده شده است، در نظر بگیرید:


در این خط مونتاژ، قطعات بر روی یک نقاله با نرخ یک قطعه در دقیقه حرکت کرده و از سه ایستگاه کاری می گذرند. اولین ایستگاه کاری برای انجام عملیات بر روی هر قطعه به 3 دقیقه، ایستگاه دوم یه یک دقیقه و ایستگاه سوم به 2 دقیقه زمان نیاز دارد. ایستگاه اول دارای 3 کارگر، ایستگاه دوم دارای یک کارگر و ایستگاه سوم دارای 2 کارگر است. کارگر قطعه را از نقاله برداشته و عملیات مربوط به ایستگاه کاری خاصی را که در آن مشغول است بر روی قطعه انجام می دهد. قطعه تکمیل شده بوسیله کارگر بر روی نقاله قرار داده می شود و به وسیله نقاله به ایستگاه بعد منتقل می گردد. تعداد کارگران هر ایستگاه به گونه ای انتخاب شده است که خط متوازن گردد. برای مثال از آنجا که در ایستگاه اول سه کارگر به طور همزمان فعالیت می کنند به طور میانگین در هر یک دقیقه، یک قطعه تکمیل می گردد. برای دو ایستگاه دیگر نیز میانگین یک قطعه تکمیل شده در دقیقه است. بنابراین از آنجا که نرخ ورود قطعات به خط یک قطعه در دقیقه است و میانگین نرخ عملیات نیز یک قطعه در دقیقه می باشد لذا نرخ خروج محصول نهایی خط مونتاژ نیز باید یک محصول در دقیقه باشد.

سیستم های خط مونتاژ زمانی به خوبی کار می کنند که واریانس زمان های لازم برای انجام عملیات های مختلف پایین باشد. در صورتی که وظایف ساده نباشند می توان انتظار واریانس زمان مونتاژ بالاتری داشت. در این صورت ممکن است کارگرانی که در پایین دست خط مونتاژ مشغول به کار هستند ممکن است با نرخ های گوناگون ورد قطعه به ایستگاه های خود مواجه شوند به طوریکه در مواقعی قطعه ای برای کار وجود نداشته باشد و به عبارتی برای مدتی ایستگاه تعطیل گردد و یا در مواقعی نرخ ورود زیاد شده و بار اضافه وارد ایستگاه شود به طوریکه کارگران نتوانند عملیات لازم را بر روی همه قطعات ورودی انجام دهند. برای حل این مشکل از به جای استفاده از یک خط مونتاژ خودکار و نقاله ای می توان از مجموعه ای از ایستگاه ها که با نقاله های وزنی به هم مرتبط می شوند استفاده نمود. در حقیقت این نقاله های وزنی نقش بافر را در ابتدای هر ایستگاه کاری بازی می کنند و قطعات را به نوعی انبار می کنند تا مشکلاتی نظیر تعطیلی و یا اضافه بار برای ایستگاه پیش نیاید.

مطلب مرتبط بعدی: چگونه یک چیدمان محصولی طراحی کنیم؟ (قسمت دوم)

مطلب مرتبط قبلی:چیدمان گروهی (چیدمان سلولی)